نقد و بررسی
نقد فوتبالیستها (Ballers) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازنشستگی؛ آغاز بحران تازه «بالرز» از نقطهای آغاز میکند که در بسیاری از روایتهای ورزشی پایان خوشتعریفشدهای به نظر میرسد: قهرمان از میدان بیرون میرود، افتخاراتش را پشت سر میگذارد و باید زندگی دیگری برای خود بسازد. اما سریال این گذار را نه با شکوهی قهرمانانه، بلکه در هیئت بحرانی آرام و مداوم تصویر میکند.
اسپنسر استراسمور، ستارهٔ پیشین فوتبال آمریکایی، پس از بازنشستگی درمییابد که شهرت و موفقیت ورزشی لزوماً برای زندگی روزمره نقشهای فراهم نمیکنند. او به حوزهٔ مدیریت مالی بازیکنان قدم میگذارد؛ حرفهای که در آن باید با آدمها، پول، قراردادها و اعتماد سروکار داشته باشد، نه با منطق روشن و بیواسطهٔ میدان مسابقه.
این جابهجایی، هستهٔ دراماتیک سریال را میسازد. اسپنسر هنوز ذهنیت رقابتیِ یک ورزشکار را با خود دارد، اما اکنون باید در جهانی پیروز شود که قواعدش بهسادگی با قدرت بدنی یا ارادهٔ فردی تغییر نمیکنند. جذابیت طرح در همین فاصله میان هویت گذشته و نقش تازه نهفته است: مردی که زمانی برای خود نامی ساخته، حالا باید ثابت کند بیرون از زمین هم میتواند سودمند باشد.
«بالرز» از این موقعیت برای ساختن داستانی دربارهٔ سازگاری، منزلت و ترس از بیمصرفشدن بهره میگیرد؛ هرچند گاه از کاوش عمیقتر در این مضامین فاصله میگیرد. فوتبال آمریکایی بهمثابه کسبوکار یکی از انتخابهای هوشمندانهٔ سریال آن است که فوتبال آمریکایی را صرفاً مجموعهای از مسابقهها و لحظات پرهیجان نمیبیند.
« اما سریال این گذار را نه با شکوهی قهرمانانه، بلکه در هیئت بحرانی آرام و مداوم تصویر میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دوربین اغلب از زمین بازی فاصله میگیرد و به پیرامون آن میرود: مذاکره، مدیریت پول، روابط کاری و تصمیمهایی که میتوانند آیندهٔ حرفهای یک بازیکن را دگرگون کنند. در این جهان، استعداد ورزشی تنها بخشی از سرمایهٔ فرد است؛ شهرت، شبکهٔ ارتباطی و توانایی ادارهٔ زندگی نیز اهمیت دارند. این زاویه به سریال امکان میدهد تنشی متفاوت از رقابت ورزشی بسازد.
مسئله فقط این نیست که چه کسی برندهٔ بازی میشود؛ مسئله آن است که چه کسی از شهرت و درآمد خود بهره میبرد، چه کسی در برابر وسوسههای آن آسیبپذیر میشود و چه کسی میتواند پس از پایان دوران حرفهای، جایگاه تازهای پیدا کند. با این همه، «بالرز» همیشه از ظرفیت این بستر استفاده نمیکند.
گاه موضوعاتی که میتوانند به پرسشهایی جدی دربارهٔ امنیت مالی، فشار شهرت و بیثباتی زندگی ورزشکاران بینجامند، بهانهای برای کشمکشی کوتاه میشوند و پیش از آنکه لایههایشان گشوده شود، جای خود را به مسئلهای تازه میدهند. اسپنسر؛ جاذبهٔ محوری و محدودیت آن دویین جانسون در نقش اسپنسر، حضوری دارد که از همان ابتدا به سریال مرکز ثقل میدهد.
کاریزمای او، اعتمادبهنفس و تواناییاش در عبور از موقعیتهای دشوار، شخصیت را برای تماشا جذاب میکند. اسپنسر میتواند هم در فضای جدیِ مذاکره باورپذیر باشد و هم در موقعیتهای طنزآمیز از صلابت خود فاصله بگیرد. این آمیزه، بهویژه در صحنههایی که او باید میان دو جهان ورزشی و تجاری رفتوآمد کند، به سریال انرژی میبخشد.
« این زاویه به سریال امکان میدهد تنشی متفاوت از رقابت ورزشی بسازد. »
شخصیتها و اجرا
اما همین جاذبهٔ ستارهای گاهی به محدودیت بدل میشود. روایت چنان به حضور اسپنسر تکیه دارد که برخی شخصیتهای پیرامونی فرصت کافی برای استقلال و پیچیدگی پیدا نمیکنند. او بارها همچون نیرویی مسلط وارد موقعیت میشود و میکوشد آن را مهار کند؛ در نتیجه، شکستها و ضعفهایش همیشه به اندازهٔ لازم مجال رسوبکردن نمییابند.
سریال میخواهد او را انسانی آسیبپذیر نشان دهد، اما تصویر قدرتمند و مسلطش گاهی بر این آسیبپذیری سایه میاندازد. فاصلهٔ میان آنچه شخصیت دربارهٔ خود باور دارد و آنچه واقعاً از پس آن برمیآید، بالقوه یکی از جذابترین سرچشمههای درام است؛ با این حال، اثر همیشه این فاصله را تا نهایت دراماتیک خود پی نمیگیرد.
گروه بازیگران و ریتم کمدیـدرام «بالرز» در ترکیب طنز و درام، بیشتر از آنکه به سوی کمدی محض یا ملودرام سنگین برود، به تعادلی سبکبال گرایش دارد. این انتخاب باعث میشود تماشای آن روان و خوشریتم باشد. لحظات طنز، تنشهای مربوط به کسبوکار و روابط شخصی را از سنگینی بیش از حد نجات میدهند؛ در مقابل، موقعیتهای جدی اجازه نمیدهند سریال به مجموعهای از شوخیهای پراکنده فروکاسته شود.
ریتم کلی آن برای روایتی دربارهٔ زندگی پرسرعت و پرزرقوبرق ورزشکاران مناسب است، هرچند همین شتاب گاهی مانع مکث و تأمل میشود. بازیگران مکمل نیز در حفظ این تعادل سهم دارند. راب کوردری در نقش جو کریتل، با حضوری کمیک و پرتحرک، کنار شخصیت جدیتر اسپنسر تضادی مؤثر میسازد. جان دیوید واشنگتن، در نقش ریکی جرت، وجهی رقابتی و ناآرام از زندگی ورزشکار مشهور را به نمایش میگذارد؛ و عمر میلر در نقش چارلز گرین، رویکردی آرامتر و تأملیتر به مسئلهٔ آینده پس از فوتبال عرضه میکند.
« اما همین جاذبهٔ ستارهای گاهی به محدودیت بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تفاوتها به گروه شخصیتها تنوع میبخشند، اما پرداخت همهٔ آنها یکسان نیست. در برخی مسیرها، شخصیتها بهجای آنکه از دل تجربههایشان تغییر کنند، در محدودهٔ تیپهای آشنای تلویزیونی باقی میمانند. میامی؛ بخشی از لحن و جهان سریال میامی در «بالرز» فقط پسزمینهای زیبا نیست؛ بخشی از لحن اثر را شکل میدهد.
آفتاب، فضاهای مجلل و سبک زندگی نمایشی، جهانی میسازند که در آن موفقیت باید دیده شود و منزلت اجتماعی اغلب با نمایش ثروت همراه است. این محیط به سریال رنگ و حرکت میدهد و آن را از فضایی خاکستری و اداری دور میکند. زیبایی بصری شهر، با جهان ورزش حرفهای و گردش پول پیوند میخورد و حس زندگی در مدار امتیاز، دسترسی و شهرت را تقویت میکند.
با این حال، همین جلوهٔ ظاهری یکی از دوگانگیهای مهم سریال است. تجمل، هم موضوعی برای نقد است و هم بخشی از لذت تماشای آن. مخاطب از یک سو میتواند ببیند که نمایش ثروت چگونه شخصیتها را به تصمیمهای شتابزده و رقابتهای بیپایان سوق میدهد؛ از سوی دیگر، خود سریال نیز از جذابیت همین سبک زندگی بهره میبرد.
خانهها، پوششها و فضاهای پرزرقوبرق به اثر گیرایی بصری میدهند، اما گاهی آنقدر برجسته میشوند که واقعیتهای دشوارتر زندگی ورزشکاران را به حاشیه میرانند. کلیشهها و ظرفیتهای استفادهنشده نقد مهم به «بالرز» آن است که جهان ورزشکاران را گاهی با چند نشانهٔ آشنا خلاصه میکند: ثروت ناگهانی، خودنمایی، تصمیمهای تکانشی و دشواری در ساختن آیندهای پایدار.
« این تفاوتها به گروه شخصیتها تنوع میبخشند، اما پرداخت همهٔ آنها یکسان نیست. »
قوتها و کاستیها
چنین تصویری برای ایجاد موقعیتهای کمیک یا بحرانهای سریع کارآمد است، اما اگر جای شناخت فردی را بگیرد، شخصیتها را کمعمق میکند. بازیکنان در بهترین لحظات، انسانهایی گرفتار تناقضاند؛ کسانی که هم از قدرت شهرت بهره میبرند و هم زیر فشار همان شهرت آسیب میبینند. در لحظات ضعیفتر، این تناقضها به ویژگیهایی سطحی و تکرارشونده تقلیل پیدا میکنند.
سریال همچنین میتوانست پیامدهای بازنشستگی را با ظرافت بیشتری بررسی کند: از دسترفتن هویت حرفهای، دگرگونی روابط خانوادگی، آسیبهای جسمانی و دشواری یافتن جایگاهی تازه. این مسائل در فضای داستان حضور دارند، اما همیشه به موضوعی مرکزی بدل نمیشوند. «بالرز» معمولاً ترجیح میدهد حرکت کند، بحران تازهای بسازد و از مکث طولانی بپرهیزد.
نتیجه، اثری سرگرمکننده و گاه تیزبین است که در بعضی بزنگاهها از عمقی که طرح اولیهاش وعده میدهد، عقب میماند. جمعبندی «بالرز» سریالی خوشتماشا دربارهٔ دشواری ساختن زندگی پس از دوران اوج است؛ اثری که با ترکیب کمدی و درام، جهان کسبوکار فوتبال آمریکایی را به فضایی پرتحرک و دیدنی بدل میکند.
کاریزمای دویین جانسون، هماهنگی بازیگران و حالوهوای آفتابی میامی، جذابیت آن را افزایش میدهند. در بهترین لحظات، سریال به پرسشی فراتر از پول و شهرت میرسد: وقتی حرفهای که هویت فرد را ساخته پایان مییابد، چه چیزی از او باقی میماند؟ با وجود این ظرفیت، روایت گاه به سطح نمایش تجمل، بحرانهای زودگذر و شخصیتپردازیهای آشنا بازمیگردد.
« در لحظات ضعیفتر، این تناقضها به ویژگیهایی سطحی و تکرارشونده تقلیل پیدا میکنند. »
جمعبندی
بنابراین «بالرز» بیش از آنکه درامی ژرف و پیوسته دربارهٔ دگرگونی انسان باشد، سرگرمیای پرزرقوبرق و خوشریتم است که گهگاه به لایههای جدیتر نزدیک میشود. تماشاگرانی که از فضای ورزش حرفهای، طنز موقعیت و حضور ستارهمحور لذت میبرند، در آن اثری گیرا خواهند یافت؛ اما کسانی که انتظار کاوشی دقیق و پیوسته در روان شخصیتها دارند، ممکن است با عمق محدود برخی مسیرهای داستانی روبهرو شوند.
ثبت دیدگاه