نقد و بررسی
نقد چریکهی تارا (Ballad of Tara) | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ترانهای میان افسانه و زندگی «Ballad of Tara» ساختهٔ بهرام بیضایی، فیلمی است که از همان آغاز، مرز میان واقعیت روزمره و جهان اسطوره را نرم و نفوذپذیر میکند. تارا، زنی جوان و بیوه، با دو فرزندش به زادگاه خود بازمیگردد و در میان وسایل بهجامانده از پدربزرگ، با شمشیری روبهرو میشود که هیچکس خواهان نگهداشتنش نیست.
اما این شیء کهنه بهتدریج از یک یادگار خانوادگی فراتر میرود: مردی جنگاور و رازآلود در پی آن است و حضورش زندگی عادی تارا را به قلمرو گذشتهای دور پیوند میزند. بیضایی داستان را نه همچون معمایی با پاسخهای روشن، بلکه چون افسانهای زنده روایت میکند؛ افسانهای که در دل خانهها، جادهها و مناسبات روزمره سر برمیآورد.
فیلم در سال ۱۹۷۹ ساخته شد و فیلمنامه و کارگردانی آن نیز بر عهدهٔ بیضایی بود؛ سوسن تسلیمی نقش تارا را بازی میکند. تارا؛ شخصیتی فراتر از نقشهای تحمیلشده مرکز ثقل فیلم، تارا است؛ شخصیتی که بیوگی و مادری، او را در موقعیتی آسیبپذیر قرار میدهد، اما تعریفش نمیکند. او درگیر مسئولیتهای ملموس زندگی است و در عین حال، در برابر نیروهایی قرار میگیرد که از گذشتهای اسطورهای سر برآوردهاند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اهمیت شخصیت او در این است که صرفاً موضوع میل، ترحم یا داوری دیگران نیست؛ اراده و واکنشهایش مسیر مواجهه با جهان پیرامون را شکل میدهد. سوسن تسلیمی این دوگانگی را با حضوری نیرومند و کماغراق مجسم میکند. بازی او بر نمایش بیرونی احساسات تکیه ندارد؛ نگاه، سکوت و واکنشهای کوچک نیز در ساختن تارا سهم دارند.
در نتیجه، شخصیت نه نمادی انتزاعی از زن مستقل، بلکه انسانی ملموس به نظر میرسد که باید میان نیازهای روزمره و تجربهای نامتعارف راهی بیابد. این بازی به فیلم امکان میدهد تا استقلال زنانه را نه در قالب شعار، بلکه در کنش و انتخاب شخصیت نشان دهد. شمشیر؛ شیئی که گذشته را به اکنون میآورد شمشیر در فیلم فقط ابزار جنگ یا یادگار یک نسل پیشین نیست.
این شیء همچون نشانهای است که گذشته را از حالت خاطره بیرون میکشد و به مسئلهای حاضر و زنده بدل میکند. بیاعتنایی اطرافیان به آن، در کنار اهمیتش برای جنگاور ناشناس، تضادی معنادار میسازد: آنچه برای زندگی عادی بیمصرف یا حتی مزاحم به نظر میرسد، در منطق اسطورهای فیلم میتواند بار تاریخی و عاطفی سنگینی داشته باشد.
« سوسن تسلیمی این دوگانگی را با حضوری نیرومند و کماغراق مجسم میکند. »
شخصیتها و اجرا
بیضایی از این راه، پرسشی دربارهٔ رابطهٔ جامعه با میراث خود پیش میکشد. گذشته در فیلم چیزی نیست که بتوان آن را بیدردسر در صندوقی گذاشت و فراموش کرد؛ گاهی بازمیگردد و از زندگان مطالبهای دارد. بااینحال، شمشیر معنایی کاملاً ثابت و توضیحدادهشده پیدا نمیکند. مخاطب باید از پیوند میان آن، جنگاور، خاطرهٔ خانوادگی و وضعیت تارا برداشتی بسازد.
این ابهام بخشی از نیروی نمادین اثر است، هرچند میتواند برای تماشاگرانی که روایت صریح و علتومعلول روشن میخواهند، دشوار باشد. اسطوره در جغرافیای آشنا از ویژگیهای دلنشین فیلم، همنشینی امر شگفت با محیطی زمینی و ملموس است. روستا و طبیعت پیرامون آن، پسزمینهای تزئینی برای ماجرای فراطبیعی نیستند؛ همان جهان روزانهای هستند که شخصیتها در آن زندگی میکنند و ناگهان چیزی ناممکن در آن پدیدار میشود.
این نزدیکی، خیالپردازی را از قلمروی دور و بیارتباط بیرون میآورد و آن را به تجربهٔ زیستهٔ مردم پیوند میزند. جهان فیلم همچنین از افسانه، نماد و سنتهای روایی ایرانی بهره میگیرد، بیآنکه آنها را صرفاً به بازسازی تاریخی تبدیل کند. گذشته در اینجا پوششی برای فرار از اکنون نیست؛ نیرویی است که بر روابط و انتخابهای شخصیتها سایه میاندازد.
« بیضایی از این راه، پرسشی دربارهٔ رابطهٔ جامعه با میراث خود پیش میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی معرفیهای سینمایی، فیلم را آمیزهای از اسطوره، فولکلور و زندگی معاصر توصیف کردهاند و به پیوند آن با سنتهای آیینی اشاره دارند. نتیجه، فضایی است که در آن رخدادهای روزمره و نشانههای رازآمیز در کنار هم قرار میگیرند، بیآنکه همیشه مرز میانشان توضیح داده شود. تصویر و مکث؛ ریتمی برای تماشا فیلم بهجای آنکه پیوسته مخاطب را از حادثهای به حادثهٔ دیگر ببرد، برای فضا، نگاه و مکث اهمیت قائل است.
این انتخاب با حالوهوای افسانهای اثر تناسب دارد: جهان فیلم قرار نیست تنها با اطلاعات داستانی فهمیده شود، بلکه باید در سکوتها و فاصلهها نیز تجربه شود. تصویرها به تماشاگر فرصت میدهند محیط را ببیند و نسبت میان بدن شخصیتها، طبیعت و اشیای مهم را دریابد. اما همین خویشتنداری، گاه به کندی میانجامد.
مکثهای طولانی و ریتم آرام ممکن است برای بخشی از مخاطبان، کشش داستان را کاهش دهد؛ بهخصوص هنگامی که پیوند میان رویدادهای عادی و حضور فراطبیعی هنوز بهروشنی شکل نگرفته است. این کندی را میتوان هم محدودیتی در روایت دانست و هم بخشی از شیوهٔ فیلم برای دورشدن از هیجان متعارف. «Ballad of Tara» بیشتر میخواهد فضایی در ذهن بسازد تا آنکه هر لحظه با تعلیقی تازه، تماشاگر را به جلو براند.
« تصویرها به تماشاگر فرصت میدهند محیط را ببیند و نسبت میان بدن شخصیتها، طبیعت و اشیای مهم را دریابد. »
قوتها و کاستیها
زن، میل و اختیار یکی از محورهای مهم فیلم، جایگاه زنی است که در مناسبات اجتماعی پیرامون خود با انتظارات و خواستهای دیگران روبهروست، اما به آنها فروکاسته نمیشود. تارا هم مادر است، هم بیوه، هم زنی که در کانون توجه دیگران قرار میگیرد؛ بااینحال، فیلم او را به هیچیک از این نقشها محدود نمیکند.
میل و انتخاب او بخشی از نیروی پیشبرندهٔ روایت است، نه مسئلهای حاشیهای که تنها از نگاه دیگران معنا پیدا کند. از این منظر، روایت اسطورهای امکان میدهد پرسشهایی معاصر دربارهٔ اختیار و استقلال زنانه در قالبی شاعرانه مطرح شوند. گذشتهٔ افسانهای و اکنون اجتماعی در هم میآمیزند، اما فیلم پاسخها را به صورت خطابهای آماده عرضه نمیکند.
تنش اصلی در فاصلهٔ میان آن چیزی است که دیگران برای تارا میخواهند و آنچه خود او میتواند بخواهد و برگزیند. این وجه از اثر به شخصیتپردازی عمق میدهد، هرچند لحن نمادینش گاهی اجازه نمیدهد معنای هر رفتار یا نشانه بهسرعت روشن شود. جمعبندی «Ballad of Tara» اثری شاعرانه و خیالانگیز است که شمشیری کهنه را به دریچهای برای ورود تاریخ، افسانه و امر ناشناخته به زندگی روزمره بدل میکند.
« میل و انتخاب او بخشی از نیروی پیشبرندهٔ روایت است، نه مسئلهای حاشیهای که تنها از نگاه دیگران معنا پیدا کند. »
جمعبندی
نقطهٔ قوت اصلی آن، پیوند میان جهان اسطورهای و تجربهٔ انسانی تارا است؛ شخصیتی که با بازی پرقدرت سوسن تسلیمی حضوری زنده و مستقل پیدا میکند. فضاسازی و مکثهای حسابشده نیز به فیلم کیفیتی ماندگار میبخشند، هرچند روایت نمادین و ریتم آرام ممکن است از همراهی همهٔ تماشاگران برخوردار نشود.
این فیلم بیش از آنکه بخواهد همهچیز را توضیح دهد، مخاطب را به تأمل دربارهٔ میراث، خاطره و اختیار دعوت میکند. ابهامهایش هم بخشی از جذابیت آناند و هم منبع دشواریاش: تماشاگر باید میان نشانهها حرکت کند و پیوندها را خود بیابد. حاصل، سینمایی است که بهجای مصرفشدن در یک روایت سرراست، پس از پایان تماشا نیز در ذهن ادامه مییابد.
« این فیلم بیش از آنکه بخواهد همهچیز را توضیح دهد، مخاطب را به تأمل دربارهٔ میراث، خاطره و اختیار دعوت میکند. »
ثبت دیدگاه