نقد و بررسی
نقد Baki Hanma VS Kengan Ashura | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برخورد دو جهان رزمی «Baki Hanma VS Kengan Ashura» بر وعدهای روشن و بیپیرایه بنا شده است: دو جهان پرطرفدار هنرهای رزمی را کنار هم میگذارد و مبارزانشان را در برابر یکدیگر قرار میدهد. چنین ایدهای برای مخاطبانی که سالها با اغراقهای عضلانی و نبردهای نامتعارف «باکی» یا رقابتهای خشن و فنمحور «کنگان آشورا» همراه بودهاند، بهخودیخود جذاب است.
فیلم لازم نیست برای جلب توجه، جهان تازهای بسازد؛ کافی است امکان برخورد شخصیتهایی را فراهم کند که پیشتر تنها در ذهن هواداران میتوانستند روبهروی هم بایستند. اما جذابیت ایده با کامیابی اجرای آن یکی نیست. این ویژهبرنامه بیش از آنکه روایتی مستقل و کامل باشد، ویترینی برای تماشای چند مواجهه و دیدار آشناست.
تماشاگر از همان ابتدا میداند که نیروی اصلی اثر نه در پیچیدگی داستان، بلکه در کشش رویارویی دو مجموعه نهفته است. فیلم این انتظار را برمیانگیزد، اما همیشه فرصت کافی برای پرورش آن فراهم نمیکند. قصه در خدمت برخوردها داستان، چارچوبی ساده برای گردهمآوردن مبارزان دو مجموعه فراهم میآورد و سپس تمرکز را به مسابقهها و برخوردها میسپارد.
« اما جذابیت ایده با کامیابی اجرای آن یکی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب با ماهیت یک اثر کوتاه و رویدادمحور سازگار است؛ قرار نیست فیلم به اندازه فصلهای تلویزیونی پیشینه شخصیتها یا قواعد هر جهان را از نو شرح دهد. بااینحال، سادگی طرح گاه به شتابزدگی میرسد: موقعیتها زود شکل میگیرند و پیش از آنکه وزن دراماتیک کافی پیدا کنند، به مرحله بعد میروند.
برای طرفداران قدیمی، دیدن چهرههای آشنا در یک قاب مشترک خود بخشی از لذت تماشاست. اما مخاطبی که یکی از دو مجموعه را کمتر میشناسد، ممکن است نتواند بهتمامی اهمیت هر مواجهه یا تفاوت سبک مبارزان را دریابد. فیلم به حضور و شهرت شخصیتها تکیه میکند، نه به معرفی دوباره آنها؛ بنابراین بخش مهمی از اثرگذاریاش وابسته به دانستههای پیشین تماشاگر است.
لذت هواداری؛ امتیاز و محدودیت کراساور زمانی موفق است که نهفقط شخصیتها را کنار هم بگذارد، بلکه از تفاوت جهانهایشان نیز بهره بگیرد. «باکی» به اغراق افسانهای، بدنهایی فراتر از واقعیت و لحنی گاه اسطورهوار گرایش دارد؛ «کنگان آشورا» نیز بر مبارزههای سازمانیافته و نمایش فنون رزمی تکیه میکند.
« برای طرفداران قدیمی، دیدن چهرههای آشنا در یک قاب مشترک خود بخشی از لذت تماشاست. »
شخصیتها و اجرا
تقابل این دو رویکرد بالقوه میتواند به گفتوگویی دیدنی میان دو سنت روایی بدل شود. فیلم گاه از همین تفاوتها انرژی میگیرد و تماشای مبارزانی با منش و شیوههای گوناگون را سرگرمکننده میسازد. بااینحال، این ظرفیت بیشتر در سطح لحظههای پراکنده باقی میماند. اثر کمتر میکوشد تضادهای سبکی و جهانبینی دو مجموعه را به یک ساختار منسجم تبدیل کند.
نتیجه برای هواداران هر دو اثر میتواند لذتبخش باشد، اما این لذت بیشتر از جنس دیدار و تشخیص نشانههای آشناست تا کشف معنایی تازه. مبارزهها و ریتم تصویر هسته اصلی فیلم در مبارزههاست؛ جایی که باید شدت، مهارت و تفاوت مبارزان را به زبان تصویر منتقل کند. لحظاتی از نبرد، حس قدرت و خشونت اغراقشدهای را زنده میکنند که از «باکی» انتظار میرود.
ضربهها و واکنشها، بهویژه برای مخاطبی که به جهان این مجموعهها خو گرفته، میتوانند همان هیجان آشنای برخورد دو بدن نیرومند را ایجاد کنند. بااینهمه، یکی از کاستیهای چشمگیر اثر، تکیه مکرر بر قابهای ثابت و مکثهای طولانی است. در انیمیشنی که قرار است از جنبوجوش رزمی تغذیه کند، توقفهای پیدرپی میتوانند نیروی صحنه را کاهش دهند.
« تقابل این دو رویکرد بالقوه میتواند به گفتوگویی دیدنی میان دو سنت روایی بدل شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی تصویر بهجای آنکه حرکت را دنبال کند، بر لحظهای منجمد میماند و بار حرکت را به صدا، تدوین یا تصور مخاطب واگذار میکند. این شیوه در حدی محدود میتواند ضربه را برجسته کند، اما تکرارش، ریتم مبارزهها را کند و کمتحرک میسازد. شخصیتها در سایه انتظار در چنین اثری، شخصیتها ناگزیر با انتظارات هواداران وارد میدان میشوند.
تماشاگر میخواهد نهتنها تواناییهای رزمی آنها را ببیند، بلکه منش، غرور و واکنششان به رقیبی از جهانی دیگر را نیز بشناسد. فیلم فرصتهایی برای چنین برخوردهایی ایجاد میکند، اما زمان محدودش اجازه نمیدهد همه این ظرفیتها بهخوبی گسترش یابند. در نتیجه، شخصیتها بیش از آنکه مسیر تازهای را طی کنند، نمایندگان مجموعههای خود باقی میمانند.
این امر برای یک کراساور کوتاه قابل فهم است، اما به بهای کمرنگشدن تحول و تعامل عمیقتر تمام میشود. تماشاگر ممکن است از دیدن شخصیت محبوبش خشنود شود، ولی پس از پایان اثر، کمتر احساس کند که شناخت تازهای از او به دست آورده است. پایانبندی و وعده برآوردهنشده بزرگترین مسئله فیلم به نحوه جمعکردن انتظارها مربوط میشود.
« این شیوه در حدی محدود میتواند ضربه را برجسته کند، اما تکرارش، ریتم مبارزهها را کند و کمتحرک میسازد. »
قوتها و کاستیها
با ساختن هیجان پیرامون رویاروییهای اصلی، اثر این تصور را به وجود میآورد که سرانجام قرار است تقابل مرکزی را به شکلی کامل و رضایتبخش به نمایش بگذارد. اما پایانبندی، آنگونه که این انتظار اقتضا میکند، به نتیجهای قاطع نمیرسد و نبردی را که مخاطب چشمبهراهش است بهتمامی عرضه نمیکند.
این تصمیم میتواند برای برخی نشانهای از بازگذاشتن در برای ادامه باشد، اما در چارچوب همین فیلم، بیشتر حس ناتمامی ایجاد میکند. پایان باز زمانی کارآمد است که در عوض، کشف یا دگرگونی مهمی به مخاطب بدهد؛ اینجا اما انتظارِ ساختهشده از سوی خود اثر، سنگینتر از پاداش پایانی است. به همین سبب، حتی لحظات سرگرمکننده پیشین نیز ممکن است در ذهن تماشاگر زیر سایه حس ناکامی قرار گیرند.
جمعبندی «Baki Hanma VS Kengan Ashura» بیش از هر چیز تجربهای برای هواداران است: فرصتی برای دیدن دو جهان رزمی محبوب در کنار یکدیگر و لذتبردن از برخورد شخصیتهایی که حضور مشترکشان بهتنهایی جذابیت دارد. ایده مرکزی زنده و سرگرمکننده است و فیلم در برخی رویاروییها حالوهوای پرهیجان و اغراقآمیز «باکی» را بهخوبی به یاد میآورد.
« به همین سبب، حتی لحظات سرگرمکننده پیشین نیز ممکن است در ذهن تماشاگر زیر سایه حس ناکامی قرار گیرند. »
جمعبندی
در برابر این امتیاز، روایت شتابزده، مکثهای تصویری فراوان و پایانبندی کمرضایت قرار میگیرند؛ عناصری که مانع میشوند کراساور از یک دیدار دوستداشتنی به اثری واقعاً کامل بدل شود. برای طرفداران هر دو مجموعه، تماشایش میتواند تجربهای کوتاه و گاه لذتبخش باشد، اما کسانی که انتظار دارند این برخورد به روایتی پخته یا نبردی تمامعیار بینجامد، احتمالاً با احساسی از فرصت ازدسترفته روبهرو خواهند شد.
ثبت دیدگاه