نقد و بررسی
نقد جور نبودنـجورably (Bad Match) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قرار نامناسب در جهانِ انتخابهای بیپایان «Bad Match» به کارگردانی و نویسندگی David Chirchirillo، تریلری کمهزینه دربارهی برخورد قرارهای اینترنتی با زندگی واقعی است؛ داستان مردی به نام هریس که رابطه را بیشتر فرصتی گذرا میبیند تا پیوندی انسانی، و پس از آشنایی با رایلی، با پیامدهای رویکرد بیاعتنای خود روبهرو میشود.
فیلم از همان آغاز، فضای آشنای اپلیکیشنهای دوستیابی را به بستری برای اضطراب و سوءظن بدل میکند: جایی که آدمها پیش از آنکه یکدیگر را بشناسند، تصویری انتخابشده و صیقلی از خود عرضه میکنند. این ایده بهخودیخود ظرفیت یک تریلر روانشناختی مؤثر را دارد؛ مسئله آن است که فیلم در پروراندن این ظرفیت، گاه از ظرافت لازم فاصله میگیرد.
هریس؛ جذابیتی که بهسرعت فرسوده میشود هریس در نگاه نخست با اعتمادبهنفس، شوخطبعی و مهارت در معاشرت معرفی میشود؛ اما این صفات بیشتر نقابی برای خودمحوری او هستند. او در قرارهای اینترنتی بهدنبال نزدیکیِ بیتعهد است و پس از رسیدن به خواستهاش، بهسادگی از ادامهی رابطه میگریزد. فیلم از این رفتار برای ساختن شخصیتی استفاده میکند که تماشاگر میتواند هم از او دلزده شود و هم کنجکاو بماند: آیا هریس صرفاً مردی بیملاحظه است، یا چیزی در موقعیت تازهاش واقعاً از کنترل خارج شده؟
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پرسش از نقاط قوت فیلم است، اما اجرای آن همیشه متوازن نیست. بازی Jack Cutmore-Scott گاه چنان بر خودپسندی و بیاعتنایی هریس تأکید میکند که شخصیت از مرز آزاردهندگی میگذرد و جایی برای همدلی باقی نمیگذارد. این انتخاب میتواند با قصد فیلم همخوان باشد، ولی وقتی شخصیت مرکزی بیش از اندازه یکنواخت و تحریککننده به نظر برسد، تعلیق نیز دشوارتر با او پیوند میخورد.
فروپاشی زندگی هریس زمانی اثرگذارتر است که تماشاگر بتواند میان سرزنش او و نگرانی برایش تعادل برقرار کند؛ فیلم همیشه به این تعادل دست نمییابد. رایلی؛ معما و اغراق رایلی با حضوری مرموز وارد داستان میشود و از همان ابتدا نمیتوان رفتارهایش را بهسادگی در قالب آشنایی معمولی یا دلبستگی ساده جا داد.
Lili Simmons به شخصیت انرژی و بیقراری میبخشد؛ نگاهها و واکنشهای او بخشی از حس ناامنی فیلم را میسازند. حضور رایلی، پرسش محوری تریلر را شکل میدهد: مرز میان سماجت، سوءتفاهم و تهدید دقیقاً کجاست؟ بااینحال، شخصیتپردازی رایلی نیز گاه بهجای پیچیدگی، به اغراق متوسل میشود. فیلم میخواهد او را هم نامتعارف و هم غیرقابلپیشبینی نگه دارد، اما بعضی رفتارها چنان برجسته و نمایشیاند که باورپذیری موقعیت را کاهش میدهند.
« این پرسش از نقاط قوت فیلم است، اما اجرای آن همیشه متوازن نیست. »
شخصیتها و اجرا
این افراط، از یک سو به فیلم انرژی و لحظاتی سرگرمکننده میدهد و از سوی دیگر، ظرافت لازم برای ساختن ترسی تدریجی را تضعیف میکند. رایلی بیش از آنکه در همهی لحظات شخصیتی با انگیزههایی روشن و چندلایه باشد، گاهی به ابزاری برای پیشبرد بحران بدل میشود. رابطهای ناسالم و مسئلهی نگاه هستهی موضوعی فیلم، رابطهی ناسالم دو شخصیتی است که هر یک به شکلی متفاوت دیگری را به ابزاری برای خواستههای خود تبدیل میکنند.
هریس آدمها را همچون انتخابهایی موقت میبیند که میتوان از آنها عبور کرد؛ رایلی نیز با اصرار و رفتارهای مرزناشناس، اجازه نمیدهد رابطه بهسادگی پایان یابد. بنابراین فیلم صرفاً دربارهی «خطر قرار آنلاین» نیست؛ دربارهی ناتوانی دو نفر در دیدن دیگری بهعنوان انسانی مستقل نیز هست. این وجه از داستان بالقوه از هیجانهای سطحی آن غنیتر است.
قرارهای اینترنتی در فیلم، نه عامل جادوییِ تباهی، بلکه سازوکاریاند که فاصلهی میان تصویر مجازی و واقعیت را آشکار میکنند. هریس در فضای آنلاین میتواند انتخاب کند، کنار بکشد و بیتوضیح ناپدید شود؛ اما در مواجههی حضوری، رفتارهایش اثر و پیامد پیدا میکنند. فیلم در طرح این تقابل موفق است، هرچند گاهی پیام را بیش از اندازه آشکار بیان میکند و به مخاطب فرصت نمیدهد خود از دل رخدادها به نتیجه برسد.
« این وجه از داستان بالقوه از هیجانهای سطحی آن غنیتر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تعلیق، ریتم و پیشبینیپذیری ساختار روایی بر افزایش تدریجی فشار استوار است: مشکلات کوچک و آزاردهنده کمکم به تهدیدی جدیتر بدل میشوند و هریس میکوشد بفهمد چه چیزی واقعاً رخ میدهد. این حرکت، بهویژه در بخشهایی که کار و زندگی شخصی او به هم میریزد، ریتمی سرگرمکننده پیدا میکند.
لحظات طنز تلخ نیز از همین آشفتگی سرچشمه میگیرند؛ خندهای که گاه از دیدن پیامدهای رفتار خودخواهانهی هریس برمیخیزد و گاه از نامعقولبودن شدت بحران. در مقابل، فیلم در چیدن نشانهها همیشه به اندازهی کافی پنهانکار نیست. برخی مسیرهای داستانی زودتر از آنچه باید قابل حدس میشوند و تماشاگر ممکن است پیش از شخصیتها به برداشتهایی برسد.
پیچ پایانی، که یکی از نقاط توجه فیلم است، برای برخی میتواند غافلگیرکننده باشد؛ اما اثرگذاری آن به میزان پذیرش منطق روایی و میزان توجه مخاطب به نشانههای قبلی بستگی دارد. ازاینرو، پایان برای همه به یک اندازه تکاندهنده نخواهد بود: آنچه برای تماشاگری کشف جذابی است، ممکن است برای دیگری نتیجهای باشد که از مدتی پیش انتظارش را داشته است.
« این حرکت، بهویژه در بخشهایی که کار و زندگی شخصی او به هم میریزد، ریتمی سرگرمکننده پیدا میکند. »
قوتها و کاستیها
اجرای بصری و محدودیتهای تولید «Bad Match» از نظر اجرا اثری جمعوجور و کمهزینه به نظر میرسد. این محدودیت الزاماً عیب نیست؛ فضای بسته و روزمرهی داستان میتواند با بودجهی محدود نیز به سود تریلر کار کند. اما در این فیلم، گاه انتخابهای اجرایی بهجای ایجاد انسجام، حس شلختگی میسازند.
بعضی لحظات از نظر میزانسن یا پرداخت، آنقدر صیقلی نیستند که فشار روانی داستان را بهخوبی حفظ کنند؛ در نتیجه، فیلم در بخشهایی بیشتر به اثری تلویزیونی و سریعمصرف میماند تا تریلری که با زبان بصری ویژهی خود اضطراب بسازد. این ناهمواری در کنار بازیهای نامتوازن، کیفیت کلی را محدود میکند.
وقتی فیلم به لحظهای جدی میرسد، گاهی لحن طنزآمیز یا اغراقآمیز آن با فضای تهدیدآمیزش اصطکاک پیدا میکند. البته همین ناهماهنگی برای بعضی تماشاگران میتواند بخشی از جذابیت اثر باشد: «Bad Match» همیشه خود را جدیتر از آنچه هست عرضه نمیکند و در برخی صحنهها از آشفتگی داستان برای سرگرمی بهره میگیرد.
« اجرای بصری و محدودیتهای تولید «Bad Match» از نظر اجرا اثری جمعوجور و کمهزینه به نظر میرسد. »
جمعبندی
جمعبندی «Bad Match» فیلمی بینقص یا بهویژه نوآورانه نیست، اما ایدهی مرکزی جذابی دارد و میتواند در قالب یک تریلر یکباردیدنی، سرگرمی قابلقبولی فراهم کند. قوتش در پیوند دادن قرارهای اینترنتی با خودخواهی، تصویرسازی از خود و مسئولیتگریزی است؛ ضعفش در شخصیتپردازی گاه اغراقشده، اجرای نابرابر و مسیری است که برای برخی تماشاگران بیش از حد قابل پیشبینی میشود.
اثر بیش از آنکه تحلیل عمیقی از فناوری یا روابط معاصر عرضه کند، از این موضوعات سوختی برای تعلیق و طنز تلخ میسازد. اگر با انتظار تریلری کمهزینه و پرحادثه به سراغش برویم، احتمالاً لحظات سرگرمکنندهای خواهیم یافت؛ اما اگر شخصیتهای باورپذیر، پرداخت ظریف و پیچشی کاملاً نامنتظر بخواهیم، فیلم در رسیدن به این خواستهها محدود میماند.
«Bad Match» در نهایت همانقدر که دربارهی یک آشنایی نامناسب است، نمونهای از اثری است که ایدهای جذاب دارد، اما اجرای آن تنها بخشی از ظرفیتش را به نمایش میگذارد.



ثبت دیدگاه