نقد و بررسی
نقد گربهی بد (Bad Cat) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شرو؛ قهرمانی که قهرمان نیست «Bad Cat» از همان ابتدا روشن میکند که با انیمیشنی خانوادگی و بیخطر روبهرو نیستیم. شرو، گربهای خیابانی، بددهن و زودرنج است که جهان را نه با معیارهای اخلاقی، بلکه با میلهای فوری خود میسنجد: غذا، نوشیدنی، خوشگذرانی و گریز از دردسر. فیلم شخصیت اصلیاش را برای محبوبکردن رام نمیکند؛ بدخلقی و خودخواهی او جزئی از هویت اثر است و حتی وقتی موقعیتهایی برای همدلی پدید میآید، شرو همچنان موجودی زمخت و پیشبینیناپذیر باقی میماند.
این انتخاب، امتیاز و محدودیت فیلم را همزمان میسازد. از یکسو، شرو از قالب قهرمانان خوشقلب و آشنا فاصله میگیرد و به اثر انرژی و هویتی مشخص میدهد؛ از سوی دیگر، مخاطبی که انتظار دارد شخصیت اصلی بهسرعت دوستداشتنی یا قابلتأیید شود، ممکن است در برابر او موضع بگیرد. فیلم از ما نمیخواهد بدرفتاریهای شرو را ببخشیم؛ بیشتر میکوشد نشان دهد پیامدهای آن رفتارها چگونه به زندگیاش هجوم میآورند.
روزی که از کنترل خارج میشود داستان در بستری فشرده و پرحادثه پیش میرود. ورود تکو، پسری که شرو پیشتر مسئولیتی در قبالش نداشته، در کنار مجموعهای از اتفاقهای ناگوار، برنامه روزانه او و دارودستهاش را به آشوب میکشاند. در همان حال، دردسرهای انسانی و تهدید صاحبخانه نیز بر فشارها میافزایند.
« این انتخاب، امتیاز و محدودیت فیلم را همزمان میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم جزئیات این بحرانها را بهانهای برای توقف و تأمل طولانی نمیکند؛ هر گره، معمولاً به گرهای تازه راه میدهد و تماشاگر را در مسیری پرشتاب نگه میدارد. چنین ساختاری برای یک کمدی ماجرایی کارآمد است: فرصت کمی برای ملال باقی میماند و رخدادها پیدرپی از راه میرسند. اما تراکم ماجراها همیشه به معنای انسجام نیست.
گاهی فیلم چنان میخواهد همهچیز را همزمان پیش ببرد که بخشی از موقعیتها بیش از آنکه در دل داستان جا بیفتند، مانند حادثههایی گذرا از برابر چشم میگذرند. ریتم تند، موتور سرگرمی فیلم است؛ ولی همان شتاب، مجال کافی برای پرورش بعضی رابطهها و تغییرهای عاطفی را محدود میکند. پدری ناخواسته و امکان دگرگونی هسته عاطفی اثر، رابطه شرو و تکو است؛ رابطهای که از دل بیمیلی، انکار و بیمسئولیتی شکل میگیرد.
شرو برای پذیرفتن پسرش آمادگی ندارد و حضور تکو را مزاحم نظمی میبیند که هرچند آشفته است، دستکم به میل خود او اداره میشود. در برابر این نگاه، تکو با امید و کنجکاوی وارد زندگی پدرش میشود؛ تضادی که موقعیتهای طنزآمیز میسازد و در عین حال، پرسشی جدیتر را پیش میکشد: آیا کسی که عادت کرده فقط به خودش فکر کند، میتواند مسئولیت دیگری را به عهده بگیرد؟
« اما تراکم ماجراها همیشه به معنای انسجام نیست. »
شخصیتها و اجرا
فیلم این پرسش را با ظرافتی کاملاً دراماتیک و آرام دنبال نمیکند؛ پاسخجوییاش در میان تعقیبوگریزها، درگیریها و شوخیهای تند اتفاق میافتد. بااینهمه، تضاد میان خشونت و بیخیالی شرو از یک سو و نیاز تکو به پیوند از سوی دیگر، به داستان بُعدی فراتر از کمدیِ حادثهمحور میدهد. هرجا فیلم از صرفاً شوکهکردن فاصله میگیرد و بر همین رابطه تمرکز میکند، شخصیت اصلی اندکی پیچیدهتر میشود و داستان وزن عاطفی پیدا میکند.
استانبول؛ محیطی زنده و زمخت یکی از جذابیتهای دیداری فیلم، توجه آن به فضای شهری است. استانبول در اینجا پسزمینهای خنثی برای حرکت شخصیتها نیست؛ کوچهها و محلههایش حس یک محیط پرتراکم و پرجنبوجوش را منتقل میکنند، جایی که حیوانات و آدمها در فاصلهای نزدیک و پرتنش از یکدیگر زندگی میکنند.
شهر با تصویرسازی پرتحرک و جزئیات بصری خود، به ماجراها بافت و هویت میدهد و کمک میکند جهان فیلم، از فضای کارتونیِ بیمکان فاصله بگیرد. طراحی انیمیشن نیز با روحیه خشن و بیپیرایه اثر هماهنگ است. حرکتها تند و اغلب اغراقآمیزند و چهرهها و بدنها برای انتقال خشم، ترس یا دردسر به کار گرفته میشوند.
« استانبول؛ محیطی زنده و زمخت یکی از جذابیتهای دیداری فیلم، توجه آن به فضای شهری است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این زبان تصویری در صحنههای پرتحرک، بهویژه هنگامی که تعقیبوگریز یا برخوردی ناگهانی رخ میدهد، کارایی دارد. در مقابل، نمایش خشونت گاه آنقدر اغراقآمیز میشود که از شوخی فاصله میگیرد و برای بخشی از مخاطبان آزارنده خواهد بود. این خشونت صرفاً تزئینی نیست؛ یکی از ابزارهای اصلی فیلم برای تعیین لحن است و به همین دلیل، نمیتوان آن را از تجربه تماشای اثر جدا کرد.
کمدی تند؛ مرز میان جسارت و تکرار «Bad Cat» بر شوخیهای بزرگسالانه، بددهنی و بیپروایی زبانی تکیه دارد. این انتخاب، توقعی را که عنوان و قالب انیمیشن ممکن است در ذهن مخاطب پدید آورند، بهسرعت برهم میزند. فیلم نه برای کودکان ساخته شده و نه میکوشد زبان خود را برای جلب مخاطب گستردهتر ملایم کند.
بخشی از جذابیتش دقیقاً در همین سرپیچی از تصویر آشنای انیمیشن بهعنوان سرگرمی کودکانه است. بااینحال، جسارت زبانی همیشه به شوخی مؤثر نمیانجامد. گاهی تکرار ناسزا، اشارههای بزرگسالانه یا خشونت، جای دقت کمدی را میگیرد. در این لحظهها، فیلم بهجای آنکه با ساختن موقعیتی ظریف یا غافلگیرکننده خنده بیافریند، به شدت و افراط متکی میشود.
« این زبان تصویری در صحنههای پرتحرک، بهویژه هنگامی که تعقیبوگریز یا برخوردی ناگهانی رخ میدهد، کارایی دارد. »
قوتها و کاستیها
نتیجه برای برخی تماشاگران رها و سرگرمکننده است؛ برای برخی دیگر، ممکن است به مجموعهای از شوخیهای کممایه یا تکراری تبدیل شود. این اختلاف سلیقه، نه حاشیهای بر اثر، بلکه بخشی از ماهیت آن است: فیلمی که عامدانه مرزهای پسند متعارف را میآزماید، اما همیشه نمیتواند پشت هر عبور از مرز، ایدهای تازه عرضه کند.
شخصیتهای فرعی و شلوغی جهان داستان دارودسته شرو و آدمها و حیواناتی که سر راهش قرار میگیرند، به جهان فیلم رنگ و تنوع میبخشند. حضور هرکدام زمینهای برای اصطکاک، شوخی یا افزایش آشوب فراهم میکند. اما تعداد موقعیتها و مسیرهای داستانی باعث میشود همه شخصیتها فرصت یکسانی برای شکلگرفتن نداشته باشند.
بعضی بیشتر کارکردی روایی دارند: وارد میشوند تا مشکلی ایجاد کنند، تعقیبی راه بیندازند یا فشار را بر شرو بیشتر کنند؛ سپس داستان با سرعت از آنها عبور میکند. این شلوغی در لحظههای پرتحرک میتواند سرگرمکننده باشد، ولی گاهی از تمرکز فیلم میکاهد. رابطه پدر و پسر، کشمکشهای خیابانی و تهدیدهای پیرامونی هرکدام ظرفیت آن را دارند که محور پررنگتری باشند؛ اثر میان این مسیرها رفتوآمد میکند و همیشه فرصت نمییابد همه را به یک اندازه بسط دهد.
« حضور هرکدام زمینهای برای اصطکاک، شوخی یا افزایش آشوب فراهم میکند. »
جمعبندی
در نتیجه، فیلم بیشتر بر انباشت انرژی و رخداد تکیه دارد تا بر ساختاری کاملاً متوازن و پرداختی عمیق برای تمام شخصیتها. جمعبندی «Bad Cat» انیمیشنی پرانرژی، زمخت و آشکارا بزرگسالانه است که از شخصیت اصلی خوشرفتاری نمیطلبد و از مخاطب نیز انتظار ندارد همه انتخابهایش را بپسندد. نقطه قوتش در ریتم تند، طراحی دیداری پرتحرک، فضای شهری زنده و تضاد بامزه و گاه معنادار میان شرو و تکو است.
در سوی دیگر، داستان شلوغ، تکرار برخی شوخیها و اتکای بیش از اندازه به بددهنی و خشونت، از یکدستی و ماندگاری اثر میکاهد. تماشای آن برای کسی که کمدی بزرگسالانه، بیپروایی و اغراق را میپسندد، میتواند تجربهای سرگرمکننده باشد؛ اما نباید انتظار انیمیشنی خانوادگی، طنزی همواره هوشمندانه یا درامی عمیق و منظم داشت.
فیلم در بهترین لحظههایش از برخورد میان خودخواهی شرو و مسئولیتی که ناخواسته پیش رویش قرار میگیرد نیرو میگیرد؛ در لحظههای ضعیفتر، شلوغی و تندی را با ظرافت اشتباه میگیرد.
« نقطه قوتش در ریتم تند، طراحی دیداری پرتحرک، فضای شهری زنده و تضاد بامزه و گاه معنادار میان شرو و تکو است. »



ثبت دیدگاه