نقد و بررسی
نقد بک ارو (BACK ARROW) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی محصور و وعدهٔ راز «بک اَرو» از تصویری ساده اما پربار آغاز میشود: سرزمینی به نام لینگلند که دیواری عظیم آن را از هر سو دربرگرفته است؛ دیواری که ساکنانش نهفقط پناه و مایهٔ بقای خویش، بلکه حقیقتی مقدس و تقریباً دستنیافتنی میدانند. ورود مردی بیحافظه به نام بک اَرو، که میگوید از آن سوی دیوار آمده، این نظم ظاهراً استوار را به پرسش میکشد.
او در روستای ادجر فرود میآید و بیآنکه گذشتهاش را بشناسد، راهی جستوجوی پاسخ میشود؛ سفری که ناگزیر او را وارد کشاکش قدرتهای بزرگ میکند. این مقدمه، هم قلابی روایی است و هم چارچوبی برای طرح پرسشهایی دربارهٔ ایمان، اقتدار و مرزهای دانایی. دیوار صرفاً مانعی جغرافیایی نیست؛ نمادی است از محدودهای که جامعه برای تصور جهان خود پذیرفته است.
هرچه روایت پیش میرود، کنجکاوی دربارهٔ منشأ دیوار و معنای «بیرون» به نیروی محرک داستان بدل میشود. قوت مجموعه در این است که راز را از همان ابتدا آشکار نمیکند و تماشاگر را در موقعیت مشابه شخصیتها میگذارد: با جهانی روبهروست که قواعدش را میآموزد، اما هنوز نمیداند کدام باورها حقیقتاند و کدام ساختهٔ نظم سیاسی و اجتماعی.
جهانسازی و سازوکار قدرت لینگلند جهانی خیالی است که اجزای آن با دقتی بیش از حداقل لازم به هم پیوند خوردهاند. دو قدرت اصلی، جمهوری لوتو و امپراتوری رِکا، تنها دو سوی سادهٔ یک جنگ نیستند؛ هر یک ارزشهایی متفاوت را نمایندگی میکنند. لوتو به خرد و تدبیر بها میدهد و رکا بر قدرت و افتخار تأکید میگذارد.
« ورود مردی بیحافظه به نام بک اَرو، که میگوید از آن سوی دیوار آمده، این نظم ظاهراً استوار را به پرسش میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تقابل، زمینهای مناسب برای نمایش برخورد آرمانها فراهم میکند، هرچند گاه شخصیتها و رویدادها بیش از آنکه از دل تجربهای شخصی برآیند، در خدمت نمایش تفاوت دو نظام قرار میگیرند. جزئیاتی چون محمولههایی که از جایی ناشناخته به لینگلند میرسند و ابزارهایی که امکان احضار زرههای غولآسا را فراهم میکنند، به جهان مجموعه حالوهوایی افسانهای و در عین حال صنعتی میدهند.
مهمتر از خود سازوکارها، پیوندشان با باور و ارادهٔ فردی است: زرهها و تواناییهایشان بازتاب «باور راسخ» کاربراناند. این ایده به نبردها معنایی فراتر از نمایش قدرت میبخشد و میتواند شخصیتپردازی را نیز تقویت کند؛ زیرا جنگاور در میدان، عملاً تصویری بیرونی از چیزی است که بیش از هر چیز به آن ایمان دارد.
بااینحال، مجموعه همیشه از ظرفیت فلسفی این تمهید بهره نمیبرد و گاه آن را به قاعدهای جذاب برای طراحی نبرد فرو میکاهد. قهرمان و شخصیتهای پیرامونی بک اَرو در آغاز، قهرمانی با گذشتهای تهی و هدفی روشن است: میخواهد به آن سوی دیوار بازگردد. این سادگی، او را به نیرویی بیواسطه و پرتحرک در روایت بدل میکند؛ شخصیتی که به جای پیچیدگیهای ذهنی، با عمل و واکنشهای صریح شناخته میشود.
در سوی دیگر، همین ویژگی گاه باعث میشود او از نظر روانشناختی به اندازهٔ جهانی که در آن گرفتار شده، پیچیده به نظر نرسد. مجموعه بهتدریج امکان رشد او را فراهم میکند، اما بخشهایی از این تحول دیرتر از آنچه انتظار میرود شکل میگیرد. شخصیتهای همراه و رقیب، اغلب از جذابیت بیشتری برخوردارند.
« شخصیتهای همراه و رقیب، اغلب از جذابیت بیشتری برخوردارند. »
شخصیتها و اجرا
شو بی، با ذهنی محاسبهگر و میل به کشف حقیقت، از مهمترین محرکهای داستان است؛ حضورش به روایت زیرکی و پیشبینیناپذیری میدهد. رقیبانی چون کای نیز امکان مییابند در برابر قهرمان صرفاً مانع نباشند و مسیر تغییر را تجربه کنند. در کنار آنان، شخصیتهایی مانند پراکس و رِن به گسترش فضای سیاسی و نظامی کمک میکنند.
بااینهمه، میان شخصیتهای پررنگ و چهرههای کمپرداخت فاصله وجود دارد. بعضی انگیزهها بهروشنی بیان نمیشوند یا فرصت کافی برای تبدیلشدن به کشمکشهای درونی مستقل پیدا نمیکنند؛ در نتیجه، بخشهایی از گروه بزرگ شخصیتها بیشتر کارکرد روایی دارند تا حضور انسانی ماندگار. اکشن، طراحی و زبان بصری نبردهای رباتی از اصلیترین جاذبههای «بک اَرو» هستند.
طراحی زرهها از شخصیت صاحبانشان الهام میگیرد و همین امر به هر رویارویی هویتی دیداری میبخشد. این ماشینها صرفاً نمونههایی متفاوت از یک قالب مشترک نیستند؛ شکل و شیوهٔ مبارزهشان میکوشد خلقوخوی جنگاوران را بازتاب دهد. نتیجه، مجموعهای از صحنههای اکشن است که در آنها تفاوت میان رقیبان از دل حرکت، فرم و قابلیتهای زرهها به چشم میآید.
تصویرپردازی رنگارنگ و پرتحرک مجموعه، با لحن ماجراجویانهاش هماهنگ است. نبردها معمولاً ضرباهنگی پرانرژی دارند و در لحظات موفق، حس نمایشی و اغراقآمیز ژانر رباتی را با اعتمادبهنفس به کار میگیرند. موسیقی نیز به ایجاد شور و تأکید بر لحظههای مهم کمک میکند، هرچند همیشه به اندازهٔ طراحی بصری در ذهن نمیماند.
« رقیبانی چون کای نیز امکان مییابند در برابر قهرمان صرفاً مانع نباشند و مسیر تغییر را تجربه کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سویهٔ کماثرتر زمانی پدیدار میشود که افزایش مقیاس نبردها جای پرداخت دقیقتر به پیامدهای آنها را بگیرد. در چنین لحظاتی، نمایش قدرت چشمگیر است، اما تأثیر عاطفی رویدادها به همان اندازه رشد نمیکند. ریتم و سازمان روایت «بک اَرو» در کلیت، اثری پرحادثه و ماجراجویانه است؛ اما حرکت داستان همواره یکدست نیست.
برخی بخشها با شتاب از یک کشمکش به کشمکش بعدی میرسند، درحالیکه برخی دیگر در موقعیتهایی طولانیتر از ظرفیت دراماتیک خود مکث میکنند. این نوسان میتواند توجه تماشاگر را از محور اصلی منحرف سازد، بهخصوص وقتی گفتوگوهای سیاسی یا سوءظنهای تکرارشونده جای پیشرفت محسوس شخصیتها و رابطههایشان را میگیرند.
از سوی دیگر، روایت به تدریج دامنهٔ جهان خود را گسترش میدهد و از مسئلهٔ روستایی کوچک به پرسشهایی بزرگتر دربارهٔ نظم لینگلند میرسد. این گسترش، به مجموعه حس حرکت و مقیاس میبخشد، اما گاهی هزینهاش کاهش تمرکز است. رویدادهای تازه با سرعت وارد میشوند و داستان پیوسته میکوشد سطح خطر را بالا ببرد؛ در نتیجه، فرصت تنفس و تأمل کمتر میشود.
این شتاب برای مخاطبی که سرگرمی پرحادثه میخواهد سودمند است، ولی برای آنکه بخواهد هر تحول را از نظر عاطفی هضم کند، میتواند خستهکننده باشد. مضمونها و ظرفیتهای ناتمام در زیر لایهٔ نبردها، پرسشی محوری جریان دارد: اگر جامعهای تمام جهان را درون مرزی مقدس تعریف کند، چه کسی حق دارد آن مرز را زیر سؤال ببرد؟
« سویهٔ کماثرتر زمانی پدیدار میشود که افزایش مقیاس نبردها جای پرداخت دقیقتر به پیامدهای آنها را بگیرد. »
قوتها و کاستیها
دیوار در این معنا، استعارهای روشن از محدودیتهای معرفتی و سیاسی است. مردم لینگلند در جهانی زندگی میکنند که حقیقتش را از راه روایتهای پذیرفتهشده میشناسند؛ ورود بک اَرو نشان میدهد که شککردن به همین روایتها ممکن است به اندازهٔ سلاح، نظم موجود را تهدید کند. ایدهٔ «باور راسخ» نیز امکان میدهد مجموعه رابطهٔ میان هویت و قدرت را به تصویر بکشد.
نیروی افراد از چیزی سرچشمه میگیرد که آن را بنیاد شخصیت خود میدانند؛ اما همین باور میتواند هم مایهٔ پایداری باشد و هم سرچشمهٔ تعصب. اثر در لحظات موفق، این دوگانگی را در دل تقابلهای سیاسی و شخصی مینشاند. بااینحال، مضمونها گاه بیش از آنکه با ظرافت بسط یابند، در قالب شعارها و دوگانههای روشن عرضه میشوند.
نتیجه اثری است که ایدههای جذاب فراوان دارد، اما همهٔ آنها را به یک اندازه نمیکاود. لحن و تجربهٔ تماشا لحن مجموعه میان حماسه، کمدی و ماجراجویی حرکت میکند. این ترکیب به آن سرزندگی میبخشد و اجازه نمیدهد فضای داستان بیش از اندازه سنگین شود. شوخیها و اغراقهای نمایشی، در بسیاری از لحظات با روح پرشور اثر تناسب دارند، هرچند گاه ممکن است از شدت موقعیتی که باید جدی یا تأثیرگذار باشد بکاهند.
«بک اَرو» بیش از آنکه در پی واقعگرایی روانشناختی باشد، به انرژی و پیشروی متکی است؛ از همین رو، تماشاگر باید با قراردادهای پررنگ و گاه عامدانه اغراقآمیز آن همراه شود. این لحن، مجموعه را برای علاقهمندان به روایتهای قهرمانانه و نبردهای مکانیکی دلپذیر میکند. در مقابل، کسانی که انتظار شخصیتپردازی پیچیده و پرداخت موشکافانهٔ روابط را دارند، ممکن است فاصلهای میان ظرفیت ایدهها و عمق اجرای آنها احساس کنند.
« دیوار در این معنا، استعارهای روشن از محدودیتهای معرفتی و سیاسی است. »
جمعبندی
اثر سرگرمکننده است، اما همیشه به اثری ماندگار تبدیل نمیشود؛ گاهی شور لحظهایاش از رسوب عاطفی و فکری آن بیشتر است. جمعبندی «بک اَرو» مجموعهای ماجراجویانه با جهانی رازآلود، ایدهای مرکزی نیرومند و طراحیهای رباتی چشمنواز است. دیوار پیرامون لینگلند از همان آغاز پرسشی جذاب پیش میکشد و پیوند میان باور و قدرت به نبردها هویتی ویژه میدهد.
شخصیتهایی چون شو بی و رقیبان قهرمان نیز به روایت تنوع و تحرک میبخشند. در سوی دیگر، افتوخیز ریتم، پرداخت ناکافی برخی شخصیتها و تمایل داستان به افزایش پیدرپی مقیاس، مانع میشود که همهٔ ظرفیتهایش به تجربهای یکپارچه بدل شوند. پایانبندی نیز، چنانکه در بعضی روایتهای پرحادثه رخ میدهد، بیش از آنکه غافلگیرکننده باشد، به مسیری آشنا نزدیک میشود و اثرگذاری عاطفیاش به اندازهٔ وعدههای آغازین نیست.
بااینهمه، اثر به لطف انرژی، تخیل دیداری و جهانسازی کنجکاویبرانگیزش، تماشایی سرگرمکننده برای دوستداران انیمههای رباتی و حماسههای پرجنبوجوش است.
« دیوار پیرامون لینگلند از همان آغاز پرسشی جذاب پیش میکشد و پیوند میان باور و قدرت به نبردها هویتی ویژه میدهد. »
ثبت دیدگاه