نقد و بررسی
نقد پارتی مجردی ۲: آخرین وسوسه (Bachelor Party 2: The Last Temptation) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ آشوب، با نقشهای آشنا «Bachelor Party 2: The Last Temptation» از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست تجربهای ظریف یا پیچیده باشد. ران و ملیندا در آستانه ازدواجاند و تاد، شوهرخواهر ملیندا، از پیوستن ران به کسبوکار خانوادگی ناخشنود است. او جشن مجردی را به فرصتی برای بهدامانداختن ران تبدیل میکند؛ فرصتی که قرار است تصویری رسواکننده از داماد آینده بسازد.
با ورود دوستان ران، فضای پرهیاهوی میامی و همایش معتادان جنسی در همان هتل، زمینه برای برخورد موقعیتهای آشفته و شوخیهای بیپرده فراهم میشود. این طرح، بیش از آنکه به کشف تازهای در کمدی برسد، بر سازوکاری آشنا تکیه دارد: شخصیتی بدخواه، دامادی که در معرض وسوسه قرار میگیرد و گروهی از دوستان که با رفتارهای اغراقشدهشان هر نظم و برنامهای را بههم میریزند.
فیلم از همین فرمول نیرو میگیرد، اما محدودیتش نیز در همینجاست؛ زیرا بخش عمدهای از پیشروی داستان نه از تحول شخصیتها، بلکه از انباشتهشدن موقعیتهای جنجالی حاصل میشود. دنبالهای در نام، بازسازی در روح عنوان فیلم انتظار پیوندی پررنگ با «Bachelor Party» پیشین ایجاد میکند؛ اما این اثر بیش از آنکه ادامهای طبیعی و شخصیتمحور باشد، بازگویی مدرننشدهای از الگوی کمدی جشن مجردی است.
شباهتها در سطح کلیات باقی میمانند: دامادی در آستانه ازدواج، دوستانی بیقید، و خانوادهای که به او اعتماد ندارد. در نتیجه، فیلم هویت مستقلی برای خود نمیسازد و در عین حال از میراث عنوانش نیز بهرهبرداری چندانی نمیکند. در برخی اطلاعات تولیدی حتی از آن بهعنوان دنبالهای صرفاً اسمی یاد شده است.
« ران و ملیندا در آستانه ازدواجاند و تاد، شوهرخواهر ملیندا، از پیوستن ران به کسبوکار خانوادگی ناخشنود است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فاصله میان عنوان و محتوای واقعی میتواند برای تماشاگر آشنا با فیلم نخست ناامیدکننده باشد. بااینحال، اگر فیلم را جدا از انتظار دنبالهبودن ببینیم، بهتر میتوان آن را بهعنوان کمدیای مستقل و کمادعا سنجید: اثری که میخواهد با شلوغی، شوخیهای جنسی و خرابکاریهای پیدرپی، سرگرمی فوری فراهم کند، نه آنکه جهان داستانی تازهای بنا نهد.
فیلمنامه؛ حرکت سریع، پیشرفت کم فیلمنامه از یک موتور روایی ساده برخوردار است: تاد میخواهد ران را در موقعیتی سازشبار قرار دهد و جشن، ابزار اجرای نقشه اوست. چنین طرحی بهطور طبیعی امکان ساختن سوءتفاهم، نزدیکشدن خطر و ناکامیهای پیاپی را فراهم میکند. فیلم نیز در بخشهایی از همین امکان بهره میگیرد و حرکتش متوقف نمیشود.
اما سرعت روایت با غنای دراماتیک اشتباه گرفته شده است؛ ماجراها زیادند، ولی کمتر به شناخت عمیقتر شخصیتها یا تغییر معنادار روابط میانجامند. ضعف دیگر، قابلپیشبینیبودن مسیر کمدی است. بسیاری از شوخیها بر غافلگیری لحظهای یا واکنشهای پرسروصدا بنا شدهاند، نه بر مشاهدهای هوشمندانه درباره آدمها و مناسباتشان.
گاه فیلم میکوشد با افزودن یک موقعیت تازه، از تکرار بگریزد، اما آن موقعیت نیز همان جنس شوخیهای قبلی را بازتولید میکند. حاصل، روایتی است که ظاهراً پرحادثه مینماید، ولی از نظر ساختار و مضمون چندان پیش نمیرود. کمدی جنسی؛ میان جسارت و فرسودگی مهمترین ابزار فیلم، شوخیهای جنسی و موقعیتهای رسواکننده است.
« این فاصله میان عنوان و محتوای واقعی میتواند برای تماشاگر آشنا با فیلم نخست ناامیدکننده باشد. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب با فضای جشن مجردی و هدف خرابکارانه تاد تناسب دارد و گاه به صحنههایی پرتحرک میانجامد. فیلم از بیپروایی خود خجالت نمیکشد و برای مخاطبی که کمدیهای عامهپسند و زمخت را دوست دارد، همین صراحت میتواند بخشی از جذابیت باشد. در بهترین لحظهها، آشوب جمعی و واکنشهای متضاد شخصیتها انرژی صحنه را بالا میبرد.
اما بیپروایی، بهتنهایی شوخی را بامزه نمیکند. بسیاری از لحظات بهجای آنکه ایدهای تازه پرورش دهند، به تکرار شوخیهای آشنا و اغراق در رفتارهای بدنی یا جنسی متکیاند. در نتیجه، طنز فیلم زود به مرز ملال میرسد و گاه چنان بر شوک یا ابتذال تکیه میکند که فرصت ظرافت و غافلگیری را از دست میدهد.
فیلم میتوانست از تضاد میان ظاهر محترمانه جشن، نقشه پنهانی تاد و حضور همایش در همان هتل، طنزی موقعیتمحورتر بسازد؛ اما اغلب ترجیح میدهد هر امکان را به شوخی مستقیم و کمدامنه بدل کند. بازیگران و نیروی گروهی جذابیت نسبی فیلم بیش از آنکه از بازیهای فردی برجسته ناشی شود، به انرژی جمعی گروه وابسته است.
دوستان ران هرکدام تیپی آشنا دارند: یکی پرادعا و بیملاحظه، دیگری مضطرب و وسواسی، و دیگری با سابقهای از شکستهای عاطفی و نگرشی زمخت. این شخصیتپردازی مختصر، امکان برخورد و کلکل میان آنها را فراهم میکند؛ بازیگران نیز با اغراق و اداهای پرتحرک میکوشند به صحنهها جان بدهند. هارلند ویلیامز در نقش درک بیش از دیگران به لحن نامتعارف و شوخیهای تند متکی است و حضورش میتواند برای مخاطبی که با سبک او همراه است، لحظاتی سرگرمکننده بسازد.
« این انتخاب با فضای جشن مجردی و هدف خرابکارانه تاد تناسب دارد و گاه به صحنههایی پرتحرک میانجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جاش کوک در نقش ران، در مقابل، بیشتر نقش مرکز آرام ماجرا را دارد؛ شخصیتی که باید آشوب اطراف را تحمل کند، اما کمتر فرصت مییابد به فردی چندوجهی تبدیل شود. سارا فاستر نیز در مقام ملیندا در دل کمدیای مردمحور حضور دارد، ولی فیلم از این جایگاه برای گسترش نگاه یا نقش او چندان بهره نمیبرد.
در مجموع، بازیها کارکردیاند و گاه سرزنده، اما بهندرت از سطح اجرای تیپها فراتر میروند. فضا و ریتم انتخاب میامی برای روایت، با تصور جشن پرزرقوبرق و بیقید سازگار است. هتل نیز بهعنوان محل همزمان جشن و همایش، ظرفیت طنزآمیزی دارد: دو گروه با هدفهایی کاملاً متفاوت در یک فضا قرار گرفتهاند و همین همجواری میتواند زمینهساز برخوردهای مضحک باشد.
فیلم گاهی از این ظرفیت استفاده میکند، اما بیشتر به کارکرد سادهی محیط ــ فراهمکردن مکانی شلوغ و مناسب برای اتفاقهای پیاپی ــ بسنده میکند. ریتم اثر عموماً تند است و از مکثهای طولانی پرهیز میکند. این شتاب برای کمدیای که بر تجمع موقعیتها بنا شده، امتیاز محسوب میشود؛ فیلم بهندرت اجازه میدهد صحنهای کاملاً از حرکت بیفتد.
بااینحال، تندیِ ریتم همیشه به معنای انسجام نیست. گاهی لحظهها پشت سر هم میآیند، بیآنکه پیامدشان در داستان یا شخصیتها باقی بماند. به همین دلیل، فیلم ممکن است در زمان تماشا پرجنبوجوش به نظر برسد، اما پس از پایان، تصویر یا شوخی ماندگاری از خود بهجا نگذارد. مخاطب و میزان انتظار این فیلم برای تماشاگرانی ساخته شده که از کمدیهای عامهپسندِ بیپرده، گروهی از دوستان پرهیاهو و موقعیتهای شلوغ استقبال میکنند.
« در مجموع، بازیها کارکردیاند و گاه سرزنده، اما بهندرت از سطح اجرای تیپها فراتر میروند. »
قوتها و کاستیها
اگر انتظار اصلی، سرگرمی سبک و گذراندن زمانی بیدغدغه باشد، «The Last Temptation» لحظاتی برای خنده یا دستکم سرگرمی فراهم میکند. استقبال برخی تماشاگران از شوخیهای جنسی و انرژی گروه بازیگران نیز نشان میدهد که فیلم در همین قلمرو میتواند برای مخاطبی خاص کار کند. اما کسی که به دنبال کمدیای خوشساخت، شخصیتپردازی دقیق یا طنزی تازه باشد، احتمالاً با اثری ناتمام روبهرو میشود.
فیلم نه به اندازهای جسور است که کلیشههای ژانر را از نو تعریف کند و نه به اندازهای ظریف که از همان کلیشهها طنزی ماندگار بیرون بکشد. سرگرمیاش وابسته به میزان مدارا و علاقهی تماشاگر به شوخیهای زمخت است؛ هرچه این علاقه کمتر باشد، ضعفهای فیلمنامه و بازیها آشکارتر میشوند. جمعبندی «Bachelor Party 2: The Last Temptation» کمدیای سبک، پرهیاهو و متکی بر شوخیهای جنسی است که طرح سادهی خرابکاری در جشن مجردی را به مجموعهای از موقعیتهای شلوغ بدل میکند.
گروه بازیگران گاه به آن انرژی میدهد و فضای بیتکلفش میتواند برای تماشای بیدغدغه مناسب باشد؛ اما فیلمنامه کلیشهای، شخصیتهای کمعمق و شوخیهای تکراری مانع از آن میشوند که فیلم به اثری واقعاً بامزه یا بهیادماندنی تبدیل شود. نتیجه، کمدیای گذراست: برای همراهی با حالوهوای سبک قابلتحمل، اما نه برای انتظاری فراتر از چند لحظه خنده و آشوب.



ثبت دیدگاه