نقد و بررسی
نقد آشوب (Baccano!) | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ آشوب و کشف «Baccano!» از همان آغاز، تماشاگر را به جهانی پرتاب میکند که در آن هیچ چیز با آرامش سر جای خود نمیماند: آدمها ناگهان ظاهر میشوند، روایت میان زمانها و مکانها میجهد و حادثهای که ابتدا بیاهمیت به نظر میرسد، چند قسمت بعد معنایی تازه پیدا میکند. سریال خط داستانیاش را نه همچون جادهای مستقیم، بلکه چونان رشتهای از مسیرهای متقاطع میسازد؛ مسیرهایی که سرانجام به یکدیگر میرسند، بیآنکه راز اصلی اثر را از پیش لو دهند.
این شیوه، صرفاً بازی با ترتیب وقایع نیست. جابهجاییها تماشاگر را وادار میکنند پیوندها را خودش کشف کند و از هر صحنه سرنخی دربارهٔ کلیت ماجرا بسازد. نتیجه، نوعی مشارکت ذهنی است: دیدنِ دوبارهٔ یک رخداد پس از شناخت شخصیتها یا دانستن زمینهای تازه، میتواند برداشت نخست را تغییر دهد.
بااینحال، سریال همیشه میان پیچیدگیِ ثمربخش و سردرگمی فاصلهای امن نگه نمیدارد. آغاز آن ممکن است چنان پرشتاب و پرازدحام باشد که مخاطب برای تشخیص چهرهها، انگیزهها و ترتیب رخدادها به مکث و توجهی پیوسته نیاز پیدا کند. قطار بهمثابه جهان فشرده قطار افسانهای «فلایینگ پوسیفوت» قلب تپندهٔ یکی از مهمترین رشتههای داستانی مجموعه است.
فضای محدود واگنها به جای آنکه حرکت روایت را محصور کند، آن را متراکمتر میسازد: مسافران و گروههای متخاصم در فاصلهای اندک از یکدیگر قرار میگیرند و هر برخورد میتواند توازنِ ظاهری را برهم بزند. راهروها، کوپهها و واگنها به صحنههایی بدل میشوند که در آنها تهدید، سوءتفاهم و خشونت فرصت گریز چندانی باقی نمیگذارند.
« این شیوه، صرفاً بازی با ترتیب وقایع نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اهمیت قطار تنها در تعلیق مکانی نیست. این سفر، تصویری فشرده از جهان سریال به دست میدهد؛ جهانی که آدمهایی با خواستها و اخلاق متفاوت را به هم میرساند و سپس کنترل اوضاع را از دسترس همگان خارج میکند. در بیرون از قطار نیز شهرها و خیابانهای آمریکا بخشی از همان شبکهٔ ناآراماند. اثر با رفتوآمد میان این فضاها، حس میدهد که آشوب از یک حادثهٔ منفرد فراتر رفته و در گسترهای وسیعتر جریان دارد.
انبوه شخصیتها و جاذبهٔ تضادها «Baccano!» به جای یک قهرمان یگانه، گروهی از شخصیتهای رنگارنگ را پیش میکشد: گنگسترهای خشن، آدمهای قانونگریز، چهرههای مرموز و زوجی که سادهدلیشان در برابر خشونت محیط حالتی کمیک و نامنتظر پیدا میکند. تفاوت میان این آدمها، موتور بخش بزرگی از جذابیت اثر است.
برخی با جدیت و قساوت به جهان مینگرند؛ برخی دیگر آنقدر سرخوش و بیخبرند که انگار قواعد معمول واقعیت را نپذیرفتهاند. این تنوع، به سریال انرژی میدهد و مانع یکنواختی آن میشود. برخورد شخصیتهایی با جهانبینیهای متضاد، بارها صحنههایی میآفریند که هم خندهدارند و هم تهدیدآمیز. اما همین فراوانی هزینهای نیز دارد.
همهٔ چهرهها مجال برابر برای رشد پیدا نمیکنند و گاه شخصیتهایی که ظرفیت عاطفی یا دراماتیک چشمگیری دارند، بیشتر در حد نشانهای برای پیشبرد ماجرا باقی میمانند. تماشاگر ممکن است به بعضی از آنها علاقهمند شود، اما فرصت نیابد تا پیوندی عمیق و پایدار با زندگی درونیشان برقرار کند. آمریکا در دوران منع الکل حالوهوای آمریکا در دههٔ ۱۹۳۰ از عناصر تعیینکنندهٔ هویت سریال است.
« در بیرون از قطار نیز شهرها و خیابانهای آمریکا بخشی از همان شبکهٔ ناآراماند. »
شخصیتها و اجرا
دورهٔ منع الکل، با سایهٔ گنگسترها و اقتصاد زیرزمینی، در اینجا نه به شکل بازسازی تاریخی خشک، بلکه همچون بستری پرتحرک برای ماجراجویی و اغراق به کار گرفته میشود. لباسها، فضاهای شهری، ظاهر گروههای تبهکار و ریتم موسیقی، تصویری از دورانی میسازند که در آن قانون رسمی و قدرت واقعی همیشه همپوشانی ندارند.
موسیقی جَز نقشی فراتر از تزئین دارد. ضرباهنگ آن شور و شتاب داستان را تقویت میکند و در کنار تدوین پرجنبوجوش، به اثر کیفیتی نمایشی و تقریباً صحنهای میبخشد. موسیقی آغازین نیز از همان ابتدا لحن سریال را اعلام میکند: بازیگوش، پرحرکت و آگاه از آشوبی که پیش روست. همین انتخابها کمک میکنند «Baccano!» در میان آثار جنایی و فانتزی، هویتی شنیداری و بصری متمایز پیدا کند.
خشونت، طنز سیاه و نوسان لحن خشونت در سریال حضوری آشکار دارد، اما اغلب با اغراق و طنزی سیاه همراه میشود. این برخورد نامتعارف، یکی از امضاهای اثر است: صحنهای میتواند در یک لحظه هولناک و در لحظهای دیگر مضحک جلوه کند. چنین نوسانی، جهان «Baccano!» را از واقعگرایی صرف دور میکند و به آن حالتی کارناوالی میبخشد؛ گویی هر شخصیت، حتی در میانهٔ خطر، بخشی از نمایش بزرگتری است.
این انتخاب برای همه خوشایند نخواهد بود. طنز گاه از سنگینی پیامدهای خشونت میکاهد و ممکن است رنج قربانیان را در حاشیه قرار دهد. از سوی دیگر، تماشاگرانی که به خشونت تصویری حساساند یا انتظار لحنی یکدست دارند، احتمالاً با بعضی صحنهها احساس بیگانگی خواهند کرد. اثر میخواهد هم مخاطب را سرگرم کند و هم در دل سرگرمی، خشونتی بیپرده نشان دهد؛ گاهی این دو هدف در تعادلاند و گاهی یکی بر دیگری غلبه میکند.
« موسیقی آغازین نیز از همان ابتدا لحن سریال را اعلام میکند: بازیگوش، پرحرکت و آگاه از آشوبی که پیش روست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کارگردانی و ریتم دیداری کارگردانی سریال بر حرکت، ورود ناگهانی شخصیتها و برشهای سریع تکیه دارد. صحنهها غالباً طوری چیده میشوند که اطلاعات را کامل در اختیار مخاطب نگذارند؛ نگاه، مکث یا واکنشی کوتاه ممکن است بعدتر معنای بیشتری پیدا کند. این دقت در توزیع اطلاعات با ساختار چندخطی اثر هماهنگ است و سبب میشود حتی گفتوگوهای ظاهراً گذرا نیز گاهی در حافظه بمانند.
با این همه، همین ریتم پرشتاب میتواند مجال تأمل را محدود کند. برخی لحظههای عاطفی یا شخصیتپردازانه، پیش از آنکه به اندازهٔ کافی درنگ کنند، به رشتهٔ بعدی روایت سپرده میشوند. در نتیجه، «Baccano!» بیش از آنکه بر مکثهای طولانی و کاوش روانشناختی تکیه کند، بر حرکت و برخورد بنا شده است.
این انتخاب با روح اثر سازگار است، اما مخاطبی که درام آرامتر و پرداخت عمیقتر شخصیتها را میپسندد، ممکن است احساس کند سریال از کنار بخشی از ظرفیتهای خود میگذرد. تجربهٔ تماشاگر و مخاطب مناسب تماشای «Baccano!» نیازمند توجه فعال است. بهتر است در قسمتهای آغازین به نامها، وابستگیها و نشانههای زمانی دقت کرد؛ نه برای حل فوری همهٔ ابهامها، بلکه برای دنبالکردن شبکهای که بهتدریج شکل میگیرد.
پاداش این صبر، وضوحی است که از کنار هم قرار گرفتن قطعات حاصل میشود، نه توضیحی ساده و مستقیم که از بیرون بر روایت تحمیل شود. این مجموعه بیش از همه برای کسانی مناسب است که از روایتهای غیرخطی، گروههای بزرگ شخصیتها، ترکیب ژانر جنایی و عناصر فراطبیعی و لحنهای متضاد لذت میبرند. در مقابل، مخاطبی که داستانی خطی، آرام و متمرکز بر یک یا دو شخصیت میخواهد، ممکن است در آشفتگی آغازین آن خسته شود.
« کارگردانی و ریتم دیداری کارگردانی سریال بر حرکت، ورود ناگهانی شخصیتها و برشهای سریع تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
خشونت تصویری و شوخیهای تاریک نیز بخشی جداییناپذیر از تجربهاند و نمیتوان آنها را از هویت اثر جدا کرد. جمعبندی «Baccano!» مجموعهای است که آشوب را هم در موضوع و هم در شکل روایت خود به کار میگیرد. پرشهای زمانی، قطارِ گرفتار در بحران، شخصیتهای متضاد، موسیقی جَز و خشونت اغراقآمیز، همگی در ساختن جهانی پرجنبوجوش و متمایز نقش دارند.
مهمترین دستاوردش آن است که پراکندگی ظاهری را به تجربهای روایی تبدیل میکند و مخاطب را برای کشف پیوندهای پنهان به مشارکت فرامیخواند. در برابر این دستاورد، انبوه شخصیتها گاه عمق عاطفی را قربانی سرعت میکند و پیچیدگیِ آغازین ممکن است پیش از آنکه کنجکاوی برانگیزد، سردرگمی پدید آورد.
بااینحال، برای تماشاگرانی که حاضرند در ریتم نامتعارف آن غرق شوند، «Baccano!» اثری پرشخصیت، جسور و بهیادماندنی است؛ روایتی که بیش از آنکه بخواهد آشوب را رام کند، از انرژی بیمهار آن بهره میبرد.
« خشونت تصویری و شوخیهای تاریک نیز بخشی جداییناپذیر از تجربهاند و نمیتوان آنها را از هویت اثر جدا کرد. »



ثبت دیدگاه