نقد و بررسی
نقد بابای بچه (Baby Daddy) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با چاشنی پدری ناخواسته «Baby Daddy» از یک موقعیت کمدی روشن و بیدرنگ قابلفهم آغاز میشود: بن ویلر، جوانی بیستوچندساله و هنوز دلبستهٔ زندگی بیقید مجردی، ناگهان با دختری خردسال روبهرو میشود که مادرش او را پشت در خانه گذاشته است. تصمیم بن برای پذیرفتن مسئولیت پدری، زندگی او و دوستانش را از مسیر عادی خارج میکند و خانهٔ مشترکشان را به صحنهٔ برخورد عادتهای بزرگسالانه با نیازهای بیوقفهٔ یک نوزاد بدل میسازد.
هستهٔ جذابیت سریال همین تضاد است: مردانی که هنوز در بسیاری از جنبههای زندگی خود بالغ نشدهاند، باید برای کودکی که به آنها وابسته است جا باز کنند. این طرح بهخودیخود تازه نیست؛ کمدیهای خانوادگی بارها از ورود ناگهانی کودک به زندگی شخصیتهای نابالغ بهره بردهاند. بااینحال، «Baby Daddy» میکوشد با تکیه بر گروهی پرجنبوجوش و روابطی که میان دوستان و خانواده شکل میگیرد، به این فرمول روحی تازه ببخشد.
سریال بیش از آنکه دربارهٔ دشواریهای واقعگرایانهٔ پدرشدن باشد، دربارهٔ آشفتگی شیرینِ تغییر سبک زندگی است: برنامههایی که بههم میریزند، مسئولیتهایی که دستبهدست میشوند و آدمهایی که ناچارند در کنار شوخی و بهانهتراشی، اندکی جدیتر شوند. کمدی موقعیت و نیروی ریتم بخش عمدهٔ خندهٔ سریال از موقعیتهایی میآید که شخصیتها را وادار میکند میان خواستههای شخصی و مسئولیت تازهشان یکی را انتخاب کنند.
بن میخواهد همچنان جوانی راحتطلب باقی بماند، اما حضور اما پیوسته این خیال را مختل میکند. دوستانش نیز با آنکه در ابتدا بیشتر نقش تماشاگران آشفتهحال را دارند، کمکم درگیر ماجرا میشوند و هرکدام به شکلی در کار مراقبت و حلوفصل بحرانها سهم میگیرند. حاصل، کمدیای است که به جای ساختن شوخیهای پیچیده یا طنز اجتماعی تند، به سرعت، سوءتفاهم و واکنشهای اغراقشده تکیه دارد.
« بن میخواهد همچنان جوانی راحتطلب باقی بماند، اما حضور اما پیوسته این خیال را مختل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ریتم سرزندهٔ مجموعه از نقاط قوت آن است. هر قسمت معمولاً چند موقعیت کوچک را پیش میبرد و بهسرعت از یک دردسر به دردسر دیگر میرسد؛ بنابراین تماشاگر برای دنبالکردن ماجرا به تمرکز سنگین نیاز ندارد. این ویژگی، «Baby Daddy» را به انتخابی مناسب برای تماشای سبک و پیوسته تبدیل میکند. بااینحال، همان شتاب گاهی مجال نمیدهد شوخیها بهخوبی شکل بگیرند یا پیامدهای عاطفی موقعیتها عمق بیشتری پیدا کنند.
برخی لحظات پیش از آنکه به اوج برسند، با شوخی بعدی جایگزین میشوند. گروهی که به قصه گرما میدهد شخصیتها بیش از آنکه بهتنهایی پیچیده و چندلایه باشند، در کنار هم معنا پیدا میکنند. بن مرکز ماجراست، اما مجموعه بهدرستی اجازه نمیدهد بار جذابیت فقط بر دوش او بماند. دنی، تاکر، رایلی و بانی هرکدام انرژی و زاویهٔ دید متفاوتی وارد جمع میکنند.
این تفاوتهاست که فضای خانه را زنده نگه میدارد: یک نفر با جدیت یا جاهطلبی وارد موقعیت میشود، دیگری با بیپروایی آن را بههم میریزد و سومی از بیرون با نگاهی کنایهآمیز به ماجرا واکنش نشان میدهد. بانی از آن شخصیتهایی است که حضورش میتواند هم مایهٔ آشفتگی باشد و هم سرچشمهٔ صمیمیت.
دخالتهای مادرانه و رفتارهای نمایشیاش گاهی از منطق واقعگرایانه فاصله میگیرند، اما در قالب کمدی گروهی کارکرد دارند: او میتواند جمع را از سکون بیرون بیاورد و شوخی را به مسیری غیرمنتظره ببرد. رابطهٔ بن و بانی نیز صرفاً رابطهای مبتنی بر نصیحت و سرپیچی نیست؛ زیر جدلهایشان نوعی پیوند خانوادگی دیده میشود که به لحظات سبک سریال گرمای بیشتری میبخشد.
« این ویژگی، «Baby Daddy» را به انتخابی مناسب برای تماشای سبک و پیوسته تبدیل میکند. »
شخصیتها و اجرا
شیمی شخصیتها و عاطفهٔ کمادعا یکی از دلایل همراهیبرانگیز بودن مجموعه، حس رفاقتی است که میان شخصیتها شکل میگیرد. اعضای این گروه همیشه بهترین تصمیم را نمیگیرند و گاهی رفتارشان به لوسبازی یا رقابتهای کودکانه نزدیک میشود، اما در لحظههای مهم حاضرند برای یکدیگر وقت بگذارند. همین پیوند باعث میشود ماجرا فقط دربارهٔ بن و دخترش نباشد؛ سریال بهتدریج نشان میدهد که بزرگکردن یک کودک میتواند مسئولیت جمعی باشد، حتی اگر هیچیک از اطرافیان بن در آغاز برای چنین نقشی آماده نباشند.
رایلی نیز در این ترکیب جایگاهی مهم دارد. نزدیکی او با بن و ارتباطش با دیگر اعضای گروه، زمینهٔ بسیاری از کشمکشها و لحظات عاطفی را فراهم میکند، بیآنکه سریال از همان ابتدا همهچیز را به یک داستان عاشقانه تقلیل دهد. رابطهها در این مجموعه معمولاً با شوخی و کلکل پیش میروند، اما گاه از خلال همین رفتارهای ظاهراً سبک، علاقه و وفاداری آشکار میشود.
عاطفهٔ «Baby Daddy» پرطمطراق نیست؛ بیشتر در جزئیات کوچک، حمایتهای ناگهانی و کنار هم ماندن شخصیتها در روزهای آشفته نمود پیدا میکند. بازیگری؛ میان انرژی و اغراق بازیگران برای حفظ ضرباهنگ کمدی، به انرژی و واکنشهای سریع متکیاند. این شیوه در بسیاری از صحنهها مؤثر است؛ شخصیتها بهسرعت از خونسردی به دستپاچگی میرسند و واکنشهایشان به آشفتگی موقعیت کمک میکند.
مجموعه از بازیهای پرتحرک و بیانهای اغراقشده سود میبرد و همین امر با حالوهوای سبک آن سازگار است. در لحظات موفق، گروه بازیگران حس آشنایی و راحتی دارد؛ انگار شخصیتها از پیش با زبان شوخی یکدیگر آشنا هستند. اما این انتخاب همیشه نتیجهٔ یکسانی نمیدهد. گاهی اجرای بعضی شوخیها مصنوعی به نظر میرسد و واکنشها بیش از اندازه طراحیشدهاند.
« رایلی نیز در این ترکیب جایگاهی مهم دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مسئله بهویژه وقتی محسوس میشود که سریال از بازیگر میخواهد تنها با بالا بردن صدا یا اغراق در حالت چهره، بار خندهٔ صحنه را به دوش بکشد. ناهمواریهای اجرایی در آغاز مجموعه بیشتر به چشم میآیند و ممکن است برای تماشاگرانی که به کمدیهای کماغراقتر عادت دارند، مانع شکلگیری ارتباط فوری با شخصیتها شوند.
بااینحال، تداوم حضور گروه و شناخت تدریجی از منش هر شخصیت، به انسجام کلی کمک میکند. محدودیتهای فرمول و تکرار شوخیها «Baby Daddy» از فرمولی استفاده میکند که هم امکان تولید موقعیتهای متنوع را دارد و هم خطر تکرار را با خود میآورد. بن با مسئولیتی تازه روبهرو شده، اما بخشهایی از زندگی و شخصیتش در آغاز چندان دگرگون نمیشوند؛ در نتیجه گاهی احساس میشود قصه بارها به یک نقطه بازمیگردد: بن در برابر مسئولیت مقاومت میکند، اتفاقی پیشبینینشده برنامه را بههم میزند و اطرافیان در پایان به شکلی موقت اوضاع را جمع میکنند.
این الگو برای کمدی موقعیت کارآمد است، اما اگر بیش از اندازه تکرار شود، نیروی غافلگیری را کاهش میدهد. مهمترین دشواری در خودِ فرض اولیه نیز دیده میشود. رهاشدن نوزاد پشت در، رویدادی بسیار بزرگ و غیرعادی است؛ سریال از آن برای آغاز داستان بهره میگیرد، اما گاه به نظر میرسد ظرفیت این موقعیت برای پیشبرد قصه بیش از حد کش داده میشود.
وقتی تماشاگر انتظار دارد این اتفاق پیامدهایی جدی و پایدار داشته باشد، بازگشت مکرر به بازیهای کمدی سبک میتواند میان وزن ماجرا و لحن مجموعه فاصله ایجاد کند. برخی شوخیها نیز پس از چند بار تکرار، تازگی خود را از دست میدهند و جای خود را به آشنایی قابلپیشبینی میدهند. برای چه مخاطبی مناسب است؟
« بااینحال، تداوم حضور گروه و شناخت تدریجی از منش هر شخصیت، به انسجام کلی کمک میکند. »
قوتها و کاستیها
این مجموعه بیش از هر چیز برای تماشاگرانی مناسب است که از کمدیهای گروهمحور، شخصیتهای پرانرژی و داستانهای خانوادگی سبک لذت میبرند. «Baby Daddy» ادعای بازنمایی دقیق و تلخ دشواریهای پدرشدن را ندارد؛ جذابیتش در تبدیل نگرانیها و دردسرهای روزمره به صحنههایی کوتاه و سرگرمکننده است.
مخاطبی که در پی طنزی ظریف، تحول روانشناختی عمیق یا روایت کاملاً واقعگرا باشد، احتمالاً با محدودیتهای آن روبهرو میشود. در مقابل، کسی که همراهی با گروهی دوستداشتنی و تماشای موقعیتهای ساده اما خوشریتم را میخواهد، میتواند از آن لذت ببرد. جمعبندی «Baby Daddy» کمدیای گرم و خوشریتم است که ایدهای آشنا را با اتکا به رفاقت، خانواده و آشفتگی زندگی روزمره پیش میبرد.
قوت اصلیاش نه در پیچیدگی داستان، بلکه در شیمی میان شخصیتها و تواناییاش برای ساختن لحظاتی است که هم خندهدارند و هم اندکی لطافت عاطفی دارند. در سوی دیگر، تکرار بعضی شوخیها، ناهمواری بازیها و کشآمدن موقعیت آغازین مانع از آن میشود که مجموعه همیشه به اندازهٔ ظرفیتش تازه و اثرگذار بماند.
بااینهمه، «Baby Daddy» در قلمرو کمدی سبک و خانوادگی جایگاه خودش را پیدا میکند: سریالی که گاه ساده و قابلپیشبینی است، اما در بهترین لحظههایش از پیوند میان آدمهای ناقص و مهربان، سرگرمیای صمیمی میسازد.
ثبت دیدگاه