نقد و بررسی
نقد بیبها (Babes) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رفاقتی در آستانهٔ تغییر «Babes» که نخستین فیلم بلند داستانیِ Pamela Adlon در مقام کارگردان است، از موقعیتی آشنا اما کمتر جدیگرفتهشده آغاز میکند: دو دوست قدیمی که زندگیشان دیگر در یک مسیر پیش نمیرود. اِدِن، زنی مجرد و بیپرده، پس از یک رابطهٔ گذرا درمییابد که باردار است؛ داون، دوست دیرینهاش، همزمان با مادری و مسئولیتهای خانوادگی دستوپنجه نرم میکند.
این دو از کودکی به هم نزدیک بودهاند، اما نزدیکیِ گذشته لزوماً به معنای فهم بیدردسرِ یکدیگر در اکنون نیست. فیلم، بارداری را نه فقط رخدادی جسمانی، بلکه نیرویی میبیند که دوستی را زیر فشار میگذارد و شکل آن را تغییر میدهد. از همان آغاز، جذابیت اثر در این است که مسئلهٔ اصلیاش صرفاً «مادرشدن» نیست؛ بلکه این پرسش است که چگونه میتوان در میانهٔ تفاوتهای روزافزون، همچنان برای دیگری جا باز کرد.
اِدِن و داون هرکدام در مرحلهای متفاوت از زندگی ایستادهاند، و همین اختلاف، هم منبع کمدی است و هم زمینهٔ دلخوری. فیلم بهجای آنکه دوستیشان را پیوندی بینقص و آرمانی تصویر کند، اجازه میدهد صمیمیتشان گاهی به مداخله، سوءتفاهم یا خستگی بدل شود. این نگاه، رابطه را باورپذیرتر میکند.
کمدیِ بیپرده و بدنِ واقعی «Babes» از آن کمدیهایی نیست که بخواهد تجربهٔ بارداری را در قابهای تمیز و دلپذیر محصور کند. بیماری، آشفتگی جسمانی، موقعیتهای ناخوشایند و جزئیاتی که معمولاً از روایتهای مرتب و رسمی حذف میشوند، در اینجا به بخشی از زبان طنز تبدیل شدهاند. شوخیها گاه عامدانه زنندهاند، اما هدفشان فقط غافلگیرکردن مخاطب نیست؛ فیلم از این بیپروایی برای عادیسازی تجربههایی استفاده میکند که بسیاری از روایتهای سینمایی دربارهٔ بارداری ترجیح میدهند نادیده بگیرند.
« این دو از کودکی به هم نزدیک بودهاند، اما نزدیکیِ گذشته لزوماً به معنای فهم بیدردسرِ یکدیگر در اکنون نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه در بهترین لحظهها خندهای رها و کمی شرمآلود است؛ خندهای که از برخورد مستقیم با بدن و بینظمیهای زندگی میآید. بااینحال، بیپروایی بهتنهایی تضمینکنندهٔ موفقیت نیست. بعضی شوخیها از مرز غافلگیری عبور میکنند، اما به لطافت یا تیزیِ لازم نمیرسند؛ برخی موقعیتها نیز چنان نامتعارفاند که بیشتر به طرحی کمیک شبیه میشوند تا رخدادی برخاسته از زندگی شخصیتها.
اگر مخاطب با جنس شوخیِ بازیگوش و گاه زمخت فیلم همراه نشود، احتمال دارد بخشهایی از آن را لوس یا بیتناسب بیابد. این نوسان، جزئی از هویت اثر است، اما همزمان یکی از محدودیتهایش نیز به شمار میآید. دو بازیگر و یک شیمی زنده بار اصلی فیلم بر دوش Ilana Glazer و Michelle Buteau است؛ و مهمترین سرمایهٔ آن نیز همین همراهی است.
Glazer در نقش اِدِن، انرژیِ گفتاری و رفتاریِ تندی دارد: زنی که بیمحابا حرف میزند، خود را در موقعیتهای نامتعارف مییابد و همزمان از فهم کاملِ پیامدهای تصمیمهایش فاصله دارد. این بازی پرجنبوجوش میتوانست به شخصیتی صرفاً شلوغ و یکنواخت تبدیل شود، اما حضور Buteau تعادل خوبی ایجاد میکند.
داون در بازی او هم شوخطبع است و هم خسته، هم مهربان است و هم حق دارد گاهی از نقشِ تکیهگاهِ همیشگی بیرون بیاید. رابطهٔ این دو بهجای آنکه با توضیحهای طولانی دربارهٔ سابقهٔ دوستیشان ساخته شود، از رفتارهای کوچک جان میگیرد: آشناییِ بیتکلف، شوخیهای خصوصی و تواناییِ پیشبینی واکنش طرف مقابل.
« بااینحال، بیپروایی بهتنهایی تضمینکنندهٔ موفقیت نیست. »
شخصیتها و اجرا
همین نشانهها حس میدهند که این دو زن پیش از آغاز قصه نیز زندگی مشترکی از خاطره و عادت داشتهاند. از این رو، وقتی تنش میانشان بالا میگیرد، اختلافشان صرفاً ابزاری برای پیشبردن داستان نیست؛ به نظر میرسد واقعاً چیزی ارزشمند در معرض آسیب قرار گرفته است. دوستی زنانه، بدون آرمانسازی یکی از نکات قابلتوجه «Babes» آن است که دوستی زنانه را نه جانشین سادهٔ خانواده میکند و نه پناهگاهی بیدردسر.
اِدِن از داون کمک میخواهد، اما نیازهای او با نیازهای همسر و فرزندان داون همیشه همسو نیست. داون نیز نمیتواند هر بار بیدرنگ از مسئولیتهای خودش فاصله بگیرد و در دسترس دوستش باشد. این کشمکش، سویهای عاطفی به کمدی میدهد: حمایتکردن از دیگری گاهی فرساینده است، و صمیمیت پایدار به معنای چشمپوشی از مرزهای شخصی نیست.
فیلم در این زمینه تصویری دلنشین، اما نه کاملاً بیمسئله، میسازد. رابطهٔ دو شخصیت بهقدری مرکزی است که برخی دشواریهای بیرونیِ مادرشدن و پرورش کودک در حاشیه میمانند. فشارهای اقتصادی، دشواری دسترسی به مراقبت از کودک و واقعیتهای کاریِ والدین میتوانستند جای بیشتری در روایت داشته باشند.
بااینهمه، فیلم در موضوعی که انتخاب کرده ــ یعنی دگرگونیِ یک دوستی زیر فشارِ مراحل متفاوت زندگی ــ لحظههایی دقیق و قابلتأمل پیدا میکند. ریتم، لحن و نوسانهای روایت کارگردانی Adlon به فیلم حسی صمیمی و بیتکلف میبخشد. دوربین بیش از آنکه به جلوههای نمایشی متکی باشد، فرصت میدهد تا حضور بازیگران و کیفیت برخوردهایشان صحنه را شکل دهد.
« همین نشانهها حس میدهند که این دو زن پیش از آغاز قصه نیز زندگی مشترکی از خاطره و عادت داشتهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این سادگی با جهان داستان جور است؛ جهانی که جذابیتش در ماجراهای پرزرقوبرق نیست، بلکه در حرفهای بیمقدمه، واکنشهای ناگهانی و لحظههایی است که از خنده به دلگرفتگی میرسند. فیلم همچنین میکوشد بیپروایی کمدیاش را با عاطفه همراه کند، بیآنکه هر شوخی را فوراً به پندی اخلاقی تبدیل سازد.
اما ریتم در همهٔ بخشها یکدست نیست. بعضی صحنهها پس از آنکه شوخیِ اصلیشان را ادا کردهاند، اندکی بیش از اندازه ادامه مییابند؛ برخی گذرها نیز از ماجرایی به ماجرای دیگر چنان شتابزدهاند که پیوند عاطفی میانشان کمرنگ میشود. روایت گاهی به مجموعهای از موقعیتهای عجیب و خاطرهانگیز شباهت پیدا میکند و کمتر به این میپردازد که هر اتفاق دقیقاً چه تغییری در شخصیتها ایجاد کرده است.
در نتیجه، فیلم لحظههای بسیار بامزه و گرم دارد، اما میان آن لحظهها افتوخیزهایی دیده میشود که ممکن است توجه بیننده را سست کند. عاطفه در پسِ خنده حسبرانگیزترین وجه «Babes» آن است که خنده را راهی برای نزدیکشدن به آسیبپذیری میداند، نه وسیلهای برای انکار آن. شخصیتها با شوخی از دشواریها عبور میکنند، اما طنز همیشه سپری کامل نیست.
پشت طنازی اِدِن، بیتجربگی و نیاز به اتکا به دیگری دیده میشود؛ پشت صبوری داون نیز فشارِ مراقبت از خانواده و تلاش برای حفظ زندگی شخصیاش حضور دارد. وقتی فیلم به این لایهها نزدیک میشود، از یک کمدی صرفاً شلوغ فاصله میگیرد و به اثری دربارهٔ مراقبت متقابل بدل میشود. با این حال، گذار از شوخی به احساس همیشه نرم و طبیعی نیست.
« شخصیتها با شوخی از دشواریها عبور میکنند، اما طنز همیشه سپری کامل نیست. »
قوتها و کاستیها
گاهی تغییر لحن ناگهانی است و فیلم برای لحظات عاطفی خود زمینهچینیِ کافی فراهم نمیکند. اما بازیِ گرم دو بازیگر اصلی، بسیاری از این لغزشها را جبران میکند. تماشاگر بهواسطهٔ رابطهٔ آنها میتواند بپذیرد که دو آدم همزمان از هم خسته شوند، یکدیگر را برنجانند و باز به سوی هم بازگردند؛ بیآنکه لازم باشد دوستیشان بینقص جلوه کند.
جمعبندی «Babes» کمدیای پرانرژی و صمیمی دربارهٔ بارداری، مادری و دوستیای است که باید با تغییر شرایط سازگار شود. امتیاز اصلیاش نه تازگیِ کاملِ داستان، بلکه زندهبودن رابطهٔ میان اِدِن و داون است؛ رابطهای که به کمک بازیِ هماهنگ Ilana Glazer و Michelle Buteau هم خندهدار میشود و هم در لحظههای دشوار، وزن عاطفی پیدا میکند.
شوخیهای بیپرده و نگاه بیتعارف به تجربهٔ جسمانی بارداری، به فیلم هویتی روشن میدهند، هرچند بعضی شوخیها به هدف نمیرسند و برخی بخشها از ریتم میافتند. این اثر در بهترین لحظههایش یادآوری میکند که دوستیِ دیرپا صرفاً به گذشتهای مشترک وابسته نیست؛ به تواناییِ دیدنِ نیازهای تازهٔ یکدیگر نیز بستگی دارد.
«Babes» فیلمی بینقص یا کاملاً منسجم نیست، اما گرمای انسانی و شیمیِ دو بازیگرش به آن نیرویی میدهد که بتواند پس از پایان تماشا در ذهن بماند.
« گاهی تغییر لحن ناگهانی است و فیلم برای لحظات عاطفی خود زمینهچینیِ کافی فراهم نمیکند. »
ثبت دیدگاه