نقد و بررسی
نقد بابا (Baba) | 2022
«Baba» در ظاهر یک درام خانوادگی درباره فروپاشی نظم آشنای یک خانواده سنتی و ورود ناگهانی آن به جهانی ثروتمند و بیرحم است، اما در لایه زیرین، بیش از هر چیز درباره معنای قدرت، پدرسالاری، خانواده و بهای حفظ اصول در شرایطی متغیر حرف میزند. سریال با تکیه بر حضور Haluk Bilginer و تقابل او با نسل جوانتر، به ایدهای جذاب درباره برخورد سنت و مدرنیته میرسد؛ ایدهای که در بهترین لحظات، ظرفیت یک درام اجتماعی جدی را پیدا میکند. بااینحال، فاصله میان جاهطلبی اولیه و کیفیت اجرای همه خطوط داستانی، یکی از مهمترین چالشهای اثر است.
وعده ژانری؛ وقتی یک خانواده وارد جهانی تازه میشود
«Baba» از همان ابتدا بر یک تضاد روشن و قابلفهم بنا میشود: خانوادهای گسترده و سنتی که در فضایی نسبتاً ساده و محدود زندگی میکند، ناگهان در برابر امکانات، مناسبات و قدرتی قرار میگیرد که پیشتر از آن فاصله داشته است. Emin Saruhanlı، با بازی Haluk Bilginer، در مرکز این تغییر قرار دارد؛ مردی که هویت خود را تا حد زیادی بر جایگاهش بهعنوان پدر خانواده، اصول اخلاقی و قواعدی که برای اعضای خانواده تعیین کرده، بنا کرده است. بنابراین مسئله صرفاً تغییر وضعیت اقتصادی نیست؛ مسئله این است که وقتی جهان بیرونی قواعد خودش را به خانه تحمیل میکند، آیا ساختار قدیمی خانواده همچنان میتواند پابرجا بماند؟ همین ایده، جذابترین بخش وعده اولیه سریال است. «Baba» تلاش میکند درام خانوادگی را با عناصر اجتماعی، اقتصادی، جنایی و حتی ملودرام ترکیب کند. این ترکیب در تلویزیون ترکیه امری غریب نیست، اما تفاوت اثر در این است که در آغاز میکوشد تغییر جایگاه اجتماعی را به تغییر روانشناختی شخصیتها پیوند بزند. ثروت تازهرسیده قرار نیست فقط خانهها، لباسها و محیط زندگی را تغییر دهد؛ قرار است رابطه اعضای خانواده با یکدیگر و حتی تعریف آنان از خودشان را دگرگون کند. در نتیجه، سریال در شروع خود تصویری از یک خانواده ارائه میدهد که گرچه از بیرون منسجم به نظر میرسد، در درونش شکافهای متعددی وجود دارد. اختلاف نسلها، رابطه پیچیده پدر و فرزندان، تفاوت خواستههای فردی با مصلحت خانواده و مسئله اطاعت، همگی بذرهای درامی هستند که میتوانند داستان را فراتر از یک ملودرام معمولی ببرند.
« در این داستان، ثروت بیشتر از آنکه مسئله باشد، آزمونی برای ساختار خانواده است. »
روایت و ریتم؛ جاهطلبی زیاد، تمرکز نهچندان پایدار
روایت «Baba» زمانی بهترین عملکرد خود را دارد که روی Emin و خانواده نزدیک او تمرکز میکند. تغییر شرایط زندگی و واکنشهای متفاوت اعضای خانواده، امکان ایجاد تنشهایی طبیعی و تدریجی را فراهم میکند. در چنین لحظاتی، سریال نیازی به حادثهپردازی افراطی ندارد؛ کافی است شخصیتها در برابر یکدیگر قرار بگیرند تا تضادها خودشان داستان را جلو ببرند. رابطه پدر با Kadir نیز یکی از مهمترین مسیرهای روایی سریال است، زیرا اختلاف آنان تنها اختلاف یک پدر سختگیر با فرزندش نیست و به تفاوت دو نگاه درباره استقلال، مسئولیت و معنای خانواده مربوط میشود. بااینحال، مشکل اصلی روایت در ادامه، تعدد خطوط داستانی است. «Baba» بهتدریج شخصیتها و کشمکشهای بیشتری وارد میدان میکند و همین مسئله موجب میشود تمرکز درام کاهش پیدا کند. برخی شخصیتهای فرعی ظرفیت آن را دارند که به بخش مهمی از جهان داستان تبدیل شوند، اما پرداخت آنان همیشه به اندازه معرفیشان منسجم نیست. در نتیجه، گاهی احساس میشود سریال بهجای عمیقتر کردن چند رابطه کلیدی، مدام در حال باز کردن مسیرهای تازه است. ریتم نیز از همین مسئله آسیب میبیند. ساختار قسمتهای طولانی سریالهای تلویزیونی ترکیه به خودی خود به داستان اجازه میدهد مکثهای زیادی داشته باشد، اما این فرصت زمانی ارزشمند است که مکثها به شخصیتپردازی یا فضاسازی منجر شوند. در «Baba» بعضی صحنهها چنین کارکردی دارند، اما برخی دیگر بیشتر شبیه کش دادن تعارضها هستند. این تفاوت باعث میشود تجربه تماشای سریال از نظر ضرباهنگ کاملاً یکنواخت نباشد. در عین حال، داستان در مقاطعی تلاش میکند با افزودن بحرانهای تازه، انرژی ازدسترفته را بازگرداند. این روش در ایجاد کشش لحظهای مؤثر است، اما هرچه تعداد بحرانها افزایش پیدا میکند، خطر مصنوعی شدن آنها نیز بیشتر میشود. سریال در بهترین حالت، از بحران برای آشکار کردن شخصیت استفاده میکند؛ در ضعیفترین حالت، شخصیت را قربانی نیاز فیلمنامه به بحران میکند.
بازیها و شخصیتها؛ مرکز ثقل سریال در دست یک بازیگر
بدون تردید یکی از اصلیترین دلایل جذابیت «Baba»، حضور Haluk Bilginer در نقش Emin Saruhanlı است. بازی او به شخصیت اجازه میدهد از یک پدر مستبد و سنتگرا فراتر برود. Emin مردی نیست که صرفاً با فریاد زدن یا دستور دادن قدرت خود را نشان دهد؛ سکوت، نگاه، مکث و شیوه ایستادن او نیز بخشی از اقتدار شخصیت است. همین جزئیات باعث میشود حتی زمانی که مخاطب با رفتار او موافق نیست، همچنان به تماشای او علاقهمند بماند. Bilginer همچنین موفق میشود تناقض درونی Emin را قابل لمس کند. او از یک سو مردی است که میخواهد خانوادهاش را حفظ کند و از سوی دیگر، روش او برای محافظت از خانواده میتواند خود به منشأ تنش تبدیل شود. این تضاد برای شخصیت اهمیت زیادی دارد، زیرا سریال او را صرفاً بهعنوان یک پدر خوب یا بد معرفی نمیکند؛ بلکه نشان میدهد باور به یک ارزش، زمانی که به شکل افراطی اجرا شود، میتواند به محدودیت تبدیل شود. در سوی دیگر، Tolga Sarıtaş در نقش Kadir وظیفه دشوارتری بر عهده دارد. Kadir باید هم نماینده نسلی متفاوت از پدرش باشد و هم همچنان پیوند عاطفی خود را با خانواده حفظ کند. Sarıtaş در صحنههایی که شخصیت میان استقلال فردی و وفاداری خانوادگی گرفتار میشود، انرژی مناسبی دارد و تضاد میان دو نسل را به شکل قابلباوری منتقل میکند. رابطه Kadir و Emin از همین منظر یکی از ستونهای اصلی درام است. دیگر بازیگران نیز بهویژه در بخش خانوادگی، به شکل قابلقبولی جهان سریال را پر میکنند، اما گستردگی بیش از حد شخصیتها باعث میشود همه آنان فرصت یکسانی برای عمق پیدا نکنند. برخی شخصیتها در ابتدا بسیار مهم به نظر میرسند، اما در ادامه کارکردشان تغییر میکند یا تحت تأثیر خطوط داستانی اصلی قرار میگیرند. این موضوع بیش از آنکه ضعف بازیگران باشد، نتیجه طراحی روایی پرجمعیت سریال است.
« قدرت بازی Haluk Bilginer در این است که اقتدار Emin را بدون تبدیل کردن او به یک شخصیت تکبعدی منتقل میکند. »
فضا و فرم؛ تضاد جغرافیا به زبان تصویری داستان تبدیل میشود
یکی از نکات قابل توجه «Baba» استفاده از تضاد میان محیط زندگی سنتی خانواده و فضای شهری و اقتصادی تازهای است که شخصیتها وارد آن میشوند. این جابهجایی صرفاً تغییر لوکیشن نیست؛ هر محیط حامل نوعی نظام ارزشی است. فضای ابتدایی زندگی خانواده، با نزدیکی افراد به یکدیگر و ساختار سنتیاش، حس تعلق و محدودیت را همزمان منتقل میکند. در مقابل، جهان جدید بیشتر با قدرت، رقابت، ناشناختگی و مناسبات پیچیده اقتصادی تعریف میشود. کارگردانی Çağrı Bayrak در چنین موقعیتهایی بیشتر به ایجاد فضای دراماتیک متکی است تا نمایشهای بصری پرزرقوبرق. سریال تلاش نمیکند صرفاً با قابهای تجملاتی، تفاوت دو جهان را نشان دهد؛ بخش مهمی از تضاد از طریق فاصله میان شخصیتها و محیط اطرافشان شکل میگیرد. خانه خانوادگی در مقایسه با فضاهای رسمی و کاری، معنای متفاوتی پیدا میکند و این تفاوت به درک وضعیت شخصیتها کمک میکند. از منظر بصری، «Baba» بیش از آنکه به دنبال امضای تصویری بسیار شخصی باشد، در خدمت روایت قرار میگیرد. این انتخاب شاید برای مخاطبی که انتظار تجربهای کاملاً سینمایی دارد کافی نباشد، اما برای یک درام تلویزیونی بلندمدت کارکرد خود را دارد. میزانسنها در بسیاری از صحنههای خانوادگی نیز تلاش میکنند روابط قدرت را از طریق جایگیری شخصیتها منتقل کنند؛ چه کسی در مرکز است، چه کسی سکوت میکند و چه کسی اجازه سخن گفتن پیدا میکند. موسیقی و طراحی صدا نیز در ایجاد حالوهوای ملودراماتیک اثر نقش دارند. البته همانطور که در بسیاری از لحظات سریال دیده میشود، موسیقی گاهی به جای آنکه احساس را تکمیل کند، آن را بیش از اندازه توضیح میدهد. این مسئله باعث میشود برخی صحنهها بهجای آنکه اجازه دهند مخاطب احساس را کشف کند، از او میخواهند مستقیماً تحت تأثیر قرار بگیرد.
قوتها و ضعفها؛ میان درام خانوادگی و ملودرام تلویزیونی
مهمترین نقطه قوت «Baba» در ایده مرکزی آن نهفته است. داستانی درباره پدری که قدرتش بر خانواده در شرایط تازه به چالش کشیده میشود، ظرفیت فراوانی برای بررسی مفهوم خانواده دارد. سریال همچنین از یک تقابل ساده میان سنت و مدرنیته فراتر میرود و نشان میدهد هیچکدام از این دو مفهوم بهتنهایی پاسخ همه مشکلات نیستند. سنت میتواند عامل همبستگی باشد، اما میتواند به سلطه نیز تبدیل شود؛ استقلال نیز میتواند رهاییبخش باشد، اما ممکن است فرد را از مسئولیتهای خانوادگی دور کند. نقطه قوت دیگر، کیفیت برخی روابط شخصیتهاست. «Baba» هنگامی که اجازه میدهد گفتوگوها و رفتارهای روزمره حامل تعارض باشند، باورپذیرتر میشود. در این لحظات، داستان بهجای تکیه بر اتفاقهای بزرگ، از جزئیات روابط انسانی استفاده میکند. مسئله این نیست که چه حادثهای رخ خواهد داد؛ مسئله این است که یک تصمیم چگونه اعتماد اعضای خانواده را تغییر میدهد. اما ضعف اصلی، همان پراکندگی روایی است. داستان در مقاطعی آنقدر شخصیت و تعارض وارد میکند که وزن درام میان آنها تقسیم میشود. برخی اتفاقها نیز بیش از آنکه حاصل تحول طبیعی شخصیتها باشند، نتیجه نیاز فیلمنامه به حفظ تعلیق هستند. چنین رویکردی ممکن است در کوتاهمدت جذابیت ایجاد کند، اما در بلندمدت به احساس ناپایداری در روایت منجر میشود. همچنین سریال در برخی بخشها به مرز ملودرام نزدیک میشود؛ جایی که شدت بحران یا واکنش شخصیتها از منطق روانشناختی صحنه فاصله میگیرد. این ویژگی الزاماً برای مخاطب ملودرامپسند نقطه ضعف محسوب نمیشود، اما اگر «Baba» را با معیار یک درام اجتماعی و شخصیتمحور بررسی کنیم، برخی انتخابهای فیلمنامه مانع رسیدن آن به تمام ظرفیت ایده اولیه میشوند.
« مشکل اصلی سریال کمبود ایده نیست؛ مسئله، کنترل نکردن ایدههایی است که همزمان میخواهد روایت کند. »
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ سریالی برای کسانی که خانواده را میدان اصلی درام میدانند
«Baba» بیش از آنکه یک اثر صرفاً جنایی، عاشقانه یا اجتماعی باشد، در بنیاد خود یک درام خانوادگی است. حتی زمانی که داستان وارد قلمروهای پرتنشتر میشود، رابطه میان اعضای خانواده همچنان بخش مهمی از انگیزه شخصیتها را تشکیل میدهد. به همین دلیل، مخاطبی که انتظار یک تریلر منسجم و سریع دارد، احتمالاً با ساختار اثر کاملاً همدل نخواهد شد؛ زیرا سریال بارها از خط اصلی بحران فاصله میگیرد تا به روابط خانوادگی بازگردد. در مقابل، مخاطبی که از درامهای شخصیتمحور، تضاد نسلها و داستانهایی درباره ساختار خانواده لذت میبرد، میتواند در «Baba» عناصر قابل توجهی پیدا کند. سریال بهخصوص برای کسانی جذاب است که از شخصیتهای خاکستری استقبال میکنند؛ شخصیتهایی که رفتارشان را نمیتوان صرفاً با برچسب قهرمان یا ضدقهرمان توضیح داد. Emin مهمترین نمونه چنین شخصیتی است و جذابیت او نیز دقیقاً از همین پیچیدگی سرچشمه میگیرد. از نظر جایگاه در میان درامهای تلویزیونی ترکیه، «Baba» نمونهای از آثاری است که با تکیه بر یک ستاره بزرگ، یک ایده خانوادگی جدی و ساختاری ملودراماتیک تلاش میکنند مخاطب گستردهای را جذب کنند. نقطه تمایز آن بیشتر در بازیگری و هسته خانوادگی داستان است تا در نوآوری فرمی. این سریال نمیخواهد قواعد تلویزیون را از نو تعریف کند؛ بلکه تلاش میکند از همان قواعد برای ساخت یک درام خانوادگی پرتنش استفاده کند. با این حال، ارزش «Baba» را نمیتوان فقط با میزان پیچشهای داستانی یا شدت اتفاقهای آن سنجید. اثر زمانی معنا پیدا میکند که به پرسش مرکزی خود بازگردیم: پدر بودن دقیقاً به چه معناست؟ آیا اقتدار با مراقبت یکی است؟ آیا حفظ خانواده به معنای حفظ شکل قدیمی آن است؟ و اگر خانواده در شرایطی تازه قرار بگیرد، چه کسی حق دارد درباره آینده آن تصمیم بگیرد؟ سریال پاسخهای سادهای برای همه این پرسشها ارائه نمیدهد و همین موضوع، یکی از جنبههای قابل تأمل آن است.
جمعبندی؛ درامی با هستهای قدرتمند و اجرایی ناهمگون
«Baba» در بهترین لحظات خود یک درام خانوادگی جدی درباره قدرت، مسئولیت، سنت و تغییر است. حضور Haluk Bilginer به شخصیت اصلی وزن و پیچیدگی میبخشد و رابطه او با Kadir نیز یکی از مهمترین عناصر عاطفی سریال را شکل میدهد. همچنین تضاد میان زندگی سنتی خانواده و جهان جدید، بستری مناسب برای بررسی ارزشهایی فراهم میکند که در شرایط عادی بدیهی به نظر میرسند اما با تغییر موقعیت، معنای تازهای پیدا میکنند. در مقابل، گستردگی بیش از حد روایت، تعداد بالای شخصیتها و اتکای مقطعی به بحرانهای ملودراماتیک باعث میشود سریال همیشه در سطح ایدههای اولیه خود باقی نماند. برخی خطوط داستانی جذابتر از برخی دیگر پرداخت شدهاند و ریتم نیز در تمام مسیر یکدست نیست. با این حال، این کاستیها نمیتوانند ارزش هسته مرکزی اثر و کیفیت بازیهای اصلی را کاملاً تحتالشعاع قرار دهند. «Baba» اثری است که بیش از هر چیز باید بهعنوان یک درام درباره خانواده دیده شود؛ خانوادهای که وقتی شرایط بیرونی تغییر میکند، مجبور میشود تعریف خود از وفاداری، قدرت و عشق را دوباره بررسی کند. جذابیت سریال در همین کشمکش نهفته است، نه صرفاً در اتفاقهایی که در مسیر روایت رخ میدهند. اگر مخاطب با ریتم نسبتاً آرام، ساختار چندلایه و فراز و فرودهای ملودراماتیک آن همراه شود، میتواند در روابط شخصیتها و بازیهای بازیگران اصلی، لحظاتی تأثیرگذار و قابل تأمل پیدا کند. در نهایت، «Baba» را نمیتوان اثری کاملاً بینقص یا روایتی کاملاً منسجم دانست؛ اما نمیتوان جاهطلبی آن در پرداختن به مسئله خانواده و اقتدار را نیز نادیده گرفت. سریال بیش از آنکه با پیچیدگی داستانی خود ماندگار شود، با تصویر پدری که تلاش میکند جهان پیرامون و خانوادهاش را مطابق اصول خود نگه دارد، اما ناچار با تغییر مواجه میشود، هویت پیدا میکند. همین کشمکش، ستون اصلی اثر است و بدون آن، تمام بحرانهای بیرونی صرفاً مجموعهای از اتفاقها خواهند بود.
« در قلب Baba، مسئله ثروت نیست؛ مسئله این است که وقتی جهان تغییر میکند، خانواده تا کجا میتواند همان خانواده سابق بماند. »



ثبت دیدگاه