نقد و بررسی
نقد شورشی (Baaghi) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان ملودرام و نمایش رزمی «Baaghi» فیلمی است که از همان ابتدا روشن میکند کدامیک از دو چهرهاش را جدیتر میگیرد: داستان عاشقانه را بهمثابه زمینهای برای حرکت و درگیری، و هنرهای رزمی را بهعنوان جاذبهٔ اصلی. رانی، جوانی سرکش و آموزشدیده در مبارزه، در پیوندی عاطفی با سیا قرار میگیرد؛ اما جدایی و دسیسه، مسیر این رابطه را به سفری پرخطر میکشاند.
سالها بعد، ربودهشدن سیا به دست راگاو، رانی را به بانکوک میبرد؛ جایی که گذشته، احساسات حلنشده و نبردهای پیدرپی در هم میآمیزند. فیلم به کارگردانی سبیر خان و با بازی تایگر شروف، شرادا کاپور و سودیر بابو ساخته شده است. با این حال، «Baaghi» در پی آن نیست که از این مواد خام روایتی ظریف یا پیچیده بسازد.
منطق فیلم بیشتر به سینمای اکشن عامهپسند نزدیک است: انگیزهای عاطفی برای بهراهافتادن قهرمان، دشمنانی برای عبور از آنها، و صحنههایی که توان جسمانی و مهارتهای رزمی بازیگر را در مرکز قاب میگذارند. نتیجه اثری است که مقصودش سرگرمکردن و بههیجانآوردن است، نه غافلگیرکردن مخاطبی که با الگوهای آشنای این ژانر خو گرفته است.
قهرمان؛ بدن در مرکز قاب مهمترین دارایی فیلم، حضور فیزیکی تایگر شروف است. رانی بیش از آنکه با گفتوگوها و پیچیدگیهای روانیاش در ذهن بماند، با چابکی، پرشها و تواناییاش در اجرای مبارزهها شناخته میشود. دوربین هم عموماً همین اولویت را دنبال میکند: بدن قهرمان را در حرکت نگه میدارد و فرصت میدهد مهارتهای رزمیاش جلوهگری کنند.
« فیلم به کارگردانی سبیر خان و با بازی تایگر شروف، شرادا کاپور و سودیر بابو ساخته شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تمرکز گاه برای تماشاگرانی که به اکشن پرتحرک علاقه دارند رضایتبخش است، اما همزمان فضای کمتری برای پرورش شخصیت باقی میگذارد. رانی در مقام قهرمانِ سرکش و عاشق، ویژگیهای آشنایی دارد: سرپیچی، وفاداری و آمادگی برای خطرکردن. مسئله این نیست که این صفات ذاتاً نامناسباند؛ دشواری آنجاست که فیلم اغلب آنها را اعلام میکند، بیآنکه فرصت کافی برای تبدیلشان به شخصیتی چندلایه فراهم آورد.
در نتیجه، قهرمان بیش از آنکه انسانی با محدودیتهای محسوس به نظر برسد، به نیرویی بدل میشود که باید از مانعی به مانع دیگر عبور کند. اکشن؛ انرژی چشمگیر، تنوع محدود صحنههای مبارزه موتور اصلی «Baaghi» هستند و در بهترین لحظات، انرژی و وضوح حرکتی دارند. طراحی درگیریها بر سرعت، ضربههای نمایشی، پرشها و تغییر مداوم موقعیت تکیه میکند.
تماشاگر میتواند حرکتها را دنبال کند و از تماشای مهارت بدنی بازیگر لذت ببرد؛ امتیازی که در فیلمی با این میزان اتکا به مبارزه اهمیت فراوان دارد. تمرینهای رزمی و آمادهسازی بدنی تایگر شروف نیز در شکلگیری این نمایش نقش مهمی داشتهاند. اما این نقطهٔ قوت، بهتدریج محدودیت خود را هم آشکار میکند.
وقتی مبارزهها پیدرپی با الگوهایی مشابه پیش میروند، هیجان اولیه جای خود را به احساس تکرار میدهد. تماشاگر ممکن است بارها همان منطق را ببیند: قهرمان به محاصره میافتد، با حرکاتی نمایشی بر مهاجمان غلبه میکند و دوباره به سراغ گروه بعدی میرود. اغراق، بخشی از قرارداد چنین سینمایی است؛ بااینحال، هنگامی که خطرِ شکست چندان باورپذیر نباشد، هر نبرد از نظر دراماتیک وزن کمتری پیدا میکند.
« رانی در مقام قهرمانِ سرکش و عاشق، ویژگیهای آشنایی دارد: سرپیچی، وفاداری و آمادگی برای خطرکردن. »
شخصیتها و اجرا
توانایی قهرمان دیگر فقط تحسینبرانگیز نیست؛ گاهی آنقدر مطلق میشود که پرسش «آیا واقعاً در خطر است؟» بر هیجان غلبه میکند. عاشقانهای که مجال کافی نمییابد رابطهٔ رانی و سیا قرار است تکیهگاه احساسی فیلم باشد؛ همان پیوندی که انگیزهٔ قهرمان برای دنبالکردن ماجرا را شکل میدهد. اما روایت عاشقانه با شتاب پیش میرود و بهسختی زمانی مییابد تا کشش میان دو شخصیت را به رابطهای متقاعدکننده بدل کند.
احساسات گاه بیشتر بهصورت نشانههایی آماده عرضه میشوند تا تجربهای که مخاطب قدمبهقدم در شکلگیری آن شریک شده باشد. این کمبود در بخشهای پرتنشتر اهمیت پیدا میکند. هرچه فیلم بیشتر از تماشاگر بخواهد خطرپذیری رانی را نتیجهٔ عشق و دلبستگی او بداند، باورپذیری همان احساسات اهمیت بیشتری مییابد.
وقتی رابطه به اندازهٔ کافی پرداخت نشده باشد، تصمیمهای عاطفی شخصیتها نیز اثر کمتری میگذارند. فیلم همچنان میتواند با موسیقی و موقعیتهای ملودراماتیک لحظاتی احساسی بسازد، اما آن لحظات همیشه از دل شخصیتپردازی برنمیآیند؛ گاهی بیشتر کارکردی دارند و برای پیشراندن قصه به کار گرفته میشوند.
راگاو و جهان تهدید راگاو، با بازی سودیر بابو، در جایگاه نیروی مقابل قهرمان قرار میگیرد و حضورش به فیلم امکان میدهد مبارزهها را از رویارویی با افراد عادی فراتر ببرد. تقابل میان قهرمان و دشمن، بهویژه در داستانی که بر نجات و انتقام تکیه دارد، باید حس تهدید را تقویت کند. بااینحال، پرداخت شخصیت منفی همیشه به اندازهٔ ظاهر و جایگاهش نیرومند نیست.
« این کمبود در بخشهای پرتنشتر اهمیت پیدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی او بیشتر ابزاری برای افزایش خطر به نظر میرسد تا شخصیتی با انگیزههایی که بهروشنی در بافت روایت ریشه دوانده باشند. این ضعف به شخصیتهای پیرامونی نیز سرایت میکند. بسیاری از آنها برای ایجاد سوءتفاهم، انتقال اطلاعات یا فراهمکردن رویارویی بعدی حضور دارند. چون تمرکز اصلی بر حرکت قهرمان است، جهان داستان کمتر فرصت مییابد تا از مجموعهای از موقعیتهای اکشن به فضایی زنده و مستقل تبدیل شود.
بنابراین، خطر در فیلم غالباً از تعداد و شدت برخوردها میآید، نه از پیچیدگی روابط یا کشمکشهای اخلاقی میان شخصیتها. موسیقی، لباس و رنگولعاب موسیقی و ظاهر بصری به «Baaghi» بخشی از شور و حال سینمای عامهپسند هندی را میبخشند. ترانهها، طراحی لباسها و رنگآمیزی پرجلوه، فیلم را از یک رشتهٔ یکنواخت از زدوخوردها دور میکنند و به آن ضرباهنگی متنوعتر میدهند.
این عناصر بیش از آنکه به عمق روانی شخصیتها کمک کنند، به تجربهٔ تماشایی فیلم خدمت میکنند: جذابیت قاب را بالا میبرند و میان بخشهای اکشن، وقفههایی همراه با حالوهوای عاشقانه یا نمایشی ایجاد میکنند. بانکوک نیز بهعنوان بستر بخش مهمی از ماجرا، تصویری از سفری پرخطر و دور از خانه فراهم میآورد.
بااینهمه، جغرافیای تازه لزوماً به معنای جهانسازی دقیق نیست. فیلم از مکان و جلوههای آن برای افزودن حس جنبوجوش بهره میگیرد، اما تمرکز خود را بر جزئیات محیط یا تجربهٔ فرهنگی نمیگذارد. شهر بیشتر پسزمینهای برای تعقیب و رویارویی است تا حضوری که بر شخصیتها و انتخابهایشان اثر بگذارد.
« این ضعف به شخصیتهای پیرامونی نیز سرایت میکند. »
قوتها و کاستیها
ریتم و قراردادهای ژانر ریتم تند فیلم برای تماشای تفریحی امتیازی واقعی است. «Baaghi» زمان زیادی را صرف مکثهای طولانی یا پرداختهای پیچیده نمیکند و بهسرعت از یک گره داستانی به موقعیتی پرتحرک میرسد. برای مخاطبی که در پی اکشنی سبک و پرجنبوجوش است، همین سرراستی میتواند دلپذیر باشد.
فیلم میداند که بخش بزرگی از جذابیتش به انتظار برای رویارویی بعدی وابسته است و معمولاً این انتظار را بیپاسخ نمیگذارد. اما سرعت همیشه به معنای انسجام نیست. عبور سریع از یک مرحله به مرحلهٔ بعد، گاهی فرصت نمیدهد پیامدهای رویدادها در شخصیتها تهنشین شوند. داستان عاشقانه و خط انتقام، هر دو از مسیرهایی آشنا حرکت میکنند و نشانههای رواییشان را زود آشکار میسازند.
بنابراین، کشش فیلم کمتر از تعلیق دربارهٔ سرنوشت یا پیچیدگی قصه میآید و بیشتر به انتظار برای نمایش بعدی توان رزمی قهرمان وابسته است. جمعبندی «Baaghi» فیلمی است که میان دو وعدهٔ اصلی خود توازن کاملی برقرار نمیکند: وعدهٔ عاشقانهای پرشور و وعدهٔ اکشنی تماشایی. قصهٔ عشق و انتقام، آشنا و شتابزده است و شخصیتها بهندرت از قالبهای متعارف بیرون میآیند؛ در مقابل، صحنههای رزمی، حضور پرتحرک تایگر شروف، موسیقی و لباسها به فیلم رنگوبویی پرانرژی میدهند.
البته تکرار حرکتها و شکستناپذیری اغراقآمیز قهرمان نیز از توان هیجانآفرینی آن میکاهد. ارزش فیلم، در نهایت، به انتظاری بستگی دارد که از آن میرود. اگر مخاطب خواهان داستانی تازه، عاشقانهای عمیق یا شخصیتهایی پیچیده باشد، «Baaghi» احتمالاً دستاورد چندانی برای عرضه ندارد. اما اگر مقصود، تماشای اکشنی پرشتاب با مبارزههای نمایشی و لحنی سرگرمکننده باشد، فیلم میتواند تجربهای خوشریتم و گذرا فراهم کند؛ اثری که بیشتر برای دیدن حرکتها ساخته شده است تا برای دنبالکردن داستانی ماندگار.
« ریتم و قراردادهای ژانر ریتم تند فیلم برای تماشای تفریحی امتیازی واقعی است. »



ثبت دیدگاه