نقد و بررسی
نقد باغی 3 (Baaghi 3) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: نجات برادر، بهانهای برای نمایش قدرت «Baaghi 3» محصول سال ۲۰۲۰، فیلمی هندی به کارگردانی Ahmed Khan و سومین قسمت از مجموعهای است که هویت خود را بر اکشن پرتحرک و قهرمانِ شکستناپذیر بنا کرده است. داستان از پیوند عاطفی رونی و برادر بزرگترش ویکرام آغاز میشود: ویکرام در سفر کاری به سوریه ربوده میشود و رونی برای نجات او راهی مأموریتی خطرناک میشود.
این طرح در ظاهر ظرفیت ساختن یک تریلر نجاتِ پرتعلیق را دارد؛ فیلم نیز در آغاز، رابطهٔ دو برادر را همچون نیروی محرک ماجرا معرفی میکند. اما هرچه پیش میرود، بهجای گسترش تعلیق و پرداخت عاطفی، بیشتر به سوی نمایش پیدرپی درگیریها و توان جسمانی قهرمان میرود. حاصل، اثری است که هم میتوان از آن بهعنوان سرگرمی اکشنِ اغراقشده لذت برد و هم از کمرنگشدن قصه و منطقش دلزده شد.
قصهای که زیر بار حادثهها میماند نقطهٔ شروع فیلم بر یک انگیزهٔ روشن استوار است: رونی حاضر است برای نجات برادرش هر خطری را به جان بخرد. بااینحال، انگیزهٔ روشن الزاماً به معنای روایت محکم نیست. فیلم فرصتی دارد تا ترس، درماندگی و وابستگی دو برادر را بهتدریج به ما منتقل کند؛ اما خیلی زود حادثهها بر شخصیتها غلبه میکنند.
ماجرا از موقعیتی خانوادگی و نسبتاً ساده به صحنهای بزرگ و آکنده از تهدید بدل میشود، بیآنکه این گسترش همیشه از دل منطق داستانی بیرون آمده باشد. مشکل اصلی این نیست که «Baaghi 3» میخواهد غیرواقعگرا باشد؛ سینمای اکشن بارها از واقعیت فاصله میگیرد و این فاصله میتواند بخشی از جذابیت آن باشد.
« بااینحال، انگیزهٔ روشن الزاماً به معنای روایت محکم نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مسئله آن است که فیلم پیوسته از مخاطب میخواهد هم به شدت عاطفی رابطهٔ برادران باور کند و هم پیامدهای تقریباً ناممکنِ کنشهای قهرمان را جدی بگیرد. میان این دو قرارداد، تعادلی شکل نمیگیرد. روایت بهجای آنکه اکشن را از دلِ کشمکش شخصیتها بیرون بیاورد، اغلب شخصیتها را بهانهای برای رسیدن به صحنهٔ بعدی میکند.
اکشن: توانایی بدنی در مرکز قاب برجستهترین امتیاز فیلم، بیتردید صحنههای اکشن آن است. Tiger Shroff در اجرای حرکات بدنی، پرشها و مبارزههای طراحیشده مهارت و انرژی فراوانی نشان میدهد؛ دوربین نیز معمولاً این قابلیت را در مرکز توجه قرار میدهد. ضربآهنگ تند، حرکات نمایشی و برخوردهای پرشدت، لحظاتی میسازند که برای تماشاگر مشتاق اکشنِ صریح و بیواسطه سرگرمکنندهاند.
گزارشهای مربوط به فیلم نیز از تحسین صحنههای اکشن و تصویربرداری در کنار انتقاد از فیلمنامه و کارگردانی یاد کردهاند. بااینهمه، نمایش مهارت بدنی بهتنهایی نمیتواند جای طراحی دراماتیک را بگیرد. مبارزه زمانی اثرگذارتر میشود که هر ضربه، خطر یا تصمیمی تازه را به داستان اضافه کند. در «Baaghi 3» بسیاری از درگیریها بیش از آنکه مسیر روایت را تغییر دهند، امتدادی طولانی از نمایش توانایی رونیاند.
او بارها در برابر گروههایی قرار میگیرد که از نظر شمار و موقعیت برتری دارند؛ اما فاصلهٔ میان دشواری اعلامشده و نتیجهٔ قابلپیشبینی، تنش را کاهش میدهد. وقتی قهرمان پیوسته از محدودیتها عبور میکند، خطر بهجای آنکه بیشتر احساس شود، کمکم به عادت بدل میشود. اغراق و مرز میان هیجان و کاریکاتور اغراق در سینمای اکشن نقصی خودکار نیست.
« میان این دو قرارداد، تعادلی شکل نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میتواند قواعد واقعگرایی را کنار بگذارد و جهانی کمابیش اسطورهای بسازد؛ بهشرط آنکه از آغاز، لحن و قواعد آن جهان را روشن کند. «Baaghi 3» گاه چنین رویکردی دارد و برخی صحنهها را چنان بزرگنمایی میکند که میتوان آنها را نه بازنمایی واقعیت، بلکه بخشی از یک نمایش پرسروصدا دانست.
برای مخاطبی که همین اغراق را میخواهد، این لحظات ممکن است سرگرمکننده یا حتی خندهآور باشند. اما فیلم همیشه در این لحن ثابت نمیماند. در بخشهایی میخواهد اضطراب و خطر را جدی جلوه دهد و در بخشهایی دیگر، شدت اغراق چنان بالا میرود که باور تعلیق دشوار میشود. پیامد این نوسان، تضعیف اثرگذاری است: صحنهای که قرار است نفسگیر باشد، ممکن است بهدلیل ناممکنبودن کنشها حالتی کارتونی پیدا کند.
این مسئله بهویژه در تقابلهای طولانی و نامتوازن به چشم میآید؛ تماشاگر نه از اینکه قهرمان چگونه از مخمصه میگریزد، بلکه از میزان کشآمدن مبارزه آگاه میشود. رابطهٔ برادران و بار عاطفی فیلم رابطهٔ رونی و ویکرام قرار است به فیلم چیزی بیش از هیاهوی اکشن ببخشد. مراقبت رونی از برادرش و آسیبپذیری ویکرام میتوانند تضادی عاطفی پدید آورند: یکی نیروی پیشبرندهٔ کنش است و دیگری یادآور چیزی که این کنش برای حفظ آن انجام میشود.
همین هستهٔ خانوادگی، در میان انفجارها و تعقیبوگریزها، گاه فیلم را از تهیشدن کامل نجات میدهد. بااینحال، رابطهٔ دو برادر به اندازهای که برای بار عاطفی داستان لازم است، فرصت شکلگیری طبیعی پیدا نمیکند. تأکید مکرر بر پیوندشان گاهی جای جزئیات رفتاری و لحظههای آرام را میگیرد؛ لحظههایی که میتوانستند محبت و وابستگی آنها را بدون توضیح مستقیم و نمایش پررنگ نشان دهند.
« برای مخاطبی که همین اغراق را میخواهد، این لحظات ممکن است سرگرمکننده یا حتی خندهآور باشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، عاطفه بیشتر اعلام میشود تا آنکه بهتدریج در ذهن مخاطب رسوب کند. این رویکرد، بهخصوص در کنار شدت لحن اکشن، ممکن است برای برخی تماشاگران صمیمانه و برای برخی دیگر بیشازحد نمایشی به نظر برسد. بازیگران و شخصیتهای کمپرداخته Tiger Shroff ستون فیزیکی فیلم است و بخش بزرگی از جذابیت آن به توانایی او در اجرای اکشن وابسته میماند.
این تمرکز، البته، بهای خود را دارد: جنبههای عاطفی و کمدیِ نقش به همان اندازه اقناعکننده نیستند و بازیگر کمتر مجال مییابد رونی را به شخصیتی فراتر از نیروی محرک مبارزه تبدیل کند. در مقابل، Riteish Deshmukh در نقش ویکرام باید آسیبپذیری و وابستگی را به رابطه بیفزاید، اما پرداخت شخصیت همیشه آنقدر منسجم نیست که این ویژگیها به یک مسیر دراماتیک محکم تبدیل شوند.
برخی نقدها نیز به ناسازگاریهای شخصیتی و کمبود باورپذیری در روایت اشاره کردهاند. Shraddha Kapoor در نقش سیا حضور دارد، اما نقش او در پیشبرد داستان محدود میماند. فیلم گاهی از او برای افزودن شوخی یا تنوع به فضای پرتنش استفاده میکند، ولی این لحظات به شخصیتپردازی عمیقتر نمیانجامند.
در نتیجه، سیا بیش از آنکه نیرویی مستقل در دل ماجرا باشد، در حاشیهٔ مأموریت رونی قرار میگیرد. این کماستفادهماندن از بازیگران، حاصل مسئلهای بزرگتر است: فیلم بهقدری درگیر قهرمان و صحنههای اکشن اوست که بخش زیادی از جهان انسانی داستان را به پسزمینه میراند. ریتم، لحن و تجربهٔ تماشا مدتزمان طولانی فیلم، فشار بیشتری بر ضعفهای روایی آن وارد میکند.
« در نتیجه، عاطفه بیشتر اعلام میشود تا آنکه بهتدریج در ذهن مخاطب رسوب کند. »
قوتها و کاستیها
اگر سکانسهای اکشن با اطلاعات تازه، تغییر در مناسبات شخصیتها یا تشدید واقعی خطر همراه شوند، تداوم آنها میتواند ضربآهنگ را حفظ کند. اما هنگامی که چندین صحنه کارکردی مشابه پیدا میکنند، ریتم از پرشتابی به فرسودگی میرسد. مخاطب ممکن است از دیدن حرکات بدنی و طراحی مبارزه لذت ببرد، ولی همزمان احساس کند داستان درجا میزند.
موسیقی و دیالوگها نیز گاه به جذابیت سرگرمکنندهٔ فیلم کمک میکنند، اما نمیتوانند خلأ ساختاری آن را پر کنند. این اثر برای تماشایی جدی و پرتعلیق، گزینهای مطمئن نیست؛ در عوض، اگر کسی با انتظار دیدن اکشنی پرزرقوبرق و عامدانه اغراقآمیز سراغش برود، ممکن است لحظاتی خوشایند بیابد. تفاوت این دو انتظار، بخش مهمی از دوگانگی واکنشها به فیلم را توضیح میدهد: همان اغراقی که برای گروهی از تماشاگران بخشی از تفریح است، برای گروهی دیگر نشانهٔ ازدسترفتن منطق و ظرافت به شمار میآید.
جمعبندی «Baaghi 3» فیلمی است که بیش از هر چیز میخواهد توانایی بدنی Tiger Shroff و گسترهٔ صحنههای اکشنش را به رخ بکشد. در این زمینه، لحظاتی پرانرژی و دیدنی عرضه میکند؛ اما داستان، شخصیتپردازی و تعلیق آنقدر استوار نیستند که بار این نمایش را تحمل کنند. پیوند دو برادر هستهای عاطفی در اختیار فیلم میگذارد، ولی تأکید آشکار و تکرارشونده بر آن، جای پرداخت آرام و باورپذیر را نمیگیرد.
مبارزههای طولانی، منطق ناپایدار و اغراق فزاینده نیز سرانجام فاصلهٔ فیلم را با واقعگرایی بیشتر میکنند. این اثر را میتوان برای علاقهمندان به اکشنِ پرهیاهو و نمایش تواناییهای بدنی سرگرمکننده دانست، بهشرط آنکه از آن انتظار روایتی منسجم یا تعلیقی دقیق نداشته باشند. در سوی دیگر، تماشاگرانی که برایشان قصه، شخصیتهای مستقل و باورپذیری کنشها اهمیت بیشتری دارد، احتمالاً با فیلمی شلوغ و خستهکننده روبهرو خواهند شد.
« اما هنگامی که چندین صحنه کارکردی مشابه پیدا میکنند، ریتم از پرشتابی به فرسودگی میرسد. »
جمعبندی
«Baaghi 3» در بهترین لحظاتش نمایش پرتحرکی از اکشن است؛ اما در نهایت، انفجارها و ضربهها جای خالی داستانی را پر نمیکنند که بتواند به آنها معنای ماندگار ببخشد.



ثبت دیدگاه