نقد و بررسی
نقد آزور (Azor) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که خشونت را عادی جلوه میدهد «آزور» بهجای آنکه دیکتاتوری را از راه صحنههای آشکارِ خشونت و تقابل مستقیم نشان دهد، سراغ نظمی میرود که خشونت در آن به بخشی از زندگی روزمره بدل شده است. ایوان دو ویل، بانکدار خصوصی اهل ژنو، در آرژانتینِ زیر سلطهٔ حکومت نظامی فرود میآید تا جای شریک ناپدیدشدهاش، رنه کیز، را بگیرد و اعتماد مشتریان بانک را حفظ کند.
سفر او با همسرش، اینس، بهتدریج به گذر از شبکهای از دیدارها، شایعات و معاملههای ناتمام تبدیل میشود؛ شبکهای که در آن تقریباً هیچکس چیزی را بهروشنی نمیگوید و هر سکوت میتواند معنایی سیاسی داشته باشد. فیلم در همان آغاز، تضاد میان ظاهر مرتب و محترمانهٔ جامعهٔ مرفه و فضای تهدیدآمیزی را میسازد که آن ظاهر بر آن سرپوش گذاشته است.
تعلیق از جنسِ ناگفتهها ساختار تعلیق در «آزور» به الگوی معمول فیلمهای معمایی وابسته نیست. فیلم بهجای آنکه سرنخها را با شتاب کنار هم بگذارد و مخاطب را به سوی کشفی قطعی هدایت کند، او را در وضعیتی از انتظار نگه میدارد. گفتوگویی معمولی ممکن است با مکثی کوتاه یا انتخاب واژهای حسابشده ناگهان تهدیدآمیز شود؛ قرارهای کاری انجامنشده و پاسخهایی که هیچگاه کامل نمیشوند، بیش از یک تعقیبوگریز پرهیاهو اضطراب میآفرینند.
« تعلیق از جنسِ ناگفتهها ساختار تعلیق در «آزور» به الگوی معمول فیلمهای معمایی وابسته نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه برای تماشاگرانی که انتظار دارند هر پرسش روایی بهسرعت پاسخ بگیرد، ممکن است فرساینده باشد. اما برای مخاطبی که با ابهام و نیمهدانستن کنار میآید، همین تعلیقِ کمصدا نیروی اصلی فیلم است. ایوان و سایهٔ شریک غایب ایوان شخصیتی نیست که با اعترافها یا فورانهای احساسی، درون خود را آشکار کند.
بازی فابریتزیو رونجونه بر خویشتنداری تکیه دارد: چهرهای آرام، رفتاری مؤدبانه و واکنشهایی که گاه بهسختی میتوان از آنها دریافت صاحبشان واقعاً چه احساسی دارد. در کنار او، اینس با حضور و نگاههای سنجیدهاش به لایههایی از جهان پیرامونشان حساستر به نظر میرسد؛ رابطهٔ این دو نیز کمتر از راه توضیح و بیشتر از راه مکثها و فاصلههای میانشان شکل میگیرد.
رنه کیز، با آنکه غایب است، مرکز ثقل روایت باقی میماند. دیگران دربارهاش روایتهای متفاوتی نقل میکنند و همین اختلاف، او را به حضوری شبحوار تبدیل میکند: مردی که از خلال گفتههای دیگران شناخته میشود، اما هیچ تصویر مطمئنی از او در دست نیست. بازی رونجونه و استفانی کلو در این جهان کمکلام، به فیلم کمک میکند شخصیتها را بدون توضیحهای مطول بسازد.
« این شیوه برای تماشاگرانی که انتظار دارند هر پرسش روایی بهسرعت پاسخ بگیرد، ممکن است فرساینده باشد. »
شخصیتها و اجرا
فضا، قاب و معماری قدرت باغهای آراسته، سالنهای پذیرایی، اتاقهای خصوصی و استخرها در این فیلم صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیستند. نظم و فراخی این مکانها با بیرونِ پرتنش و نابرابر کشور تضاد دارد، اما در عین حال چیزی از همان واقعیت را در خود پنهان میکند: ثروتمندان نه بیرون از سیاست، بلکه در قلب سازوکارهای قدرت زندگی میکنند.
دوربین با صبر در فضاها میماند و به تماشاگر فرصت میدهد جزئیات را بخواند؛ چه کسی در مرکز قاب نشسته، چه کسی مراقب است و چه کسی حرفی را نیمهتمام میگذارد. از این منظر، خانهها و باغها تقریباً به شخصیتهایی مستقل بدل میشوند؛ مکانهایی که رد حضور غایبان را نیز در خود حفظ کردهاند.
قاببندیهای منضبط و ترکیببندیهای سنجیده، سطح صیقلی جهان بورژوایی را برجسته میکنند، اما همین صیقلخوردگی بهتدریج حس سردی و گرفتاری میآورد. استعمار مالی و همدستیِ بیسروصدا لایهٔ سیاسی «آزور» در سخنرانیها و بیانیههای آشکار خلاصه نمیشود؛ در مناسبات مالی، رفتار مشتریان و شیوهٔ نگاه شخصیتها به اطرافشان جریان دارد.
فضا و فرم؛ لحن بصری
ایوان نمایندهٔ نهادی خارجی است که برای حفظ رابطههای اقتصادی خود به کشوری گرفتار سرکوب آمده است. در این میان، فیلم پرسشی ناخوشایند پیش میکشد: آیا میتوان در برابر خشونت سیاسی بیطرف ماند، وقتی کسبوکار و آسایش شخصی از همان نظمی سود میبرند که آن خشونت را ممکن کرده است؟ پاسخ فیلم بهصورت شعار عرضه نمیشود؛ تماشاگر باید آن را از لابهلای گفتوگوهای ظاهراً بیضرر، ترسهای اجتماعی و رفتار کسانی که در پی حفظ موقعیت خود هستند بیرون بکشد.
این نگاه، نقطهٔ قوت مهم فیلم است، هرچند گاهی سردی روایت فاصلهای ایجاد میکند که اجازه نمیدهد درگیری عاطفی با همهٔ شخصیتها شکل بگیرد. ریتم آرام و موسیقیِ پرتنش آهستگی «آزور» انتخابی آگاهانه است: فیلم نمیخواهد تماشاگر را با انبوه حادثهها سرگرم کند، بلکه میخواهد او را در زمان کشدارِ انتظار و مراقبت نگه دارد.
سکوتها، مکثها و مکالمههای مؤدبانه، گاهی از هر توضیح صریحی گویاترند. بااینحال، این ریتم همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. برخی دیدارها و گفتوگوها ممکن است بیش از آنکه بر لایههای تازهٔ ماجرا بیفزایند، حس تکرار بسازند. موسیقی نیز در لحظاتی میکوشد اضطرابی را برجسته کند که تصویر و سکوت پیشاپیش بهخوبی ساختهاند؛ نتیجه ممکن است برای بعضی تماشاگران بهجای افزایش تنش، اندکی بر ابهام بیفزاید.
« ایوان نمایندهٔ نهادی خارجی است که برای حفظ رابطههای اقتصادی خود به کشوری گرفتار سرکوب آمده است. »
قوتها و کاستیها
در مجموع، فیلم وقتی بیشترین اثر را دارد که به تصویر، صداهای محیط و بازی نگاهها اعتماد میکند. ابهام؛ امتیاز و محدودیت کمگویی فیلم را نباید صرفاً با پیچیدگی اشتباه گرفت. بخشی از ابهام «آزور» به تجربهٔ زیستن در جامعهای بازمیگردد که در آن اطلاعات ناقص است و گفتن حقیقت میتواند خطرناک باشد؛ تماشاگر نیز مانند ایوان ناچار است از میان حرفهای متناقض و نشانههای پراکنده راه خود را پیدا کند.
اما این انتخاب روایی هزینهای هم دارد: ممکن است بعضی روابط، انگیزهها و پیامدها برای مخاطب بیش از اندازه نامعلوم بمانند. فیلم همیشه میان رازآلودگیِ ثمربخش و مبهمگوییِ خستهکننده تعادل کامل برقرار نمیکند. در نتیجه، همان ویژگیای که برای گروهی از تماشاگران کشش میآفریند، برای گروهی دیگر حسِ معلقماندن و انتظار بیپاسخ ایجاد میکند.
این دو واکنش را میتوان دو روی یک تصمیم فرمی دانست، نه لزوماً نشانهٔ آنکه یکی از آنها برداشت نادرست است. جمعبندی «آزور» تریلری آرام و حسابشده است که بهجای تکیه بر حادثههای بزرگ، از نگاهها، مکثها، مکانهای بسته و گفتوگوهای نیمهتمام تنش میسازد. ارزش اصلیاش در پیوند دادن اضطراب روایی با پرسشی اخلاقی و سیاسی است: چگونه ممکن است انسان در دل نظمی خشونتبار به زندگی عادی خود ادامه دهد، و در همان حال از امتیازهای آن نظم بهره ببرد؟
« در مجموع، فیلم وقتی بیشترین اثر را دارد که به تصویر، صداهای محیط و بازی نگاهها اعتماد میکند. »
جمعبندی
بازیهای خویشتندار، طراحی فضا و حضور مداوم شریک غایب، جهان فیلم را بهطرزی ماندگار میسازند؛ در مقابل، ریتم کند و ابهام گسترده ممکن است بخشی از مخاطبان را از آن دور کند. این اثر برای تماشاگرانی مناسبتر است که از روایتهای کمتوضیح و تعلیق تدریجی لذت میبرند و حاضرند بخشی از معنای فیلم را خود از دل سکوتهایش استخراج کنند.
ثبت دیدگاه