نقد و بررسی
نقد آینگران (Ayngaran) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای انسانی در دل یک فیلم سرگرمکننده «Ayngaran» از ایدهای ساده اما پربار آغاز میشود: مهندسی جوان که اختراعاتش جدی گرفته نمیشوند، میکوشد دانش فنی خود را از محیط آزمایشگاه بیرون بیاورد و در خدمت مردم قرار دهد. ماتی، با بازی G. V. Prakash Kumar، نه نابغهای دور از دسترس است و نه قهرمانی که از آغاز همهچیز را تحت کنترل دارد؛ نیروی محرک او بیشتر از آنکه میل به شهرت باشد، اعتقاد به سودمندی اختراع است.
همین وجه انسانی، قصه را از یک ماجرای صرفاً فنی فراتر میبرد و پرسشی اجتماعی پیش میکشد: جامعه با استعدادهایی که هنوز امکان دیدهشدن نیافتهاند چه میکند؟ رهایی یک کودک گرفتار در چاهی عمیق، آزمونی روشن برای این باور است. دستگاهی که ماتی ساخته، در وضعیتی بحرانی به کار میآید و نشان میدهد مهندسی تنها مجموعهای از محاسبات و قطعات نیست؛ میتواند پاسخی عملی به نیازهای فوری زندگی باشد.
فیلم در این بخش، میان خطر ملموس و امیدی که از خلاقیت برمیخیزد، تعادل قابلقبولی برقرار میکند. این موقعیت همچنین زمینهای برای پیوند یافتن بحران نجات با ماجرای سرقتی مرموز فراهم میآورد؛ پیوندی که موتور اصلی روایت را روشن میکند، هرچند همیشه به همان اندازه که ایدهاش جذاب است، از نظر منطقی استوار نمیماند.
قهرمانی که با ساختن تعریف میشود ماتی شخصیتی است که هویت خود را از راه ساختن و آزمودن تعریف میکند. او با بیاعتنایی روبهرو میشود، اما از مسیر نوآوری کنار نمیکشد. چنین شخصیتی ظرفیت زیادی برای درامی درباره ناکامی، پشتکار و ارزش کار علمی دارد. فیلم بهخوبی میفهمد که دشواری مخترع جوان فقط ساختن دستگاه نیست؛ او باید دیگران را نیز قانع کند که اختراعش ارزش توجه دارد.
« رهایی یک کودک گرفتار در چاهی عمیق، آزمونی روشن برای این باور است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تقابل میان توانایی فردی و ساختارهایی که آن را به رسمیت نمیشناسند، یکی از لایههای تأثیرگذار اثر است. G. V. Prakash Kumar در نقش اصلی، ترکیبی از جدیت و آسیبپذیری را به ماتی میبخشد. بازی او بهویژه در لحظههایی که شخصیت با فشار عاطفی یا بیاعتنایی اطرافیان مواجه است، مؤثرتر میشود.
ماتی قرار نیست از همان ابتدا قهرمانی بینقص باشد؛ جذابیتش از این میآید که برای رسیدن به نتیجه باید فکر کند، اشتباه کند و دوباره راهی پیدا کند. با این حال، فیلم گاه او را بیش از اندازه به مرکز تمام اتفاقها میکشاند و بهجای آنکه تواناییهایش را در روندی طبیعی پرورش دهد، از موقعیتهای متعدد برای برجستهکردنش بهره میگیرد.
فیلمنامه میان علم و هیجان یکی از امتیازهای فیلم، استفاده از مهندسی بهعنوان بخشی از کنش داستانی است. اختراع، شیئی تزئینی یا نشانهای برای معرفی شخصیت باقی نمیماند؛ قرار است در حل مسئله نقش داشته باشد. این انتخاب به «Ayngaran» هویتی متفاوت میدهد و آن را از بسیاری از درامهای قهرمانمحور که توانایی شخصیت اصلی را فقط در مبارزه یا قدرت جسمانی خلاصه میکنند، جدا میسازد.
فیلم همچنین تلاش میکند نشان دهد دانش فنی، وقتی با مسئولیت اجتماعی همراه شود، میتواند صورت ملموسی از خدمت به دیگران باشد. بااینهمه، فیلمنامه در گسترش این ایده به اندازه کافی منضبط نیست. خط نجات کودک، سرقت مرموز و دیگر ماجراهای شهری، بهتدریج در کنار هم قرار میگیرند؛ اما شمار رخدادها گاهی از ظرفیت پیوندهای روایی پیشی میگیرد.
« تقابل میان توانایی فردی و ساختارهایی که آن را به رسمیت نمیشناسند، یکی از لایههای تأثیرگذار اثر است. »
شخصیتها و اجرا
بهجای آنکه هر ماجرا به شکلی طبیعی پیامد ماجرای پیشین باشد، برخی از آنها بیشتر برای افزایش هیجان و حفظ حرکت داستان وارد میشوند. حاصل، روایتی است که سرگرمکنندگیاش را حفظ میکند، اما گاه فرصت نمییابد پیامدهای هر اتفاق را با عمق کافی بررسی کند. تعلیق، چرخشها و منطق روایت فیلم برای دور نگهداشتن تماشاگر از سکون، از چرخشها و همزمانیهای داستانی بهره میگیرد.
این تدبیر در بخشهایی موفق است: ماجراها به یکدیگر گره میخورند و تماشاگر را به دنبالکردن سرنخها ترغیب میکنند. اما تعلیق زمانی بیشترین اثر را دارد که از دل شخصیتها و اطلاعاتی که پیشتر دیدهایم شکل بگیرد. در «Ayngaran»، بعضی چرخشها بیشتر به تصمیم نویسنده برای شگفتزدهکردن مخاطب شباهت دارند تا نتیجهای ناگزیر از منطق موقعیت.
ازاینرو، ممکن است بخشی از هیجان جای خود را به پرسش درباره باورپذیری رخدادها بدهد. این کاستی در فیلمی که بر هوش عملی قهرمان تکیه دارد، اهمیت بیشتری پیدا میکند. هرچه ماتی برای حل بحرانها به استدلال و ابتکار متکیتر باشد، تماشاگر نیز انتظار دارد خودِ روایت در چیدن علتها و معلولها همان اندازه دقیق عمل کند.
در لحظههایی که اتفاقها بیش از حد به یاری قهرمان میآیند، دستاورد او کموبیش از نیروی انتخاب و مهارت شخصیاش فاصله میگیرد. بااینحال، ریتم پرجنبوجوش فیلم باعث میشود این ضعفها در تمام مدت بر تجربه تماشاگر چیره نشوند. شخصیتهای فرعی و روابط عاطفی شخصیتهای پیرامون ماتی میتوانند به گسترش جهان داستان کمک کنند، اما همه آنها به یک اندازه فرصت شکلگیری نمییابند.
« اما تعلیق زمانی بیشترین اثر را دارد که از دل شخصیتها و اطلاعاتی که پیشتر دیدهایم شکل بگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطه او با پدرش، با بازی Aadukalam Naren، ظرفیت خوبی برای نشاندادن فاصله میان آرمانهای نسل جوان و نگرانیهای نسل پیشین دارد. نقش Kaali Venkat نیز به جهان فیلم رنگی روزمرهتر میدهد و از تمرکز پیوسته بر بحرانهای اصلی میکاهد. بااینحال، برخی شخصیتهای فرعی بیش از آنکه مسیر مستقل خود را طی کنند، برای بهحرکتدرآوردن داستان یا فراهمکردن واکنش به تصمیمهای قهرمان به کار گرفته میشوند.
ضعف آشکارتری در پرداخت شخصیت زن داستان دیده میشود. حضور او دیرتر و کماثرتر از آن است که بتواند در ساختار درام جایگاهی همسنگ با اهمیت روایت بیابد. او بیش از آنکه با خواستهها، تصمیمها و کشمکشهای شخصی خود به قصه شکل دهد، در حاشیه مسیر قهرمان باقی میماند. این کمرنگی صرفاً مسئلهای درباره مقدار حضور نیست؛ فیلم فرصتی را از دست میدهد تا رابطهای را بسازد که بتواند بُعدی تازه به شخصیت ماتی یا مضمون مسئولیت و همدلی اضافه کند.
اجرا و حالوهوای سینمایی بازی G. V. Prakash Kumar، چنانکه اشاره شد، تکیهگاه اصلی فیلم است. او در بخشهای احساسی صمیمیتی دارد که کمک میکند ماتی از یک ماشین حل مسئله فراتر برود. در سوی دیگر، فیلم از ساختاری آشنا برای درامهای عامهپسند تامیل بهره میگیرد: تعلیق، خطر، لحظههای احساسی و حرکت پیوسته میان بحرانها.
این ساختار برای حفظ مخاطب سودمند است، اما گاه به قیمت کاستن از مکث و تأمل تمام میشود؛ همان مکثی که میتوانست مبارزه یک مخترع برای بهرسمیتشناختهشدن را عمیقتر کند. موسیقی ساخته G. V. Prakash Kumar نیز بخشی از همین هویت دوگانه است: او هم چهره اصلی داستان است و هم آهنگساز آن. موسیقی به برانگیختن فضای هیجانی و عاطفی کمک میکند، اما فیلم در نهایت بیش از آنکه بر ظرافتهای فرمی یا فضاسازی ویژه تکیه کند، به انرژی روایت و کشش موقعیتهایش وابسته است.
« نقش Kaali Venkat نیز به جهان فیلم رنگی روزمرهتر میدهد و از تمرکز پیوسته بر بحرانهای اصلی میکاهد. »
قوتها و کاستیها
حاصل، تجربهای روان و قابلپیگیری است که لحظههای جذابی دارد، ولی همیشه از نظر پرداخت بصری و دراماتیک به اندازه ایده مرکزی خود متمایز نمیشود. جمعبندی «Ayngaran» فیلمی خوشنیت و سرگرمکننده است که ایدهای ارزشمند را در مرکز خود قرار میدهد: دانش و نوآوری زمانی معنا پیدا میکنند که به نیاز واقعی انسانها پاسخ دهند.
قهرمان جوانش، بازی مؤثر G. V. Prakash Kumar و استفاده از مهندسی در دل یک بحران، به اثر هویتی قابلتوجه میبخشند. در مقابل، فیلمنامه با اتکا به رخدادهای متعدد و برخی چرخشهای کماقناع، از انسجام و باورپذیری خود میکاهد؛ شخصیت زن نیز سهمی کمتر از ظرفیت بالقوهاش دارد. با وجود این نارساییها، فیلم در انتقال شورِ ساختن و پافشاری بر ایدهای سودمند موفق است.
«Ayngaran» بیش از آنکه اثری دقیق و یکدست باشد، تلاشی پرانرژی برای پیوندزدن علم عامهفهم، مسئولیت اجتماعی و سرگرمی سینمایی است؛ تلاشی که ایده مرکزیاش از اجرای نابرابرش ماندگارتر به نظر میرسد.
« Prakash Kumar و استفاده از مهندسی در دل یک بحران، به اثر هویتی قابلتوجه میبخشند. »



ثبت دیدگاه