نقد و بررسی
نقد بیدار (Awake) | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای هراسآور و ظرفیتی دراماتیک «Awake» از فرضی ساده اما مؤثر آغاز میشود: بیماری که برای جراحی قلب به اتاق عمل میرود، در حالیکه بدنش از حرکت بازمانده، هوشیاری خود را حفظ میکند. این موقعیت، ترس را از مسیر آشنای خونریزی و خطر جسمانی فراتر میبرد و به تجربهای از درماندگی بدل میکند؛ شخصیت اصلی نه میتواند از آنچه بر او میگذرد بگریزد و نه قادر است دیگران را از وضعیت خود آگاه کند.
فیلم با همین دامِ بیصدا، کنجکاوی و اضطراب تماشاگر را برمیانگیزد. اثر به کارگردانی Joby Harold ساخته شده و در قالب یک دلهرهآور روانشناختی، موقعیت پزشکی را به بستری برای تعلیق و بیاعتمادی تبدیل میکند. جذابیت ایده البته بهتنهایی تضمینکنندهی موفقیت نیست؛ فیلم باید بتواند این وضعیت محدود را به اندازهای گسترش دهد که تماشاگر را درگیر نگه دارد، بیآنکه سازوکارهای قصه بیش از حد آشکار شوند.
«Awake» در بخش نخست از عهدهی این کار برمیآید، اما در ادامه گاه میان هیجانسازی و توضیحدادن بیش از اندازه در نوسان میماند. تعلیق در فضای بسته یکی از انتخابهای هوشمندانهی فیلم، استفاده از محدودیت حرکتی شخصیت اصلی بهعنوان ابزار روایی است. در بسیاری از فیلمهای تعلیقآمیز، قهرمان با دویدن، پنهانشدن یا مقابلهکردن واکنش نشان میدهد؛ اینجا امکان واکنش از او گرفته شده است.
« فیلم با همین دامِ بیصدا، کنجکاوی و اضطراب تماشاگر را برمیانگیزد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین نگاه، صدا و آگاهی او به ابزارهای اصلی روایت بدل میشوند. این محدودیت میتواند تماشاگر را به جای شخصیت بنشاند: ما نیز اطلاعاتی را دریافت میکنیم، اما قدرت دخالت در رویدادها را نداریم. فضای بیمارستان نیز به این حس میافزاید. محیطی که در حالت عادی باید نماد مراقبت و نجات باشد، به مکانی مبهم تبدیل میشود؛ حضور پزشکان و کارکنان دیگر لزوماً اطمینانبخش نیست و هر گفتوگو میتواند معنایی نگرانکننده پیدا کند.
فیلم بهجای تکیهی مداوم بر خشونت آشکار، بیشتر بر انتظار، ناتوانی و شک بنا شده است. هرچند این شیوه در لحظات موفقش تنش خوبی میسازد، تکرار وضعیت مشابه گاهی از شدت اثر میکاهد و ریتم را کند میکند. بازیها و مرکز عاطفی فیلم Hayden Christensen در نقش Clay Beresford به فیلم نوعی شکنندگی و خامی میبخشد.
شخصیت او فقط در معرض تهدید نیست؛ از نظر عاطفی نیز درگیر رابطهها و تصمیمهایی است که پیش از ورود به اتاق عمل شکل گرفتهاند. بازی کریستنسن در لحظاتی که باید وحشت و درماندگی را بدون امکان واکنش جسمانی منتقل کند، از ظرفیت مهمی برخوردار است. همین کیفیت ناصاف و بیپیرایه گاه به باورپذیری شخصیت کمک میکند، هرچند در بعضی صحنهها شدت بیان او از ظرافت لازم فاصله میگیرد.
« بنابراین نگاه، صدا و آگاهی او به ابزارهای اصلی روایت بدل میشوند. »
شخصیتها و اجرا
Jessica Alba در نقش Sam و Lena Olin در نقش Lilith دو ضلع مهمتر فضای عاطفی بیرون از اتاق عمل را شکل میدهند. رابطهی این شخصیتها با Clay به فیلم امکان میدهد از موقعیت پزشکی فراتر برود و دربارهی اعتماد، وابستگی و قدرت در روابط نزدیک پرسشهایی مطرح کند. بااینحال، کیفیت بازیها یکدست نیست.
برخی واکنشها طبیعی و مؤثر جلوه میکنند، اما در صحنههای دیگر بیان احساسات یا تغییر حالت شخصیتها شتابزده به نظر میرسد. Terrence Howard نیز در جایگاهی قرار میگیرد که پیوند میان رابطهی شخصی و بحران پزشکی را تقویت میکند، اما فیلمنامه همیشه به این پیوند عمق کافی نمیدهد. فیلمنامه، پیچشها و مرز باورپذیری «Awake» علاقهی آشکاری به غافلگیری دارد.
روایت بهتدریج نشانههایی میچیند و از تماشاگر میخواهد دربارهی انگیزهها و مناسبات شخصیتها تردید کند. این رویکرد، در نیمههای نخستین، فیلم را پیشبرنده میکند؛ حتی اگر مخاطب بخشی از مسیر را حدس بزند، همچنان میخواهد بداند سرنخها چگونه به هم پیوند میخورند. پیچشهای داستانی نیز میکوشند تصور اولیهی ما از موقعیت را تغییر دهند، بیآنکه جزئیات تعیینکنندهی مسیر پایانی را آشکار کنیم.
« Jessica Alba در نقش Sam و Lena Olin در نقش Lilith دو ضلع مهمتر فضای عاطفی بیرون از اتاق عمل را شکل میدهند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل آنجاست که گاهی فیلم بیش از اندازه به غافلگیری متکی میشود. هرچه تعداد تغییر جهتها بیشتر شود، حفظ باورپذیری دشوارتر میشود و بعضی اتفاقها بهجای آنکه از دل شخصیتها و موقعیت بیرون بیایند، شبیه راهحلهایی برای ادامهی بازی روایی جلوه میکنند. در نتیجه، ممکن است تماشاگر همزمان هم جذب قصه شود و هم نسبت به منطق آن پرسشهایی داشته باشد.
این دوگانگی را میتوان در واکنشهای متفاوت به فیلم نیز دید: برای گروهی، پیچوخمها سرگرمکننده و مؤثرند؛ برای گروهی دیگر، باورناپذیری داستان مانع همدلی میشود. ریتم و شیوهی روایت مدتزمان نسبتاً کوتاه فیلم به سود آن عمل میکند، زیرا روایت فرصت زیادی برای پراکندهشدن ندارد. بااینهمه، کوتاهی بهمعنای تندیِ یکنواخت نیست.
بعضی بخشها مکثهای لازم را دارند تا فشار روانی وضعیت شکل بگیرد، اما در چند نقطه این مکثها به کندی بدل میشوند. فیلم گاه برای روشنکردن انگیزهها یا زمینهی روابط، اطلاعات را مستقیم و با تأکید بیان میکند؛ در چنین لحظاتی، بهجای آنکه تماشاگر خود از نشانهها نتیجه بگیرد، قصه نتیجه را پیشاپیش به او اعلام میکند.
« مشکل آنجاست که گاهی فیلم بیش از اندازه به غافلگیری متکی میشود. »
قوتها و کاستیها
این توضیحگویی، بهخصوص در اثری که بر راز و بدگمانی تکیه دارد، از ظرافت تعلیق میکاهد. در مقابل، هنگامی که فیلم به تصویر، سکوت و واکنشهای محدود Clay اعتماد میکند، تأثیر بیشتری دارد. به نظر میرسد «Awake» بهترین لحظاتش را زمانی مییابد که از توضیحدادن فاصله میگیرد و اجازه میدهد تماشاگر در همان ناآگاهی و اضطرابی بماند که شخصیت تجربه میکند.
واقعگرایی پزشکی و تعلیق سینمایی فیلم از اصطلاح و موقعیتی پزشکی برای ساختن تعلیق بهره میگیرد، اما نباید آن را بازنمایی دقیق یک عمل جراحی یا گزارشی مستند از بیهوشی دانست. برخی جزئیات و شیوهی نمایش فرایند پزشکی با انتقادهایی دربارهی دقت علمی روبهرو شدهاند؛ ازاینرو بهتر است مخاطب میان واقعیت پزشکی و قراردادهای ژانر تمایز بگذارد.
اهمیت اصلی این عناصر در فیلم، کارکرد نمایشی آنهاست: ایجاد موقعیتی که در آن آگاهی بهجای آنکه مایهی اختیار باشد، به شکل دردناکتری از ناتوانی بدل میشود. این فاصله از واقعیت، البته بر میزان باورپذیری اثر میگذارد. اگر تماشاگر قواعد سینمایی فیلم را بپذیرد، میتواند از تعلیق آن لذت ببرد؛ اگر انتظار داشته باشد جزئیات پزشکی کاملاً دقیق و روابط علّی بینقص باشند، احتمالاً بخشهایی از روایت برایش مسئلهساز خواهد شد.
« این توضیحگویی، بهخصوص در اثری که بر راز و بدگمانی تکیه دارد، از ظرافت تعلیق میکاهد. »
جمعبندی
فیلم در مقام دلهرهآور، بیشتر به اثر حسی موقعیت علاقه دارد تا کاوشی جدی و دقیق در پزشکی. جمعبندی «Awake» فیلمی است که بیش از هر چیز با ایدهی مرکزیاش در ذهن میماند: آگاهیِ گرفتار در بدنی بیحرکت، در محیطی که قرار است امنیت ببخشد اما بهتدریج به سرچشمهی هراس بدل میشود. این ایده ظرفیت کافی برای ساختن تعلیق دارد و بازی Hayden Christensen نیز در بخشهایی به شخصیت اصلی کیفیتی آسیبپذیر و انسانی میدهد.
در سوی دیگر، نابرابری بازیها، کندی مقطعی ریتم و پیچشهایی که گاهی اعتبار داستان را تحت فشار میگذارند، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً منسجم تبدیل شود. بااینحال، این کاستیها جذابیت اولیهی قصه را از میان نمیبرند. «Awake» تجربهای مناسب برای تماشاگرانی است که از دلهرهی روانشناختی، موقعیتهای بسته و داستانهای پر از بدگمانی لذت میبرند؛ اثری که ممکن است در بعضی لحظات بیش از حد توضیح دهد یا از مسیر باورپذیری فاصله بگیرد، اما همچنان میتواند مخاطب را تا پایان درگیر پرسشهایش نگه دارد.
« فیلم در مقام دلهرهآور، بیشتر به اثر حسی موقعیت علاقه دارد تا کاوشی جدی و دقیق در پزشکی. »



ثبت دیدگاه