نقد و بررسی
نقد بیگانه علیه غارتگر ۱ (AVP: Alien vs. Predator) | 2004
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برخورد دو اسطوره «AVP: Alien vs. Predator» بر ایدهای استوار است که تقریباً بینیاز از توضیح، جذابیت خود را آشکار میکند: دو موجود سینماییِ نمادین، بیگانه و شکارچی، در یک میدان مشترک با یکدیگر روبهرو شوند. فیلم بهجای آنکه صرفاً آنها را کنار هم قرار دهد، برای رویاروییشان زمینهای باستانی میسازد: گروهی پژوهشی در جنوبگان سازهای مدفون و هرممانند را کشف میکنند و با ورود به آن، درگیر نظمی شکارگاهی میشوند که از زمانهای دور برقرار بوده است.
Paul W. S. Anderson، نویسنده و کارگردان فیلم، این ایده را به قالب ماجرایی علمیتخیلی و ترسناک درمیآورد؛ قالبی که بیش از هر چیز بر انتظار تماشاگر برای دیدن برخورد دو جهان هیولایی تکیه دارد. نقطهی قوت اولیهی فیلم همین وعدهی ساده و پرقدرت است. از یک سو موجودی بیرحم و تکثیرشونده قرار دارد و از سوی دیگر جنگجویی که شکار را آیینی برای آزمودن توانایی خود میداند.
تقابل این دو، ظرفیت ساختن نبردهایی پرتنش را دارد؛ همچنین ورود انسانها به این معادله، امکان میدهد که تماشاگر از نگاه گروهی ناآگاه با قواعد این جهان روبهرو شود. با این حال، فیلم همیشه نمیتواند نیروی این ایده را به روایتی به همان اندازه محکم تبدیل کند. هرم؛ قلب رازآلود فیلم جنوبگان در این فیلم فقط پسزمینهای سرد و دورافتاده نیست؛ بخشی از سازوکار تعلیق است.
پهنهی یخزده، انزوای گروه را باورپذیر میکند و فاصلهی آنها از هرگونه کمک بیرونی، خطر را ملموستر میسازد. سپس هرم از دل این چشمانداز ظاهر میشود؛ مکانی که همزمان یادآور مقبره، معبد و هزارتو است. راهروهای سنگی، اتاقهای ناشناخته و سازوکارهای پنهان، فضایی میآفرینند که حس کنجکاوی و بیم را در کنار هم نگه میدارد.
« نقطهی قوت اولیهی فیلم همین وعدهی ساده و پرقدرت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تغییر شکل پیوستهی معماری هرم، مهمترین ابزار فیلم برای ایجاد بیثباتی است. گروه نمیتواند مطمئن باشد که مسیر بازگشتش کجاست یا اتاقی که لحظهای پیش میشناخت، در لحظهی بعد همان جای پیشین خواهد بود. این ویژگی، بیش از آنکه فقط ترفندی برای غافلگیری باشد، ساختار مکانی فیلم را به نوعی تهدید تبدیل میکند: خود بنا نیز انگار در برابر انسانها موضع دارد.
مه و تاریکی، همراه با انجماد محیط بیرون، به این حس رازآلودگی دامن میزنند؛ تصویری که برای علاقهمندان به مقبرههای باستانی و فضاهای هزارتومانند، از دلنشینترین جنبههای اثر است. تعلیق و ریتم؛ انتظار طولانی برای برخورد فیلم برای رسیدن به رویارویی اصلی، زمانی قابل توجه صرف معرفی گروه و کشف سازه میکند.
این انتخاب میتوانست به تعلیقی حسابشده بینجامد: هر کشف کوچک، خطر بزرگتری را نوید دهد و تماشاگر را قدمبهقدم به درون کابوس بکشاند. اما ریتم در بخشهایی کند و پراکنده میشود. فیلم گاه مکثهای طولانی دارد، بیآنکه در همان فاصله به شخصیتها عمق کافی بدهد یا اطلاعاتی را آشکار کند که مسیر داستان را واقعاً دگرگون سازد.
این کندی بهویژه از آنجا آسیبزننده است که تماشاگر از آغاز میداند برای دیدن نبرد دو گونهی بیگانه آمده است. هرچه داستان بیشتر در آمادهسازی بماند، انتظار برای بخش هیجانانگیزتر نیز سنگینتر میشود. البته مقدمهی رازآلود فیلم بیثمر نیست و بخشی از جذابیت هرم به آن وابسته است؛ مسئله این است که تعادل میان اکتشاف، وحشت و حرکت داستانی بهدرستی حفظ نمیشود.
« تغییر شکل پیوستهی معماری هرم، مهمترین ابزار فیلم برای ایجاد بیثباتی است. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، لحظاتی که باید فشرده و پراضطراب باشند، گاهی زیر سایهی توضیح و جابهجاییهای روایی قرار میگیرند. شخصیتها؛ گروهی که فرصت کافی نمییابد میان شخصیتهای انسانی، Lex Woods، با بازی Sanaa Lathan، برجستهترین جایگاه را دارد. تجربهی او در محیطهای دشوار، تواناییاش در تصمیمگیری و نوعی استواری عملی، او را برای مواجهه با شرایط نامعمول آماده نشان میدهد.
این خصوصیات، بهجای آنکه صرفاً در گفتوگو بیان شوند، در رفتار او نمود پیدا میکنند و به شخصیتش کارکردی روشن میدهند. Charles Bishop Weyland، با بازی Lance Henriksen، نیز بهواسطهی جاهطلبی و جایگاهش در شکلگیری مأموریت، نیروی محرک مهمی برای آغاز ماجراست. با این همه، باقی اعضای گروه غالباً بیش از آنکه شخصیتهایی کامل باشند، اجزای یک جمعیت در معرض خطرند.
فیلم چندین نفر را معرفی میکند، اما برای بخش مهمی از آنها فرصت چندانی نمیگذارد تا انگیزه، رابطه یا خصلتی ماندگار پیدا کنند. از این رو، حذف زودهنگام بعضی شخصیتها نه همیشه تکاندهنده است و نه الزاماً بار عاطفی لازم را دارد؛ تماشاگر ممکن است هنوز آنها را بهدرستی نشناخته باشد. بازیها نیز یکدست نیستند: برخی اجراها برای ماجرایی پرشتاب و ژانری کفایت میکنند، اما کمتر میتوانند به درام انسانی فیلم وزن و ظرافت ببخشند.
منطق داستان و قواعد جهان بخشهایی از روایت بر اطلاعاتی بنا شدهاند که برای پیشبردن ماجرا لازماند، اما پیوند میان آن اطلاعات همیشه روان و قانعکننده نیست. تصمیمهای گروه گاه بیش از آنکه از شناخت شخصیتها یا ارزیابی خطر ناشی شوند، به نیاز داستان برای رساندن قهرمانان به موقعیت بعدی شباهت دارند.
« در نتیجه، لحظاتی که باید فشرده و پراضطراب باشند، گاهی زیر سایهی توضیح و جابهجاییهای روایی قرار میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این امر در فیلمی که بر کاوش و حل معما تکیه میکند، اهمیت ویژهای دارد؛ هرچه مخاطب بیشتر به قواعد مکان و مناسبات میان دو گونه توجه کند، ناهماهنگیهای روایی آسانتر به چشم میآیند. با این حال، فیلم در ساختن یک چارچوب اسطورهای برای برخورد دو موجود موفقتر است. پیوند میان هرم، تمدنهای کهن و آیین شکار، به روایت ابعادی فراتر از یک تعقیبوگریز معمولی میدهد.
این ایدهها بهتنهایی جای منطق دقیق را نمیگیرند، اما به فیلم هویتی تصویری و افسانهوار میبخشند. اثر در بهترین لحظاتش از تماشاگر نمیخواهد همهی جزئیات را موشکافی کند؛ از او میخواهد خود را به حس کشف و هراس بسپارد. دشواری آنجاست که هرگاه فیلم از این فضای اسطورهای فاصله میگیرد و به سازوکار دقیق روایت متکی میشود، ضعفهای فیلمنامه آشکارتر میشوند.
طراحی موجودات و لحظههای ماندگار بخش عمدهای از لذت تماشای فیلم به طراحی و حضور فیزیکی موجودات وابسته است. بیگانهها با هیبت آشنا و تهدید پیوستهشان، یادآور وحشتی زیستی و غریزیاند؛ شکارچیان نیز با زره، ابزارها و رفتار آیینیشان، سویهای نظامی و تشریفاتی به نبرد میآورند. تضاد میان این دو، فقط در شکل ظاهری نیست: یکی نیروی تکثیر و هجوم بیوقفه را نمایندگی میکند و دیگری انضباط و مهارت شکار را.
برخوردشان، هویت اصلی فیلم را شکل میدهد. در میان لحظات بهیادماندنی، صحنهای که در آن از سر و دم بیگانه برای ساختن سپر و شمشیر استفاده میشود، نمونهای روشن از خلاقیت فیلم است. این تصویر هم خشن و غریب است و هم از نظر ایدهپردازی دقیقاً با منطق شکارچیان تناسب دارد؛ یعنی پیروزی نهفقط در شکستدادن حریف، بلکه در تبدیل نشانههای او به غنیمت و ابزار معنا مییابد.
« با این حال، فیلم در ساختن یک چارچوب اسطورهای برای برخورد دو موجود موفقتر است. »
قوتها و کاستیها
چنین لحظههایی نشان میدهند که فیلم در طراحی جزئیات جهان خود، گاه از قصهگوییاش جذابتر عمل میکند. در سوی دیگر، محدودیتهایی در نمایش خشونت و شدت صحنهها باعث میشود برخی رویاروییها آنقدر هولناک یا کوبنده نباشند که زمینهی ترسناک فیلم وعده میدهد. جمعبندی «AVP: Alien vs. Predator» فیلمی است که جذابیت ایدهاش از انسجام اجرای آن بیشتر است.
هرم مدفون، جنوبگان مهآلود، افسانهی شکار و تقابل دو گونهی مشهور، مجموعهای چشمگیر از عناصر ماجراجویی و وحشت میسازند؛ و صحنههایی چون ساخت سلاح از بقایای بیگانه، تخیل تصویری اثر را بهخوبی نشان میدهند. اما ریتم نامتوازن، شخصیتپردازی محدود، بازیهای نابرابر و گرههای روایی کماقناع، مانع میشوند که فیلم به اندازهی ظرفیت مفهوم مرکزی خود تأثیرگذار باشد.
تماشاگرانی که از برخورد دو جهان سینمایی، فضای مقبرههای اسرارآمیز و نبرد موجودات هیولایی لذت میبرند، احتمالاً لحظههایی برای بهیادسپردن پیدا خواهند کرد. در مقابل، کسانی که به تعلیق پیوسته، شخصیتهای پرورده و منطق داستانی سختگیرانه اهمیت میدهند، ممکن است با بخشهایی از فیلم فاصله بگیرند.
حاصل، اثری ناهموار اما سرگرمکننده است که بیش از آنکه با عمق دراماتیکش در خاطر بماند، با ایدهی مرکزی و چند تصویر خلاقانهاش جای خود را حفظ میکند.
« چنین لحظههایی نشان میدهند که فیلم در طراحی جزئیات جهان خود، گاه از قصهگوییاش جذابتر عمل میکند. »



ثبت دیدگاه