نقد و بررسی
نقد طمع (Avarice) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری آشنا با امضایی متفاوت «Avarice» ساختهٔ جان وی. سوتو، تریلری استرالیایی است که از موقعیتی آشنا آغاز میکند: خانوادهای در تعطیلات به دام خشونت گروهی مسلح میافتد و یکی از اعضای خانواده باید برای نجات دیگران دست به مقاومت بزند. وجه تمایز فیلم، کیت است؛ مادری که مهارت برجستهاش در کمانداری قرار است ابزار اصلی بقا و مقابله باشد.
همین انتخاب، به داستانی آشنا امکان میدهد اندکی از مسیر معمول فیلمهای گروگانگیری و یورش خانگی فاصله بگیرد. با این حال، فیلم در اصل به قواعد شناختهشدهٔ ژانر وفادار میماند: تهدیدی ناگهانی، خانوادهای در خطر، مهاجمانی بیرحم و قهرمانی که بهتدریج از واکنش دفاعی به ابتکار عمل میرسد.
«Avarice» بیش از آنکه بخواهد این الگو را از نو بسازد، میکوشد با تکیه بر کنش و سلاحی نامتعارف، تماشاگر را در محدودهٔ آن سرگرم کند. نتیجه، اثری است که امتیازهایش بیشتر در لحظههای پرتحرک و حضور بازیگر اصلی دیده میشود تا در تازگی طرح یا پیچیدگی شخصیتها. خانواده، تنش و زمینهچینی فیلم پیش از آنکه به رویارویی اصلی برسد، به زندگی خانوادگی کیت و همسرش اَش و دخترشان میپردازد.
این بخش میخواهد نشان دهد که خانواده پیش از بحران نیز با فاصلهها و دلخوریهایی روبهرو است؛ اَش بیش از اندازه درگیر کار است و کیت از بیتوجهی او و دشواریهای رابطه با دخترش دلخور به نظر میرسد. این زمینهچینی قرار است خطر بیرونی را با کشمکشهای درونی پیوند بزند، اما اثرگذاریاش محدود میماند.
« تریلری آشنا با امضایی متفاوت «Avarice» ساختهٔ جان وی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مسئله آن است که تنشهای خانوادگی به اندازهای پرداخت نمیشوند که رابطهها عمق پیدا کنند یا تماشاگر پیوند عاطفی نیرومندی با هر سه شخصیت بسازد. فیلم بیشتر اطلاعات لازم را برای پیشبرد موقعیت فراهم میکند تا آنکه شخصیتها را از خلال رفتارها و گفتوگوهای پرمعنا بپروراند. در نتیجه، وقتی خطر از راه میرسد، انگیزهٔ کیت روشن است، اما بار عاطفی آن گاه بیشتر از خود موقعیت ناشی میشود تا از رابطههایی که پیشتر با دقت ساخته شده باشند.
گیلین الکسی و قهرمانی که فیلم بر دوش اوست بزرگترین نقطهٔ اتکای فیلم، بازی گیلین الکسی در نقش کیت است. او قهرمان را صرفاً به چهرهای نترس و شکستناپذیر بدل نمیکند؛ در واکنشهایش میتوان هراس، سردرگمی و اراده را در کنار هم دید. این ترکیب به کیت کیفیتی انسانی میبخشد و باعث میشود تغییر او از زنی گرفتار به نیرویی فعال در برابر مهاجمان، دستکم در سطح اجرا، پذیرفتنی باشد.
الکسی همچنین حضور فیزیکی لازم برای نقش را دارد. مهارت کیت در کمانداری نباید فقط در دیالوگها ادعا شود؛ تماشاگر باید باور کند که این توانایی در لحظهٔ خطر به کار میآید. بازیگر با تمرکز و آمادگی بدنی، این وجه از شخصیت را تا حد زیادی قابلقبول میسازد. با این همه، فیلم فرصت کافی برای نشان دادن لایههای دیگر کیت فراهم نمیکند.
او بیش از هر چیز در نسبت با خانواده و خطر تعریف میشود و کمتر بهعنوان شخصیتی مستقل با گذشته، تناقضها یا خواستههایی فراتر از بحران شکل میگیرد. کمان؛ جذابیت بصری و فرصتِ دیررس استفاده از تیر و کمان، ایدهای است که به «Avarice» هویت دیداری خاصتری میدهد. کمان در مقایسه با سلاحهای آشنای تریلرهای اکشن، فاصله و سکوت متفاوتی را به صحنهها میآورد: هر شلیک نیازمند تمرکز و انتخاب است و همین میتواند تنش را از راه انتظار، نه صرفاً انفجار و شتاب، پدید آورد.
« گیلین الکسی و قهرمانی که فیلم بر دوش اوست بزرگترین نقطهٔ اتکای فیلم، بازی گیلین الکسی در نقش کیت است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در بخشهایی که این ابزار را واقعاً وارد کنش میکند، از این ظرفیت بهره میبرد و رویاروییها حالوهوایی متمایز پیدا میکنند. اما مشکل اینجاست که فیلم مدت قابلتوجهی را صرف رسیدن به لحظههایی میکند که عنوان و ایدهٔ مرکزیاش وعده دادهاند. انتظار برای کاربرد مؤثر کمان طولانی میشود و زمینهچینی، بهجای آنکه پیوسته تعلیق بیافریند، گاهی حس تأخیر ایجاد میکند.
وقتی سرانجام تیراندازی و تعقیبوگریزها محور قرار میگیرند، فیلم جان تازهای میگیرد؛ اما این جانگرفتن میتوانست زودتر و با پیوندی روانتر میان پیشدرآمد و کنش اصلی رخ دهد. ریتم و ساختار تعلیق ریتم «Avarice» یکدست نیست. نیمهٔ نخست بیش از آنکه بر حرکت و خطر مداوم تکیه کند، درگیر معرفی روابط و آمادهسازی موقعیت است.
این انتخاب فینفسه نادرست نیست، اما چون گفتوگوها و کشمکشهای خانوادگی عمق چندانی پیدا نمیکنند، زمان صرفشده همیشه به افزایش درگیری عاطفی نمیانجامد. برخی صحنهها اطلاعاتی را منتقل میکنند که برای فهم طرح لازم است، ولی در شکل و اجرای خود چندان پرکشش نیستند. در مقابل، بخش پایانی پرشتابتر و پویاتر میشود.
حرکت کیت از موضع دفاعی به سوی مقابله، امکان میدهد فیلم از فضای محدود گروگانگیری فراتر برود و با تعقیب و رویارویی، انرژی بصری بیشتری بسازد. در این بخش، تماشاگر با ضرباهنگ تندتری روبهرو است و فیلم بهتر میتواند حس خطر را حفظ کند. با این حال، شتاب پایانی بهتنهایی نمیتواند همهٔ کندیهای پیشین را جبران کند؛ بلکه بیشتر نشان میدهد که اثر در قلمرو کنش، مطمئنتر از قلمرو زمینهچینی و گسترش شخصیتهاست.
« ریتم و ساختار تعلیق ریتم «Avarice» یکدست نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلمنامه، کلیشه و منطق روایی فیلمنامه از الگوی آشنای تریلرهای آدمربایی پیروی میکند و مسیر کلی آن بهسادگی قابل حدس است. چنین پیشبینیپذیریای الزاماً مانع لذت تماشاگر نیست؛ بسیاری از آثار ژانری از همان ابتدا مقصد کلی را روشن میکنند و جذابیت را در مسیر، تعلیق و شیوهٔ اجرا میجویند.
اما «Avarice» همیشه در ساختن پیچوخمهای کوچک یا موقعیتهای تازه موفق نیست. بعضی انتخابهای روایی بیشتر برای رساندن شخصیتها به صحنهٔ بعدی به نظر میرسند تا حاصل منطق طبیعی رفتارشان. در کنار این مسئله، برخی واکنشها و تصمیمها باورپذیری تعلیق را کاهش میدهند. وقتی شخصیتها در شرایط خطر رفتارهایی میکنند که با آنچه از موقعیت میدانیم سازگار نیست، تماشاگر بهجای نگرانی برای سرنوشتشان، درگیر پرسش از منطق صحنه میشود.
همین لغزشها، بهویژه در بخشهایی که قرار است فشار و اضطراب بالا باشد، از قدرت اثر میکاهد. فیلم در بهترین لحظههایش بر پایهٔ سادگی و صراحت ژانری پیش میرود؛ در ضعیفترین لحظهها، همین سادگی به کمپرداختگی نزدیک میشود. کارگردانی و اجرا کارگردانی جان وی. سوتو بیش از هر چیز به حفظ حرکت و رساندن روایت به صحنههای تقابل گرایش دارد.
در لحظههای اکشن، فیلم از ایدهٔ کمان بهره میگیرد و میکوشد برخوردها را از درگیریهای متداول با سلاح گرم متمایز کند. فضای محدود خانه و سپس تغییر موقعیت به محیطی دیگر، امکان تنوع بصری فراهم میآورد، هرچند میزانسن و تعلیق همیشه به اندازهای منسجم نیست که ظرفیت این فضاها را کامل آزاد کند.
« اما «Avarice» همیشه در ساختن پیچوخمهای کوچک یا موقعیتهای تازه موفق نیست. »
قوتها و کاستیها
بازی الکسی در قیاس با برخی اجراهای دیگر، نقطهٔ قوت آشکارتری است. بخشی از بازیها و رفتارهای شخصیتها در لحظههای حساس، به دلیل نگارش یا اجرا، کمی ساختگی به نظر میرسند و از باورپذیری کلی میکاهند. در نتیجه، کیفیت فیلم در صحنههای مختلف نوسان دارد: گاه حضور قهرمان و حرکت داستان تماشاگر را همراه میکند و گاه ضعف در پرداخت یا منطق، فاصلهای میان مخاطب و ماجرا میسازد.
جمعبندی «Avarice» تریلری کمادعا و سرراست است که بهترین برگ برندهاش را در کیتِ کماندار و بازی گیلین الکسی پیدا میکند. ایدهٔ تیر و کمان به فیلم رنگی متفاوت میدهد و بخش پایانی، با ریتم تندتر و رویاروییهای پرتحرک، سرگرمی قابلقبولی فراهم میآورد. در برابر، داستان کلیشهای و کمغافلگیری است، رسیدن به کنش اصلی بیش از اندازه طول میکشد و ضعف برخی موقعیتها و اجراها به تعلیق لطمه میزند.
این فیلم بیش از آنکه تریلری پیچیده یا از نظر شخصیتپردازی ژرف باشد، تجربهای ژانری برای تماشاگرانی است که با روایتی مستقیم و قهرمانی مقاوم همراه میشوند. اگر انتظار نوآوری روایی یا دقت روانشناختی فراوان وجود داشته باشد، اثر احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود؛ اما اگر جذابیت اصلی در دیدن یک قهرمان مسلح به مهارتی نامتعارف و درگیریهایی پرشتاب باشد، «Avarice» لحظههایی سرگرمکننده و متمایزکننده در اختیار میگذارد.
« بازی الکسی در قیاس با برخی اجراهای دیگر، نقطهٔ قوت آشکارتری است. »



ثبت دیدگاه