نقد و بررسی
نقد حمله ناشناخته (Attack of the Unknown) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهٔ مرکزی و ظرفیت دراماتیک «یورش ناشناخته» فیلمی است که از برخورد دو قلمرو آشنا نیرو میگیرد: تریلر محاصرهایِ پلیسی و داستان تهاجم موجودات فضایی. گروهی از نیروهای ویژه، پس از دستگیری رئیس بانفوذ یک باند تبهکار، مأمور انتقال او به بازداشتگاهی شهرستانی میشوند؛ اما حملهٔ بیگانگان مأموریتی را که ظاهراً قواعد روشن و مشخصی دارد، به نبردی برای بقا بدل میکند.
این ترکیب در اصل ظرفیت فراوانی دارد: مأموران قانون و زندانیان ناچارند در فضایی بسته کنار یکدیگر بمانند، درحالیکه اعتماد، اقتدار و حتی مرز میان دشمن و متحد پیوسته به پرسش کشیده میشود. فیلم میکوشد از همین وضعیت، هم تعلیق بسازد و هم میدان عمل پرهرجومرجی برای اکشن فراهم کند. بازداشتگاه میتواند به تصویری فشرده از جامعهای در آستانهٔ فروپاشی بدل شود؛ جایی که افراد، پیش از آنکه دربارهٔ نجات جهان تصمیم بگیرند، باید بر سر قواعد همزیستی و کنترل ترس به توافق برسند.
با این حال، اثر همیشه از ظرفیت مفهومی ایدهاش بهره نمیگیرد. گاه چنین به نظر میرسد که خودِ فرض جذاب داستان باید بار دراماتیک را به دوش بکشد، درحالیکه شخصیتپردازی و پیوند میان رخدادها به اندازهٔ کافی آن را تقویت نمیکنند. شروع روایت و مسئلهٔ ریتم فیلم برای معرفی مأموریت، گروه پلیس و شرایط شخصی برخی چهرههای اصلی وقت قابل توجهی صرف میکند.
این انتخاب از یکسو نشان میدهد سازندگان قصد دارند ماجرا صرفاً به تیراندازی و هجوم موجودات محدود نماند؛ از سوی دیگر، آغاز طولانی و گاه ناپیوسته باعث میشود حرکت داستان دیرتر از انتظار شکل بگیرد. توضیحات و گفتوگوهایی که قرار است زمینه فراهم کنند، همیشه به تنش یا شناخت عمیقتر شخصیتها نمیانجامند و گاه حس توقف را در روایت پدید میآورند.
« فیلم میکوشد از همین وضعیت، هم تعلیق بسازد و هم میدان عمل پرهرجومرجی برای اکشن فراهم کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کندی بهویژه از آن رو محسوس است که پیشفرض فیلم خود بسیار پرشتاب و حادثهخیز است. مخاطب زود درمییابد که تقابل نیروهای ویژه با مهاجمان فضایی میتواند مواد لازم برای یک سرگرمی ژانری پرتنش را فراهم کند؛ اما فیلم مدتی طول میکشد تا این وعده را به نیروی روایی پیوسته تبدیل کند. در نتیجه، آغاز اثر نه کاملاً بیفایده است و نه بهقدر کافی فشرده: اطلاعاتی دربارهٔ وضعیت قهرمانان میدهد، اما آهنگ روایت را پایین میآورد و انتظار برای رسیدن به آشوب اصلی را طولانی میکند.
شخصیتها و بازی ریچارد گریکو مهمترین تکیهگاه انسانی فیلم، مأموری سالخورده است که هم با دشواریهای شخصی روبهروست و هم در محیطی خشن و بحرانی تلاش میکند نقش حرفهای خود را حفظ کند. این تضاد میتوانست تصویری تأثیرگذار از فرسودگی، مسئولیت و نیاز به معنا بسازد. ریچارد گریکو در این نقش حضوری پختهتر و آرامتر از فضای پرهیاهوی پیرامونش دارد.
بازی او میکوشد به شخصیت وزن بدهد و نشان دهد که پشت واکنشهای عملی یک مأمور، زندگیای پیچیده و آسیبپذیر جریان دارد. همین خویشتنداری، در فیلمی که گاه به اغراقهای ژانری نزدیک میشود، به حضور او اعتبار میبخشد. بااینحال، پرداخت شخصیت اصلی بهتنهایی برای شکلدادن به گروهی بهیادماندنی کافی نیست.
بسیاری از شخصیتهای دیگر بیشتر کارکردی روایی دارند: باید اطلاعات بدهند، مخالفت کنند، خطر را تشدید کنند یا در لحظهای بحرانی واکنش نشان دهند. در نتیجه، روابط میان آنها کمتر از آنچه موقعیت اقتضا میکند پیچیدگی پیدا میکند. برخورد پلیسها، زندانیان و افراد وابسته به باند میتوانست صحنهٔ آزمون اخلاقی و روانی باشد، اما فیلم گاهی سریع از کنار پیامدهای این برخوردها میگذرد.
« این کندی بهویژه از آن رو محسوس است که پیشفرض فیلم خود بسیار پرشتاب و حادثهخیز است. »
شخصیتها و اجرا
بازی گریکو بخشی از خلأ را پر میکند، ولی نمیتواند کمبود عمق در مجموعهٔ شخصیتها را بهکلی جبران کند. موجودات فضایی و طراحی بصری یکی از امتیازهای ملموس اثر، تلاش آن برای بخشیدن هویتی دیداری به مهاجمان است. طراحی موجودات و استفاده از جلوههای عملی، در لحظاتی به فیلم حس ملموستری میدهد؛ گویی خطر فقط چیزی رایانهای در پسزمینه نیست، بلکه حضوری جسمانی و نزدیک دارد.
همین جنبه با فضای آخرالزمانی داستان سازگار است و به برخی رویاروییها جلوهای خشن و غریب میبخشد. فیلم همچنین از تصویر تهدیدی در مقیاسی بزرگتر بهره میبرد تا آشوب را فراتر از دیوارهای بازداشتگاه نشان دهد. البته کیفیت طراحی بهتنهایی نمیتواند تأثیر صحنه را تضمین کند. برای آنکه موجودات واقعاً هراسانگیز شوند، فیلم باید زمانبندی نمایش، میزان پنهانکردن و آشکارکردنشان و واکنش شخصیتها را با دقت تنظیم کند.
در بعضی لحظات، ایدهٔ بصری از اجرای صحنه جلوتر است: تهدیدی جذاب معرفی میشود، اما میزانسن یا تدوین مجال نمیدهد که حضور آن به دلهرهای ماندگار تبدیل شود. بااینهمه، تلاش برای ترکیب جلوههای عملی با عناصر دیجیتال، بخشی از شخصیت مستقل فیلم را میسازد و مانع میشود تمام جلوهٔ آن به تکیه بر تصویرسازی رایانهای تقلیل یابد.
اکشن، فیلمبرداری و تدوین محدودیت اصلی فیلم در بخشهای اکشن، دشواری دنبالکردن رخدادهاست. دوربین لرزان و تدوین نامنظم گاهی بهجای آنکه حس فوریت و بیثباتی ایجاد کنند، جایگاه شخصیتها و مسیر حرکت را مبهم میسازند. وقتی درگیریها سریع و پرتحرکاند، مخاطب باید بتواند بفهمد چه کسی در کجا قرار دارد، خطر از کدام سو میآید و کنش هر شخصیت چه نتیجهای دارد.
« بازی گریکو بخشی از خلأ را پر میکند، ولی نمیتواند کمبود عمق در مجموعهٔ شخصیتها را بهکلی جبران کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هرگاه این پیوندهای فضایی روشن نباشند، هیجان صحنه کاهش مییابد و آشوب تصویری جای تعلیق را میگیرد. این مسئله بهخصوص در داستانی اهمیت دارد که بخش عمدهای از کشش آن باید از محاصره و تلاش برای عبور از موانع حاصل شود. بازداشتگاه میتوانست با راهروها، اتاقها و نقاط کورش به صحنهای حسابشده برای ساخت تعلیق تبدیل شود.
اما فیلم در همهٔ لحظات از این امکان بهره نمیگیرد. گاهی انرژی صحنهها زیر فشار تدوین از هم میپاشد و نبردی که روی کاغذ پرتنش است، در اجرا وضوح و ضرباهنگ لازم را پیدا نمیکند. حاصل، اکشنی است که لحظاتی سرگرمکننده دارد، اما کمتر به اوج پیوسته و رضایتبخش میرسد. دیالوگ و باورپذیری روایت دیالوگها اغلب در چارچوب جملههای آشنای فیلمهای اکشن و وحشت حرکت میکنند.
این زبانِ قالبی، بهخودیخود برای اثری ژانری ایراد قطعی نیست؛ گاهی حتی میتواند بخشی از لذتِ آگاهانه و بازیگوشانهٔ چنین فیلمهایی باشد. مشکل زمانی پدید میآید که گفتوگوها نه شخصیتها را متمایز کنند و نه تنش را بالا ببرند. در اینجا بعضی جملهها بیش از آنکه از تجربه و خلقوخوی گوینده برخاسته باشند، به ابزاری برای انتقال اطلاعات یا پیشبرد صحنه شباهت دارند.
حفرههای داستانی نیز گاه به اعتماد مخاطب لطمه میزنند. در روایت بقا، باورکردن تصمیمهای شخصیتها اهمیت فراوان دارد؛ زیرا هر اشتباه یا انتخاب نادرست باید از ترس، فشار یا نقص اطلاعات آنها ریشه بگیرد. اگر رفتارها بدون زمینهٔ کافی رخ دهند، موقعیت بحرانی بهجای آنکه اجتنابناپذیر و دردناک به نظر برسد، تصنعی میشود.
« هرگاه این پیوندهای فضایی روشن نباشند، هیجان صحنه کاهش مییابد و آشوب تصویری جای تعلیق را میگیرد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در برخی لحظات بر جذابیت فرض مرکزی تکیه میکند، بیآنکه همهٔ جزئیات پیامدهای آن را بهاندازهٔ کافی سامان دهد. ازاینرو، تعلیق رواییاش در بخشهایی شکننده میشود. جایگاه ژانری و تجربهٔ تماشاگر «یورش ناشناخته» فیلمی است که میخواهد هم جدی گرفته شود و هم از هیجان خام یک رویارویی نامتعارف بهره ببرد.
اما میان این دو لحن، همیشه تعادل روشنی برقرار نمیکند. اگر اثر با شوخطبعی بیشتری به قراردادهای آشنای ژانر نزدیک میشد، شاید برخی دیالوگها و اغراقها به بخشی از سرگرمی تبدیل میشدند. اگر هم قصد داشت کاملاً جدی و واقعگرا بماند، به انسجام روایی و دقت بیشتری در اجرای اکشن نیاز داشت.
نوسان میان این دو رویکرد گاهی مانع میشود مخاطب بداند با اثری خودآگاه و بازیگوش روبهروست یا فیلمی که میخواهد تنشی بیوقفه و باورپذیر بسازد. باوجوداین، فیلم برای تماشاگر علاقهمند به برخورد گونههای مختلف سینمای عامهپسند، جذابیت بالقوه دارد. ترکیب نیروهای ویژه، زندانیان، بحران بسته و مهاجمان فضایی زمینهای فراهم میکند که میتواند دستکم از نظر ایده کنجکاویبرانگیز باشد.
ارزش اثر بیش از آنکه در نوآوری کامل یا پرداخت بینقص باشد، در همین آمیزش ژانری و برخی انتخابهای بصری آن نهفته است. تماشاگرانی که انتظار درامی دقیق و اکشنی کاملاً منسجم دارند، احتمالاً با کاستیهای آن روبهرو میشوند؛ اما علاقهمندان به فیلمهای کمهزینهٔ تهاجم فضایی ممکن است لحظاتی از طراحی موجودات و فضای بحرانی آن را قدر بدانند.
« ازاینرو، تعلیق رواییاش در بخشهایی شکننده میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «یورش ناشناخته» ایدهای سرگرمکننده دارد: مأموریتی پلیسی که ناگهان در دل تهاجمی فرازمینی فرو میریزد و گروهی ناهمگون را به همکاری برای بقا وامیدارد. فیلم در طراحی موجودات و استفاده از جلوههای عملی، جلوههایی دیداری و گاه مؤثر میآفریند و ریچارد گریکو نیز با حضوری سنجیده، به شخصیت محوری وزن میبخشد.
در مقابل، آغاز کند، دیالوگهای کمجان، برخی گسستهای روایی و اجرای ناپایدار صحنههای اکشن، مانع میشوند که ظرفیت ایده به تجربهای یکدست تبدیل شود. این اثر بیش از هر چیز یادآور آن است که طرح داستانی جذاب، تنها نقطهٔ شروع است؛ برای بدلشدن به فیلمی واقعاً پرتعلیق، به شخصیتهای زنده، روایت منسجم و زبان تصویری روشن نیز نیاز دارد.
«یورش ناشناخته» در بخشهایی به وعدهٔ خود نزدیک میشود، اما همهٔ اجزایش را در خدمت آن قرار نمیدهد. نتیجه، فیلمی ژانری با لحظات دیدنی و کاستیهای آشکار است؛ اثری که ایدهاش بهیادماندنیتر از اجرای کامل آن باقی میماند.
« یورش ناشناخته» در بخشهایی به وعدهٔ خود نزدیک میشود، اما همهٔ اجزایش را در خدمت آن قرار نمیدهد. »



ثبت دیدگاه