نقد و بررسی
نقد آتنا (Athena) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آستانهای میان خشم و فاجعه «آتنا» ساختهٔ رومن گاوراس، درام اکشنی است که از همان لحظههای آغازین، مخاطب را نه با مقدمهای آرام، بلکه با انفجاری از خشم و آشوب روبهرو میکند. مرگ مشکوک برادر کوچک خانواده، سه برادر را در مسیرهایی متضاد قرار میدهد: کریم در پی پاسخ و انتقام است، عبدال میکوشد نظم را بازگرداند و مختار، گرفتار مناسبات و منافع خود، بحران را از زاویهای دیگر میبیند.
فیلم جزئیات ماجرا را بهتدریج آشکار میکند، اما محور اصلیاش تنها یافتن مقصر نیست؛ بلکه بررسی لحظهای است که اندوه شخصی به خشم جمعی بدل میشود و راه بازگشت را دشوار میسازد. آغاز؛ شوکی که تماشاگر را در دل حادثه میاندازد نخستین سکانس «آتنا» بیانیهای دربارهٔ شیوهٔ روایت فیلم است: پرتحرک، بیمکث و متکی به حضوری نزدیک در قلب رویدادها.
حرکت پیوستهٔ دوربین، جابهجایی میان آدمها و عبور از فضاهای پرآشوب، حس تماشای گزارشی از فاصلهای امن را از میان میبرد. تماشاگر بهجای آنکه صرفاً شاهد شورش باشد، گویی در میان جمعیت گرفتار میشود؛ جایی که هر صدا و حرکت میتواند نوید بحرانی تازه باشد. این افتتاحیه فقط نمایش مهارت فنی نیست.
انرژی تصویر، شکل بصری همان خشم انباشتهای است که داستان از آن نیرو میگیرد. بااینحال، همین انتخاب از ابتدا انتظاری بلند میسازد: فیلم باید نهفقط تماشایی باشد، بلکه بتواند معنای آشوب را نیز در طول مسیر گسترش دهد. «آتنا» در بخشهایی به این انتظار پاسخ میدهد، اما همهٔ مسیرش به یک اندازه استوار نیست.
« انرژی تصویر، شکل بصری همان خشم انباشتهای است که داستان از آن نیرو میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تراژدی خانوادگی در دل بحران اجتماعی قلب عاطفی فیلم در تضاد میان سه برادر قرار دارد. فقدان برادر کوچکتر، آنان را به تجربهای مشترک پیوند میدهد، اما سوگ مشترک به همبستگی نمیانجامد. کریم خشم را به نیروی محرک خود تبدیل میکند؛ عبدال میان پیوند خانوادگی و مسئولیت حرفهای گرفتار است؛ و مختار در جهانی حرکت میکند که در آن بقا و منفعت، گاه از همدلی پیشی میگیرند.
این تفاوتها ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارند، زیرا نشان میدهند یک بحران واحد چگونه میتواند واکنشهایی کاملاً متفاوت برانگیزد. نقطهٔ قوت این طرح آن است که سیاست را از تجربهٔ روزمره جدا نمیکند. مسئلهٔ پلیس و محله، صرفاً موضوعی بیرونی و نظری باقی نمیماند؛ مستقیماً در روابط خانوادگی نفوذ میکند و اعتماد، وفاداری و قضاوت اخلاقی را فرسوده میسازد.
در مقابل، فیلم برای شناخت پیشینه و پیچیدگی درونی شخصیتها فرصت چندانی نمیگذارد. آنان اغلب بیشتر حامل نیروهای متضاد داستاناند تا آدمهایی که زندگیشان را پیش از این شب بحرانی بهخوبی بشناسیم. همین کمبود، فاصلهٔ عاطفی میان مخاطب و بعضی تصمیمهایشان را افزایش میدهد. تصویر و حرکت؛ معماریِ محاصره فیلمبرداری ماتیا بوکار و طراحی حرکت دوربین، فضای محله را به عنصری فعال در روایت بدل میکنند.
راهروها، پلهها، پشتبامها و گذرگاهها صرفاً پسزمینه نیستند؛ گویی معماری محل، شخصیتها را به سوی رویارویی و بنبست هدایت میکند. دوربین در این فضاها با چابکی حرکت میکند و گاه برای لحظاتی طولانی، پیوستگی کنش را حفظ میکند. حاصل، حس فشردگی و محاصرهای است که از ساختمانها به روابط انسانی نیز سرایت میکند.
« تراژدی خانوادگی در دل بحران اجتماعی قلب عاطفی فیلم در تضاد میان سه برادر قرار دارد. »
شخصیتها و اجرا
این دستاورد فنی با طراحی صدا و موسیقی همراه است. همهمهٔ جمعیت، فریادها، انفجارها و ضرباهنگ موسیقی، فضایی میسازند که آرامش در آن تقریباً ناممکن به نظر میرسد. تدوین و میزانسن به فیلم نیرویی جسمانی میبخشند: خشونت تنها در قاب دیده نمیشود، بلکه در ریتم و آشفتگی تصویر نیز احساس میشود.
البته گاهی همین مهارت بصری چنان بر صحنه چیره میشود که تماشاگر بیش از آنکه به پیامد انسانی خشونت بیندیشد، مجذوب تماشای اجرای سینمایی آن میشود. این دوگانگی هم جاذبهٔ فیلم است و هم یکی از پرسشهای مهم دربارهٔ آن. سیاستِ خشم و خطرِ سادهسازی «آتنا» فضایی را ترسیم میکند که در آن بیاعتمادی میان محله و نیروهای حکومتی از پیش وجود دارد و یک حادثه میتواند آن را به بحرانی آشکار تبدیل کند.
فیلم در نمایش هراس، خشم و احساس محاصره، تأثیرگذار است؛ بهویژه چون آشوب را پدیدهای ناگهانی و بیریشه جلوه نمیدهد. تماشاگر درمییابد که پشت فوران خشونت، لایههایی از سوگ، تحقیر و بیاعتمادی جمع شده است. بااینحال، فیلم گاه میان نمایش خشونت و تحلیل آن فاصله میگیرد. شورش و درگیری با جزئیاتی پرقدرت به تصویر کشیده میشوند، اما زمینههای اجتماعی و تاریخیِ زندگی شخصیتها بهاندازهٔ کافی بسط نمییابند.
در نتیجه، بعضی از جوانان محله بیشتر به صورت جمعیتی خشمگین و یکپارچه دیده میشوند تا افرادی با نگرشها، تجربهها و انگیزههای متفاوت. این انتخاب میتواند تصویری کلیشهای بسازد؛ بهخصوص وقتی هویت مذهبی و اجتماعی شخصیتها بیشتر در فضای کلی داستان حاضر است تا در جزئیات ملموس زندگیشان.
« این دستاورد فنی با طراحی صدا و موسیقی همراه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم قصد دارد دربارهٔ خشونت و دستکاری خشم سخن بگوید، ولی گاه از پیچیدگی همان واقعیتی که تصویر میکند فاصله میگیرد. بازیها و شخصیتپردازی دالی بنصلاح در نقش عبدال، تعارض درونی شخصیتی را منتقل میکند که میخواهد میان مسئولیت و عاطفه تعادلی ناممکن برقرار کند. بازی او بیش از آنکه بر گفتار تکیه کند، از چهره و حضور جسمانی نیرو میگیرد؛ فرسودگی و اضطراب عبدال در میانهٔ آشوب بهخوبی احساس میشود.
سامی سلیمان نیز در نقش کریم انرژی لازم برای پیشبرد شورش را دارد و خشم شخصیت را بیدرنگ به صحنه منتقل میکند. آنتونی باژون و دیگر بازیگران در شکلدادن به فضای متشنج فیلم نقش مؤثری دارند. اما اجرای نیرومند بهتنهایی نمیتواند کمبودهایی را که در نگارش شخصیتها وجود دارد جبران کند. برخی واکنشها و تغییر موضعها چنان سریع رخ میدهند که فرصت کافی برای باورپذیرشدن پیدا نمیکنند.
گاهی شخصیتها بهجای آنکه از منطق روانی و تجربهٔ پیشین خود پیروی کنند، در خدمت نیازهای لحظهای پیرنگ قرار میگیرند. از همینرو، فیلم در سطح هیجان و حضور بازیگران موفقتر از سطح شناخت عمیق آدمهایش است. ریتم و مسئلهٔ فرجام ریتم تند فیلم در نیمههای نخست، حس پیشروی بیوقفهای ایجاد میکند.
هر رخداد، رخداد دیگری را به دنبال میآورد و تماشاگر کمتر مجال مییابد از تنش بیرون بماند. این شتاب در بسیاری از لحظات با موضوع اثر تناسب دارد: بحرانی که در آن تصمیمها پیش از اندیشیدن گرفته میشوند و خشونت، فرصت گفتوگو را از میان میبرد. بااینهمه، وقتی فیلم به نتیجهگیری نزدیک میشود، همین فشردگی به نقطهضعف بدل میگردد.
« سامی سلیمان نیز در نقش کریم انرژی لازم برای پیشبرد شورش را دارد و خشم شخصیت را بیدرنگ به صحنه منتقل میکند. »
قوتها و کاستیها
چند پیچش داستانی و تغییر در مسیر کنش، بهجای آنکه معنای پیشین رخدادها را عمیقتر کنند، ممکن است تصنعی یا کمزمینه به نظر برسند. پایان نیز برای بخشی از مخاطبان شتابزده و ناتمام جلوه میکند؛ نه لزوماً به این دلیل که همهٔ پرسشها باید پاسخ داده شوند، بلکه چون فیلم برای رساندن پیامدهای عاطفی و فکری انتخابهایش فرصت کافی فراهم نمیکند.
پس از آنهمه انباشت انرژی، فرجام باید هم از نظر دراماتیک و هم از نظر مضمونی وزن لازم را داشته باشد؛ «آتنا» در این زمینه به اندازهٔ آغازش قانعکننده نیست. جمعبندی «آتنا» فیلمی پرقدرت از نظر طراحی بصری، حرکت دوربین و ساختن تنش است؛ اثری که از همان آغاز، تماشاگر را به دل آشوب میکشاند و بحران اجتماعی را از دریچهٔ یک خانوادهٔ ازهمگسیخته روایت میکند.
بازی دالی بنصلاح و نیروی تصویر، تجربهای پرالتهاب و بهیادماندنی میسازند. در عین حال، کمبود پیشینهپردازی، سادهشدن گاهبهگاه شخصیتها، برخی پیچشهای کمباور و فرجامی شتابزده مانع میشوند که این نیروی فنی به درامی همسنگ و کاملاً منسجم تبدیل شود. ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخهای روشن باشد، در تصویری است که از لحظهٔ لغزش میان سوگ و انتقام، اعتراض و آشوب، و مسئولیت و وفاداری ارائه میدهد.
«آتنا» تجربهای سینمایی و پرتنش است که در اجرا اغلب خیرهکننده میشود، اما در تحلیل و پرداخت شخصیتها به همان اندازه استوار نمیماند.
« بازی دالی بنصلاح و نیروی تصویر، تجربهای پرالتهاب و بهیادماندنی میسازند. »



ثبت دیدگاه