نقد و بررسی
نقد در حال جنگ (At War) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نبردی در اتاقهای مذاکره «At War» ساختهٔ Stéphane Brizé، در ظاهر دربارهٔ تعطیلی یک کارخانه و مبارزهٔ کارگران برای حفظ شغلهایشان است؛ اما میدان اصلی فیلم، فراتر از سالن تولید، در جلسههای مذاکره، کنفرانسهای خبری و گردهماییهای کارگری شکل میگیرد. مدیران کارخانه پس از آنکه کارکنان برای نجات محل کارشان از امتیازهای مالی چشمپوشی کردهاند، تصمیم به تعطیلی میگیرند.
لوران آمِدئو، با بازی Vincent Lindon، سخنگوی کارگران میشود و میکوشد آنان را در برابر تصمیمی که ناعادلانه میدانند متحد نگه دارد. این موقعیت، فیلم را به مطالعهای دربارهٔ قدرت، سازش و بهای مقاومت بدل میکند؛ روایتی که بیش از آنکه بر غافلگیریهای داستانی تکیه کند، از فرسایش تدریجی نیروها و رابطهها تنش میسازد.
در خلاصهٔ رسمی فیلم نیز بر فداکاریهای مالی کارگران و تصمیم مدیریت برای تعطیلی کارخانه با وجود سودآوری تأکید شده است. واقعگرایی بهمثابهٔ انتخابی فرمی فیلم از همان ابتدا میخواهد تماشاگر را نه در جایگاه ناظرِ دور، بلکه میان جمعیتِ معترض و در متن فرایند تصمیمگیری قرار دهد. دوربین پرتحرک و قابهای نزدیک، فضا را فشرده میکنند؛ گویی در این جهان حتی ایستادن و نفسکشیدن نیز با فشار جمعی همراه است.
نتیجه، حالوهوایی مستندگونه است، بیآنکه فیلم به ثبت خنثای رویدادها بسنده کند. دوربین آشفتگی جلسهها، تداخل صداها و بیثباتی موقعیت را به بخشی از تجربهٔ تماشاگر بدل میسازد. این انتخاب فرمی با موضوع فیلم تناسب دارد: نزاعی که در آن واقعیت نه در سخنرانیهای پیروزمندانه، بلکه در برخورد جزئیات، مکثها و واکنشهای ناگهانی آشکار میشود.
« نتیجه، حالوهوایی مستندگونه است، بیآنکه فیلم به ثبت خنثای رویدادها بسنده کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاه یک نگاه یا سکوت، بیش از استدلالی طولانی دربارهٔ فاصلهٔ دو طرف اطلاعات میدهد. البته نزدیکی دوربین همیشه به معنای شناخت عمیقتر نیست؛ برخی چهرهها در ازدحام جمعی کمرنگ میشوند. بااینحال، حس حضور و بیواسطگی، یکی از دستاوردهای مهم فیلم است. سیاستِ گفتوگو و بنبستِ شنیدن بخش قابلتوجهی از «At War» از گفتوگوها ساخته شده است.
کارگران، مدیران و نمایندگان رسمی بارها گرد هم میآیند تا دربارهٔ آیندهٔ کارخانه مذاکره کنند؛ اما اغلب، جلسهها بیشتر به نمایشِ نشنیدن یکدیگر شباهت دارند تا تبادل واقعی نظر. هر طرف واژگان خود را دارد: یکسو از سودآوری، هزینه و تصمیم سازمانی میگوید و سوی دیگر از زندگی، تعهد و معیشت.
دشواری فیلم این است که این تفاوت را نه به شکل بحثی انتزاعی، بلکه در کنشهای روزمرهٔ آدمهایی نشان میدهد که پیامد تصمیمها را بهشکلی نابرابر تحمل میکنند. فیلم از این راه سیاست را به امری ملموس بدل میسازد. اختلاف بر سر شغل فقط مسئلهای اقتصادی نیست؛ بر احساس ارزشمندی، امنیت خانوادگی و امکان تصور آینده هم اثر میگذارد.
بااینحال، فیلم گاهی چنان بر تکرار بحثها اصرار میکند که مرز میان بازنمایی بنبست و گرفتارشدن در خودِ آن باریک میشود. مخاطب بهخوبی میفهمد مذاکرهها فرسایندهاند، اما تکرار برخی مشاجرهها لزوماً لایهٔ تازهای به فهم او اضافه نمیکند. لوران و بارِ نمایندگی لوران بهعنوان رهبر و سخنگوی کارگران، شخصیتی است که هم نیروی محرک روایت است و هم سرچشمهٔ پرسشهای آن.
« گاه یک نگاه یا سکوت، بیش از استدلالی طولانی دربارهٔ فاصلهٔ دو طرف اطلاعات میدهد. »
شخصیتها و اجرا
او باید خشم جمعی را به زبانی قابلبیان و خواستههای پراکنده را به مطالبهای مشترک تبدیل کند. چنین نقشی، بیش از توان سخنوری، به توان تحمل فشار نیاز دارد: او باید در برابر مدیران محکم بماند، همکاران را همراه کند و درعینحال از همپاشیدگی اتحاد را تاب بیاورد. Vincent Lindon این فشار را با حضوری پرانرژی و چهرهای فرسوده منتقل میکند؛ بازیاش از جلوهگری فاصله دارد و به همین دلیل با فضای واقعگرایانهٔ فیلم هماهنگ است.
اما فیلم در واکاوی درونی لوران همیشه به اندازهٔ تصویر بیرونی او موفق نیست. شخصیت بیشتر در نسبت با مبارزه تعریف میشود و جزئیات زندگی خصوصی و انگیزههای فردیاش دیرتر و کمحجمتر مجال بروز مییابند. بنابراین او گاه نه همچون انسانی کاملاً پیچیده، بلکه همچون مجرایی برای بیان خشم و امید جمعی دیده میشود.
همین کمبود دربارهٔ شماری از کارگران دیگر نیز احساس میشود: حضورشان برای نمایش اختلافهای درون گروه اهمیت دارد، اما انگیزههای شخصیشان بهاندازهٔ کافی پرورده نمیشود. اتحاد شکننده و اختلافهای درونی یکی از نگاههای واقعبینانهٔ فیلم آن است که کارگران را تودهای یکدست و بیاختلاف تصویر نمیکند.
همه به یک اندازه حاضر نیستند خطر کنند یا یک مسیر را بپذیرند. برای برخی، ادامهٔ اعتراض نشانهٔ وفاداری به جمع است؛ برای برخی دیگر، خطرِ ازدستدادن امکانهای باقیمانده را بیشتر میکند. این تفاوتها فیلم را از ستایش سادهدلانهٔ همبستگی دور میسازد و نشان میدهد اتحاد، دستاوردی ثابت و تضمینشده نیست؛ چیزی است که باید پیوسته ساخته و حفظ شود.
« او باید خشم جمعی را به زبانی قابلبیان و خواستههای پراکنده را به مطالبهای مشترک تبدیل کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عین حال، همین ظرفیت گاه به تکرار میانجامد. بحثها و کشمکشهای داخلی بارها بازمیگردند و ریتم را کند میکنند. کندی در اینجا تا حدی با تجربهٔ فرسایندهٔ مبارزه سازگار است، ولی همیشه به نفع فیلم عمل نمیکند. بعضی صحنهها بهجای آنکه تنش را تشدید کنند، بر احساسی میافزایند که پیشتر بهخوبی منتقل شده است.
تماشاگر ممکن است همزمان با شخصیتها خسته شود؛ پرسش این است که آیا این خستگی، هدفی دراماتیک دارد یا حاصل طولانیشدن بیش از اندازهٔ مکثها و تکرارهاست. خشم، صدا و مرزهای همدلی فضای خشمآلود فیلم فقط در اعتراضهای بلند و حرکتهای جمعی خلاصه نمیشود. تنش در شیوهٔ صحبتکردن، در نگاههای مقابلهجویانه و در سکوتهای سنگین نیز جاری است.
فیلم میکوشد نشان دهد چگونه فاصلهٔ میان زبان رسمی مدیریت و تجربهٔ زیستهٔ کارگران، هر گفتوگو را به آزمونی برای اعتماد تبدیل میکند. در این فضا، خشم واکنشی شخصی و گذرا نیست؛ محصول فشار ممتدی است که آیندهٔ شغلی و شأن آدمها را به موضوع چانهزنی بدل کرده است. بااینهمه، جهتگیری اخلاقی فیلم روشن است و گاه از پیچیدگی موقعیت جلو میزند.
مدیریت بیشتر نمایندهٔ سازوکار قدرت است تا گروهی از شخصیتهای مستقل و چندوجهی. این انتخاب، انرژی اعتراضی فیلم را تقویت میکند، اما ممکن است از فرصت شناخت دقیقتر منطق و تضادهای سوی دیگر بکاهد. در نتیجه، اثر در طرح پرسش دربارهٔ بیعدالتی نیرومندتر از ایجاد گفتوگویی کاملاً متوازن میان دو جهانبینی عمل میکند.
« در عین حال، همین ظرفیت گاه به تکرار میانجامد. »
قوتها و کاستیها
پایانِ بیافشا و اثرِ باقیمانده بدون ورود به جزئیات پایانی، میتوان گفت «At War» در فرجام خود بهدنبال آرامکردن تنش یا ارائهٔ پاسخ ساده نیست. انتخاب پایانی با حالوهوای خشن و بیثبات اثر سازگار است، اما ممکن است برای برخی تماشاگران ناگهانی یا از نظر احساسی کماقناعکننده جلوه کند.
این احساس تا اندازهای از شیوهٔ روایت میآید: فیلم بیش از آنکه شخصیتها را در مسیر تحول فردیِ کامل دنبال کند، بر نیروی جمعی و بنبست ساختاری تمرکز دارد. ازاینرو، ضربهٔ پایانی ممکن است پیش از آنکه از دل شناخت عمیق شخصیتها برآید، نتیجهٔ انباشت فشارهای سیاسی و اجتماعی به نظر برسد.
با وجود این، پایانبندی بر پرسش مرکزی فیلم سایه میاندازد: مقاومت چه زمانی معنای خود را حفظ میکند و چه زمانی هزینهای فراتر از توان آدمها پیدا میکند؟ پاسخ روشن و یکسانی برای همه ارائه نمیشود؛ همین ابهام، هرچند ممکن است رضایت روایی را کاهش دهد، با جهان فیلم همخوان است. جمعبندی



ثبت دیدگاه