نقد و بررسی
نقد سیارک (Asteroid) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان فاجعه و خانهٔ رؤیایی «Asteroid» ساختهٔ Dylan Avery، فیلمی آمریکایی محصول ۲۰۲۱ است که از موقعیتی آشنا در سینمای فاجعه آغاز میکند: مردی خانوادهدوست، اما تا اندازهای بیخبر از واقعیتهای پیرامونش، همسر و دخترش را از شهر بزرگ به خانهای در حاشیهٔ شهری کوچک میبرد؛ خانهای که قرار است تحقق رؤیای او باشد.
درست هنگامی که خانواده درگیر جاافتادن در زندگی تازهاند، خبری هولناک نظم روزمره را برهم میزند و افق فاجعه را پیش چشم شهروندان میگشاید. فیلم را نباید با اثری پرخرج و حادثهمحور دربارهٔ نابودی زمین اشتباه گرفت: تهدید کیهانی بیشتر چارچوبی برای طنز و واکنش آدمهاست تا بهانهای برای نمایش پیدرپی صحنههای عظیم و پرهیجان.
در واقع، انتظار ناشی از عنوان میتواند مخاطب را به مسیری ببرد که خود فیلم چندان علاقهای به پیمودنش ندارد. عنوانی بزرگتر از فاجعهٔ روی پرده عنوان «Asteroid» وعدهٔ رویدادی عظیم و تصویری میدهد؛ گویی قرار است با فیلمی علمیتخیلی دربارهٔ برخورد شهابسنگ و لحظههای پایانی جهان روبهرو شویم.
اما فیلم بهجای تمرکز بر خود برخورد، عمدهٔ توجهش را به زندگی پیش از فاجعه و رفتارهای روزمرهٔ شخصیتها معطوف میکند. خبر تهدید، هراس جمعی و تصمیمهای مردم در برابر آن در روایت حضور دارند؛ بااینحال، خودِ برخورد به شیوهای که از چنین عنوانی انتظار میرود نمایش داده نمیشود. این تفاوت میان وعده و تجربه، میتواند سرچشمهٔ ناامیدی باشد، بهویژه برای تماشاگرانی که به دنبال صحنههای تخریب، تعلیق مداوم یا شرح فنیِ خطری فضاییاند.
« در واقع، انتظار ناشی از عنوان میتواند مخاطب را به مسیری ببرد که خود فیلم چندان علاقهای به پیمودنش ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در عین حال، همین فاصله میان انتظار و آنچه فیلم عرضه میکند، بالقوه بخشی از شوخی آن است. «Asteroid» بیش از آنکه دربارهٔ شهابسنگ باشد، دربارهٔ آدمهایی است که با بحرانهای بزرگ، همانقدر دستوپاچلفتی و روزمره برخورد میکنند که با مسئلهای کوچک در خانه یا اداره. این انتخاب میتوانست به طنزی گزنده و دقیق بینجامد، اما اجرا همیشه به اندازهٔ ایدهاش روشن و منسجم نیست.
اسپنسر و جغرافیای ناآگاهی محور روایت، اسپنسر است؛ مردی که نیت بدی ندارد و خانوادهاش را دوست دارد، اما برداشتش از جهان گاهی با واقعیت فاصلهای محسوس دارد. خانهٔ تازه برای او فقط یک ساختمان نیست؛ تصویری است که از زندگی مطلوب در ذهن ساخته و میخواهد خانوادهاش را نیز در همان تصویر جای دهد.
این تفاوت میان رؤیای شخصی او و تجربهٔ همسر و دخترش، زمینهای مناسب برای کمدی فراهم میکند. مکان تازه، محدودیتهای ارتباطی و گرفتاریهای عملی زندگی، خیال آسودهٔ اسپنسر را مرتب با واقعیت روبهرو میکنند. شخصیتپردازی او بهجای آنکه با تحولهای روانشناختی پیچیده پیش برود، بیشتر از راه رفتارهای کوچک و واکنشهایش شکل میگیرد.
این روش در بخشهایی خوب عمل میکند: تماشاگر میتواند هم به نیت خیر او پی ببرد و هم از ناتوانیاش در دیدن زاویهٔ دید دیگران کلافه شود. اما فیلم گاهی بیش از اندازه به همان خصلت تکیه میکند و اسپنسر را از شخصیتی چندوجهی به وسیلهای برای پیشبردن شوخیها تقلیل میدهد. رابطهٔ او با خانواده، بنابراین، مهمتر از آن است که روایت بتواند در هر لحظه بهطور کامل بسطش دهد.
« در عین حال، همین فاصله میان انتظار و آنچه فیلم عرضه میکند، بالقوه بخشی از شوخی آن است. »
شخصیتها و اجرا
طنزی از دل جزئیات روزمره جذابترین سویهٔ فیلم در تضاد میان مقیاس فاجعه و کوچکی گرفتاریهای روزانه نهفته است. وقتی افق پایان جهان مطرح است، مسئلههایی مانند دسترسی به اینترنت، تلفن همراه، خدمات اداری و واکنشهای نامعقول نهادها ناگهان هم مضحکتر میشوند و هم معنایی تازه پیدا میکنند.
گویی آدمها، حتی در آستانهٔ بحران، همچنان درگیر همان نظامهای دستوپاگیر و دلمشغولیهایی هستند که روز عادیشان را شکل میدهند. فیلم از همین ناهمخوانی نیرو میگیرد: تهدیدی کیهانی در پسزمینه، و مردمی که همچنان با مانعهای کوچک و آشنا سر میکنند. این طنز همیشه پرورشیافته یا تیز نیست؛ گاهی به شوخیهای ساده و موقعیتهای کمجان بسنده میکند.
بااینحال، در تماشای دوباره ممکن است رگههایی از نیشداری آن آشکارتر شود. برخی لحظهها در نگاه نخست فقط بیمعنا یا کشدار به نظر میآیند، اما پس از شناخت لحن فیلم، میتوان آنها را بخشی از شوخی با خوشبینی افراطی، بیخبری و اعتماد بیچونوچرا به روالهای معمول دانست. البته این بازخوانی برای همه کارساز نیست؛ اگر تماشاگر با طنز کمتحرک و مکثهای طولانی ارتباط نگیرد، تکرار تماشا لزوماً فیلم را نجات نخواهد داد.
ناهماهنگی اجرا و بازیها یکی از مهمترین دشواریهای «Asteroid» ناپایداری در اجراست. بازیها در همهٔ بخشها به یک اندازه قانعکننده نیستند؛ برخی نقشآفرینیها با فضای خشک و کماوج فیلم سازگارند، اما بعضی اجراها ناخواسته حالتی خام یا نامطمئن پیدا میکنند. در نتیجه، مخاطب گاه نمیداند باید واکنش شخصیت را بخشی از طنز بداند یا نشانهای از ضعف بازی.
« طنزی از دل جزئیات روزمره جذابترین سویهٔ فیلم در تضاد میان مقیاس فاجعه و کوچکی گرفتاریهای روزانه نهفته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ابهام میتواند به سود کمدی باشد، اگر فیلم آن را با ریتم و انسجام هدایت کند؛ اما هرگاه این هماهنگی از دست میرود، صحنه بهجای خنده یا تأمل، حس ناتمامی به جا میگذارد. لحن نیز در همین مسیر گاه دچار لغزش میشود. بعضی لحظهها یادآور فیلمهای کمهزینه و نامتوازن دههٔ نودند: آثاری که ایدهای جذاب دارند، اما در پیوند دادن شوخی، داستان و بازیها به دشواری میافتند.
این شباهت لزوماً عیب مطلق نیست؛ نوعی صمیمیت و بیپیرایگی در آن وجود دارد که میتواند برای تماشاگرانی خوشایند باشد. مسئله آنجاست که فیلم همیشه روشن نمیکند این خامی را آگاهانه به خدمت لحنش گرفته یا صرفاً نتوانسته از آن عبور کند. ریتم، ساختار و انتظار مخاطب «Asteroid» از نظر ساختاری بیش از آنکه بر تعلیق پیوسته استوار باشد، به رشتهای از موقعیتهای روزمره و برخوردهای شخصیتها تکیه میکند.
این انتخاب، فیلم را از قالب معمول آثار فاجعهمحور جدا میکند، اما در عوض خطر پراکندگی را بالا میبرد. گاهی موقعیتها بهاندازهای طول میکشند که ضرباهنگ افت میکند؛ گاهی نیز ایدهای که ظرفیت گسترش دارد، پیش از آنکه به نتیجهای پخته برسد، رها میشود. از همین رو ممکن است یک تماشاگر فیلم را سرگرمکننده و غیرمنتظره بیابد و دیگری آن را ملالآور و کماثر.
برای تماشای فیلم، تنظیم انتظار اهمیت دارد. اگر کسی به دنبال نمایش پرجزئیات برخورد شهابسنگ، هیجانِ بقا یا جلوههای ویژهٔ گسترده باشد، احتمالاً با آنچه روی پرده میبیند فاصله خواهد داشت. اما اگر فیلم را کمدیای کمهزینه دربارهٔ خانواده، خودفریبی و رفتار جمعی در برابر تهدید بخواند، امکان دارد با بعضی انتخابهایش همراه شود.
« لحن نیز در همین مسیر گاه دچار لغزش میشود. »
قوتها و کاستیها
این تغییر زاویه نگاه، ضعفهای اجرایی را از میان نمیبرد؛ فقط روشن میکند چرا فیلم میتواند هم برای گروهی جذاب باشد و هم برای گروهی دیگر بهشدت ناکام. جمعبندی «Asteroid» فیلمی نامتوازن است که ایدهای قابلتوجه را با لحنی بازیگوش، گاه نیشدار و گاه آشفته دنبال میکند. امتیاز اصلیاش نه در نمایش فاجعه، بلکه در کنار هم نشاندن تهدیدی عظیم و گرفتاریهای خرد زندگی روزمره است.
این تناقض به فیلم امکان میدهد دربارهٔ خوشبینی کور، بیخبری و عادت آدمها به ادامهدادن روال معمول شوخی کند؛ شوخیهایی که شاید در تماشای دوباره بهتر دیده شوند. در مقابل، بازیهای ناهماهنگ، افتوخیز ریتم و فاصلهٔ عنوان با آنچه واقعاً نمایش داده میشود، مانع شکلگیری تجربهای یکدستاند.
حاصل، فیلمی نیست که بتوان آن را بیقیدوشرط توصیه کرد، اما برای مخاطبی که با کمدیهای خام و ایدهمحور کنار میآید، میتواند غافلگیرکننده و گاه سرگرمکننده باشد.
« امتیاز اصلیاش نه در نمایش فاجعه، بلکه در کنار هم نشاندن تهدیدی عظیم و گرفتاریهای خرد زندگی روزمره است. »
ثبت دیدگاه