نقد و بررسی
نقد ملت ترور (Assassination Nation) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آشوبی که از یک افشاگری آغاز میشود «Assassination Nation» سام لوینسون، تریلری هجوآمیز و خشن دربارهی شهری کوچک است که رازهای خصوصی شهروندانش بهتدریج در فضای عمومی پخش میشود. در مرکز ماجرا، لیلی و سه دوستش قرار دارند؛ دخترانی که در کنار دغدغههای معمول نوجوانی، ناگهان باید با ترس، قضاوت و خشونتی روبهرو شوند که از صفحههای تلفن همراه به خیابانها سرایت کرده است.
فیلم از همان ابتدا وعدهی واقعگرایی اجتماعی نمیدهد؛ جهانش عامدانه اغراقشده، پرزرقوبرق و آکنده از نشانههای آشوب است. این انتخاب، هم سرچشمهی انرژی اثر است و هم دلیل بخشی از ناهماهنگیهایش. «Assassination Nation» بیش از آنکه روایتی آرام و سنجیده بسازد، میخواهد تماشاگر را در دل هجوم تصویرها، صداها و واکنشهای افراطی گرفتار کند.
حریم خصوصی بهمثابهی جرقه افشای اطلاعات در فیلم تنها ابزار پیشبرد داستان نیست؛ جرقهای است که ناپایداری اخلاق جمعی را آشکار میکند. در شهر، مردم بهجای آنکه دربارهی درستی، زمینه یا حدود اطلاعات منتشرشده پرسش کنند، خیلی زود به قاضی و مجری مجازات بدل میشوند. آنچه از زندگی خصوصی بیرون میآید، از واقعیت پیچیدهی آدمها جدا میشود و به برچسبی ساده و قابلانتشار فروکاسته میشود.
فیلم در اینجا به سازوکار آشنای شبکههای اجتماعی نزدیک میشود: سرعت گردش خبر از امکان تأمل بیشتر است، و داوری جمعی اغلب پیش از شناخت شکل میگیرد. بااینحال، اثر به دشواریهای اخلاقی این مسئله همیشه به یک اندازه وفادار نمیماند. افشاگریها گاهی چنان بهانهای برای شعلهورکردن بحران میشوند که خودِ پرسشهای مهمتر ــ از جمله تفاوت میان اطلاعرسانی و تعرض، یا نسبت حقیقت با مسئولیت ــ در هیاهوی روایت کمرنگ میمانند.
« این انتخاب، هم سرچشمهی انرژی اثر است و هم دلیل بخشی از ناهماهنگیهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این تناقض را میبیند، اما همیشه فرصت نمیکند آن را بکاود. دختران در میدان قضاوت یکی از محوریترین دغدغههای فیلم، قضاوت نامتقارن دربارهی زنان و دختران است. رفتار، میل و تصویر عمومی دختران در جامعهای که اثر ترسیم میکند، پیوسته زیر ذرهبین قرار دارد؛ هر انتخابی میتواند بهانهای برای سرزنش، تحقیر یا کنترل باشد.
لیلی و دوستانش نه به شکل الگوهای بینقص، بلکه با اشتباهها و تناقضهایشان وارد داستان میشوند. همین ویژگی مهم است: فیلم میکوشد نشان دهد حق داشتن نقص و میل، نباید بهانهای برای محرومکردن زنان از کرامت و امنیت شود. اما همین بخش از اثر ممکن است برای برخی تماشاگران قانعکننده و برای برخی دیگر بیش از اندازه شعاری یا تقلیلگرایانه جلوه کند.
فیلم گاهی موضع خود را با لحنی صریح بیان میکند، اما پیچیدگی شخصیتها و موقعیتها همیشه همپای آن پیش نمیرود. در نتیجه، پیام دربارهی نگاه مردسالارانه روشن است، ولی راه رسیدن به آن گاه از شخصیتپردازی دقیقتر عبور نمیکند؛ انگار اثر بیشتر مشتاق اعلام موضع است تا مکثکردن بر لایههای گوناگون مسئله.
بازیها و شخصیتهای زنده بازیها از نقاط قوت روشن فیلماند. اودسا یانگ در نقش لیلی، انرژی عصبی و آسیبپذیری شخصیت را همزمان منتقل میکند و به مرکزیت او در روایت وزن میبخشد. هری نف نیز در نقش بکس حضوری چشمگیر دارد؛ بازیاش به شخصیت وقار و حساسیتی میدهد که در میان آشوب بیرونی اهمیت پیدا میکند.
« فیلم این تناقض را میبیند، اما همیشه فرصت نمیکند آن را بکاود. »
شخصیتها و اجرا
سوکی واترهاوس و ابرا نیز در کنار آنها ترکیب دوستانهی گروه را باورپذیر میسازند و به فیلم کمک میکنند که از مجموعهای صرفاً نمادین از چهرهها فراتر برود. بااینهمه، همهی شخصیتها فرصت یکسانی برای بسطیافتن ندارند. بعضی بیشتر حامل یک دیدگاه یا کارکرد داستانیاند تا انسانهایی با گذشته و انگیزههای چندلایه.
این کمبود، بهویژه وقتی فیلم از فضای نوجوانانهی آغازین به بحران فراگیرتر میرسد، محسوس میشود: رخدادها بزرگتر میشوند، اما شناخت ما از برخی آدمها به همان اندازه گسترش نمییابد. نتیجه، فاصلهای میان شدت خطر و میزان پیوند عاطفی تماشاگر با همهی شخصیتهاست. دیالوگهای تیز و طنز تلخ گفتوگوها از نیروی پیشبرندهی اثرند.
دیالوگها غالباً تند، موجز و آگاه از زبان رسانهای و فرهنگ آنلایناند؛ از همین رو، به زندگی شخصیتهای جوان نزدیک میشوند و گاهی با یک شوخی تلخ، ریاکاری یا خشونت پنهان محیط را آشکار میکنند. طنز فیلم صرفاً برای سبککردن فضا نیست؛ بیشتر همچون واکنشی دفاعی در برابر وضعیتی بهکار میرود که هر لحظه از کنترل خارجتر میشود.
خنده و انزجار در کنار هم قرار میگیرند و تماشاگر را از آسودگی کامل محروم میکنند. این لحن، البته همیشه متعادل نمیماند. بعضی جملهها با چنان تأکیدی نوشته و اجرا میشوند که بهجای آنکه از دل موقعیت بجوشند، بیشتر شبیه اعلامیهای دربارهی موضع فیلم به گوش میرسند. در لحظههای موفق، تیزی کلام شخصیتها را ملموستر میکند؛ در لحظههای ضعیفتر، جای ظرافت و سکوت را با تأکید مستقیم پر میکند.
« بااینهمه، همهی شخصیتها فرصت یکسانی برای بسطیافتن ندارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین دوگانگی بخشی از شخصیت پرهیاهوی فیلم است. تصویر، ضرباهنگ و تشدید خشونت از نظر بصری، «Assassination Nation» به شلوغی و افراط خود وفادار است. تدوین پرشتاب، قابهای پرتحرک و استفاده از صفحهنمایشها، پیامها و تصویرهای عمومی، تجربهی دیداریای میسازند که با موضوع فیلم تناسب دارد: اطلاعات پیوسته در حرکتاند و آرامش فرصتی کوتاه است.
فیلم با جابهجایی میان طنز، دلهره و خشونت، میکوشد حس سقوط تدریجی نظم را نه فقط در داستان، بلکه در فرم نیز بازآفرینی کند. اما این تراکم فرمی گاه به آشفتگی میانجامد. هرچه بحران شدت میگیرد، فیلم تمایل بیشتری به افزودن تصویر و حادثه دارد؛ گاهی چنانکه فرصت نفسکشیدن یا فهم عاطفی صحنهها کاهش مییابد.
ضرباهنگ در بخشهای پایانی نیز از توازن آغازین فاصله میگیرد. رویدادها بهجای آنکه با نیروی فزاینده و دقیق به اوج برسند، در مقاطعی کشدار میشوند و از اثرگذاری لحظههای مهم میکاهند. این همان جایی است که شور بصری فیلم دیگر بهتنهایی نمیتواند جای انسجام روایی را بگیرد. میان هجو اجتماعی و هیجان ژانری فیلم میخواهد هم هجویهای دربارهی فرهنگ افشاگری و داوری جمعی باشد، هم اثری دربارهی زنستیزی و خشونت، و هم تریلری پرتنش با لحظههای خشن و تکاندهنده.
این ترکیب در بخشهایی جذاب است؛ زیرا اجازه میدهد هراس از فناوری به بحثی گستردهتر دربارهی قدرت و کنترل راه پیدا کند. بااینحال، انبوه موضوعها گاه به پاشیدگی میانجامد. بعضی ایدهها طرح میشوند، اما پیش از آنکه به اندازهی کافی پرورده شوند، جای خود را به ایدهی بعدی میدهند. در نتیجه، اثر در مرز میان نقد اجتماعی و سرگرمی پرهیجان حرکت میکند، بیآنکه همیشه این دو وجه را کاملاً آشتی دهد.
« همین دوگانگی بخشی از شخصیت پرهیاهوی فیلم است. »
قوتها و کاستیها
شدت خشونت میتواند توجه را جلب کند، اما گاهی خود به منظرهای بدل میشود که پیچیدگی انتقادی فیلم را تحتالشعاع قرار میدهد. این نابرابری، بهجای آنکه لزوماً عیب مطلق باشد، منشأ واکنشهای متفاوت به فیلم است: برخی تماشاگران از جسارت و انرژی آن استقبال میکنند و برخی دیگر لحن و پیامش را نامتوازن مییابند.
جمعبندی «Assassination Nation» فیلمی است پرانرژی، خشمگین و آگاه از اضطرابهای عصر دیجیتال؛ اثری که افشای اطلاعات خصوصی را به بستری برای نمایش فروپاشی اعتماد و میل جمعی به مجازات تبدیل میکند. بازیهای زنده، دیالوگهای تیز و آمیزش دلهره با طنز سیاه، آن را در بخشهای زیادی تماشایی میسازند.
در مقابل، شخصیتپردازی نابرابر، انباشت موضوعها و افت ضرباهنگ در واپسین بخشها مانع میشوند که ایدههایش به انسجامی همسنگ با جسارت اجراییاش برسند. فیلم بیش از آنکه پاسخی کامل عرضه کند، مخاطب را در معرض پرسشی آزارنده میگذارد: وقتی رازهای آدمها به نمایش عمومی بدل میشوند، آیا جامعه واقعاً در پی حقیقت است، یا فقط فرصتی یافته تا خشم و قضاوت خود را توجیه کند؟
« بازیهای زنده، دیالوگهای تیز و آمیزش دلهره با طنز سیاه، آن را در بخشهای زیادی تماشایی میسازند. »
ثبت دیدگاه