نقد و بررسی
نقد قهرمانان آتشنشان (As the Light Goes Out) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آتش بهمثابه نیروی روایت «As the Light Goes Out» بیش از آنکه صرفاً فیلمی دربارهٔ آتشنشانان باشد، تلاشی است برای ساختن درامی فاجعهمحور که در آن آتش هم تهدیدی مادی است و هم نیرویی برای آشکارکردن تنشهای پنهان. ماجرا در شب کریسمس و در ایستگاه پایلار پوینت هنگکنگ آغاز میشود؛ آتشی بزرگ در نیروگاه، روشنایی شهر را در معرض خطر قرار میدهد و گروهی از آتشنشانان را به دل عملیاتی دشوار میکشاند.
فیلم با این موقعیت اضطراری، از همان ابتدا بر زمان محدود، خطر فزاینده و تصمیمهایی تکیه میکند که ممکن است پیامدهایی جبرانناپذیر داشته باشند. ساختار داستان، میدان حادثه را به بستری برای برخورد شخصیتها بدل میکند. اعضای گروه نه مجموعهای هماهنگ و بیاختلاف، بلکه افرادی با گذشتهها، دلخوریها و برداشتهای متفاوت از وظیفهاند.
هرچه آتش گستردهتر میشود، اختلافهای میان آنان نیز از حاشیه به مرکز میآید. این پیوند میان بحران بیرونی و بحران درونی ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد؛ بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند هر دو خط را به یک اندازه بپروراند. حادثه غالباً بر رابطهها سایه میاندازد و فرصت شناخت عمیقتر آدمها را محدود میکند.
شهر در آستانهٔ خاموشی یکی از مؤثرترین جنبههای فیلم، فضاسازی تیره و وهمآلود آن است. هنگکنگ در این روایت نه صرفاً پسزمینهای شهری، بلکه سامانهای شکننده به نظر میرسد که با ازکارافتادن نیروگاه ممکن است به تاریکی فرو رود. نیروگاه با سازههای فلزی، راهروهای بسته و فضاهای صنعتیاش، حس محصورشدن و بیپناهی میسازد.
« ساختار داستان، میدان حادثه را به بستری برای برخورد شخصیتها بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چنین محیطی، دود و آتش فقط چشماندازهایی تماشایی نیستند؛ آنها دید را محدود میکنند، مسیرها را نامطمئن میسازند و هر تصمیم را دشوارتر جلوه میدهند. فیلم از تقابل نور و تاریکی برای تقویت مضمون خود بهره میگیرد. نور در اینجا معنایی فراتر از روشنایی شهر دارد: نشانهای از نظم، امنیت و زندگی روزمره است؛ چیزی که ممکن است در یک لحظه از دست برود.
در برابر آن، تاریکی فضای ترس و بیخبری را گسترش میدهد. این تصویرپردازی گاه به شکلی مستقیم و نمادین عمل میکند، اما از آنجا که با فضای مهیب نیروگاه و آتشسوزی پیوند خورده، در بیشتر لحظات به تجربهای حسی و قابللمس تبدیل میشود. صحنههای حادثه و زبان تصویر طراحی صحنههای آتشسوزی از نقاط قوت اصلی اثر است.
شعلهها، دود غلیظ و گستردگی ویرانی، مقیاسی بزرگ به حادثه میبخشند و تماشاگر را با خطر فیزیکی محیط روبهرو میکنند. فیلم در بسیاری از لحظات، بهجای آنکه تنها وقوع فاجعه را گزارش کند، میکوشد آشفتگی و فشار حضور در دل آن را منتقل سازد. حرکت در فضای پر دود، جداافتادن افراد از یکدیگر و نامعلومبودن راه نجات، تعلیقی ملموس ایجاد میکند.
این جلوهها، بهویژه زمانی که با طراحی صنعتی نیروگاه و قابهای گسترده همراه میشوند، تصویری پرابهت میسازند. در عین حال، فیلم به دنبال واقعنمایی مستندگونه نیست؛ صحنههای حادثه گاه به سمت اغراق و نمایش پرزرقوبرق میروند. این انتخاب برای یک فیلم فاجعهمحور قابلفهم است، اما ممکن است فاصلهای میان تماشاگر و واقعیت انسانی حادثه ایجاد کند.
« فیلم از تقابل نور و تاریکی برای تقویت مضمون خود بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
عظمت شعلهها گاه چنان بر تصویر مسلط میشود که آدمها در دل آن به اجزایی کوچک از یک نمایش پرحجم بدل میشوند. آتشنشانان و مسئلهٔ شخصیتپردازی گروه بازیگران، چهرههایی شناختهشده چون نیکلاس تسه، شاون یو و سایمون یام را در بر میگیرد؛ اما حضور بازیگران توانمند بهتنهایی نمیتواند کمبودهای نوشتار را جبران کند.
آتشنشانان فیلم با وظیفه، وفاداری، اختلاف و احساس مسئولیت تعریف میشوند؛ ویژگیهایی که برای ساختن درام قهرمانانه مناسباند، ولی در پرداخت شخصیتها گاه به الگوهای آشنا و قابلپیشبینی نزدیک میشوند. برخی کشمکشها بهسرعت معرفی میشوند، اما فرصت کافی برای رشد و تحول تدریجی نمییابند.
نتیجه آن است که تماشاگر میتواند خطرهایی را که شخصیتها با آن روبهرو هستند درک کند، اما همیشه به همان اندازه با جهان درونیشان همراه نمیشود. فیلم از روابط و زخمهای شخصی برای افزودن وزن عاطفی به عملیات بهره میبرد، ولی این لایهها در مواردی بیشتر کارکردی روایی دارند تا روانشناختی.
آدمها گاه چنان به خدمت موقعیت بحرانی درمیآیند که زندگیشان بیرون از آن موقعیت بهروشنی شکل نمیگیرد. با این همه، گروه بازیگران در لحظات عاطفی و پرتنش، به صحنهها وقار و جدیتی میبخشد که مانع از فروغلتیدن کامل فیلم به نمایش صرف حادثه میشود. ریتم، تعلیق و منطق درام «As the Light Goes Out» از ریتمی پرتحرک آغاز میکند و با پیدرپیکردن موقعیتهای خطرناک، انرژی خود را حفظ میکند.
« عظمت شعلهها گاه چنان بر تصویر مسلط میشود که آدمها در دل آن به اجزایی کوچک از یک نمایش پرحجم بدل میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
احساس فوریت، مخاطب را به دنبالکردن عملیات و پیامدهایش وامیدارد؛ هر مرحله میتواند به مانعی تازه یا انتخابی دشوار منتهی شود. تعلیق فیلم، بیش از آنکه بر رازآلودگی استوار باشد، از ناپایداری محیط و احتمال شکست در هر لحظه نیرو میگیرد. بااینحال، شتاب روایی همیشه به معنای انسجام نیست.
برخی تصمیمهای داستانی، در نسبت با آنچه فیلم از خطر و ضرورت عملیات نشان میدهد، شتابزده یا کماقناعکننده به نظر میرسند. در چنین لحظاتی، تماشاگر ممکن است بهجای درگیرشدن با پیامد عاطفی انتخابها، از خود بپرسد چرا شخصیتها چنین رفتاری دارند. افزون بر این، فیلم با وجود موقعیت پرتنش خود، از طولانیشدن برخی بخشها مصون نمیماند.
فراز و فرود ریتم باعث میشود میان صحنههای پرتحرک، لحظاتی از افت انرژی پدید آید و انسجام تعلیق کاهش یابد. مسئولیت، همبستگی و قهرمانی در زیرلایهٔ حادثه، فیلم به مفاهیمی چون وظیفه، مسئولیت و معنای قهرمانی میپردازد. آتشنشانان نه فقط با شعلهها، بلکه با محدودیتهای انسانی و سازمانی روبهرو هستند: دانش و توان فردی کافی نیست، و نجات دیگران به هماهنگی و اعتماد نیاز دارد.
از این منظر، کنارگذاشتن اختلافها یک راهحل سادهٔ اخلاقی نیست، بلکه ضرورتی است که خود بحران تحمیل میکند. فیلم میکوشد نشان دهد که در لحظهٔ خطر، تصمیم فردی ناگزیر در شبکهای از مسئولیتهای جمعی قرار میگیرد. بااینهمه، نگاه اثر به قهرمانی گاه آشکارا ستایشگرانه است. فداکاری و شجاعت جایگاه مهمی دارند، اما پیچیدگی اخلاقی موقعیتها همیشه مجال کافی برای نقد یا مکث پیدا نمیکند.
« تعلیق فیلم، بیش از آنکه بر رازآلودگی استوار باشد، از ناپایداری محیط و احتمال شکست در هر لحظه نیرو میگیرد. »
قوتها و کاستیها
تأکید بر کنشهای بزرگ و پرمخاطره، گاهی به بهای پرداخت دقیقتر پیامدهای آنها تمام میشود. با وجود این، جدیت فیلم در نمایش کار گروهی و فشار روانی مأموریت، به آن بُعدی فراتر از سرگرمی حادثهمحور میدهد. جمعبندی «As the Light Goes Out» اثری پرهیجان و از نظر بصری چشمگیر است که از آتشسوزی در نیروگاه، تصویری فراگیر از شهری در آستانهٔ خاموشی میسازد.
فضاسازی تاریک، جلوههای حادثه و حس خطر مداوم، تماشای فیلم را در بخشهای بسیاری درگیرکننده میکند. در مقابل، شخصیتپردازی کمعمق، برخی گرههای روایی کماقناعکننده و افتوخیز ریتم مانع میشوند که نیروی بصری فیلم به درامی کاملاً ماندگار بدل شود. ارزش اثر را باید در همین دوگانگی جست: فیلم در آفرینش مقیاس، فضا و اضطراب توانمندتر از کاوش در پیچیدگی شخصیتهاست.
تماشاگرانی که از سینمای حادثهمحور، صحنههای آتشسوزی پرابهت و داستانهای مبتنی بر فداکاری گروهی لذت میبرند، احتمالاً با آن همراه خواهند شد؛ کسانی که درام شخصیتمحور و منطق روایی دقیقتری میجویند، ممکن است از فاصلهٔ میان شکوه تصویر و محدودیت پرداخت داستانی آگاه بمانند.
« تأکید بر کنشهای بزرگ و پرمخاطره، گاهی به بهای پرداخت دقیقتر پیامدهای آنها تمام میشود. »
ثبت دیدگاه