نقد و بررسی
نقد آرتیفکت (Artifact) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندِ پشتِ صحنه، نه داستانی علمیتخیلی «Artifact» مستندی دربارهٔ گروه راک Thirty Seconds to Mars است؛ اثری که روند شکلگیری آلبوم «This Is War» را با بحران حقوقی گروه در برابر شرکت ضبط EMI درهم میآمیزد. بنابراین، جذابیت فیلم نه در داستانی علمیتخیلی یا بازیهای نمایشی، بلکه در برخورد دو روایت واقعی شکل میگیرد: روایت آفرینش موسیقی و روایت کشمکش بر سر قرارداد، مالکیت و بقای حرفهای.
گروه در استودیو مشغول ساخت آلبوم است، اما بیرون از آن، دعوایی حقوقی سایهای سنگین بر آیندهٔ کارش انداخته است. همین همزمانی، به روند ضبط حالوهوایی پرتنش میدهد و تصمیمهای هنری را از زمینهٔ اقتصادیشان جدا نمیگذارد. موسیقی در سایهٔ قرارداد فیلم موضوعی فراتر از اختلاف یک گروه با یک شرکت را پی میگیرد: در صنعت موسیقی، چه کسی بر حاصل کار هنرمند اختیار دارد و سهم هر طرف از موفقیت یا زیان چگونه تعیین میشود؟
«Artifact» این پرسش را از خلال موقعیتی ملموس طرح میکند. جلسات استودیو، گفتوگوهای حقوقی و نگرانی دربارهٔ آینده، به مخاطب نشان میدهند که ساخت آلبوم فقط مجموعهای از لحظات الهامبخش نیست؛ این کار به قراردادها، منابع مالی و قدرت چانهزنی نیز وابسته است. فیلم در این بخش، توانایی خوبی در تبدیل اصطلاحات و مناسبات تجاری به مسئلهای انسانی دارد.
« گروه در استودیو مشغول ساخت آلبوم است، اما بیرون از آن، دعوایی حقوقی سایهای سنگین بر آیندهٔ کارش انداخته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اختلاف بر سر بندهای قراردادی صرفاً نزاعی اداری باقی نمیماند، زیرا پیامدهای آن بر امکان ادامهٔ کار گروه و آزادی انتخابش اثر میگذارد. البته مستند گاهی چنان بر تجربهٔ گروه متمرکز میشود که پیچیدگی کل صنعت به چارچوبی نسبتاً ساده فروکاسته میشود؛ بااینحال، پرسش مرکزیاش روشن و قابلتأمل است: هنرمندی که اثرش را میسازد، تا چه اندازه میتواند بر سرنوشت آن مسلط باشد؟
استودیو بهمثابه میدان درام یکی از امتیازهای اثر، پیوند میان فرایند خلاقه و بحران بیرونی است. مخاطب تنها با محصول نهایی موسیقی روبهرو نمیشود؛ بلکه میبیند که آلبوم در چه وضعیتی شکل میگیرد و فشارهای حقوقی چگونه بر فضای کار اثر میگذارند. استودیو در اینجا مکانی آرام و جداافتاده از جهان نیست.
هر قطعه در بستری از انتظار، گفتوگو و نگرانی ساخته میشود و همین امر به لحظات ضبط نیروی دراماتیک میبخشد. این ساختار همچنین مانع از آن میشود که فیلم به یک گزارش حقوقی خشک تبدیل شود. موسیقی، چهرهها و مناسبات میان اعضای گروه، پیوسته به روایت بازمیگردند و به آن ضرباهنگ میدهند. بااینحال، جذابیت این صحنهها به معنای دسترسی کامل به فرایند آفرینش نیست.
« استودیو بهمثابه میدان درام یکی از امتیازهای اثر، پیوند میان فرایند خلاقه و بحران بیرونی است. »
شخصیتها و اجرا
مستند گاه بیشتر بر اهمیت عاطفی و سرنوشتساز آنچه ساخته میشود تأکید میکند تا بر جزئیات دقیق موسیقایی؛ ازاینرو، برای مخاطبی که انتظار تحلیل فنی آهنگسازی یا تولید دارد، ممکن است بخشی از تجربه محدود بماند. روایت شخصی و مسئلهٔ بیطرفی مهمترین پیچیدگی «Artifact» از جایگاه سازندهٔ آن سرچشمه میگیرد: Jared Leto هم عضو گروه است و هم مستند را کارگردانی کرده است.
این نزدیکی، به فیلم دسترسیای میبخشد که یک ناظر بیرونی بهسادگی به آن دست نمییابد. لحظات خصوصیتر، گفتوگوهای پشتصحنه و حضور گروه در جریان ضبط، به روایت حس صمیمیت میدهند. در مقابل، همین نزدیکی پرسشی جدی دربارهٔ بیطرفی پیش میکشد: آیا فیلم تجربهٔ گروه را بررسی میکند یا از آن دفاع میکند؟
در برخی بخشها، روایت بهروشنی با سوی گروه همدل است و شرکت ضبط در جایگاه نیرویی قرار میگیرد که توان بیشتری برای تحمیل شرایط دارد. چنین زاویهای قابلفهم است، زیرا داستان از منظر کسانی روایت میشود که درگیر دعوا هستند؛ اما گاه فاصلهٔ انتقادی لازم برای سنجیدن ادعاهای دو طرف کمتر از آن است که میتوان انتظار داشت.
« این نزدیکی، به فیلم دسترسیای میبخشد که یک ناظر بیرونی بهسادگی به آن دست نمییابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور دیدگاههای دیگر، از جمله کسانی که با صنعت ضبط پیوند داشتهاند، روایت را اندکی متوازنتر میکند، ولی خودِ انتخاب، تدوین و ترتیب این صداها همچنان در اختیار کارگردانِ ذینفع است. از زندگی گروه تا مسئلهٔ اصلی مستند گهگاه از موضوع محوری خود فاصله میگیرد و به خاستگاه گروه و مسیر شکلگیری آن میپردازد.
این بخشها برای شناخت بهتر اعضا و فهم معنای شخصی موسیقیشان سودمندند؛ همچنین توضیح میدهند چرا ادامهٔ فعالیت گروه برای آنان صرفاً یک معاملهٔ مالی نیست. اما از نظر ساختاری، این بازگشتها همیشه به اندازهٔ کافی با کشمکش حقوقی پیوند نمیخورند. در نتیجه، ریتم روایت بعضی اوقات از حرکت پرتنش خط اصلی بازمیماند.
این انحراف کوچک، بیش از آنکه فیلم را از اساس مختل کند، تعادل آن را نابرابر میسازد. هرگاه مستند میان ساخت آلبوم و نزاع قراردادی رفتوآمد میکند، دو سوی ماجرا یکدیگر را غنی میکنند: موسیقی روشن میکند چه چیزی در معرض خطر است و دعوا نشان میدهد که خلاقیت در خلأ وجود ندارد. اما بخشهای مربوط به گذشتهٔ گروه گاهی بیشتر شبیه پرترهای مستقل میشوند تا جزئی ضروری از بحث دربارهٔ قدرت و مالکیت.
« اما از نظر ساختاری، این بازگشتها همیشه به اندازهٔ کافی با کشمکش حقوقی پیوند نمیخورند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در این لحظات از تمرکز روایی خود میکاهد. استعارهٔ نابرابرِ داوود و جالوت «Artifact» از الگویی آشنا بهره میگیرد: هنرمند در برابر شرکتی بزرگ و قدرتمند. این تصویر، بهسرعت همدلی مخاطب را برمیانگیزد و برای بیان نابرابری قدرت کارآمد است. بااینحال، هرگاه روایت به این دوگانه تکیهٔ بیشازحد میکند، پیچیدگی ماجرا کاهش مییابد.
اختلافهای صنعت موسیقی معمولاً فقط تقابل خیر و شر نیستند؛ قراردادها، منافع اقتصادی، تصمیمهای مدیریتی و انتخابهای خود هنرمندان نیز در شکلگیری آن نقش دارند. فیلم با بازکردن دریچهای به دیدگاههای گوناگون میکوشد از روایت یکطرفه فاصله بگیرد، اما ساختار کلیاش همچنان تجربهٔ گروه را در مرکز میگذارد.
به همین دلیل، بهتر است آن را بیش از آنکه داوری نهایی دربارهٔ صنعت ضبط بدانیم، سندی شخصی دربارهٔ مواجههٔ یک گروه با سازوکارهای آن تلقی کنیم. این تمایز از ارزش اثر نمیکاهد؛ برعکس، به تماشاگر کمک میکند هم نیروی عاطفی روایت را دریابد و هم محدودیتهای آن را در نظر داشته باشد. جمعبندی «Artifact» مستندی پرکشش دربارهٔ پیوند هنر و مناسبات اقتصادی است؛ اثری که ساخت آلبوم «This Is War» را در کنار بحران حقوقی Thirty Seconds to Mars قرار میدهد تا نشان دهد آفرینش موسیقی چگونه میتواند زیر فشار قرارداد و آیندهٔ نامطمئن قرار گیرد.
« فیلم در این لحظات از تمرکز روایی خود میکاهد. »
جمعبندی
صمیمیت دسترسی به گروه و پیوند میان کار استودیویی و تنش بیرونی، از نقاط قوت فیلماند. در برابر، بازگشتهای گاهوبیگاه به پیشینهٔ گروه تمرکز را پراکنده میکنند و حضور Jared Leto در مقام همزمانِ عضو گروه و کارگردان، روایت را در معرض جانبداری قرار میدهد. با وجود این محدودیتها، فیلم در طرح پرسشهایش موفق است: مالک اثر هنری کیست؟
قدرت در صنعت موسیقی چگونه توزیع میشود؟ و آیا آزادی خلاقانه بدون استقلال اقتصادی ممکن است؟ «Artifact» پاسخهایی قطعی برای این پرسشها عرضه نمیکند، اما آنها را از سطح بحث نظری به تجربهای ملموس و پرتنش میآورد؛ تجربهای که ارزش تماشای آن، بیش از هر چیز، در همین پیوند میان موسیقی، کار و قدرت نهفته است.
« صمیمیت دسترسی به گروه و پیوند میان کار استودیویی و تنش بیرونی، از نقاط قوت فیلماند. »
ثبت دیدگاه