نقد و بررسی
نقد ویسکی آرتور (Arthur's Whisky) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای سرزنده در جامی از ویسکی «Arthur’s Whisky» از فرضی ساده و وسوسهبرانگیز آغاز میکند: اگر سه زن سالخورده ناگهان فرصت پیدا کنند دوباره جوان شوند، آیا زندگیشان به نسخهای بهتر از گذشته بدل خواهد شد؟ ژوان، پس از مرگ همسرش، به اختراعی عجیب از او پی میبرد؛ نوشیدنیای که بدن را جوان میکند.
او راز را با لیندا و سوزان در میان میگذارد و سه دوست، با ظاهری تازه، راهی شهری میشوند که خاطرهاش را در ذهن دارند، اما دیگر همان شهر نیست. فیلم بهجای آنکه این موقعیت را صرفاً به خیالپردازی فانتزی بسپارد، از آن برای طرح پرسشی درباره سن، دوستی و فاصله میان تصور ما از جوانی و تجربه واقعی آن استفاده میکند.
«Arthur’s Whisky» کمدی بریتانیایی استفن کوکسون است و پاتریشیا هاج، دایان کیتن و لو لو در نقش سه زن محوری آن حضور دارند. جوانشدن، راهی برای بازنگری جذابیت اصلی ایده در آن است که جوانی در اینجا صرفاً پاداشی جادویی نیست؛ آزمونی است برای سنجش اینکه شخصیتها با بازگشت ظاهر و توان جسمی گذشته، واقعاً چه چیزی را به دست میآورند.
شهر و مناسبات اجتماعی دگرگون شدهاند و زنان نمیتوانند بیدردسر به خاطرات خود پناه ببرند. آنها باید با جهانی تازه روبهرو شوند که قواعد، انتظارات و حتی زبانش با آنچه به یاد میآورند فرق دارد. در بهترین لحظهها، فیلم از همین فاصله طنز میسازد: فاصله میان آنچه شخصیتها گمان میکنند هنوز میشناسند و آنچه واقعاً پیش رویشان قرار دارد.
« ژوان، پس از مرگ همسرش، به اختراعی عجیب از او پی میبرد؛ نوشیدنیای که بدن را جوان میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این موقعیت ظرفیت تأملی خوبی دارد؛ میتوانست درباره تفاوت میان جوانبودن و جواننمایی، یا درباره این پرسش باشد که آیا تجربه و هویت با تغییر ظاهر هم دگرگون میشوند. اثر گاه به این لایه نزدیک میشود، اما همیشه در آن مکث نمیکند. مضمونها بیشتر به شکل جرقههایی در مسیر کمدی ظاهر میشوند تا اندیشههایی که فیلم با حوصله تا پایان بپرورد.
سه بازیگر و نیروی جمعی اجرا هاج، کیتن و لو لو مهمترین پشتوانه فیلماند. هر یک از آنها به شخصیتش کیفیتی متمایز میدهد و رابطه میانشان را باورپذیر میکند؛ همین تفاوتهاست که گروه سهنفره را از مجموعهای از شوخیهای پراکنده نجات میدهد. فیلم به شیمی میان بازیگران متکی است و در صحنههایی که فرصت میدهد کنار هم باشند، این اتکا نتیجه میدهد: صمیمیت و سرخوشی آنها حس تصنعی ندارد و دوستیشان به سابقهای مشترک و آشنایی دیرینه تکیه میکند.
در برخی نقدها نیز هماهنگی و گرمای بازی این سه نفر از نقاط قوت فیلم دانسته شده است. نکته دلپذیر این است که بازیگران داستان نامتعارف را با جدیتی متناسب با فضای آن پیش میبرند. آنها برای خنداندن، هر لحظه بر شوخی تأکید نمیکنند و همین خویشتنداری، بعضی موقعیتهای مضحک را طبیعیتر میسازد.
بااینحال، این قوت بهتنهایی برای ساخت شخصیتهایی چندوجهی کافی نیست. گاه فیلم آنها را بیشتر ابزار پیشبرد یک گگ یا موقعیت میبیند تا انسانهایی با واکنشهای پیچیده. در نتیجه، همراهی با سه شخصیت آسان است، اما شناخت عمیقتری از هرکدام همیشه شکل نمیگیرد. کمدیای که از دل موقعیت میآید شوخیهای «Arthur’s Whisky» در بهترین حالت، از برخورد شخصیتها با زمانهای ناآشنا زاده میشوند.
« اثر گاه به این لایه نزدیک میشود، اما همیشه در آن مکث نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
تفاوت میان خاطره و اکنون، میان اعتمادبهنفس تازهیافته و واقعیت اجتماعی، زمینهای فراهم میکند که کمدی از دل موقعیت بیرون بیاید. فیلم همچنین گاهی با سرزندگی و بیپروایی خود به دل تصورات کلیشهای درباره پیری میزند؛ انگار میخواهد یادآوری کند که میل به لذت و تجربه تازه با بالا رفتن سن محو نمیشود.
اما این جنس شوخی برای همه یکسان کار نمیکند. بعضی لحظات بیش از آنکه ناظر به شخصیت یا مضمون باشند، بر اغراق و ادا تکیه میکنند. اگر مخاطب با لحن بازیگوش و کمی نامتعارف فیلم همراه نشود، شوخیها ممکن است بهجای دلنشینبودن، خستهکننده یا حتی آزاردهنده جلوه کنند. برخی بینندگان از صمیمیت و انرژی فیلم لذت میبرند؛ برخی دیگر همین رویکرد را بیش از اندازه سبک یا ناموفق مییابند.
این دو واکنش متضاد، تا حدی از انتخاب لحن اثر میآیند: فیلم میان شوخی سبک، احساسات جدی و فانتزی رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه مرز میان آنها را روشن سازد. فیلمنامهای با شتاب و گسست ضعف اصلی فیلم در چگونگی اتصال بخشهای داستانی است. روایت گاهی با شتاب از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میرود و تغییر مسیرها همیشه به اندازه کافی زمینهچینی نمیشوند.
نتیجه آن است که بعضی اتفاقها، بهجای آنکه همچون پیامد طبیعی تصمیم شخصیتها حس شوند، ناگهان از راه میرسند. تماشاگر ممکن است احساس کند رشتهای از صحنهها را دیده که کنار هم قرار گرفتهاند، اما پیوند عاطفی یا منطقی میانشان محکم نیست. این آشفتگی بهویژه زمانی به چشم میآید که فیلم از کمدی به لحظات جدیتر میرسد.
« اما این جنس شوخی برای همه یکسان کار نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مرگ همسر ژوان و دگرگونیهای ناشی از راز او میتوانند وزن عاطفی داشته باشند، اما اثر همیشه فضای کافی برای نشستن این احساسات فراهم نمیکند. گاهی یک موقعیت مهم چنان زود جای خود را به موقعیتی دیگر میدهد که فرصت نمییابیم واکنش شخصیتها را درک کنیم. نقدهای منتشرشده نیز به شتاب روایت و ازدسترفتن برخی لحظههای احساسی اشاره کردهاند؛ همان کاستیای که تماشاگر ممکن است به صورت پرش میان خطهای داستانی یا حس جاافتادن بخشهایی تجربه کند.
تصویر پیری و محدودیت نگاه فیلم موضوع فیلم امکان میدهد پرسشهایی فراتر از فانتزیِ بازگشت جوانی مطرح شوند: جامعه با زنان سالمند چگونه رفتار میکند؟ آیا ارزش و امکان خواستورزی آنها به ظاهرشان گره خورده است؟ و چرا داستانهای مربوط به زنان مسن اغلب تصور جوانی را همچون دریچهای برای آغاز دوباره پیش میکشند؟
«Arthur’s Whisky» به این پرسشها نزدیک میشود، اما پاسخهایش همیشه از پیچیدگی کافی برخوردار نیستند. گاهی پیری با نشانههایی ظاهری و آشنا تصویر میشود و جوانشدن چنان مرکز توجه قرار میگیرد که تجربه زیسته شخصیتها به حاشیه میرود. بااینحال، فیلم در دل همین محدودیت، نکتهای ارزشمند دارد: شور زندگی را به سن خاصی منحصر نمیکند.
آنچه سه زن را به یکدیگر پیوند میدهد، نه فقط اتفاق جادویی، بلکه دوستی و توانایی همراهشدن با تغییر است. اگر اثر بر این رابطه تمرکز بیشتری میکرد، مضمون پذیرش خود و زندگی در لحظه میتوانست از دل شخصیتها به شکلی طبیعیتر بیرون بیاید. اکنون این مضمون حاضر است، اما گاهی زیر ازدحام شوخیها و رفتوآمدهای داستانی کمرنگ میشود.
« گاهی یک موقعیت مهم چنان زود جای خود را به موقعیتی دیگر میدهد که فرصت نمییابیم واکنش شخصیتها را درک کنیم. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Arthur’s Whisky» فیلمی است که ایدهای تازه و بازیگرانی پرجاذبه را در اختیار دارد، اما همیشه نمیداند چگونه این داراییها را به روایتی یکپارچه تبدیل کند. هماهنگی هاج، کیتن و لو لو، گرمای دوستی میان شخصیتها و شوخیهای برخاسته از برخورد گذشته با جهان امروز، آن را به اثری گاه صمیمی و سرگرمکننده بدل میکنند.
در مقابل، پرشهای روایی، شتاب در پرداخت احساسات و نوسان میان لحنهای مختلف مانع میشوند که ظرفیت ایده به تمامی شکوفا شود. تماشای فیلم برای مخاطبی که از کمدیهای سبک، نامتعارف و مبتنی بر بازی گروهی استقبال میکند، میتواند تجربهای خوشایند باشد؛ بهخصوص اگر انتظار داستانی کاملاً منظم یا کاوشی عمیق در موضوع پیری نداشته باشد.
برای تماشاگرانی که به شخصیتپردازی دقیق، پیوستگی روایی و شوخیهای سنجیده اهمیت بیشتری میدهند، همین فیلم ممکن است ناهموار و کمرمق به نظر برسد. حاصل، کمدیای است با قلبی گرم و ایدهای خوشساخت، اما روایتی که بارها از رسیدن به تمامی توان خود بازمیماند.
« حاصل، کمدیای است با قلبی گرم و ایدهای خوشساخت، اما روایتی که بارها از رسیدن به تمامی توان خود بازمیماند. »
ثبت دیدگاه