نقد و بررسی
نقد آرسنیک و تور کهنه (Arsenic and Old Lace) | 1944
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای بر لبهٔ نزاکت و جنون «Arsenic and Old Lace» ساختهٔ Frank Capra، کمدی سیاهی است که از برخورد دو جهان ناهمساز نیرو میگیرد: خانهای گرم و آراسته با خالههایی مهرباننما، و رازی هولناک که زیر ظاهر آرام آن پنهان مانده است. مورتایمر بروستر، نویسنده و منتقدی که شهرتش را با مخالفت با ازدواج بنا کرده، تازه ازدواج کرده و برای گفتن خبر به خالههایش به خانهٔ خانوادگی بازمیگردد.
اما دیدار ساده بهسرعت به بحرانی آشفته بدل میشود؛ بحرانی که در آن هر شخصیت، به شیوهٔ خود، از مرز عقل متعارف فاصله دارد. فیلم از همان آغاز، تماشاگر را به پذیرش قواعدی دعوت میکند که در دنیای واقعی هولناکاند، اما در منطق کمدی بهانهٔ خنده میشوند. این تناقض، نقطهٔ قوت اصلی اثر است: جنایت نه با فضایی تیره و تهدیدآمیز، بلکه با لحنی مؤدبانه و تقریباً خانگی عرضه میشود.
طنز فیلم از فاصلهٔ میان آنچه میبینیم و آنچه شخصیتها عادی میپندارند پدید میآید؛ فاصلهای که هرچه بیشتر میشود، موقعیت مضحکتر و در عین حال ناآرامکنندهتر جلوه میکند. خانهٔ خانوادگی؛ صحنهای برای آشوب بخش عمدهٔ فیلم در خانهٔ بروسترها میگذرد و این محدودیت مکانی، بهجای آنکه اثر را کوچک کند، به انسجام کمدیاش کمک میرساند.
خانه همچون صحنهای تئاتری عمل میکند: درها باز و بسته میشوند، شخصیتها ناگهان وارد میشوند، خبرها ناقص میمانند و هر ورود تازه، برداشت قبلی را برهم میزند. اتاق نشیمن و زیرزمین، دو روی یک جهاناند؛ یکی مظهر آداب خانوادگی و دیگری محل رسوایی پنهان. فیلم از این تضاد تصویری بهره میگیرد، بیآنکه به فضای وحشت مستقیم متوسل شود.
« اتاق نشیمن و زیرزمین، دو روی یک جهاناند؛ یکی مظهر آداب خانوادگی و دیگری محل رسوایی پنهان. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ریشهٔ تئاتری اثر آشکار است. داستان بر گفتوگو، ورود و خروج، مکث و سوءتفاهم استوار است؛ از همین رو، صحنهها گاه بیش از آنکه بر حرکت بصری متکی باشند، به ضرباهنگ کلام وابستهاند. این ویژگی به فیلم حالوهوایی پرجنبوجوش میدهد، اما گاهی هم پیچیدگی رفتوآمدها و اطلاعات، دنبال کردن جزئیات را دشوار میکند.
در لحظاتی، تماشاگر ناچار است بهجای لذت بردن از شوخی، مسیر چند گفتوگوی همزمان را مرتب کند. کری گرانت و هنرِ واکنش قلب اجرایی فیلم کری گرانت است. مورتایمر شخصیتی است که میان میل به حفظ ظاهر، انکار آنچه میبیند و تلاش برای کنترل اوضاع گرفتار شده؛ و گرانت این آشفتگی را با دقتی کمیک به چهره و بدن منتقل میکند.
تغییرهای سریع حالت صورتش، نگاههای ناباورانه، مکثهای کوتاه و انفجارهای عصبی، گاه از خود دیالوگها خندهدارترند. او در یک لحظه میکوشد مردی منطقی و موقر باشد و لحظهای بعد، چنان از واقعیت جا میماند که دیگر نمیتواند نقش آرامش را بازی کند. بازی او بر اغراق بنا شده، اما اغراقی سنجیده و ریتممند.
گرانت میداند کجا باید واکنش را طولانی کند و کجا با حرکتی کوچک، شوخی را کامل سازد. تضاد میان قامت و ظاهر آراستهٔ او با درماندگی فزایندهاش، سرچشمهٔ بخش بزرگی از کمدی است. در سوی دیگر، Josephine Hull و Jean Adair خالهها را با آرامشی چنان طبیعی بازی میکنند که هولناکی رفتارشان به طنزی خشک و مؤثر بدل میشود.
« در لحظاتی، تماشاگر ناچار است بهجای لذت بردن از شوخی، مسیر چند گفتوگوی همزمان را مرتب کند. »
شخصیتها و اجرا
آنها نه هیولاهایی آشکار، بلکه زنانی خوشبرخوردند که با اطمینان اخلاقی غریبی از کارهای خود سخن میگویند؛ همین آرامش، موقعیت را مضحکتر میکند. طنز سیاه و وارونگیِ اخلاق فیلم با بازی دادن به تصور ما از مهربانی و شرارت، طنزی بنا میکند که از جنس شوخیهای صرفاً موقعیتی نیست. خالهها با زبان خیرخواهی و دلسوزی سخن میگویند، اما معنای رفتارشان با این واژگان هیچ تناسبی ندارد.
آنها خود را عاملان آرامش میدانند، حال آنکه مخاطب بهروشنی میبیند این نیت ظاهراً نیک چگونه به امری هولناک پیوند خورده است. کمدی از این وارونگی سرچشمه میگیرد: اخلاقیات روزمره در برابر منطقی بیمارگونه قرار میگیرد که با لحنی مؤدبانه عرضه میشود. مورتایمر نیز در مرکز این وارونگی، باید با خانوادهای روبهرو شود که تصویر آشنایش از آن ناگهان فرو میریزد.
او نه قهرمانی باهوش و مسلط، بلکه مردی است که پیوسته میکوشد وضعیتی نامعقول را با ابزارهای عقلانی مهار کند. این کوشش، خود به شوخی بدل میشود. فیلم در پس خندهها، پرسشی ساده اما باریکاندیشانه طرح میکند: آیا ظاهر محترمانه و نیت خیر، بهتنهایی میتوانند رفتار را موجه جلوه دهند؟ پاسخ اثر نه در خطابه، بلکه در تضادهای کمیک و واکنشهای درماندهٔ مورتایمر شکل میگیرد.
گروه بازیگران و شلوغیِ حسابشده فیلم به بازی گرانت محدود نمیماند. Raymond Massey حضوری سنگین و تهدیدآمیز دارد و در برابر انرژی عصبی قهرمان، قطبی سردتر میسازد. Peter Lorre با لحنی نامطمئن و رفتاری لغزان، به فضای آشفتهٔ فیلم رنگ دیگری میافزاید. John Alexander نیز با نقشآفرینیای متکی بر جدیت نامتناسب، بخشی از طنز خانوادگی را کامل میکند.
« خالهها با زبان خیرخواهی و دلسوزی سخن میگویند، اما معنای رفتارشان با این واژگان هیچ تناسبی ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقشهای فرعی هرکدام به شکلی در تشدید آشوب سهم دارند؛ هیچکس برای مدت طولانی در حاشیه نمیماند. اما همین فراوانی شخصیت و خردهروایت گاهی به زیان وضوح تمام میشود. ورودهای پیاپی و جابهجایی سریع توجه میان چند نفر، ممکن است انسجام لحظهای بعضی صحنهها را کمرنگ کند. فیلم از تماشاگر میخواهد همزمان چند رشتهٔ روایی را دنبال کند و گاهی شتابش از ظرفیت شوخیها پیش میافتد.
در چنین لحظاتی، آشفتگیای که باید سرچشمهٔ خنده باشد به اندکی سردرگمی بدل میشود. ریتم؛ میان شتاب و فرسودگی یکی از امتیازهای فیلم، تواناییاش در ساختن موجی از اتفاقهاست. بحرانها پشت سر هم میآیند و مورتایمر فرصت چندانی برای آرام گرفتن ندارد. همین فشار زمانی، کمدی را پرانرژی میکند و به تماشاگر احساس میدهد که اوضاع در هر لحظه ممکن است از کنترل خارج شود.
بااینحال، اثر در نیمهٔ پایانی همیشه به همان اندازه چابک باقی نمیماند. پس از آنکه الگوی واکنشهای شوکهشده جا میافتد، تکرار آن گاه از نیروی نخستینش میکاهد. این تکرار کاملاً بیدلیل نیست؛ فیلم عمداً شخصیت اصلی را در چرخهای از ناباوری و تلاش برای مهار شرایط گرفتار میکند. اما مرز میان تداوم کمدی و کشآمدن آن در برخی بخشها باریک است.
اگر تماشاگر از ابتدا با ضرباهنگ تند و تئاتری فیلم همراه شود، این افزونی میتواند بخشی از لذت آشوب باشد؛ اگر نه، برخی صحنهها بیش از اندازه طولانی به نظر میرسند. اثر بیش از آنکه با حذف مکثها آسیب ببیند، گاهی از تکرار همان واکنشهایی خسته میشود که پیشتر بهخوبی کار کردهاند. جایگاه اثر در کمدی کلاسیک «Arsenic and Old Lace» نمونهای شاخص از کمدی سیاهِ متکی بر بازیگری و موقعیت است؛ فیلمی که بهجای اتکا به شوخیهای جداگانه، جهانی کامل از رفتارهای نامعقول میسازد.
« نقشهای فرعی هرکدام به شکلی در تشدید آشوب سهم دارند؛ هیچکس برای مدت طولانی در حاشیه نمیماند. »
قوتها و کاستیها
پیوند آن با نمایشنامهٔ Joseph Kesselring در ساختار صحنهای و تأکید بر دیالوگ آشکار است، اما حضور دوربین و تواناییهای بازیگران، به این جهان انرژی سینمایی میبخشد. فیلم نه میکوشد جنایت را واقعگرایانه بازنمایی کند و نه قصد دارد از آن نتیجهگیری اخلاقی سنگینی بسازد؛ هدفش تبدیل امر هولناک به کمدیای مبتنی بر تضاد و غافلگیری است.
با این همه، تازگی اثر تنها در ایدهٔ مرکزیاش خلاصه نمیشود. ماندگاری آن بیش از هر چیز به هماهنگی میان بازی گرانت، آرامش ساختگی خالهها و شتاب طراحی موقعیتها وابسته است. حتی وقتی ریتم افت میکند، فیلم با شخصیتپردازیهای پررنگ و فضای خانهٔ بروسترها جذابیت خود را حفظ میکند. این فیلم از آن دست آثار کلاسیکی است که میتوان بار دیگر به سراغش رفت و همچنان از یک نگاه، مکث یا واکنش کوچک خندید.
جمعبندی «Arsenic and Old Lace» کمدیای است که از برخورد ادب و جنون، خانهداری و جنایت، و منطق و آشوب نیرو میگیرد. اجرای درخشان کری گرانت و بازی آرام و بیتکلف دو خاله، بنیان طنزی را میسازند که هم غافلگیرکننده است و هم بهیادماندنی. در برابر این امتیازها، طولانیشدن بخشهایی از پایان، تکرار واکنشهای مورتایمر و ازدحام گفتوگوها گاه از تندی و روشنی اثر میکاهد.
بااینحال، فیلم همچنان تجربهای سرگرمکننده و متمایز است: کمدیای با ظاهر آراسته، قلبی آشفته و قهرمانی که هرچه بیشتر میکوشد اوضاع را بفهمد، بیشتر در دام مضحک آن گرفتار میشود.
« با این همه، تازگی اثر تنها در ایدهٔ مرکزیاش خلاصه نمیشود. »



ثبت دیدگاه