نقد و بررسی
نقد رفتار مناسب (Appropriate Behavior) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو جهان، بیآنکه یکی را برگزینی «رفتار مناسب» ساختهٔ Desiree Akhavan، کمدیدرامی مستقل دربارهٔ زنی است که میخواهد همزمان به چند تصویر ناسازگار وفادار بماند: دختر شایستهٔ خانوادهای ایرانی، زنی دوجنسگرا با آگاهی سیاسی و اخلاقی، و جوانی که در بروکلین زندگی میکند و میکوشد از قواعد خردهفرهنگ شهری جا نماند.
شیرین در هیچیک از این نقشها بهتمامی جا نمیگیرد؛ اما فیلم شکستهای او را نه چون نشانهٔ نقصی اخلاقی، بلکه همچون بخشی از تجربهٔ انسانیِ زیستن میان انتظارهای متعارض میبیند. در دل این چندپارگی، مسئله فقط «هویت» نیست؛ پرسش دشوارتر این است که آدم تا چه اندازه میتواند خود را برای رضایت دیگران شکل دهد، بیآنکه صدای خودش را گم کند.
آخاوان در نخستین تجربهٔ بلند سینماییاش، خود نقش شیرین را نیز بازی میکند و از همین راه فاصلهٔ میان شخصیت و نگاه فیلم را کم میسازد. بااینحال، اثر ادعای اعترافنامه یا بازگویی مستقیم زندگی شخصی را ندارد؛ بیشتر به تجربههای آشنا و ملموس تکیه میکند: پس از جدایی چگونه باید روزمرگی را از نو ساخت، با خانواده تا کجا میتوان صادق بود، و چه زمانی کوشش برای «درستبودن» به تلاشی فرساینده بدل میشود.
شیرین و هنر ناکامِ راضیکردن همگان شیرین شخصیتی است که بخش مهمی از جذابیتش از تناقضهای او میآید. او از یک سو به خانوادهاش وابسته است و پیوندی را که با آنها دارد نمیخواهد بهسادگی قربانی کند؛ از سوی دیگر، از پنهانکردن بخشی از زندگیاش خسته است. در روابط عاطفی نیز نه همیشه آنقدر شجاع است که طرف مقابل از او انتظار دارد، نه آنقدر بیاعتنا که بتواند از پیامدهای پنهانکاری یا تردیدهایش بگریزد.
« شیرین و هنر ناکامِ راضیکردن همگان شیرین شخصیتی است که بخش مهمی از جذابیتش از تناقضهای او میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فاصله میان آنچه میخواهد باشد و آنچه در عمل از عهدهاش برمیآید، سرچشمهٔ اصلی کمدی و اندوه فیلم است. شیرین برخلاف بسیاری از قهرمانان داستانهای بلوغ، با کشف ناگهانیِ حقیقتی دربارهٔ خود به آرامش نمیرسد. فیلم او را در وضعیت ناتمام نگه میدارد: در حال آزمودن، عقبنشینیکردن و دوباره تلاشکردن.
همین انتخاب به شخصیت حالوهوایی باورپذیر میدهد. او گاهی خودخواه و نامطمئن است و گاهی با دیگران همدلی میکند؛ نه به قهرمانی بینقص بدل میشود و نه به نمونهای برای سرزنش. فیلم از تماشاگر نمیخواهد که همهٔ تصمیمهایش را تأیید کند؛ از او میخواهد منشأ آن تصمیمها و ترسهای پشتشان را ببیند.
هویت، خانواده و زبانِ ناگفتهها یکی از محورهای نیرومند اثر، برخورد میان تعلق خانوادگی و استقلال فردی است. خانوادهٔ شیرین صرفاً مانعی بیرونی نیست؛ پیوند با آنها بخشی از زندگی و عاطفهٔ اوست. از این رو، مسئله به انتخاب سادهٔ «خانواده یا خود» فروکاسته نمیشود. پنهانکاری در اینجا هم سپری برای محافظت از پیوندهاست و هم باری که رابطهها را دشوارتر میکند.
فیلم بهجای آنکه خانواده را یکسره داور یا دشمن تصویر کند، نشان میدهد چگونه سکوت و ملاحظه، حتی وقتی از مهر میآیند، میتوانند فاصله بسازند. در سوی دیگر، فضای پیرامون شیرین نیز الزامهای خاص خودش را دارد. او از کسانی که انتظار دارند دربارهٔ دوجنسگراییاش موضعی روشن، بیتناقض و همواره آگاهانه داشته باشد، فشار دیگری احساس میکند.
« این فاصله میان آنچه میخواهد باشد و آنچه در عمل از عهدهاش برمیآید، سرچشمهٔ اصلی کمدی و اندوه فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
بدینترتیب، فیلم از دوگانهٔ سادهٔ جامعهٔ سنتی در برابر جامعهٔ آزاد فاصله میگیرد: هر محیطی معیارهایی دارد و هرکدام میتوانند فرد را به اجرای نقشی ازپیشتعیینشده وادار کنند. هوشمندی فیلم در این است که این فشارها را به سخنرانی تبدیل نمیکند؛ آنها را در مکثها، سوءتفاهمها و گفتوگوهای روزمره جا میدهد.
رابطهٔ عاطفی؛ صمیمیت در سایهٔ نابرابری رابطهٔ شیرین و مکسین یکی از کانونهای روایی فیلم است و بخشهایی از گذشتهٔ آن در کنار زندگی پس از جدایی روایت میشود. این جابهجایی زمانی، رابطه را نه بهصورت خاطرهای یکپارچه و نوستالژیک، بلکه همچون مجموعهای از لحظههای متناقض پیش چشم میآورد: کشش و دلخوری، نزدیکی و داوری، امید به تفاهم و ناتوانی در شنیدن یکدیگر.
گذشته در این ساختار پاسخی قطعی به اکنون نمیدهد؛ بلکه به تماشاگر امکان میدهد بفهمد چگونه رابطهای میتواند هم واقعی و پرشور باشد و هم از تفاوتهای حلنشده آسیب ببیند. بااینحال، فیلم در پرداخت عمق پیوند میان این دو گاه کمتوفیق است. مکسین در بعضی لحظهها بیش از آنکه شخصیتی مستقل با جهان درونیِ روشن باشد، به نیرویی برای آشکارکردن تردیدهای شیرین تبدیل میشود.
در نتیجه، ممکن است برای برخی تماشاگران پرسش باقی بماند که این دو دقیقاً چه چیزی در یکدیگر یافتهاند و جذابیت رابطهشان بر چه پایهای استوار شده است. این کاستی، قدرت کلی موقعیتهای عاطفی را از میان نمیبرد، اما از پیچیدگی و ماندگاری رابطه میکاهد. کمدیِ خونسرد و بازی با خجالت طنز «رفتار مناسب» بیشتر از آنکه بر لطیفههای پررنگ تکیه کند، از فاصلهٔ میان ادعای شخصیتها و رفتار واقعیشان نیرو میگیرد.
« بااینحال، فیلم در پرداخت عمق پیوند میان این دو گاه کمتوفیق است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شیرین میکوشد اوضاع را در دست بگیرد، اما اغلب در موقعیتهایی قرار میگیرد که نه میتواند باوقار از آنها عبور کند و نه با صداقت کامل توضیحشان دهد. این خجالتهای روزمره، بهویژه در برخوردهای اجتماعی و عاطفی، به کمدی خشک و کمادعای فیلم شکل میدهند؛ طنزی که شخصیت را تحقیر نمیکند، بلکه شکنندگی و دستپاچگیاش را قابلمشاهده میسازد.
اجرای آخاوان برای نقش اصلی با همین لحن سازگار است. بازی او بر نمایشهای عاطفی بزرگ بنا نشده و از همین رو، مکثها و واکنشهای کوچک اهمیت مییابند. این انتخاب، شیرین را به فردی آشنا و نامصقول بدل میکند؛ کسی که تماشاگر میتواند هم از رفتار ناشیانهاش بخندد و هم بفهمد چرا در آن لحظه راه دیگری نمییابد.
بازی Rebecca Henderson در نقش مکسین و حضور بازیگران دیگر نیز به طبیعیبودن فضای جمعی فیلم کمک میکنند. بااینهمه، خونسردی اجرا در بعضی لحظههای حساس ممکن است فاصلهای عاطفی ایجاد کند: فیلم درد را میبیند، اما همیشه اجازه نمیدهد گرمای آن به سطح بیاید. روایت اپیزودیک و ریتم ناپیوسته ساختار فیلم میان زندگی شیرین پس از جدایی و بخشهایی از گذشتهٔ رابطهاش حرکت میکند.
این رفتوبرگشتها گاه یادآور شیوهٔ ذهن در بازگشت به خاطره است: رخدادی در اکنون، چیزی از گذشته را دوباره فعال میکند و برداشت شیرین از آن را تغییر میدهد. چنین رویکردی با شخصیتی سازگار است که هنوز نمیتواند تجربههایش را در روایتی مرتب و نهایی قرار دهد. گذشته در فیلم پروندهای بسته نیست؛ بخشی از نیرویی است که اکنون را شکل میدهد.
« اجرای آخاوان برای نقش اصلی با همین لحن سازگار است. »
قوتها و کاستیها
اما این ساختار همیشه به انسجامی محکم نمیرسد. بعضی موقعیتها همچون قطعههایی جداگانه در کنار هم قرار میگیرند و پیوند میان آنها بیشتر بر شخصیتپردازی استوار است تا بر پیشروی داستان. این پراکندگی از یک جهت با سرگشتگی شیرین هماهنگ است، اما از جهت دیگر میتواند ریتم اثر را نامتوازن کند.
گاه لحظهای تازه، پیش از آنکه به اندازهٔ کافی گسترش یابد، جای خود را به موقعیت بعدی میدهد. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه در پی ساختن کشش داستانی پیوسته باشد، میخواهد مجموعهای از برخوردهای کوچک و دقیق با زندگی یک زن را ثبت کند. بروکلین بهمثابه صحنهٔ اجرا بروکلین در فیلم تنها پسزمینهای شهری نیست؛ فضایی است که در آن هویتها به نمایش درمیآیند و دائماً در معرض قضاوت قرار میگیرند.
شیرین در جمعها و فضاهای روزمره میکوشد نسخهای از خود را عرضه کند که پذیرفتنی و بهروز باشد، اما این کوشش گاه خود به سرچشمهٔ اضطراب بدل میشود. شهر وعدهٔ آزادی میدهد، ولی آزادی را نباید با رهایی کامل از انتظارهای دیگران اشتباه گرفت. این نکته به فیلم امکان میدهد نگاهی شوخطبعانه و در عین حال انتقادی به آداب اجتماعی و میل به «درستبودن» داشته باشد.
دوربین و فضای کمزرقوبرق اثر نیز با این نگاه هماهنگاند. فیلم بهجای ساختن بروکلینی رؤیایی و باشکوه، بر موقعیتهای کوچک و فضاهای صمیمی تمرکز میکند. در چنین محیطی، شخصیتها فرصت مییابند با حرفها و رفتارهای جزئی شناخته شوند. این نزدیکی، حس مشاهدهٔ زندگی واقعی را تقویت میکند؛ هرچند گاهی همان رویکرد کمتکلف، از پرداخت بصری یا عاطفیِ پرقدرتتر میکاهد.
« اما این ساختار همیشه به انسجامی محکم نمیرسد. »
جمعبندی
جمعبندی «رفتار مناسب» اثری صمیمی و هوشمندانه دربارهٔ دشواریِ ساختن خود در میان نقشهایی است که خانواده، جامعه و حتی حلقههای ظاهراً آزادِ پیرامونمان پیش میگذارند. قوت اصلی فیلم در این است که بحران هویت را به بیانیهای کلی بدل نمیکند؛ آن را در انتخابهای کوچک، رابطههای ناتمام و تلاشهای ناموفق شیرین برای جلب رضایت دیگران مجسم میسازد.
طنز خشک، بازی طبیعی آخاوان و نگاه حساس فیلم به پیوند میان خانواده، میل و تعلق، به آن لحنی متمایز میبخشند. در مقابل، روایت اپیزودیک، نوسان عاطفی و پرداخت نهچندان کامل رابطهٔ شیرین و مکسین از یکپارچگی اثر میکاهند. فیلم گاه بهجای آنکه احساس را تا ژرفای لازم دنبال کند، با فاصلهای خونسرد از کنار آن میگذرد.
بااینحال، این نقصها از ارزش نگاهش نمیکاهند: «رفتار مناسب» یادآوری میکند که خودپذیری همیشه کشفی باشکوه و یکباره نیست؛ گاهی فقط ادامهدادنِ زندگی است، در حالی که هنوز پاسخهای کاملی برای خود و دیگران نداریم.
« طنز خشک، بازی طبیعی آخاوان و نگاه حساس فیلم به پیوند میان خانواده، میل و تعلق، به آن لحنی متمایز میبخشند. »
ثبت دیدگاه