نقد و بررسی
نقد Apartment 7A | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به آپارتمانی آشنا «Apartment 7A» بیش از آنکه جهانی مستقل بنا کند، دریچهای تازه به فضایی آشنا میگشاید؛ فضایی که سایهٔ «بچه رزماری» بر آن سنگینی میکند. فیلم پیشدرآمدی است بر آن اثر کلاسیک و به سراغ تری جیونوفریو میرود؛ زنی که در روایت پیشین حضوری کوتاه داشت و سرگذشتش ناگفته مانده بود.
ناتالی اریکا جیمز این خلأ را با داستان رقصندهای جوان پر میکند که پس از آسیبدیدگی، آیندهٔ حرفهایاش را در خطر میبیند و با زوجی سالخورده و بانفوذ روبهرو میشود که برای بازگشت او به صحنه وعدهٔ یاری میدهند. این نقطهٔ آغاز، امکان پرداختن به جاهطلبی، ناامیدی و سازوکارهای بهرهکشی را فراهم میکند؛ اما آشنایی مخاطب با جهان «بچه رزماری» همزمان محدودیتی جدی پدید میآورد.
فیلم از همان ابتدا در گفتوگویی نابرابر با پیشدرآمد خود قرار میگیرد: هرچه بیشتر به نشانههای اثر پیشین وفادار میماند، کمتر فرصت مییابد مستقل و پیشبینیناپذیر جلوه کند. تری؛ زنی میان رؤیا و آسیب جولیا گارنر در نقش تری مهمترین تکیهگاه عاطفی فیلم است. او شخصیتی را بازی میکند که نه صرفاً قربانی شرایط است و نه قهرمانی بینقص؛ تری جاهطلب است، به شهرت دل بسته و در عین حال از ضربهای که به بدن و آیندهاش وارد شده، درمانده است.
گارنر این کشاکش را با ظرافت نشان میدهد: در نگاه و حرکات او هم سرسختی دیده میشود و هم فرسودگی کسی که هر بار برای فرصتی تازه تقلا میکند، بخشی از اعتمادبهنفسش را از دست میدهد. اهمیت این بازی در آن است که فیلم به تری گذشته و انگیزهای میبخشد که در روایت اصلی مجال بروز نیافته بود.
« تری؛ زنی میان رؤیا و آسیب جولیا گارنر در نقش تری مهمترین تکیهگاه عاطفی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آرزوی رقصیدن برای او تنها میل به شهرت نیست؛ بخشی از هویت و راهی برای اثبات ارزش خویش است. همین امر باعث میشود پیشنهادهای بهظاهر خیرخواهانهٔ زوج همسایه برایش وسوسهانگیز باشند. با اینحال، فیلمنامه همیشه به اندازهٔ بازی گارنر به پیچیدگی شخصیت وفادار نمیماند. تری گاه بیشتر در مسیر ازپیشتعیینشدهٔ پیشدرآمد حرکت میکند تا آنکه بتواند مسیر دراماتیک خاص خود را بسازد.
خانهای که به تهدید بدل میشود یکی از موفقترین عناصر فیلم، طراحی فضای خانه و ساختمان است. آپارتمان در آغاز پناهگاهی مطلوب به نظر میرسد: مکانی امن برای زنی که بیپولی و آسیبدیدگی او را به حاشیه رانده است. اما همین فضای دلپذیر آرامآرام کیفیتی خفهکننده پیدا میکند. راهروها، اتاقها و مرزهای میان فضای خصوصی و عمومی به شکلی طراحی شدهاند که تری را همواره زیر نگاه دیگران نگه میدارند؛ گویی خانه نه فقط محل سکونت، بلکه سازوکاری برای مراقبت، مهار و نفوذ به زندگی اوست.
فضاسازی فیلم بهجای تکیه بر شوکهای پیاپی، از حس محاصره و بیاعتمادی بهره میگیرد. خانه با جزئیات آراستهاش هم دعوتکننده است و هم مشکوک؛ همین دوگانگی با مضمون مرکزی فیلم تناسب دارد، زیرا تهدید در پوشش مهربانی و حمایت پنهان شده است. طراحی صحنه و تصویر در لحظاتی که جهان تئاتر و خانه به هم نزدیک میشوند نیز مؤثر است: صحنهٔ نمایش، محل تحقق رؤیای تری است، اما میتواند همچون صحنهای برای نظاره و داوری او عمل کند.
وسوسهٔ موفقیت و مناسبات قدرت فیلم در پرداختن به جاهطلبی تری، نکتهای قابل تأمل دارد: وقتی فرصتها محدودند، پیشنهاد کمک ممکن است بیش از آنکه انتخابی آزادانه باشد، تنها راه باقیمانده به نظر برسد. زوج سالخورده با رفتار گرم و خیرخواهانهشان خود را در جایگاه حامی مینشانند؛ اما این حمایت، بهتدریج معنای دیگری پیدا میکند.
« آرزوی رقصیدن برای او تنها میل به شهرت نیست؛ بخشی از هویت و راهی برای اثبات ارزش خویش است. »
شخصیتها و اجرا
رابطهٔ تری با آنان و با تهیهکنندهٔ تئاتر، داستان را به مسئلهٔ قدرت پیوند میزند: چه کسی امکان دیدهشدن را در اختیار دارد، و بهای دسترسی به آن را چه کسی تعیین میکند؟ این لایه از فیلم میتوانست وجه اجتماعی آن را از الگوی آشنای وحشت فراتر ببرد. تجربهٔ تری در فضای حرفهای، تفاوت میان آرزوی هنری و سازوکارهای بهرهکشانهٔ صنعت نمایش را برجسته میکند.
او باید هم با بدن آسیبدیدهاش کنار بیاید و هم در محیطی رقابت کند که دیگران دربارهٔ فرصتهایش تصمیم میگیرند. با این همه، این مضمون همیشه با نیروی کافی پرورانده نمیشود؛ گاهی زیر بار ارجاعها و الزامات داستانی فیلم قرار میگیرد و از تبدیلشدن به محور مستقل روایت بازمیماند. میراث «بچه رزماری»؛ وفاداری یا تکرار؟
بزرگترین دشواری «Apartment 7A» همان میراثی است که به آن اعتبار میبخشد. پیوند با «بچه رزماری» برای مخاطب آشنا لذت کشف جزئیات و بازشناختن چهرهها و نشانهها را فراهم میکند، اما در عوض بخش مهمی از تعلیق را میگیرد. وقتی تماشاگر از پیش میداند این ماجرا به چه جهان رواییای متصل است، پرسش اصلی دیگر صرفاً این نیست که چه رخ خواهد داد؛ بلکه این است که فیلم چگونه به نقطهٔ آشنای بعدی میرسد.
از این رو، شباهت به اثر پیشین گاه از ادای احترام فراتر میرود و به تکرار نزدیک میشود. بعضی موقعیتها و مضمونها چنان یادآور «بچه رزماری» هستند که فیلم مجال نمییابد قواعد خودش را بنا کند. تفاوت مهم در این است که تری نسبت به قهرمان اثر اصلی پیشینهای حرفهای و هدفی مشخصتر دارد، اما این تفاوت در همهٔ مراحل به گسترش چشمانداز فیلم نمیانجامد.
« این لایه از فیلم میتوانست وجه اجتماعی آن را از الگوی آشنای وحشت فراتر ببرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه اثری است که در بهترین لحظات، زاویهای تازه به داستانی آشنا میدهد و در لحظات ضعیفتر، از مقایسهای که خود برانگیخته است عقب میماند. بازیهای مکمل و موسیقی در کنار گارنر، دایان ویست و کوین مکنالی در نقش زوج سالخورده حضوری حسابشده دارند. رفتارشان میان صمیمیت و تهدید نوسان میکند و همین نوسان، به رابطهٔ آنان با تری کیفیتی ناخوشایند میبخشد.
ویست بهویژه در نمایش مهربانیای که اندکی بیش از اندازه اصرارآمیز است، مؤثر عمل میکند؛ مهربانیای که در عین آرامش، مخاطب را به تردید میاندازد. جیم استرجس نیز وجه دیگری از مناسبات قدرت را نمایندگی میکند، هرچند شخصیت او بیشتر در خدمت پیشبرد روایت است تا آنکه بهتنهایی عمق چشمگیری بیابد.
موسیقی در فیلم نقشی حساس دارد، زیرا میتواند تضاد میان جذابیت سطحی و هراس زیرپوستی را تقویت کند. بااینحال، استفاده از ترانهٔ «بی مای بیبی» برای برخی تماشاگران از فضای فیلم بیرون میزند. این انتخاب بهجای آنکه الزاماً پیوندی معنادار میان ترانه و تصویر بسازد، ممکن است لحظه را تصنعی یا نامتناسب جلوه دهد.
در اثری که به ظرافت فضاسازی تکیه دارد، چنین لغزشی بیش از حد به چشم میآید. وحشت و محدودیتهای روایت «Apartment 7A» در ساختن اضطراب، بهخصوص در نیمهٔ نخست، توانایی دارد؛ زیرا تهدید را از دل موقعیتی روزمره و ظاهراً امن بیرون میکشد. تماشاگر همراه تری در برابر کمکهایی قرار میگیرد که هم نجاتبخش به نظر میرسند و هم بهایی نامعلوم دارند.
« بازیهای مکمل و موسیقی در کنار گارنر، دایان ویست و کوین مکنالی در نقش زوج سالخورده حضوری حسابشده دارند. »
قوتها و کاستیها
با گسترش داستان، اما مسیر فیلم آشناتر میشود و بخشی از رازآلودگی آغازین جای خود را به نشانههای روشنتر میدهد. در نتیجه، وحشت روانشناختیِ مبتنی بر شک و سوءظن، همیشه تا پایان همان شدت را حفظ نمیکند. پایانبندی از عناصر پرحرفوحدیث فیلم است و میکوشد تجربهٔ تری را در معنایی تازه قرار دهد.
بدون ورود به جزئیات، میتوان گفت این انتخاب جسورانه است، اما الزاماً همهٔ تماشاگران را قانع نمیکند. برای برخی، لحظهٔ پایانی ضربهای بهیادماندنی به روایت میزند؛ برای برخی دیگر، بیش از آنکه حاصل تحول پیوستهٔ شخصیت باشد، تلاشی دیرهنگام برای بازتفسیر سرنوشت او به نظر میرسد. ارزش این پایان تا اندازهای به این بستگی دارد که مخاطب تا چه حد با خوانش فیلم از اختیار و قربانیبودن همراه شود.
جمعبندی «Apartment 7A» اثری خوشساخت و خوشبازی است که در مرکز آن اجرای گیرا و انسانی جولیا گارنر قرار دارد. طراحی خانه، فضای نامطمئن و رابطهٔ میان حمایت و سلطه نیز به فیلم کیفیتی دیدنی میبخشد. مهمتر از همه، قصه میکوشد جاهطلبی هنری زنی جوان را با مناسبات قدرت و اختیار بر بدن پیوند دهد؛ مسیری که ظرفیت تأملبرانگیزی دارد.
بااینحال، فیلم از مقایسه با «بچه رزماری» رهایی نمییابد. ارجاعها گاه جذاباند، اما شباهت روایی و پیشآگاهی تماشاگر، تعلیق و تازگی را محدود میکنند. پایانبندی و چند لحظهٔ مؤثر، تجربه را در ذهن نگه میدارند، ولی برای آنکه فیلم به اثری کاملاً مستقل بدل شود کافی نیستند. حاصل، پیشدرآمدی تماشایی با بازی محوری قدرتمند و فضاسازی موفق است که بیش از آنکه از سایهٔ کلاسیک خود بیرون بیاید، در همان سایه به دنبال هویتی تازه میگردد.
« در نتیجه، وحشت روانشناختیِ مبتنی بر شک و سوءظن، همیشه تا پایان همان شدت را حفظ نمیکند. »
ثبت دیدگاه