نقد و بررسی
نقد ضد پورنو (Antiporno) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و منطق عنوان «Antiporno» ساختهٔ Sion Sono، اثری است که از دل سنت سینمایی رومیـپورنو بیرون میآید، اما همزمان میکوشد همان سنت را زیر ذرهبین ببرد. فیلم نه صرفاً روایتی دربارهٔ میل و بدن، بلکه واکنشی به سازوکارهایی است که بدن زن را به تصویر، کالا و موضوع تماشا تبدیل میکنند.
عنوان اثر وعدهٔ نفی سادهٔ پورنوگرافی را نمیدهد؛ پرسش اصلی این است که آیا میتوان از دل قالبی که بر نمایش بدن بنا شده، سازوکارهای سلطه و نگاهِ تماشاگر را افشا کرد؟ فیلم پاسخی روشن و آسودهبخش عرضه نمیکند، اما پیوسته این پرسش را به خودِ فرم سینما بازمیگرداند. در روایت و میزانسن، گویی دوربین نیز باید دربارهٔ جایگاه خویش پاسخگو باشد.
روایتی میان نقش و واقعیت محور داستان کیوکو، هنرمندی جوان، و نوریکو، دستیار اوست؛ رابطهای که در ابتدا بر تحقیر، اطاعت و اعمال قدرت استوار به نظر میرسد. با پیشرفتن فیلم، مرز میان آنچه واقعیت میپنداریم و آنچه اجرا یا خیال است، بارها جابهجا میشود. این رفتوآمدها صرفاً ترفندی برای غافلگیرکردن مخاطب نیستند: از ما میخواهند دربارهٔ هویت، نقش اجتماعی و معنای اختیار در موقعیتی بیندیشیم که هر رفتار میتواند همزمان انتخاب شخصی و اجرای انتظاری تحمیلشده باشد.
« فیلم پاسخی روشن و آسودهبخش عرضه نمیکند، اما پیوسته این پرسش را به خودِ فرم سینما بازمیگرداند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، ساختار روایی گاه بیش از آنکه ابهام ثمربخش بسازد، رشتهٔ توجه را از دست مخاطب میگیرد. لایههای متوالیِ بازنمایی، در لحظاتی چنان سریع جای یکدیگر را میگیرند که تماشاگر برای یافتن جای پای خود به دشواری میافتد. این سردرگمی بخشی از تجربهٔ تعمدی فیلم است، اما تعمد بهتنهایی هر گسست روایی را معنادار نمیکند.
گاهی پرسشهای اثر را تیزتر میسازد و گاهی آنها را زیر انبوهی از پیچیدگیهای نمایشی پنهان میکند. بدن، نگاه و مناسبات قدرت یکی از جدیترین دغدغههای فیلم، تناقض میان آزادیِ ظاهری و بهرهکشیِ پنهان است. کیوکو دربارهٔ رابطهٔ جنسی و آزادی میپرسد، اما جهان اطرافش آزادی را اغلب در قالبی تعریف میکند که با بدن زن، قابلیت عرضهشدن و خشنودی نگاه دیگران پیوند خورده است.
فیلم نشان میدهد که سلطه لزوماً فقط از سوی یک جنس یا در قالب یک رابطهٔ واحد اعمال نمیشود؛ قدرت میتواند میان افراد جابهجا شود و قربانیِ پیشین نیز در موقعیتی دیگر به عامل آزار بدل شود. این جابهجایی، پرسش اخلاقی اثر را پیچیدهتر میکند: آیا وارونهشدن جایگاهها به معنای رهایی است، یا فقط شکل دیگری از تداوم خشونت؟
« بااینحال، ساختار روایی گاه بیش از آنکه ابهام ثمربخش بسازد، رشتهٔ توجه را از دست مخاطب میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در این زمینه جسور است، اما جسارتش بهمعنای بینقصبودن نگاه آن نیست. نمایش آزار و تحقیر ممکن است قرار باشد مخاطب را با سازوکارهای بهرهکشی روبهرو کند؛ بااینحال، همان تصاویر میتوانند دوباره بدن آسیبدیده را به منظرهای برای تماشا بدل سازند. این تنش، نقطهٔ قوت و مسئلهٔ حلنشدهٔ اثر است: فیلم از تماشاگر میخواهد نگاه خود را نقد کند، اما برای این کار گاه از تصاویری استفاده میکند که خودشان نیز در معرض بازتولید همان نگاهاند.
اجراهایی بر لبهٔ اغراق بازیهای پرانرژی و جسورانه، بهویژه بازی Ami Tomite و Mariko Tsutsui، به فیلم نیرویی متناسب با جهان بیقرار آن میبخشند. اجراها واقعگرایی متعارف را کنار میگذارند و به سمت اغراق، تغییر ناگهانی لحن و حالتی نزدیک به نمایش صحنهای میروند. این انتخاب با فضای مصنوعی فیلم هماهنگ است: شخصیتها گویی همیشه در برابر مخاطبی نامرئی قرار دارند و حتی لحظههای خصوصیشان نیز از امکان بدلشدن به نمایش جدا نیست.
در این میان، تفاوت انرژی دو بازیگر به رابطهٔ مرکزی فیلم جان میدهد. کیوکو با فورانی از اعتمادبهنفس، خشم و ناپایداری ظاهر میشود؛ نوریکو نیز در برابر این فوران، حضوری کنترلشدهتر دارد که بهتدریج ابعاد تازهای پیدا میکند. البته همین بازیهای برونگرا ممکن است برای مخاطبی که به ظرافت روانشناختی و بازیهای کمنمایش خو گرفته، تصنعی یا خستهکننده جلوه کند.
« فیلم در این زمینه جسور است، اما جسارتش بهمعنای بینقصبودن نگاه آن نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما در منطق «Antiporno»، اغراق بخشی از زبان اثر است: شخصیتها فقط احساساتشان را تجربه نمیکنند، بلکه آنها را همچون نقشهایی پیش چشم ما اجرا میکنند. رنگ و طراحی بهمثابه روانشناسی رنگهای تند و طراحی صحنه، از برجستهترین عناصر تجربهٔ دیداری فیلماند. فضاها چنان آگاهانه ساخته و آرایش شدهاند که خانه یا اتاق، دیگر محیطی خنثی برای وقوع داستان نیست؛ خود به صحنهای بدل میشود که در آن شخصیتها محصورند.
رنگها به جای آنکه صرفاً چشمنوازی کنند، حس مصنوعیبودن جهان را تشدید میکنند و مخاطب را از پناهبردن به رئالیسم روزمره بازمیدارند. این محیطهای پررنگ، بیثباتی عاطفی و نمایشیبودن مناسبات را در خود متراکم میکنند. این زیبایی بصری گاه چنان مسلط میشود که خطر دارد رنجی را که فیلم میخواهد به آن بپردازد، به تصویر خیرهکننده تقلیل دهد.
تماشاگر ممکن است بیش از آنکه بر پیامدهای خشونت تمرکز کند، مجذوب ترکیب رنگ و آرایش قاب شود. این دوگانگی با موضوع فیلم پیوند دارد، زیرا «Antiporno» پیوسته میان انتقاد از تماشا و لذت بصریِ خودِ تماشا در نوسان است. طراحی صحنه در بهترین لحظات این تناقض را آگاهانه فعال میکند؛ در لحظاتی دیگر، به آرایهای چشمگیر تبدیل میشود که معنا را از فاصلهای امن به نمایش میگذارد.
« رنگ و طراحی بهمثابه روانشناسی رنگهای تند و طراحی صحنه، از برجستهترین عناصر تجربهٔ دیداری فیلماند. »
قوتها و کاستیها
نمادپردازی و مسئلهٔ صراحت فیلم از نمادهای آشکار و گفتوگوهای مستقیم ابایی ندارد. شخصیتها گاه مفاهیمی را بیان میکنند که تصاویر نیز پیشتر به آنها اشاره کردهاند؛ ازاینرو، تماشاگر فرصت چندانی برای کشف مستقل معنا نمییابد. این صراحت میتواند با خشم اثر سازگار باشد: فیلم میخواهد اتهام خود را بیپرده مطرح کند و اجازه ندهد نقدش در رمزورازهای زیباشناختی محو شود.
اما هنگامی که هر نشانه توضیح داده میشود و هر تأکید چند بار تکرار میگردد، نمادپردازی نیروی خود را از دست میدهد و به بیانیهای کمظرافت نزدیک میشود. از همینجا یکی از محدودیتهای مهم فیلم پدیدار میشود. «Antiporno» میداند چه چیزی را هدف گرفته است، اما همیشه به این معنا نیست که شیوهٔ بیانش به همان اندازه سنجیده باشد.
تأکیدهای مکرر، لحن یکنواخت بخشهایی از آغاز و انباشت شوک میتوانند اثر را فرساینده کنند. خستگی مخاطب گاهی بخشی از فشار عمدی فیلم است؛ بااینحال، مرز میان فرسودگیِ معنادار و تکرارِ کمثمر همیشه روشن نمیماند. تجربهای عامدانه نامتعارف این فیلم برای تماشاگرانی ساخته نشده که از روایت سرراست، شخصیتپردازی واقعگرا یا سرگرمیِ بیتنش انتظار دارند.
« نمادپردازی و مسئلهٔ صراحت فیلم از نمادهای آشکار و گفتوگوهای مستقیم ابایی ندارد. »
جمعبندی
تجربهٔ آن به صبر و آمادگی برای مواجهه با تصاویری آزارنده و ساختاری گسسته نیاز دارد. در عوض، مخاطبی که از سینمای خودآگاه و فرمگرا لذت میبرد، میتواند در آن اثری بیابد که نهتنها دربارهٔ سلطه و میل سخن میگوید، بلکه خودِ شیوهٔ نمایش را نیز به میدان مناقشه میکشاند. بااینهمه، فیلم در همهٔ لحظات میان ایده و اجرا توازن برقرار نمیکند.
بلندپروازیاش گاه از دقت دراماتیک پیشی میگیرد و میل به شوکهکردن، پیام را سنگین و یکسویه میسازد. به همین دلیل، ارزش اثر بیشتر در تنشهای حلنشده و پرسشهایی است که برمیانگیزد تا در ارائهٔ پاسخی کامل و منسجم. جمعبندی «Antiporno» تجربهای بصری و رواییِ بیقرار است که از قالبی وابسته به نمایش بدن استفاده میکند تا دربارهٔ نگاه، اختیار و بهرهکشی پرسش بگذارد.
بازیهای پرحرارت، رنگهای تند و فضای سوررئال به آن هویتی فراموشنشدنی میدهند؛ در مقابل، آشفتگی روایی، تکرار و نمادپردازیِ بیشازحد صریح، از ظرافت و انسجامش میکاهند. فیلم در نقد خود همیشه از تناقضهایش رهایی نمییابد، اما شاید همین تناقضها بخشی از اهمیتش باشند: اثری که میخواهد نگاه تماشاگر را زیر سؤال ببرد، ناگزیر باید با پرسش دشوارِ سهم خود در همان نگاه نیز روبهرو شود.
« تجربهٔ آن به صبر و آمادگی برای مواجهه با تصاویری آزارنده و ساختاری گسسته نیاز دارد. »
ثبت دیدگاه