نقد و بررسی
نقد راهی دیگر (Another Way) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو سوی یخ «Another Way» درامی کرهای به نویسندگی و کارگردانی Cho Chang-ho است که نخستینبار در سال ۲۰۱۵ نمایش داده شد و در ۲۰۱۷ به اکران عمومی رسید. فیلم از موقعیتی تلخ آغاز میکند: جونگوون، زنی جوان که همزمان کار میکند و از مادر فلجش مراقبت میکند، به پایان دادن به زندگیاش میاندیشد؛ سووان، مأمور پلیسی که از کودکی خاطرهٔ خودکشی مادرش را با خود دارد، درگیر پرسشی بنیادین دربارهٔ معنای زیستن است.
آشنایی این دو و پیمانی که میبندند، محور روایتی است که بهجای تعلیق متعارف، بر انزوای عاطفی و امکانِ دیدهشدنِ رنج دیگری تمرکز دارد. فیلم در سال ۲۰۱۷ در کرهٔ جنوبی به نمایش درآمد، هرچند تاریخ نمایش نخست آن به ۲۰۱۵ بازمیگردد. رنج، نه بهمثابه معما نقطهٔ قوت فیلم در آن است که رنج شخصیتها را به معمایی برای حلکردن یا بهانهای برای ملودرام پرهیاهو تبدیل نمیکند.
جونگوون و سووان صرفاً مجموعهای از بدبیاریها نیستند؛ آنها آدمهاییاند که فشار زندگی، روابط آسیبزا و تنهایی، بهتدریج توان تصور آینده را از آنان گرفته است. دوربین بیشتر از آنکه در پی توضیحدادنِ حالشان باشد، در کنارشان میماند و به سکوتها، مکثها و رفتارهای کوچک فرصت بروز میدهد.
« فیلم در سال ۲۰۱۷ در کرهٔ جنوبی به نمایش درآمد، هرچند تاریخ نمایش نخست آن به ۲۰۱۵ بازمیگردد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این منظر، پیمان میان آن دو را باید بیش از یک ترفند داستانی دید: برخورد دو نفر است که گمان میکنند هیچکس قادر به فهم موقعیتشان نیست. فیلم در ترسیم این پیوند، بهجای وعدهٔ درمانی فوری یا راهحلی ساده، بر تسکین موقتِ همصحبتی و حضور دیگری تأکید میکند. همین انتخاب به روایت وجهی انسانی میدهد، هرچند حساسیت موضوع ایجاب میکند که تماشاگر آن را نه ستایشِ خودویرانگری، بلکه تصویری از نومیدی و طلبِ ارتباط بداند.
جونگوون؛ حضوری فراتر از درماندگی بازیگر نقش جونگوون، Seo Yea-ji، مهمترین تکیهگاه عاطفی فیلم است. اجرای او بر فورانهای نمایشی بنا نشده؛ اندوه شخصیت بیشتر در چهرهٔ مهارشده، واکنشهای کمدامنه و خستگیِ نشسته بر رفتار روزمره آشکار میشود. این خویشتنداری باعث میشود جونگوون به نمادی انتزاعی از رنج فروکاسته نشود.
او همچنان فردی مشخص است که میکوشد وظایف روزانهاش را انجام دهد، حتی وقتی درونش امیدی برای ادامه نمیبیند. این بازی ظریف، در فیلمی کمگفتوگو ارزش ویژهای دارد؛ زیرا بار زیادی از روایت را از دوش توضیحات کلامی برمیدارد. تماشاگر باید از جزئیات کوچک، فشارهای انباشته را دریابد. در مقابل، شخصیت سووان با بازی Kim Jae-wook گاه بستهتر و کمدسترستر میماند.
« جونگوون؛ حضوری فراتر از درماندگی بازیگر نقش جونگوون، Seo Yea-ji، مهمترین تکیهگاه عاطفی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
این فاصله میتواند بخشی از طراحی شخصیت باشد، اما در بعضی لحظات سبب میشود رابطهٔ میان دو نفر بیش از آنکه از تحول تدریجی تغذیه کند، بر فضای مشترک اندوه تکیه داشته باشد. سرما بهعنوان زبان بصری فضای زمستانی فیلم تنها پسزمینهای زیبا برای قصه نیست؛ به زبان بصریِ آن بدل میشود. سرمای محیط، برف و چشماندازهای خلوت، جهانی را میسازند که در آن گرما و پناه بهآسانی در دسترس نیست.
قاببندیهای چشمنواز و رنگهای سرد، با حالوهوای درونی شخصیتها همنوا میشوند؛ اما فیلم در نمایش زیبایی طبیعت نیز از خطر رمانتیککردن رنج دور نمیماند. این تصاویر بیش از آنکه اندوه را تزئین کنند، انجماد و فاصله را ملموس میسازند. کارگردانی Cho Chang-ho از سکون و مکث بهره میگیرد.
نماها گاه اجازه میدهند مکان، پیش از آنکه شخصیت سخنی بگوید، حالت روانی او را بازتاب دهد. در چنین ساختاری، نگاه، فاصلهٔ میان دو بدن و فضای خالیِ اطرافشان اهمیت پیدا میکند. بااینحال، همین رویکرد در برخی بخشها به تکرار بصری و عاطفی نزدیک میشود: سکوتها همیشه معنای تازهای نمیسازند و گاهی تنها ضرباهنگ کند فیلم را طولانیتر میکنند.
« سرما بهعنوان زبان بصری فضای زمستانی فیلم تنها پسزمینهای زیبا برای قصه نیست؛ به زبان بصریِ آن بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم؛ وفادار به سکون، گرفتار یکنواختی آهستگیِ «Another Way» با موضوع آن تناسب دارد. شتابدادن به قصه میتوانست فشار روانی را به مجموعهای از نقاط عطفِ پرهیجان بدل کند و فرصت تماشای فرسودگی روزمرهٔ شخصیتها را از بین ببرد. فیلم میخواهد تماشاگر در زمانِ سنگین و بیحرکت آنان شریک شود؛ بنابراین کندی، دستکم در آغاز، بخشی از منطق روایی است، نه صرفاً نقصی فنی.
اما این انتخاب همیشه به نتیجهای مؤثر نمیرسد. وقتی میزانسن، لحن و حالت عاطفی برای مدت طولانی تقریباً ثابت میمانند، سکونِ سنجیده به یکنواختی نزدیک میشود. بعضی صحنهها بهجای آنکه لایهٔ تازهای به رابطه یا شناخت ما از شخصیتها بیفزایند، همان احساس درماندگی را با صورتی دیگر تکرار میکنند.
فیلم در این لحظات از مخاطب توجهی ممتد میخواهد، بیآنکه همیشه پاداشی روایی یا عاطفی متناسب با آن عرضه کند. زمینهٔ اجتماعی و مرزهای توضیح داستان در جامعهای شکل میگیرد که مسئلهٔ خودکشی و پیمانهای خودکشی در بحثهای عمومی آن حضور داشته است؛ بااینحال، فیلم این زمینه را بیشتر از راه زندگی فردی شخصیتها نشان میدهد تا با توضیح مستقیم.
« ریتم؛ وفادار به سکون، گرفتار یکنواختی آهستگیِ «Another Way» با موضوع آن تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
برای مخاطبی که با جامعهٔ کرهٔ جنوبی یا شرایط اجتماعیِ مرتبط با روایت آشنایی ندارد، بخشی از فشارهای بیرونی ممکن است مبهم بماند. فیلم ترجیح میدهد تجربهٔ زیستهٔ جونگوون و سووان را در مرکز قرار دهد و کمتر به شبکهٔ گستردهترِ عوامل اجتماعی بپردازد. این تمرکز دو پیامد دارد. از یکسو، روایت از تبدیلشدن به بیانیهای جامعهشناختی پرهیز میکند و نزدیکی عاطفی خود را حفظ میکند.
از سوی دیگر، ریشههای رنج شخصیتها گاهی بیش از حد شخصی و منفرد جلوه میکنند؛ گویی جهان بیرون صرفاً پسزمینهای سرد است و نه نیرویی فعال در شکلگیری وضعیت آنان. اندکی زمینهپردازی بیشتر میتوانست تجربهٔ فردی را به تصویری روشنتر از شرایط پیرامون پیوند بزند، بیآنکه لحن خلوت فیلم را برهم زند.
پایانبندی و محدودیتهای روایت فیلم تا واپسین بخشها از نتیجهگیریهای آسان فاصله میگیرد، اما جمعکردن گرههای داستانی بهاندازهٔ ساختن فضای عاطفیاش قانعکننده نیست. پایانبندی در قیاس با دقتی که فیلم برای مشاهدهٔ تنهایی شخصیتها به خرج میدهد، شتابزده یا کمپرورده به نظر میرسد.
« از یکسو، روایت از تبدیلشدن به بیانیهای جامعهشناختی پرهیز میکند و نزدیکی عاطفی خود را حفظ میکند. »
جمعبندی
مسئله فقط پاسخندادن به همهٔ پرسشها نیست؛ ابهام میتواند انتخابی معنادار باشد. کاستی آنجاست که برخی تغییرات و پیامدها فرصت کافی برای شکلگرفتن پیدا نمیکنند و در نتیجه، وزن عاطفیِ لحظات پایانی یکدست نمیماند. بااینهمه، بهتر است دربارهٔ پایان سخن گفت بیآنکه جزئیات آن را فاش کرد: فیلم در تصویرکردنِ بحران و شکلگیری پیوند میان دو شخصیت موفقتر از نتیجهگیری دربارهٔ معنای آن پیوند است.
این نابرابری، ارزش بخشهای مؤثر فیلم را از میان نمیبرد، اما مانع میشود اثر به جمعبندیای به استحکام فضای بصری و بازی محوریاش برسد. جمعبندی «Another Way» فیلمی اندوهبار و کمصداست که بیش از حادثه، به فرسایش روحی و نیاز انسان به حضور دیگری میپردازد. بازی تأثیرگذار Seo Yea-ji، قاببندیهای سرد و پیوند تدریجی دو شخصیت، به آن لحظاتی صادقانه و ماندگار میبخشند.
در برابر، ریتم کند و گاه یکنواخت، زمینهٔ اجتماعیِ کمپرداخته و پایانبندیِ نهچندان قانعکننده، از انسجام کلی اثر میکاهند. تماشای فیلم برای کسانی مناسبتر است که با درامهای تأملی، کمتحرک و تلخ ارتباط میگیرند و انتظار گرهگشایی پرشتاب ندارند. دستاورد اصلی آن نه ارائهٔ پاسخی قطعی، بلکه ثبت لحظهای شکننده است: زمانی که دو آدمِ گرفتار در انزوا، برای مدتی کوتاه میتوانند رنج خود را در حضور دیگری قابلدیدن کنند.
« مسئله فقط پاسخندادن به همهٔ پرسشها نیست؛ ابهام میتواند انتخابی معنادار باشد. »
ثبت دیدگاه