نقد و بررسی
نقد آنه شرلی (Anne with an E) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازخوانی قصهای آشنا «Anne with an E» از طرحی آشنا آغاز میکند: آن شرلی، دختری یتیم و پرحرف، به اشتباه به خانهٔ ماریلا و متیو کاتبرت فرستاده میشود؛ دو خواهر و برادری که انتظار پسری را داشتهاند تا در کار مزرعه یاریشان کند. اما این آشنایی، سریال را به بازگویی سادهٔ رمانی محبوب بدل نمیکند.
اقتباس مويرا والی-بکت از «آن در گرین گیبلز» نوشتهٔ ال. ام. مونتگمری، قصهٔ بلوغ را با تأکیدی تازه بر زخمهای روانی، محرومیت و دشواری تعلقیافتن همراه میکند. نتیجه اثری است که هم از گرمای خیالپردازی آن شرلی بهره میبرد و هم حاضر است بهای تلخِ کودکیِ بیپناه او را به تماشاگر نشان دهد.
تخیل بهمثابه پناه و ابزار شناخت تخیل آن در این مجموعه صرفاً بازیگوشی کودکانه یا راهی برای شیرینکردن جهان نیست. او با نامگذاری دوبارهٔ مکانها و ساختن روایتهایی در ذهنش، برای خود جایی در محیطی میسازد که هنوز به او تعلق ندارد. خیالپردازی، گاه سپری است در برابر خاطرات آزارنده و گاه وسیلهای برای فهم زندگی؛ راهی برای آنکه چیزهای معمولی رنگ و معنا پیدا کنند.
« اما این آشنایی، سریال را به بازگویی سادهٔ رمانی محبوب بدل نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین نگاه، شخصیت آن را از الگوی سادهٔ «دختر خوشبین» دور میکند: شور او واقعی است، اما از بیخبری نسبت به رنج نمیآید. سریال نیز در ترسیم گذشتهٔ دشوارش از خوشخوییِ سطحی پرهیز میکند. تجربهٔ طردشدن، تحقیر و بیثباتی فقط پیشزمینهای برای معرفی قهرمان نیست؛ در رفتار، واکنشها و نیاز او به پذیرفتهشدن اثر میگذارد.
این رویکرد به اثر عمق میدهد، هرچند تلخی و سنگینیِ برخی لحظات ممکن است با تصور تماشاگر از یک داستان خانوادگیِ کلاسیک فاصله بگیرد. آن شرلی و بازی Amybeth McNulty مرکز ثقل سریال بازی Amybeth McNulty است. او آن را با ترکیبی از شور، تیزی ذهن و آسیبپذیری زنده میکند؛ دختری که میتواند در یک لحظه پرحرف و سرشار از انرژی باشد و در لحظهای دیگر از طردشدن یا نادیدهگرفتهشدن بهشدت آسیب ببیند.
بازی او شخصیت را به مجموعهای از ویژگیهای دوستداشتنی فرو نمیکاهد و اجازه میدهد تناقضهای آن باقی بمانند: غرور و نیاز، خیالپردازی و ترس، جسارت و شکنندگی. این تعادل بهویژه در رابطهٔ آن با دیگران اهمیت دارد. پرگوییاش گاه میتواند اطرافیان را خسته کند، اما سریال از آن فقط برای ایجاد شوخی استفاده نمیکند؛ گفتارِ بیوقفه بخشی از شیوهٔ او برای برقراری ارتباط و یافتن امنیت است.
« سریال نیز در ترسیم گذشتهٔ دشوارش از خوشخوییِ سطحی پرهیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
بدینترتیب، اجرای بازیگر هم طنز شخصیت را حفظ میکند و هم ریشهٔ عاطفی رفتارهایش را آشکار میسازد. خانوادهٔ کاتبرت و عاطفهٔ تدریجی رابطهٔ آن با ماریلا و متیو مهمترین رشتهٔ عاطفی اثر است. این پیوند از پذیرش فوری و بیدردسر شکل نمیگیرد؛ با سوءتفاهم، احتیاط، آزمونوخطا و تغییرات کوچک پیش میرود.
خانهٔ گرین گیبلز در آغاز برای آن جایگاهی امن و قطعی نیست، بلکه فضایی است که باید در آن اعتماد ساخت و حضور خود را به رسمیت رساند. همین تدریجیبودن، لحظههای صمیمیت را باورپذیر میکند. ماریلا و متیو نیز صرفاً دو بزرگسال مهربان در حاشیهٔ داستان نیستند. تفاوتهایشان در شیوهٔ مواجهه با آن، به رابطه بُعد میدهد: یکی محتاطتر و قانونمندتر است و دیگری نرمدلتر و کمحرفتر.
بازی Geraldine James و R. H. Thomson این تفاوت را بینیاز از تأکیدهای پررنگ منتقل میکند. در کنار آن شرلی، آنها نیز فرصت مییابند تغییر کنند و این دگرگونیِ دوطرفه، از ارزشهای اصلی سریال است. جامعه، تفاوت و جهان بیرون از خانه قصه به خانهٔ کاتبرت محدود نمیماند. مدرسه و شهر کوچک، میدان دیگری برای آزمودن جایگاه آن و مواجههاش با قواعد اجتماعیاند.
« بدینترتیب، اجرای بازیگر هم طنز شخصیت را حفظ میکند و هم ریشهٔ عاطفی رفتارهایش را آشکار میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سریال بهتدریج موضوعاتی چون همرنگی، نابرابری جنسیتی، نژادپرستی، زورگویی و طرد اجتماعی را وارد جهان خود میکند؛ موضوعاتی که به پرسش مرکزی اثر پیوند میخورند: چه کسی حق دارد پذیرفته شود و چه کسی ناچار است برای شنیدهشدن تلاش کند؟ گستردگی این دغدغهها از یک سو به سریال طراوت میدهد؛ جهان آن تنها پسزمینهای زیبا برای ماجراجویی قهرمان نیست، بلکه جامعهای با محدودیتها و تناقضهای واقعی است.
از سوی دیگر، انبوه موضوعات گاهی تمرکز روایی را پراکنده میکند. برخی خطوط داستانی چنان برجسته میشوند که به نظر میرسد اثر میخواهد در هر مقطع مسئلهای تازه را به بحث بگذارد، حتی اگر پیوند آن با مسیر اصلی شخصیتها کاملاً طبیعی نباشد. تصویر، طبیعت و فضای تاریخی تصویرپردازی و چشماندازهای روستایی سهم بزرگی در ساختن حالوهوای سریال دارند.
طبیعت فقط منظرهای دلفریب نیست؛ در برابر تنگنای زندگی اجتماعی، فضایی برای تنفس و تخیل فراهم میکند. قابهای آرام و رنگهای گرم، با ریتم زندگی روزمره و خانهٔ کاتبرت هماهنگاند و به تماشاگر امکان میدهند در جهان قصه مکث کند. طراحی لباس و جزئیات محیط نیز به استقرار روایت در اواخر قرن نوزدهم کمک میکنند.
« از سوی دیگر، انبوه موضوعات گاهی تمرکز روایی را پراکنده میکند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، میان ظاهر تاریخی اثر و زبان برخی گفتوگوهایش گاهی فاصلهای محسوس پدید میآید. بعضی دیالوگها چنان امروزی و صریحاند که بیش از آنکه از زبان آدمهایی در دورهٔ داستان برآیند، صدای دیدگاههای معاصر را به گوش میرسانند. این انتخاب میتواند مضمونها را برای تماشاگر امروز روشنتر کند، اما در لحظاتی از باورپذیری تاریخی میکاهد و یادآور میشود که سریال بازخوانی معاصر گذشته است، نه بازسازی بیواسطهٔ آن.
ریتم و استحکام روایت ریتم سریال بیشتر به مکث و انباشت عاطفی گرایش دارد تا پیشروی پرشتاب. این ویژگی در بخشهایی به نفع آن عمل میکند: رابطهها فرصت رشد پیدا میکنند و تغییرات کوچک در احساس و اعتماد بهقدر کافی مجال دیدهشدن مییابند. اما همین صبر روایی گاهی به کندی بدل میشود. وقتی یک موقعیت بیش از اندازه کش میآید یا چند صحنه کارکرد مشابهی پیدا میکنند، توجه تماشاگر ممکن است کاهش یابد.
در سوی دیگر، بعضی پیچشهای داستانی ناگهان رخ میدهند و برای اثرگذاری به اندازهٔ کافی زمینهچینی نشدهاند. این لحظات میتوانند ضرباهنگ را برای مدتی بالا ببرند، اما گاه بیش از آنکه از منطق درونی شخصیتها برآیند، ابزاری برای افزودن تنش به نظر میرسند. نوسان میان تأمل طولانی و چرخش ناگهانی، یکی از نابرابریهای ساختاری مجموعه است.
« بااینحال، میان ظاهر تاریخی اثر و زبان برخی گفتوگوهایش گاهی فاصلهای محسوس پدید میآید. »
جمعبندی
جمعبندی «Anne with an E» اقتباسی است که با تکیه بر بازی گیرا و چندلایهٔ Amybeth McNulty، تخیل آن شرلی را در کنار رنجهای واقعی او قرار میدهد. ارزش عاطفیِ سریال بیش از هر چیز در شکلگیری آرامِ پیوند آن با خانوادهٔ کاتبرت و در امتناعش از سادهسازیِ تجربهٔ طردشدن نهفته است. طبیعت چشمنواز و فضای گرم خانه، در کنار این جدیت، جهانی میسازند که هم دلنشین است و هم گاه اندوهبار.
البته مجموعه از ناهمواری مصون نیست: دیالوگهای بیش از اندازه معاصر، پراکندگی برخی مضمونها، ریتم کند و پیچشهای کماقناعکننده از انسجام آن میکاهند. بااینهمه، هستهٔ انسانی داستان پابرجا میماند. این اثر نه فقط دربارهٔ دختری خیالپرداز است که خانهای تازه مییابد، بلکه دربارهٔ دشواریِ اعتمادکردن پس از رنج و امکانِ ساختن خانوادهای بر پایهٔ پذیرش است.
« طبیعت چشمنواز و فضای گرم خانه، در کنار این جدیت، جهانی میسازند که هم دلنشین است و هم گاه اندوهبار. »
ثبت دیدگاه