نقد و بررسی
نقد آنا و شاه (Anna and the King) | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازخوانی قصهای آشنا «Anna and the King» ساختهٔ Andy Tennant، روایتی تاریخیـعاطفی است که مخاطب را به دربار سیام در دههٔ ۱۸۶۰ میبرد؛ جایی که آنا لئوناونز، آموزگار بریتانیایی و بیوه، برای آموزش فرزندان پادشاه وارد محیطی میشود که قواعد، مناسبات قدرت و نگاهش به جهان با تجربهٔ او تفاوتی بنیادین دارد.
فیلم بر برخورد دو شخصیت محوری بنا شده است: زنی که به استقلال رأی و شأن فردی پایبند است و پادشاهی که اقتدار سیاسی و سنتهای درباری را بخشی از نظم طبیعی جامعه میداند. از دل این تقابل، داستانی دربارهٔ آموزش، اصلاح، قدرت و دلبستگی شکل میگیرد؛ قصهای که بیش از آنکه بر غافلگیری تکیه کند، از جاذبهٔ رویارویی دو جهان نیرو میگیرد.
فیلم اقتباسی آزاد از رمان «آنا و پادشاه سیام» است؛ اثری که خود روایتی داستانپردازیشده از خاطرات آنا لئوناونز به شمار میرود. بنابراین، بهتر است فیلم را بازسازی مستند تاریخ ندانیم، بلکه ملودرامی تاریخی ببینیم که از شخصیتها و زمینهای واقعی الهام گرفته و برای ساختن قصه، آنها را در چارچوب دراماتیک هالیوودی قرار داده است.
همین فاصله میان تاریخ و افسانه، هم به فیلم امکان میدهد روایتی باشکوه و پرکشش بسازد و هم گاه به سادهسازی پیچیدگیهای تاریخی و فرهنگی میانجامد. برخورد دو جهان نقطهٔ آغاز جذابیت فیلم، قرار گرفتن آنا در برابر نظمی است که نه کاملاً میتواند آن را بپذیرد و نه بهسادگی قادر است تغییرش دهد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنا نمایندهٔ نوعی فردگرایی و باور به آموزش است؛ او میخواهد کودکان را نه صرفاً وارثان سلسلهمراتب، بلکه انسانهایی برخوردار از کنجکاوی و توان اندیشیدن ببیند. پادشاه نیز صرفاً مانعی برای آرمانهای او نیست: او در جایگاه فرمانروا ناچار است میان میل به نوسازی، حفظ قدرت و پاسداری از سنتها تعادل برقرار کند.
فیلم از این تضاد، زمینهای مناسب برای گفتوگو و کشمکش فراهم میآورد. بااینحال، تقابل فرهنگی همیشه با ظرافتی یکسان پرداخته نمیشود. گاهی فیلم تفاوت دیدگاهها را به نشانههایی روشن و آسانفهم فرو میکاهد: آنا با صراحت اخلاقی و استقلالش، پادشاه با اقتدار و کنجکاویاش. چنین رویکردی قصه را برای مخاطب گسترده قابلدسترس میکند، اما از پیچیدگی واقعی برخورد میان فرهنگها میکاهد.
فیلم در بهترین لحظههایش اجازه میدهد شخصیتها یکدیگر را به چالش بکشند؛ در لحظههای کمرمقتر، اختلافشان بیش از آنکه از جهانبینیهای عمیق برخیزد، به ابزاری برای پیشبرد ملودرام تبدیل میشود. بازیها و رابطهٔ مرکزی Jodie Foster آنا را زنی منضبط، باهوش و مستقل تصویر میکند. بازی او در صحنههایی که آنا با ساختار دربار یا خواستههای پادشاه روبهرو میشود، از وقار و تمرکز برخوردار است.
بااینحال، همین خویشتنداری گاهی به فاصلهای عاطفی میانجامد؛ فاصلهای که رابطهٔ محوری فیلم برای عبور از آن به زمان و زمینهسازی بیشتری نیاز دارد. در سوی دیگر، Chow Yun-fat به پادشاه حضوری گرم و کاریزماتیک میبخشد. او شخصیت را از قالب فرمانروایی سرد بیرون میآورد و در آن آمیزهای از شوخطبعی، غرور و اندیشهورزی میسازد.
« فیلم از این تضاد، زمینهای مناسب برای گفتوگو و کشمکش فراهم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
کنار هم قرار گرفتن این دو بازیگر، کشش بالقوهای دارد، اما کشش بالقوه همیشه به شیمی باورپذیر بدل نمیشود. به همین سبب، رابطهٔ آنا و پادشاه برای برخی تماشاگران میتواند دلنشین و افسونکننده باشد و برای برخی دیگر، ناگهانی یا کماقناعکننده به نظر برسد. فیلم بهروشنی به تفاوت جایگاه، ارزشها و برداشتهای آنها علاقهمند است، اما فرصت کافی برای نشان دادن تحول تدریجی پیوندشان فراهم نمیکند.
دلبستگی در روایت حاضر بیشتر بهعنوان ایدهای مرکزی اعلام میشود تا تجربهای که در تمام مراحل، با جزئیات روانی و عاطفی، پیش چشم تماشاگر رشد کند. این کاستی، از ارزش بازیها نمیکاهد، اما باعث میشود اثرگذاری رابطه از صحنهای به صحنهٔ دیگر نوسان داشته باشد. روایت و ریتم فیلم با زماننمایی گسترده و فضای حماسی خود، میخواهد قصهای بزرگتر از یک رابطهٔ عاطفی روایت کند؛ اما وسعت این جهان همیشه به پیشروی مؤثر داستان منجر نمیشود.
در بخشهایی، ماجرا میان آموزش، مناسبات دربار، کشمکشهای سیاسی و رابطهٔ شخصیتهای اصلی حرکت میکند، بیآنکه همهٔ این مسیرها به یک اندازه انسجام داشته باشند. در نتیجه، روایت گاهی پراکنده احساس میشود: صحنههایی که از نظر بصری یا فضاسازی جذاباند، اما چندان بر تحول شخصیتها یا پیشرفت قصه نمیافزایند.
این مسئله با ریتم نسبتاً کند و زمان طولانی فیلم پیوند دارد. اثر برای مکث، نمایش تشریفات و ساختن حس شکوه فرصت فراوانی میگذارد، ولی همهٔ این مکثها بار دراماتیک ندارند. در بعضی لحظهها، گستردگی روایت به تماشاگر امکان میدهد در فضای دربار غرق شود؛ در لحظههای دیگر، همان گستردگی از شدت کشمکش میکاهد و احساس میشود میشد بخشهایی را فشردهتر کرد.
« کنار هم قرار گرفتن این دو بازیگر، کشش بالقوهای دارد، اما کشش بالقوه همیشه به شیمی باورپذیر بدل نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میخواهد هم قصهٔ عشق باشد، هم روایت آموزش و تغییر، هم درامی سیاسی؛ ولی پیوند میان این وجوه همیشه به اندازهٔ کافی محکم نیست. تصویر، لباس و موسیقی در سطح بصری، «Anna and the King» از امتیازهای اصلی خود بهرهمند است. طراحی لباسها و فضای دربار، به فیلم جلوهای چشمگیر میبخشند و به تماشاگر کمک میکنند تفاوت محیط آنا با زندگی پیشین او را حس کند.
رنگها، آرایش صحنهها و حضور جمعیت در قاب، گاه حس مقیاس و تشریفاتی را میسازند که از یک درام تاریخی پرهزینه انتظار میرود. فیلم در خلق تصویری آراسته و مجلل دستودلباز است؛ حتی وقتی روایت از حرکت بازمیایستد، قابها اغلب چیزی برای تماشا عرضه میکنند. این شکوه البته دو لبه دارد. گاهی ظاهر پرزرقوبرق بر آنچه درون صحنه میگذرد پیشی میگیرد و احساس میشود فیلم بهجای تعمیق رابطهها، به زیبایی محیط تکیه کرده است.
بااینحال، طراحی بصری صرفاً تزئین نیست؛ به جهانبینی فیلم نیز شکل میدهد. فضای باشکوه دربار، هم جذابیت قدرت را نشان میدهد و هم فاصلهٔ آنا از نظم تثبیتشده را برجسته میکند. موسیقی George Fenton نیز به همین فضای رمانتیک و تاریخی کمک میکند و در لحظههای احساسی، بر حس حماسی اثر میافزاید.
کیفیت طراحی هنری و لباسها از نقاط قوتی بود که در ارزیابیهای زمان اکران فیلم نیز مورد توجه قرار گرفت. نگاه تاریخی و فرهنگی فیلم در بازآفرینی گذشته، بهجای وفاداری مستند، از قراردادهای درام تاریخی و عاشقانه پیروی میکند. داستان از شخصیتی تاریخی و تجربهٔ آموزش در دربار الهام میگیرد، اما ریشهٔ روایی آن از خاطراتی میآید که خودشان در بازنمایی جایگاه آنا و اهمیت نقش او محل بحث بودهاند.
« تصویر، لباس و موسیقی در سطح بصری، «Anna and the King» از امتیازهای اصلی خود بهرهمند است. »
قوتها و کاستیها
این نکته اهمیت دارد، زیرا اثر گاهی نگاه آنا را به دریچهٔ اصلی شناخت سیام بدل میکند: تماشاگر سرزمین و دربار را از چشم زنی میبیند که بیرون از آن فرهنگ آمده و در بسیاری از موقعیتها نقش راهنمای اخلاقی را بر عهده دارد. چنین انتخابی به داستان وضوح میدهد، اما ممکن است صدای شخصیتهای بومی و پیچیدگی تجربهٔ آنان را در حاشیه نگه دارد.
همچنین، روایتِ اصلاح و نوسازی میتواند ناخواسته این تصور را تقویت کند که تغییر اجتماعی اساساً از بیرون میآید. فیلم گاه تلاش میکند میان تحسین دستاوردهای سیام و نگاه انتقادی آنا تعادل برقرار کند، اما این تعادل کامل نیست. بخشی از جذابیت اثر در همین دوگانگی نهفته است: فیلم از یک سو به استقلال و اقتدار فرهنگی احترام میگذارد و از سوی دیگر از الگوی آشنای داستانهایی پیروی میکند که در آن قهرمان غربی با ورود به جامعهای متفاوت، آن را به سوی اصلاح سوق میدهد.
این تنش، تماشای اثر را برای مخاطب امروز پیچیدهتر و جالبتر میکند، حتی اگر خود فیلم همیشه از پیامدهای آن آگاهانه بهره نبرد. جایگاه اثر در میان اقتباسها مقایسهٔ این فیلم با «شاه و من» تقریباً اجتنابناپذیر است؛ هر دو از پیوند آنا و پادشاه سیام بهره میگیرند، اما نسخهٔ ۱۹۹۹ میکوشد آن مادهٔ داستانی را در قالب درامی تاریخی و عاشقانه، بدون ساختار موزیکال، بازپردازی کند.
در نتیجه، فضای اثر جدیتر و متکیتر بر روابط سیاسی و عاطفی است، هرچند همچنان به الگوی هالیوودیِ تقابل دو شخصیت متفاوت و کشش میان آنها وفادار میماند. فیلم در تلاش برای فاصله گرفتن از صورتهای پیشین، به روایتی پرهزینه و تصویری بدل میشود، اما همهٔ مسائل مربوط به نگاه بیرونی و سادهسازی فرهنگی را پشت سر نمیگذارد.
« همچنین، روایتِ اصلاح و نوسازی میتواند ناخواسته این تصور را تقویت کند که تغییر اجتماعی اساساً از بیرون میآید. »
جمعبندی
از این رو، بهتر است اثر را نه جایگزینی بیچونوچرا برای اقتباسهای پیشین بدانیم و نه صرفاً نسخهای کمجان از آنها. ارزشش بیشتر در شیوهای است که بازیگران، طراحی تولید و لحن ملودراماتیکش یک قصهٔ آشنا را دوباره زنده میکنند. تماشاگرانی که با این روایت از کودکی خاطره دارند یا به درامهای تاریخی پرزرقوبرق علاقهمندند، احتمالاً از بازگشت به آن لذت میبرند؛ کسانی که انتظار کاوشی ظریف در سیاست و تاریخ دارند، ممکن است از سطحی ماندن برخی لایهها ناامید شوند.
جمعبندی «Anna and the King» فیلمی است که بیش از هر چیز با جهان دیداری، بازیهای دلنشین و حالوهوای رمانتیک خود در خاطر میماند. Chow Yun-fat حضوری گیرا به پادشاه میدهد و Jodie Foster به آنا وقار و استقلال میبخشد؛ اما رابطهٔ میان این دو همیشه آنقدر تدریجی و باورپذیر ساخته نمیشود که بار عاطفی روایت را بیتردید بر دوش بکشد.
ریتم کند، طولانی بودن و پراکندگی بعضی مسیرهای داستانی نیز از نیروی اثر میکاهند. در برابر این ضعفها، لباسها، فضاپردازی و مقیاس بصری فیلم تجربهای چشمنواز میآفرینند و قصهای آشنا را همچنان تماشایی نگه میدارند. این اثر د
« ارزشش بیشتر در شیوهای است که بازیگران، طراحی تولید و لحن ملودراماتیکش یک قصهٔ آشنا را دوباره زنده میکنند. »
ثبت دیدگاه