نقد و بررسی
نقد آنگوس، شورتها و بوسههای بینقص (Angus, Thongs and Perfect Snogging) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نوجوانی در هیئت دفتر خاطرات «Angus, Thongs and Perfect Snogging» ساختهٔ Gurinder Chadha، کمدی نوجوانانهای است که جهانش را از دریچهٔ جورجیا نیکلسون میبیند: دختری چهاردهساله که میان خانوادهای پرحضور، مدرسه و دوستیهای متزلزل، بیش از هر چیز درگیر تصویری است که از خودش دارد. فیلم بر پایهٔ دو رمان از مجموعهٔ Louise Rennison ساخته شده و قالب دفتر خاطرات را به روایتی سینمایی از روزمرگیهای او بدل میکند؛ روایتی دربارهٔ دلمشغولیهایی که از نگاه بزرگسالان کوچکاند، اما برای نوجوانی که درونشان زندگی میکند، تمام جهان را اشغال میکنند.
همین انتخاب زاویهٔ دید، مهمترین سرمایهٔ فیلم است. ماجرا نه از فاصلهای حکیمانه و نه با لحنی سرزنشگر روایت میشود؛ بلکه تماشاگر را به ذهن جورجیا میبرد، جایی که هر نگاه، جمله یا اتفاق ساده میتواند نشانهای سرنوشتساز به نظر برسد. نوجوانی در این فیلم دورهای گذرا و تزئینی نیست، بلکه تجربهای پرهیاهو و جدی است؛ تجربهای که در آن میل به پذیرفتهشدن، شرمندگی از ظاهر و اضطرابِ جا ماندن از دیگران، گاه از هر مسئلهٔ بزرگتری واقعیتر احساس میشود.
کمدیِ دستوپاچلفتی و شرمآور بخش عمدهٔ لذت فیلم از تواناییاش در دیدن طنز موقعیتهای معذبکننده میآید. جورجیا میکوشد رفتار و ظاهرش را با تصویری که از جذابیت و محبوبیت در ذهن دارد هماهنگ کند، اما نقشههایش معمولاً زیر فشار واقعیت، ناشیانه از آب درمیآیند. این فاصله میان آنچه میخواهد به نظر برسد و آنچه واقعاً هست، سرچشمهٔ بسیاری از شوخیهاست؛ شوخیهایی که به جای تحقیر شخصیت، از تناقضهای آشنای سن او نیرو میگیرند.
« همین انتخاب زاویهٔ دید، مهمترین سرمایهٔ فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهخوبی میفهمد که در نوجوانی، خجالت اغلب با خودآگاهی افراطی همراه است: آدم تصور میکند همه متوجه اشتباه کوچک او شدهاند، حتی وقتی دیگران مشغول زندگی خودشان هستند. دستپاچگی جورجیا در موقعیتهای اجتماعی، شور اغراقآمیزش و تلاشهایش برای مدیریت تصویری که دیگران از او دارند، هم خندهدارند و هم قابلدرک.
البته بعضی لحظهها آنقدر بر معذببودن تکیه میکنند که تماشاگر ممکن است بیش از آنکه بخندد، از شدت شرمندگی ثانویه روی برگرداند. این ویژگی برای عدهای بخشی از جذابیت فیلم است و برای گروهی دیگر، همان نقطهای است که شوخی را به دلزدگی نزدیک میکند. جورجیا؛ میان خودپنداره و خودخواهی جورجیا قهرمانی بینقص یا همیشه دوستداشتنی نیست، و فیلم در بهترین لحظههایش از این نقصها بهره میگیرد.
او گاهی خودمحور، عجول و بیش از اندازه گرفتار داوری دیگران است. میلش به تغییر ظاهر، پیدا کردن دوستپسر و رسیدن به جایگاهی دلخواه در جمع، هم سویهای خندهآور دارد و هم نشان میدهد که اعتمادبهنفس او تا چه حد به تأیید بیرونی وابسته است. فیلم قرار نیست همهٔ انتخابهایش را تأیید کند؛ بااینحال، همیشه نیز پیامدهای این خودمحوری را با دقت و عمق کافی نمیکاود.
« او گاهی خودمحور، عجول و بیش از اندازه گرفتار داوری دیگران است. »
شخصیتها و اجرا
این دوگانگی به شخصیت او جان میدهد، اما گاهی هم به سطحیماندن درام میانجامد. جورجیا برای تماشاگر باورپذیر است، چون نوجوانیاش ترکیبی از مهربانی، حسادت، شجاعت و بیملاحظگی است؛ بااینهمه، فیلم در بعضی بزنگاهها بیشتر به حرکت بعدی قصه علاقه دارد تا مکثی جدی بر آنچه رفتار او با دیگران میکند.
از این رو، تحول شخصیتیاش همیشه به اندازهٔ آشفتگیهای روزمرهاش ملموس و کامل به نظر نمیرسد. دوستیها، خانواده و کانون روابط در نگاه نخست، عشق نوجوانانه نیروی محرک اصلی فیلم به نظر میرسد؛ اما زندگی جورجیا به دلباختگی محدود نیست. رابطه با دوستان، کشمکشهای خانوادگی و جایگاه او در مدرسه نیز در شکلگیری روزهایش سهم دارند.
اهمیت این گستردگی آن است که فیلم، دستکم در طرح کلی، نشان میدهد نوجوانی فقط داستان رسیدن یا نرسیدن به یک رابطه نیست؛ شبکهای از پیوندها و سوءتفاهمهاست که هر کدام میتوانند احساس امنیت فرد را دگرگون کنند. بااینحال، توازن میان این جنبهها همیشه حفظ نمیشود. تمرکز زیاد بر رابطههای عاطفی و تلاش برای جلب توجه گاه مجال چندانی برای پرداخت مستقل به دیگر شخصیتها باقی نمیگذارد.
« این دوگانگی به شخصیت او جان میدهد، اما گاهی هم به سطحیماندن درام میانجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
والدین جورجیا و دوستانش در لحظههایی بهخوبی فضای پیرامون او را میسازند، اما گاهی بیشتر نقش محرک یا مانع را دارند تا انسانهایی با دغدغههای جداگانه. همین محدودیت باعث میشود جهان فیلم دوستداشتنی باشد، اما عمق آن از شور و جنبوجوشش کمتر بماند. بازیها و جهان دیداری فیلم Georgia Groome بار اصلی فیلم را بر دوش دارد و اجرای او به شخصیت جورجیا انرژی و سرزندگی میبخشد.
او میتواند میان اعتمادبهنفس نمایشی، نگرانی پنهان و هیجان کودکانه جابهجا شود، بیآنکه این تغییرها کاملاً تصنعی به نظر برسند. حضور او کمک میکند که تماشاگر حتی هنگام مخالفت با رفتار جورجیا، از همراهی با او دست نکشد. در کنار او، بازیگران نقش خانواده و دوستان، فضایی میسازند که در آن اغراق کمدی با لحظههای صمیمی پیوند میخورد.
فیلم از نظر لحن نیز بهدنبال سبکی روشن و پرتحرک است. این انتخاب با ذهن آشفته و پرهیجان جورجیا تناسب دارد و اجازه میدهد قصه بهسرعت میان مدرسه، خانه و موقعیتهای اجتماعی حرکت کند. دفتر خاطرات و صدای ذهنی شخصیت نیز زمینهای برای شوخیهای مستقیم و نگاه شخصی او به اتفاقات فراهم میآورد.
« همین محدودیت باعث میشود جهان فیلم دوستداشتنی باشد، اما عمق آن از شور و جنبوجوشش کمتر بماند. »
قوتها و کاستیها
اما تبدیل صمیمیتِ نوشتههای روزانه به زبان سینما آسان نیست: آنچه در صفحه میتواند با یک عبارت بامزه یا مشاهدهای تیز جان بگیرد، روی پرده گاه به رشتهای از رخدادهای سریع بدل میشود. فیلم در لحظههای موفق این فاصله را با بازی و ریتم جبران میکند، ولی همیشه از آن عبور نمیکند. ریتم و محدودیتهای روایت قصه بیش از آنکه بر یک پرسش عمیق یا کشمکشی پیچیده بنا شود، از سلسلهای از گرفتاریها، امیدها و سوءتفاهمهای روزمره نیرو میگیرد.
این ساختار با حالوهوای نوجوانی جورجیا سازگار است: روزهایی که مسئلهای کوچک میتواند تمام ذهن را اشغال کند و کمی بعد جای خود را به مسئلهای تازه بدهد. حاصل، فیلمی سبک و سرزنده است که بهجای تراژدیسازی، بر شور و آشفتگی زندگی معمولی تکیه میکند. اما همین رویکرد محدودیتهایی دارد. بعضی بخشها کش میآیند یا تکرار میشوند و شخصیتها گاهی همان نگرانیها را با شکل تازهای از شوخی دوباره به صحنه میآورند، بیآنکه داستان به همان اندازه پیش برود.
تماشاگرانی که به دنبال لایههای روانشناختی پررنگ یا نقدی جدیتر از فشارهای اجتماعی بر دختران نوجواناند، ممکن است از کمعمقی برخی پرداختها ناراضی بمانند. فیلم مسئلههایی چون نارضایتی از ظاهر و نیاز به تأیید را طرح میکند، اما بیشتر از آنکه پیامدهایشان را واکاوی کند، آنها را به مادهٔ خام کمدی و ماجرای عاشقانه تبدیل میسازد.
« فیلم در لحظههای موفق این فاصله را با بازی و ریتم جبران میکند، ولی همیشه از آن عبور نمیکند. »
جمعبندی
جمعبندی «Angus, Thongs and Perfect Snogging» فیلمی خوشقلب و سرگرمکننده دربارهٔ دورهای است که خجالت، دوستی و رؤیای دوستداشتهشدن در ذهن آدم اندازهای عظیم پیدا میکنند. شیرینی اصلیاش در ثبت ناشیگریها و تناقضهای نوجوانی و در دیالوگها و موقعیتهای کمدی آن است؛ ضعفش نیز در سطحیماندن بخشی از روابط، تکرار بعضی موقعیتها و تمرکز پررنگ بر دلمشغولیهای عاشقانه قرار دارد.
فیلم برای مخاطبی که به دنبال اثری سبک، گرم و سرشار از لحظههای بامزه است، انتخابی دلنشین به شمار میآید. ممکن است برخی شوخیها یا رفتارهای جورجیا امروز بیش از حد اغراقآمیز یا معذبکننده جلوه کنند، اما همین بیقراری و ناشیگری است که شخصیت او را از یک تصویر مرتب و بینقص از نوجوانی دور میکند.
اثر در نهایت نه در پی ژرفاندیشی دربارهٔ همهٔ زخمهای این سن است و نه به کمدیای کاملاً بینقص بدل میشود؛ بااینحال، با مهربانی به آشفتگیهای کوچک و بزرگ دختر نوجوانی نگاه میکند که هنوز در حال فهمیدن خودش است.
« فیلم برای مخاطبی که به دنبال اثری سبک، گرم و سرشار از لحظههای بامزه است، انتخابی دلنشین به شمار میآید. »
ثبت دیدگاه