نقد و بررسی
نقد اینو تحلیل کن (Analyze This) | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
هجوِ اضطراب در جهانِ مردان خشن «Analyze This» کمدیای است که از برخورد دو جهان ناسازگار نیرو میگیرد: جهان مافیا، با آیینهای اقتدار و خشونت و سکوتش، و جهان رواندرمانی، با پرسشگری و اعتراف و تلاش برای فهم عاطفه. پل ویتی، سردستهای بانفوذ، ناگهان گرفتار حملههای وحشتزدگی میشود؛ دکتر بن سوبل، روانپزشکی که ناخواسته وارد مدار زندگی او شده، باید میان تعهد حرفهای و خطر حضور در کنار مردی خطرناک راهی پیدا کند.
این طرح، از همان آغاز، ظرفیت طنزی روشن دارد: کسی که دیگران از او میترسند، خودش نمیتواند اضطرابش را مهار کند. اما فیلم صرفاً بر تناقضِ «گانگستر در مطب روانپزشک» تکیه نمیکند. پرسش جذابتر آن است که مردی که تمام عمر خود را با نمایش تسلط ساخته، در برابر احساساتی که از کنترلش بیرون میروند چه میکند.
ویتی برای کنارآمدن با بحرانش به کمک نیاز دارد، ولی پذیرفتن این نیاز با تصویری که از خود و جایگاهش ساخته در تضاد است. از همینجا کمدی فیلم شکل میگیرد: نه فقط از تفاوت دو شخصیت، بلکه از ناتوانی هر یک در فهم قواعد دنیای دیگری. دو بازیگر و یک توازن کمدی مهمترین دارایی فیلم، هماهنگی رابرت دنیرو و بیلی کریستال است.
دنیرو در نقش پل ویتی، تصویری آشنا از مردی سرد و تهدیدآمیز را به کار میگیرد، اما آن را بهجای آنکه کاملاً کنار بگذارد، با جدیتی بیانعطاف به موقعیتهای مضحک میبرد. خنده اغلب از فاصله میان ظاهر خشن او و آنچه در لحظه از درون میگذرد پدید میآید. دنیرو نقش را به شوخیِ پیوسته تبدیل نمیکند؛ ویتی همچنان مردی است که اطرافیان از او حساب میبرند، و همین جدیت، طنز را مؤثرتر میسازد.
« این طرح، از همان آغاز، ظرفیت طنزی روشن دارد: کسی که دیگران از او میترسند، خودش نمیتواند اضطرابش را مهار کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کریستال در سوی دیگر، بن را با نوعی شتاب و دلواپسی بازی میکند که بهخوبی در برابر سکون سنگین ویتی قرار میگیرد. او نه قهرمانی بیهراس است و نه روانشناسی که بتواند هر بحرانی را با جملهای سنجیده حل کند. بخشی از جذابیت نقش از آن میآید که بن همزمان میکوشد حرفهای بماند و از وضعیتی که هر لحظه میتواند خطرناک شود جان سالم به در ببرد.
تفاوت ریتم و شیوهٔ بازی دو بازیگر، صحنههای مشترک را زنده نگه میدارد و اجازه نمیدهد شوخیها فقط بر تکرار یک ایده استوار شوند. رواندرمانی بهمثابه میدانِ قدرت در ظاهر، بن باید ویتی را درمان کند؛ اما رابطهٔ این دو بهسادگی در قالب پزشک و بیمار نمیگنجد. ویتی در بیرون از جلسات نیز قدرت و نفوذ خود را با خود میآورد، در حالی که بن با کارت ویزیتی که به یکی از افراد او داده، ناگهان از جایگاه امن حرفهایاش بیرون کشیده میشود.
بنابراین جلسات درمانی هم محل گفتوگو هستند و هم عرصهای برای چانهزنی بر سر مرزها: چه کسی پرسش میکند، چه کسی پاسخ میدهد، و چه کسی میتواند گفتوگو را متوقف کند؟ فیلم از این کشمکش برای شوخی با تصویر کلیشهای رواندرمانگرِ دانای مطلق استفاده میکند. بن تخصص دارد، اما داناییاش بهتنهایی نمیتواند شرایط بیرونی را از میان ببرد.
او باید در برابر بیماریای که بیمار نه کاملاً آن را میپذیرد و نه میتواند پنهانش کند، راهی برای ارتباط پیدا کند. در مقابل، ویتی به زبان خشونت و وفاداری عادت کرده و ناچار میشود با زبانی روبهرو شود که به جای فرمان، از او میخواهد دربارهٔ خودش حرف بزند. فیلم این تقابل را جدی میگیرد، بیآنکه از لحن سرگرمکنندهاش دست بکشد.
« او نه قهرمانی بیهراس است و نه روانشناسی که بتواند هر بحرانی را با جملهای سنجیده حل کند. »
شخصیتها و اجرا
هجوِ سینمای گانگستری «Analyze This» از حافظهٔ تماشاگر دربارهٔ فیلمهای مافیایی بهره میگیرد. حضور دنیرو بهتنهایی یادآور نقشهای گانگستری پیشین اوست؛ فیلم نیز از این آشنایی استفاده میکند تا فاصلهای طنزآمیز میان اسطورهٔ مردِ بیرحم و انسانِ مضطرب پشت آن بسازد. رفتارهای آیینی، زبان تهدید و تأکید بر اقتدار، در کنار درمان و گفتوگو قرار میگیرند و همین همنشینی، هم به هجوِ ژانر کمک میکند و هم نشان میدهد قواعد آن تا چه اندازه به حفظ ظاهر وابستهاند.
با این حال، هجو همیشه به کشف تازهای نمیرسد. بخشی از شوخیها از همان تقابلِ آشنای «گانگستر جدی در موقعیت نامتناسب» نیرو میگیرند و فیلم گاهی به نشانههایی تکیه میکند که تماشاگر ژانر از پیش میشناسد. آشنایی با این قراردادها میتواند لذتبخش باشد، بهویژه وقتی بازی دنیرو آنها را با طنزی خشک همراه میکند؛ اما در لحظاتی نیز حس تکرار به وجود میآورد.
فیلم بیشتر از آنکه قواعد سینمای مافیا را از نو تعریف کند، با آنها بازی میکند. لحن، ریتم و کیفیت سرگرمی کارگردانی هارولد رامیس بر روانی و خوشریتمبودن روایت تکیه دارد. فیلم بهسرعت موقعیت اصلی را برقرار میکند و سپس با رفتوآمد میان زندگی بن و بحران ویتی، از یک زنجیرهٔ کمدی به زنجیرهٔ بعدی میرسد.
لحن کلی نه تلخ و گزنده است و نه به هجوِ بیوقفه و پرسروصدا میل میکند. طنز بیشتر از واکنش شخصیتها و فاصلهٔ میان آنچه میخواهند نشان دهند و آنچه واقعاً تجربه میکنند بیرون میآید. این انتخاب، برای فیلمی که میخواهد سرگرمکننده و خوشتماشا باشد، سودمند است. «Analyze This» از مخاطب نمیخواهد مدام در پی لایههای پیچیدهٔ معنایی بگردد؛ میتواند با موقعیتهای روشن و بازیگرانش پیش برود و در بیشتر لحظات، جریان تماشا را حفظ کند.
« هجوِ سینمای گانگستری «Analyze This» از حافظهٔ تماشاگر دربارهٔ فیلمهای مافیایی بهره میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عین حال، همین اتکای زیاد به روانی روایت گاهی به بهای گسترش بیشتر شخصیتها تمام میشود. برخی روابط فرعی و مسائل شخصی بن فرصت چندانی برای عمقگرفتن نمییابند و بیشتر در خدمت حرکت قصه میمانند. شخصیتهای فرعی و جهان پیرامون لیزا کودرو در نقش لورا، نامزد بن، حضوری دلپذیر دارد و به زندگی عادیای که بن در آستانهٔ آن است اشاره میکند؛ زندگیای که بحران ویتی پیوسته آن را مختل میسازد.
با این حال، نقش او در مقایسه با دو شخصیت اصلی محدودتر است و فیلم کمتر به او مجال میدهد که از جایگاه همراه یا شاهد فراتر برود. در سوی دیگر، افراد ویتی جهان مافیا را با ترکیبی از وفاداری، خشونت و عادتهای تثبیتشده شکل میدهند. حضورشان گاه به ساختن فضای تهدید کمک میکند و گاه زمینهای برای شوخیهای موقعیتی فراهم میآورد.
این جهان پیرامونی به فیلم بافت میدهد، اما تمرکز اصلی پیوسته به ویتی و بن بازمیگردد. چنین تمرکزی در خدمت شیمی دو بازیگر است، ولی باعث میشود بعضی ظرفیتهای بالقوهٔ داستان ــ از جمله برخورد جدیتر زندگی خانوادگی با مسئولیتهای حرفهای بن ــ به اندازهٔ کافی پرورده نشوند. فیلم آگاهانه بر رابطهٔ مرکزیاش سرمایهگذاری میکند و از همین راه به سرگرمی میرسد، هرچند بهای آن کمعمقماندن برخی شاخههای روایی است.
محدودیتها و ماندگاری ضعف اصلی فیلم، همانجایی است که امتیاز آن نیز قرار دارد: ایدهٔ مرکزی بسیار روشن و جذاب است، اما پس از آنکه تقابل رواندرمانی و مافیا معرفی میشود، چندین شوخی بر مدار همان تضاد میچرخند. برخی موقعیتها بهجای آنکه لایهٔ تازهای از شخصیتها را آشکار کنند، فقط صورت دیگری از شوخی نخستاند.
« در عین حال، همین اتکای زیاد به روانی روایت گاهی به بهای گسترش بیشتر شخصیتها تمام میشود. »
قوتها و کاستیها
همچنین اتکای فیلم به کلیشههای گانگستری، با آنکه زمینهٔ هجو را فراهم میکند، گاهی از غافلگیری میکاهد. با وجود این محدودیتها، فیلم بهسبب اجرای دقیق نقشهای اصلی از پا نمیافتد. تماشاگر میتواند از شخصیتهایی لذت ببرد که هر کدام به شکلی متفاوت با اضطراب، اقتدار و آسیبپذیری روبهرو هستند.
گرمای لحن نیز به فیلم کمک میکند تا حتی وقتی ایدهای آشنا را تکرار میکند، همچنان دیدنی بماند. این اثر بیش از آنکه کمدیای مبتنی بر پیچیدگیهای روایی باشد، کمدیِ حضور و واکنش است؛ کیفیتی که در بازتماشا نیز میتواند جذابیتش را حفظ کند. جمعبندی «Analyze This» با ترکیب کمدی جنایی و رواندرمانی، از موقعیتی ساده اما پربازده بهره میگیرد: مردی که دیگران را با خشونت مطیع میکند، برای مقابله با آشفتگی درونیاش ناچار است به گفتوگو تن دهد.
بازی هماهنگ رابرت دنیرو و بیلی کریستال، لحن گرم و ریتم روان، فیلم را به سرگرمیای خوشتماشا بدل میکند. در مقابل، تکیه بر ایدهای آشنا و شوخیهایی که گاه به تکرار میرسند، مانع از آن میشود که اثر در تمام لحظات تازگی خود را حفظ کند. حاصل، کمدیای است که بیش از نوآوری داستانی، بر حضور دو بازیگر و لذتِ دیدنِ برخورد دو جهان متضاد تکیه دارد.
« همچنین اتکای فیلم به کلیشههای گانگستری، با آنکه زمینهٔ هجو را فراهم میکند، گاهی از غافلگیری میکاهد. »



ثبت دیدگاه