نقد و بررسی
نقد زندگی آنابولیک (Anabolic Life) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب، اجرایی نابرابر «Anabolic Life» از دل پرسشی بهظاهر ساده آغاز میشود: بدن ایدئال را چه کسی تعریف میکند و آدم برای نزدیکشدن به آن تا کجا پیش میرود؟ آدم استنسن، جوانی گرفتار نارضایتی از ظاهر و اندام خویش، در مسیر رسیدن به تصویری آرمانی از بدن، به جهان استروئیدها، جرم و فریب کشیده میشود.
فیلم بهدرستی درمییابد که این مسیر فقط درباره عضلهسازی نیست؛ پای عزتنفس، هویت و نیاز به تأیید دیگران نیز در میان است. بااینحال، جذابیت این ایده از همان ابتدا با محدودیت مهمی روبهروست: فیلم بیش از آنکه لایههای مسئله را بهتدریج بکاود، به سمت پیامدهای آشکار و هشداردهنده آن میرود.
بدن بهمثابه میدان نبرد نقطه قوت مفهومی فیلم، پیوند دادن بدنسازی با بحران تصویر بدنی است. باشگاه در اینجا صرفاً محل تمرین و نمایش قدرت نیست؛ فضایی است که در آن بدن همزمان ابزار خودسازی، نشانه منزلت و منبع اضطراب میشود. آدم در پی افزایش حجم و قدرت است، اما نیاز روانی او به رسیدن به اندامی خاص، از خود تمرین فراتر میرود.
هر پیشرفت میتواند برای مدتی رضایتبخش باشد و سپس معیار تازهای برای نارضایتی بسازد. فیلم به این نکته نزدیک میشود که وسواس بدنی الزاماً از خودشیفتگی نمیآید؛ گاه از احساس ناکافیبودن و میل به پذیرفتهشدن تغذیه میکند. با وجود این، «Anabolic Life» فرصت چندانی برای بسط این زمینه نمییابد.
« بدن بهمثابه میدان نبرد نقطه قوت مفهومی فیلم، پیوند دادن بدنسازی با بحران تصویر بدنی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطه آدم با بدنش بیشتر در قالب نیرویی پیشبرنده برای قصه عمل میکند تا تجربهای پیچیده و متغیر که بتوان آن را از درون شناخت. در نتیجه، مسئله مهمی مطرح میشود، اما کاوش روانشناختی آن به عمق بالقوهاش نمیرسد. استروئیدها و هشدارهای سرراست ورود استروئیدها، داستان را از دغدغهای شخصی به قلمرویی پرخطرتر میبرد.
فیلم میکوشد نشان دهد که تصمیم برای مصرف این مواد در خلأ گرفته نمیشود: فشار برای تغییر بدن، محیط رقابتی و تمایل به نتیجه سریع، همگی میتوانند در شکلگیری انتخاب نقش داشته باشند. این نگاه، ظرفیت آن را دارد که مخاطب را به تأمل درباره هزینههای جسمی و روانیِ پیگیری تصویری دستنیافتنی وادارد.
اما روایت گاه پیچیدگی این موضوع را به هشدارهایی نسبتاً ساده فرومیکاهد. پیامدها را میتوان فهمید، ولی سازوکار تصمیمگیری آدم و کشمکشهای درونیاش بهاندازه کافی پرورده نمیشود. فیلم بهجای آنکه همزمان جذابیت وعده استروئیدها و بهای آن را در تجربه شخصیت به نمایش بگذارد، بیشتر بر سویه ویرانگر ماجرا تکیه میکند.
حاصل، هشداری روشن اما نهچندان ظریف است: مخاطب پیام را دریافت میکند، ولی کمتر با تناقضهایی روبهرو میشود که میتوانستند آن پیام را باورپذیرتر و ماندگارتر کنند. بازی کریس لوین و وزن شخصیت اصلی کریس لوین در نقش آدم، یکی از ستونهای اصلی فیلم است. او میکوشد تغییرات شخصیت را نه فقط از راه ظاهر، بلکه از طریق رفتار و حضور جسمانی نشان دهد؛ بدن آدم در طول مسیر به بخشی از روایت بدل میشود.
« در نتیجه، مسئله مهمی مطرح میشود، اما کاوش روانشناختی آن به عمق بالقوهاش نمیرسد. »
شخصیتها و اجرا
همین انتخاب به فیلم نیرویی ملموس میدهد، زیرا موضوعی که ممکن بود صرفاً در دیالوگها توضیح داده شود، در تصویر و هیئت بازیگر نیز حضور پیدا میکند. با این حال، اجرای خوب بهتنهایی نمیتواند کمبودهای شخصیتپردازی را جبران کند. آدم گاه بیش از آنکه فردی با انگیزههای چندلایه باشد، حامل پیام فیلم به نظر میرسد.
برای آنکه سقوط او اثرگذارتر شود، لازم بود لحظههای بیشتری به تردید، توجیهکردن انتخابها و کشمکش میان خواستههایش اختصاص یابد. بازی لوین در چنین چارچوبی تلاش میکند به شخصیت عمق ببخشد، اما مواد دراماتیک فیلمنامه همیشه پشتیبان این تلاش نیستند. شخصیتهای فرعی و جهان بدنسازی فیلم با حضور شخصیتهای گوناگون، اطراف آدم را به محیطی اجتماعی تبدیل میکند؛ جهانی که در آن بدن، قدرت و اعتبار گاه با یکدیگر گره میخورند.
برخی چهرههای فرعی جذابیت و انرژی خاصی دارند و به فضای بدنسازی رنگ میدهند. این حضورها یادآور میشوند که آدم در مسیر خود تنها نیست و محیط اطرافش میتواند در شکلگیری نگاه او به موفقیت و ظاهر مؤثر باشد. با این همه، شمار شخصیتها از میزان پرداختشان پیشی میگیرد. بعضی از آنها بیشتر برای پیشبردن موقعیت یا تأکید بر فضای پیرامونی حضور دارند تا آنکه زندگی و خواست مستقلی پیدا کنند.
ازاینرو، جهان فیلم در لحظههایی زنده و دیدنی است، اما بهندرت به شبکهای پیچیده از روابط تبدیل میشود. مخاطب میتواند به برخی چهرهها علاقهمند شود، ولی فیلم فرصت کافی برای گسترش این علاقه یا نشاندادن تأثیر متقابل شخصیتها فراهم نمیکند. فیلمنامه، ریتم و دیالوگها ضعف اصلی «Anabolic Life» در فیلمنامهای است که ایده مرکزی نیرومندی دارد، اما داستانش گاه کممایه و کمرمق پیش میرود.
« با این حال، اجرای خوب بهتنهایی نمیتواند کمبودهای شخصیتپردازی را جبران کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کشمکش آدم ظرفیت ساختن روایتی پرتنش را دارد، بااینحال بخشهایی از مسیر بیشتر به کنار هم قرار دادن رخدادها شباهت دارند تا زنجیرهای از انتخابها که ناگزیر یکدیگر را تشدید کنند. در نتیجه، فیلم برای حفظ ضرباهنگ به فضای پرتنش و موضوع خطرناک خود متکی میشود، بیآنکه همیشه تنش را از دل تحول شخصیت بیرون بکشد.
دیالوگها نیز گاه طبیعی و متناسب با شخصیتها به گوش نمیرسند. برخی جملهها بیش از آنکه از دل رابطه و موقعیت بجوشند، انگار برای رساندن پیام یا القای هیجان نوشته شدهاند. این مسئله بهویژه در فیلمی که میخواهد به وسواس، فشار اجتماعی و خودویرانگری نزدیک شود، اهمیت دارد؛ زیرا باورپذیری عاطفی چنین داستانی تا حد زیادی به ظرافت گفتوگوها وابسته است.
هرجا دیالوگها تصنعی میشوند، فاصله میان مخاطب و شخصیتها بیشتر احساس میشود. لحن و تصویر «Anabolic Life» در پی آن است که فضای بدنسازی را بخشی از تجربه دراماتیک خود کند، نه پسزمینهای بیاثر. تمرین، نمایش بدن و حضور در محیطهای مرتبط با پرورش اندام، به فیلم هویتی بصری میبخشند و موضوع را از سطح گفتار به سطح تصویر میآورند.
این فضا در بهترین لحظهها حس رقابت و فشار را منتقل میکند؛ گویی بدن آدم هم پروژهای دائمی برای اصلاح است و هم شاهدی بر نارضایتی او از خویشتن. در مقابل، لحن فیلم گاه بیش از اندازه بر منفیبودن ماجرا تکیه دارد. وقتی روایت پیوسته بر خطر و سقوط تأکید میکند، مجال کمتری برای نمایش جذابیت واقعی این جهان و نیرویی که آدمها را به سوی آن میکشاند باقی میماند.
« دیالوگها نیز گاه طبیعی و متناسب با شخصیتها به گوش نمیرسند. »
قوتها و کاستیها
چنین یکسویهبودنی نهتنها ظرافت اثر را کم میکند، بلکه میتواند هشدار مورد نظر را نیز کماثر سازد؛ زیرا تماشاگر برای فهم وسوسه، نیاز دارد ببیند این انتخابها چه چیزی را وعده میدهند، نه فقط چه چیزی را نابود میکنند. جمعبندی «Anabolic Life» فیلمی است با موضوعی بهروز و تأملبرانگیز، که تصویر بدنی، بدنسازی و مصرف استروئید را به بحران هویت و انتخابهای خطرناک پیوند میزند.
حضور کریس لوین و چند شخصیت فرعی جذاب، به اثر نقاط اتکایی میدهد و فضای بدنسازی نیز به آن هویت بصری مشخصی میبخشد. بااینحال، روایت کمجان، شخصیتپردازی نابرابر و دیالوگهای گاه تصنعی مانع میشوند که ایده فیلم به کاوشی واقعاً چندلایه تبدیل شود. ارزش فیلم بیش از هر چیز در طرح پرسشهایش است: چه زمانی مراقبت از بدن به مجازاتکردن آن بدل میشود؟
و چه بهایی برای رسیدن به تصویری که شاید هرگز رضایتبخش نشود، پرداخت میکنیم؟ «Anabolic Life» پاسخهایی سرراست میدهد و گاه در پیچیدگی موضوع شتابزده عمل میکند، اما همین پرسشها و بازی محوری لوین میتوانند آن را برای مخاطبی که به درامهای مربوط به بدن، وسواس و خودویرانگری علاقه دارد، به تجربهای قابلتوجه تبدیل کنند.
« ارزش فیلم بیش از هر چیز در طرح پرسشهایش است: چه زمانی مراقبت از بدن به مجازاتکردن آن بدل میشود؟ »



ثبت دیدگاه