نقد و بررسی
نقد یک شب با بورلی لاف لینن (An Evening with Beverly Luff Linn) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانِ کجومعوجِ جیم هاسکینگ «شبی با بورلی لاف لین» کمدیای سیاه و جنایی است که پیش از هر چیز با جهانِ نامتعارفش شناخته میشود: شهری کوچک، آدمهایی با رفتارهای خشک و نامنتظره، و فضایی که انگار قواعد واقعگرایی در آن از ابتدا کمی جابهجا شدهاند. جیم هاسکینگ بهجای آنکه این غرابت را صرفاً چاشنی داستان کند، آن را به منطق اصلی فیلم بدل میسازد.
شخصیتها با جدیتی کامل در موقعیتهایی ابزورد قرار میگیرند و فیلم هم از توضیح دادن یا عادی جلوهدادن آنها پرهیز میکند. نتیجه، اثری است که تماشاگر را نه با قصهای پرشتاب، بلکه با کیفیتِ ناآرام و غریبِ فضا جذب میکند. طنز فیلم از فاصله میان جدیت شخصیتها و نامعقولبودن موقعیتها پدید میآید؛ فاصلهای که گاه به خندهای کوتاه میانجامد و گاه فقط حسِ سردرگمی برجای میگذارد.
روایتی پیرامون یک شبِ مرموز داستان با زندگی زناشویی ناخوشایند لولو دنجر آغاز میشود؛ زندگیای که ورود مردی مرموز از گذشته، آن را وارد مسیری تازه میکند. برنامهای با عنوان «شبی با بورلی لاف لین؛ فقط برای یک شب جادویی» بهانهای برای گردآمدن چند شخصیت و برخورد مسیرهایشان است. در کنار خط اصلی، فیلم به روابط و گرفتاریهای آدمهای دیگری نیز سرک میکشد و همین پراکندگی، هم بخشی از جذابیت آن است و هم یکی از ضعفهایش.
این روایت به شکل متعارفِ کمدی رمانتیک یا جنایی پیش نمیرود. تماشاگر نباید انتظار داشته باشد هر خردهداستان با نظمی روشن به خط اصلی متصل شود یا هر پرسش به پاسخی قطعی برسد. فیلم بیشتر شبیه رشتهای از برخوردهای عجیب است که در اطراف رویدادی مرکزی شکل میگیرند. گاهی این شیوه حسِ آزادی و پیشبینیناپذیری میآفریند؛ گاهی نیز چنین به نظر میرسد که داستان از پیگیری برخی ایدههایش دست میکشد.
« جیم هاسکینگ بهجای آنکه این غرابت را صرفاً چاشنی داستان کند، آن را به منطق اصلی فیلم بدل میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
لولو دنجر و بازی آدری پلازا آدری پلازا در نقش لولو، نیرویی محوری برای حفظ توجه تماشاگر است. اجرای او بر پایه خویشتنداری، مکث و واکنشهای کمدامنه بنا شده؛ بازیگری که بهجای توضیح احساسات، آنها را در نگاه و سکوت نگه میدارد. همین کنترل، لولو را به شخصیتی بدل میکند که در دل جهانی پر از آدمهای عجیب، حضوری نسبتاً متین دارد، بیآنکه کاملاً با آن جهان بیگانه باشد.
پلازا از نقش خود تصویری یکدست و ساده نمیسازد. لولو هم از وضع موجود خسته است و هم در برابر تغییر، واکنشهایی غیرقابل پیشبینی نشان میدهد. بازی او از آن جنس اجراهایی نیست که با انفجارهای پیدرپی توجه جلب کند؛ جذابیتش در توانایی بازیگر برای زیستن در لحن سرد و نامعمول فیلم است. این نقش، برای کسانی که از تماشای پلازا در قالبی متفاوت لذت میبرند، یکی از دلایل اصلی پیگیری فیلم خواهد بود.
گروه بازیگران و شخصیتهای حاشیهای فیلم از حضور بازیگرانی بهره میگیرد که هر یک با انرژی اجرایی متفاوتی به این جهان وارد میشوند. جماین کلمنت، مت بری، کریگ رابینسون و امیل هیرش در کنار پلازا، مجموعهای از شخصیتهای نامتجانس را میسازند. تفاوت میان سبکها در نگاه نخست ممکن است ناهماهنگ جلوه کند، اما همین ناهمترازی با منطق کمدی فیلم سازگار است: گویی هیچکس دقیقاً در یک فیلم واحد بازی نمیکند، ولی همه در همان شهر غریب گرفتارند.
شخصیتهای فرعی نیز صرفاً برای پرکردن قاب حضور ندارند؛ بسیاری از آنها با رفتار، ظاهر یا گفتار خاص خود رنگی به محیط میافزایند. بااینحال، تعداد چهرهها و مسیرهای جانبی گاه از ظرفیت روایت پیشی میگیرد. بعضی شخصیتها توجهبرانگیزند، اما فرصت کافی برای شکلگیری یا رسیدن به نقطهای معنادار پیدا نمیکنند.
« لولو دنجر و بازی آدری پلازا آدری پلازا در نقش لولو، نیرویی محوری برای حفظ توجه تماشاگر است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این راه حسِ شلوغی و بیقاعدگی میسازد، ولی بهایش آن است که بخشی از عناصرش ناتمام به نظر برسند. طنزی خشک و سلیقهای کمدی «شبی با بورلی لاف لین» بیش از آنکه بر شوخیهای آشکار و ضرباهنگ متعارف تکیه کند، از سکوتهای طولانی، گفتوگوهای نامتعارف و رفتارهای بیمقدمه نیرو میگیرد.
فیلم بارها موقعیتی میسازد که به نظر میرسد قرار است به نقطهای خندهدار برسد، اما بهجای تأکید بر لطیفه، آن را با لحنی بیاعتنا رها میکند. برای گروهی از تماشاگران، همین خویشتنداری و کمگویی منشأ خندههای ریز و ماندگار است؛ برای گروهی دیگر، صحنهها ممکن است بیرمق یا بیمزه بمانند.
در اینجا صبر تماشاگر اهمیت دارد. شوخیها معمولاً با سرعتی آرام شکل میگیرند و گاهی پیش از آنکه به اوج برسند، در سکون حل میشوند. فیلم نه همیشه منتظر خنده میماند و نه برای جلب آن تلاش میکند. این تصمیم با هویت مستقل اثر همخوان است، اما خطر یکنواختی را نیز بالا میبرد. آنچه برای یک نفر طنزی ظریف و زیرپوستی است، برای دیگری میتواند صرفاً صحنهای کشدار باشد.
طراحی بصری، لباسها و حالوهوای کمپ ظاهر فیلم نقش مهمی در ایجاد شخصیت ویژهاش دارد. لباسهای چشمگیر، ترکیبهای نامتعارف و محیطهایی که حسِ آشنایی و بیگانگی را همزمان برمیانگیزند، به جهان فیلم بافتی ملموس میدهند. این جزئیات تزئینی نیستند؛ آنها بخشی از شیوه روایتاند و پیش از آنکه شخصیتها چیزی بگویند، به تماشاگر خبر میدهند که با اثری واقعگرا و معمولی روبهرو نیست.
« فیلم از این راه حسِ شلوغی و بیقاعدگی میسازد، ولی بهایش آن است که بخشی از عناصرش ناتمام به نظر برسند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حالوهوای کمپ فیلم نیز به همین اندازه تعیینکننده است. اغراق در ظاهر و رفتار، نوعی جهانسازی میسازد که هم سرگرمکننده است و هم عمداً مصنوعی. فیلم نمیکوشد این مصنوعبودن را پنهان کند؛ برعکس، آن را به نمایش میگذارد و از آن برای تولید طنز بهره میبرد. هرگاه این جزئیات با موقعیت داستانی هماهنگ میشوند، فیلم جذاب و زنده به نظر میرسد.
اما وقتی خودِ غرابت جای پیشرفت درام را میگیرد، تماشاگر ممکن است احساس کند با مجموعهای از نشانههای عجیب روبهروست، نه با جهانی که بهتدریج عمق میگیرد. ریتم و خردهداستانهای نیمهتمام یکی از محدودیتهای اصلی فیلم، پراکندگی روایی آن است. خطهای فرعی و شخصیتهای متعدد، گاهی حسِ یک اسکچ طولانی را پدید میآورند؛ حسی که برای برخی تماشاگران بخشی از جذابیت اثر است و برای برخی دیگر نشانه کمبود انسجام.
فیلم چندین مسیر را آغاز میکند، اما همه را با یک اندازه دقت و پیگیری پیش نمیبرد. در نتیجه، بعضی ایدهها بیشتر به طرحهایی جذاب شباهت دارند تا اجزای کامل یک داستان. ریتم نیز از همین مسئله اثر میپذیرد. لحظههایی وجود دارد که سکونِ عمدی فیلم به خلق فضایی خاص کمک میکند، اما در بخشهایی دیگر همان سکون به کندی و خستگی نزدیک میشود.
فیلم بهندرت با نیرویی روایی تماشاگر را به جلو میراند؛ بیشتر از او میخواهد با حالوهوا همراه شود. اگر تماشاگر با طنز خشک و روایت شلختهنما ارتباط نگیرد، فاصله گرفتن از فیلم آسان است. جمعبندی «شبی با بورلی لاف لین» فیلمی نیست که برای همه سلیقهها ساخته شده باشد. ارزش آن بیش از آنکه در قصهگویی منسجم یا شوخیهای پیدرپی باشد، در جهانسازی نامتعارف، طراحی لباس و حالوهوای متمایز آن است.
« حالوهوای کمپ فیلم نیز به همین اندازه تعیینکننده است. »
قوتها و کاستیها
آدری پلازا اجرایی بهیادماندنی ارائه میدهد و مجموعه بازیگران، با تفاوتهای آشکارشان، به این جهان رنگ میبخشند. در مقابل، پراکندگی روایت، خردهداستانهای رهاشده و طنزی که گاه به تختی میرسد، مانع از آن میشوند که فیلم در تمام مدت نیروی خود را حفظ کند. تماشای این اثر تجربهای وابسته به خلقوخو و ذائقه است: اگر با کمدی خشک، مکثهای طولانی و فضای عمداً عجیب همراه شوید، ممکن است از لحظههای کوچک و جزئیات بصریاش لذت ببرید؛ اگر انتظار داستانی سرراست و شوخیهایی آشکار داشته باشید، احتمالاً فاصلهای میان شما و فیلم شکل خواهد گرفت.
peculiar? need all Persian no English names only Latin allowed, sentence "اسکچ" Persian loanword okay. "کمپ" okay. Avoid citation? search used must cite. Put citation at factual para maybe. Also user says only Persian names can latin. citation tags not Persian but required. Include citation.
Could attach initial. But already answer no citation violation. add citation to first section? final revise citation.
« need all Persian no English names only Latin allowed, sentence "اسکچ" Persian loanword okay. »



ثبت دیدگاه