نقد و بررسی
نقد راپسودیِ یک بازیگر (An Actor's Rhapsody) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آثاری که از دلِ آشفتگی زاده میشوند «An Actor’s Rhapsody» مجموعهای چینی در قالب ۲۴ قسمت کوتاه است که از ایدهای ساده اما پربازده آغاز میکند: سرمایهگذاری که هزینهٔ تولید یک مجموعهٔ تاریخی را میپردازد، میخواهد خود قهرمان داستان باشد و قصه را مطابق خیالپردازیهایش بارها از نو بنویسد.
در برابر او، فیلمنامهنویسی قرار دارد که ناچار است هر بار رشتهٔ روایت را دوباره به هم ببافد. این موقعیت، هم موتور کمدی است و هم موضوع اصلی اثر: پرسشی دربارهٔ اینکه وقتی پول و میل شخصی جای منطق درام را میگیرند، از داستان چه باقی میماند. هجوِ قواعد آشنای درام تاریخی مهمترین امتیاز مجموعه، نگاه هجوآمیزش به کلیشههایی است که در درامهای تاریخی و عاشقانه بارها تکرار شدهاند.
اثر به جای آنکه صرفاً از این الگوها استفاده کند، آنها را به بازی میگیرد: قهرمانانِ بیشازحد آرمانی، دسیسههای کاخ، عشقهای پرمانع و شخصیتهایی که گویی از پیش میدانند باید در چه موقعیتی قرار بگیرند. شوخیها اغلب از برخورد میان همین قواعد آشنا و دخالت بیمهار سرمایهگذار شکل میگیرند؛ کسی که میخواهد در هر موقعیتی قهرمان باشد، حتی اگر داستان برای چنین حضوری آماده نباشد.
« در برابر او، فیلمنامهنویسی قرار دارد که ناچار است هر بار رشتهٔ روایت را دوباره به هم ببافد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این هجو برای مخاطبی که با قراردادهای درامهای تاریخی آشنایی دارد، طبعاً لذت بیشتری دارد؛ زیرا بسیاری از لحظههای طنز بر شناخت قبلی تماشاگر از کلیشهها تکیه میکنند. بااینحال، مجموعه تنها به شوخی با ظاهر این آثار بسنده نمیکند. گاه خودِ فرایند تولید و سلطهٔ ذوق فردی بر کار جمعی را نیز دستمایه قرار میدهد: فیلمنامه، نه حاصل تصمیمهای سنجیده، بلکه سندی است که هر بار با خواستهای تازه دگرگون میشود.
بازی با ژانرها؛ انرژی و بیثباتی یکی از ویژگیهای برجستهٔ اثر، جابهجایی میان گونههای گوناگون است. داستان از فضای دربار و ملودرام تاریخی به تعلیق، فانتزی، هنرهای رزمی و حتی سفر در زمان سر میزند. این تغییرها به مجموعه حالوهوایی بازیگوش و پیشبینیناپذیر میدهند؛ تماشاگر بهندرت میتواند مطمئن باشد صحنهٔ بعدی در چه جهان رواییای رخ خواهد داد.
همین بیقراری، در بهترین لحظهها، نیروی کمدی میسازد: یک فرض نامعمول وارد قصه میشود و اثر آن را با جدیت ظاهریِ درامهای پرآبوتاب پی میگیرد. اما تنوع ژانری همیشه به معنای غنای روایی نیست. هر تغییر، بخشی از توجه مخاطب را از مسیر پیشین جدا میکند و فرصتی تازه برای شوخی یا چرخش داستانی میسازد؛ در عوض، تداوم عاطفی و انسجام جهان اثر را دشوارتر میکند.
« بااینحال، مجموعه تنها به شوخی با ظاهر این آثار بسنده نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
مجموعه گاهی چنان مشتاقِ عرضهٔ ایدهٔ بعدی است که مجال نمییابد پیامدهای ایدهٔ قبلی را بهدرستی بپروراند. در نتیجه، شگفتی و تازگی فراوان است، اما همهٔ این شگفتیها به یک تجربهٔ یکپارچه بدل نمیشوند. سرمایهگذار؛ هم قهرمان و هم عامل بحران شخصیت سرمایهگذار در مرکز ساختار کمدی قرار دارد.
او تنها کسی نیست که در داستان نقش بازی میکند؛ در عمل، میکوشد قواعدی را که داستان بر پایهٔ آنها شکل میگیرد نیز به میل خود تغییر دهد. این دوگانگی ظرفیت طنزآمیزی دارد: او از یک سو میخواهد قهرمانِ خیالپردازیهایش باشد و از سوی دیگر، هر تغییر تازهاش انسجام همان خیال را تهدید میکند.
شور و سرسختی او، بهخصوص در اجرایی پرانرژی و اغراقشده، به مجموعه ضرباهنگ میبخشد. بازی Chen Teng Yue نیز در همین چارچوب، با تکیه بر واکنشهای سریع و حضور پررنگ، یکی از جذابیتهای اصلی اثر است. بااینهمه، خودِ شخصیتپردازی محدود میماند. انگیزهٔ او برای حضور در جهانهای گوناگون و تبدیلشدن به قهرمان داستان، بیش از آنکه به سفری درونی و تدریجی بدل شود، وسیلهای برای حرکتدادن طرح است.
« مجموعه گاهی چنان مشتاقِ عرضهٔ ایدهٔ بعدی است که مجال نمییابد پیامدهای ایدهٔ قبلی را بهدرستی بپروراند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین، ایدهٔ «بازیگری که میخواهد رؤیاهایش را زندگی کند» جذابتر از رشد شخصیتیای است که مجموعه واقعاً روی پرده میآورد. شور او دیده میشود، اما لایههای روانی و تناقضهایش چندان گسترش نمییابند. فیلمنامهنویس و مسئلهٔ انسجام فیلمنامهنویس در ظاهر شخصیتی فرعی است، اما از نظر مفهومی نقشی مهمتر دارد: او نمایندهٔ منطق داستانی است؛ نیرویی که میکوشد میان خواستههای متناقض تعادل برقرار کند.
کشمکش او با سرمایهگذار، هستهٔ نیرومندتری برای مجموعه فراهم میآورد، زیرا اختلافشان تنها بر سر یک صحنه یا یک قهرمان نیست، بلکه دربارهٔ ماهیت خودِ قصه است. آیا داستان باید از درون شخصیتها و پیامدهای انتخابهایشان شکل بگیرد، یا میتواند هر بار به فرمان کسی که قدرت بیشتری دارد از نو ساخته شود؟
این تقابل امکان طنزی خودآگاه و حتی نگاهی انتقادی به مناسبات تولید فراهم میکند. بااینحال، مجموعه همیشه از ظرفیت آن بهرهٔ کامل نمیبرد. گاهی فشار بیرونی برای تغییر روایت، جای کشمکش درونی و پرورش تدریجی شخصیتها را میگیرد؛ فیلمنامهنویس بیشتر به واکنش نشاندادن و وصلهکردن مشغول است تا آنکه به شخصیتی مستقل با مسیر عاطفی روشن بدل شود.
« شور او دیده میشود، اما لایههای روانی و تناقضهایش چندان گسترش نمییابند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب با موقعیت کمدی اثر سازگار است، اما از عمق روابط و تحول آدمها میکاهد. بازیگری، ریتم و لحن اجرای بازیگران با انرژی و آگاهی از لحن نامتعارف مجموعه همراه است. اثر از آنها نمیخواهد که هر لحظه را به درامی واقعگرا تبدیل کنند؛ برعکس، طنزش به بازیهایی نیاز دارد که بتوانند از جدیت تصنعیِ ملودرام به واکنشی کمیک و اغراقشده گذر کنند.
Chen Teng Yue در مرکز این سبک قرار میگیرد و حضورش به تغییرهای پیاپی داستان وحدت نسبی میدهد. بازیگران دیگر نیز در جهانهایی که قواعدشان پیوسته عوض میشود، به حفظ جنبوجوش صحنهها کمک میکنند. کوتاهبودن قسمتها نیز بر ریتم اثر تأثیر گذاشته است. رخدادها زود به زود جای خود را به موقعیتی تازه میدهند و مجموعه کمتر به مکثهای طولانی یا بسط آرام رابطهها متکی است.
این شتاب برای کمدی موقعیت و غافلگیری مناسب است، اما گاهی به بهای فرصتندادن به صحنهها تمام میشود: شوخی شکل میگیرد، مسیر عوض میشود و اثر پیش از آنکه لحظهٔ عاطفی یا طنزآمیز به اندازهٔ کافی جا بیفتد، به سراغ ایدهای دیگر میرود. مخاطب و تجربهٔ تماشا این مجموعه بیش از هر چیز برای تماشاگرانی جذاب است که از هجوِ کلیشههای درام تاریخی و آشفتگیِ عامدانهٔ روایت لذت میبرند.
« این انتخاب با موقعیت کمدی اثر سازگار است، اما از عمق روابط و تحول آدمها میکاهد. »
جمعبندی
اگر کسی انتظار داستان عاشقانهای پیوسته، شخصیتهایی با تحول مفصل یا جهانی تاریخی با قواعد ثابت داشته باشد، پراکندگی اثر ممکن است ناامیدکننده باشد. در مقابل، مخاطبی که تغییرهای ناگهانی را بخشی از شوخی مرکزی مجموعه میبیند، میتواند از برخورد ژانرها و جسارت آن در برهمزدن انتظارها بهره ببرد.
جمعبندی
ثبت دیدگاه