نقد و بررسی
نقد مری آمریکایی (American Mary) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهای نامتعارف در دل وحشت بدنی «American Mary» فیلمی کانادایی به نویسندگی و کارگردانی خواهران جن و سیلویا سوسکا است؛ اثری که وحشت را نه از هیولاها و نیروهای فراطبیعی، بلکه از بدن، نگاه جامعه و مرزهای اخلاقی حرفهای پزشکی بیرون میکشد. مرکز روایت، مری میسون است: دانشجوی جوان پزشکی که فشار مالی او را به کارهایی دور از مسیر رسمی دانشگاه میکشاند و سرانجام پایش به جهان زیرزمینی جراحیهای تغییر بدن باز میشود.
فیلم از همین برخورد نامتعارف، میان پزشکی دانشگاهی و خواستههایی که جامعه به دیدهٔ انحراف مینگرد، نیروی اصلیاش را میسازد. مری از همان ابتدا شخصیتی آسانخوان نیست. او در ظاهر دانشجویی منضبط و بااستعداد است، اما سکوت و خونسردیاش نشان میدهد که در محیطی ناآرام زندگی میکند؛ محیطی که قدرت و احترام را بهسادگی به زنان نمیبخشد.
قصه از این تضاد بهره میگیرد: پزشکی که باید بدن را درمان کند، در فضایی قرار میگیرد که بدن هم منبع درآمد است، هم وسیلهٔ بیان هویت و هم عرصهٔ اعمال سلطه. فیلم، بدون آنکه این تنش را همیشه به پرسشی روشن و منسجم بدل کند، در بهترین لحظاتش تماشاگر را وادار میسازد دربارهٔ معنای «طبیعی»، «زیبا» و «سالم» دوباره بیندیشد.
بدن بهمثابه انتخاب و میدان نزاع جذابترین ایدهٔ فیلم در پرداختن به تغییر بدن است. مراجعهکنندگان مری صرفاً تماشاگرانی برای نمایش جراحت و شگفتی نیستند؛ خواستههایشان، هرقدر برای دیگران غریب به نظر برسد، از میل به شکلدادن به خویشتن سرچشمه میگیرد. در این جهان، بدن چیزی ثابت و ازپیشتعریفشده نیست: میتوان آن را دگرگون کرد، به زبان شخصی بدل ساخت و از معیارهای رایج فاصله گرفت.
« مری از همان ابتدا شخصیتی آسانخوان نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین ایده به فیلم امکانی فراتر از وحشت جسمانی میدهد و پرسشی اجتماعی پیش میکشد: چه کسی حق دارد دربارهٔ بدن دیگری داوری کند؟ با این همه، فیلم گاه در فاصلهٔ میان احترام به خودمختاری مراجعان و استفاده از آنان برای ساختن لحظات هراسانگیز، تعادلش را از دست میدهد. بعضی دگرگونیها فرصت مییابند تا معنای عاطفی یا شخصی پیدا کنند، اما برخی دیگر بیشتر همچون تصویرهای تکاندهنده از کنار چشم میگذرند.
به همین دلیل، ایدهٔ اصلی از ظرفیت چشمگیری برخوردار است، ولی فیلم همیشه به همان اندازه که نوید میدهد، در جهان آن مکث نمیکند. مخاطبی که انتظار دارد جامعهٔ تغییر بدن و انگیزههای آدمهایش بهطور گستردهتر کاویده شود، ممکن است احساس کند قصه زودتر از موعد به مسیرهای دیگری میپیچد. مری؛ کاریزما، سکوت و دگرگونی کاترین ایزابل در نقش مری حضوری مسلط و بهیادماندنی دارد.
او شخصیت را با تأکید بر بیانهای بزرگ یا توضیحهای روانشناختی نمیسازد؛ بیشتر از سکون، نگاه و کنترل حرکات بهره میبرد. این خویشتنداری به مری جذابیتی سرد میدهد و کمک میکند حتی در لحظاتی که تصمیمهایش پرسشبرانگیز میشوند، توجه تماشاگر از او جدا نشود. ظاهرآرایی و لباسهای برجستهٔ شخصیت نیز بخشی از طراحی تصویری اوست: تصویری که هم خودآگاه و نمایشی است و هم با فضای پزشکی و خونآلود فیلم تضاد میسازد.
نقطهٔ قوت این حضور، تبدیل مری به شخصیتی است که نه بهسادگی قربانی میماند و نه قهرمانی بیچونوچرا میشود. او باهوش و تواناست، اما تواناییاش بهتنهایی راهنمای اخلاقی مطمئنی برایش فراهم نمیکند. فیلم از این ابهام سود میبرد، زیرا ما را وامیدارد میان تحسین مهارت او و نگرانی از تصمیمهایش در رفتوآمد باشیم.
« مری؛ کاریزما، سکوت و دگرگونی کاترین ایزابل در نقش مری حضوری مسلط و بهیادماندنی دارد. »
شخصیتها و اجرا
در عین حال، دگرگونی درونی مری گاهی بهجای آنکه پلهپله و با جزئیات کافی ساخته شود، بیشتر از راه حالوهوا و نشانههای ظاهری القا میشود؛ ازاینرو ممکن است برخی تغییرات رفتاری او برای بخشی از مخاطبان ناگهانی به نظر برسد. ریتمی که دیر جان میگیرد نیمهٔ نخست فیلم برای ساختن جهان و موقعیت مری وقت میگذارد: دشواری مالی، محیط تحصیلی، رابطهٔ او با اقتدار دانشگاهی و نخستین تماسها با فضای غیرقانونی.
این مقدمه از نظر موضوعی ضروری است، اما اجرای آن همیشه به اندازهٔ ایدهاش پرکشش نیست. گاه صحنهها بیش از آنکه تنش را افزایش دهند، اطلاعاتی را که از پیش دریافتهایم تکرار میکنند؛ در نتیجه، شروع فیلم میتواند کند و حتی حوصلهسربر احساس شود. ریتم آهسته به خودی خود ایراد نیست، اما زمانی ثمربخش است که هر مکث، لایهای تازه به شخصیت یا تعارض بیفزاید.
هرچه مری عمیقتر وارد جهان زیرزمینی میشود، فیلم انرژی بیشتری پیدا میکند و تصاویرش جسورانهتر میشوند. بااینحال، افزایش شدت بصری الزاماً به معنای پیشرفت دراماتیک نیست. در بخشهایی، اتفاقها پشت سر هم میآیند، اما رابطهٔ علّی و معنایی میانشان به اندازهٔ کافی محکم نمیشود. داستان گاهی چنین مینماید که بهجای آنکه ایدهٔ مرکزی را گسترش دهد، دور آن میچرخد و از ظرفیتهای بالقوهاش فقط بخشی را به کار میگیرد.
این نوسان میان کشش و پراکندگی، یکی از علتهای اصلی ناهمواری تجربهٔ تماشاست. تصویر، خون و طراحی فضا فیلم در ساختن ظاهر بصری خود جسارت دارد. فضای پزشکی، نورپردازی سرد و حضور خون در قابها به اثر کیفیتی محسوس و جسمانی میبخشند؛ خشونت صرفاً در گفتوگو یا واکنش شخصیتها خلاصه نمیشود، بلکه در بافت تصویر و صدای صحنهها حضور پیدا میکند.
« این مقدمه از نظر موضوعی ضروری است، اما اجرای آن همیشه به اندازهٔ ایدهاش پرکشش نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طراحی لباس مری نیز در این میان نقشی مهم دارد. تضاد میان پوشش آراسته و کفشهای نامتناسب با محیط جراحی، به تصویری نمادین و بهیادماندنی بدل میشود: گویی شخصیت حتی هنگام انجام عملی دقیق و طاقتفرسا، حاضر نیست از ساختن چهرهٔ عمومی خودش دست بکشد. صحنههای جراحی برای مخاطبی که به وحشت بدنی علاقه دارد، از برجستهترین جاذبههای فیلماند؛ جزئیات عملیاتی و جلوههای جسمانی، حس ناآسودگی را ملموس میکنند.
اما ارزش این لحظات فقط در تأثیر شوکآورشان نیست. آنها زمانی بیشترین کارکرد را دارند که ما را با تضاد میان ظرافت مهارت پزشکی و خشونت موقعیت روبهرو سازند. هرجا تصویر صرفاً برای برانگیختن انزجار یا شگفتی به کار میرود، اثرگذاری آن زودگذرتر است؛ هرجا با تصمیم اخلاقی یا میل شخصیتها پیوند میخورد، معنای بیشتری پیدا میکند.
لحن میان هراس و طنز سیاه «American Mary» میکوشد هم فیلمی هولناک باشد و هم روایتی تلخ و گاه طعنهآمیز دربارهٔ جایگاه زنان، قدرت مردانه و نگاه جامعه به بدنهای نامتعارف. طنز سیاه در بعضی صحنهها به فیلم فاصلهای انتقادی میدهد و مانع میشود که همهچیز به نمایش یکدست خشونت تقلیل یابد.
بااینحال، لحن اثر همیشه یکپارچه نیست. گاهی طنز، وحشت را تیزتر میکند؛ گاهی نیز تغییر ناگهانی میان جدیت، اغراق و ملودرام باعث میشود صحنهها از نظر عاطفی به هم نچسبند. این ناپایداری بهویژه در بخشهای پایانیِ روایت اهمیت پیدا میکند، بیآنکه لازم باشد جزئیات داستان فاش شود. فیلم پرسشهایی مهم دربارهٔ پیامدهای خشونت، عدالت و اختیار مطرح میکند، اما در پیوند دادن همهٔ این مضمونها به یک پایانبندی رضایتبخش به قوت آغازش نیست.
« طراحی لباس مری نیز در این میان نقشی مهم دارد. »
قوتها و کاستیها
برخی تماشاگران ممکن است حس کنند داستان ناگهان شتاب میگیرد یا پیش از آنکه تعارضهایش به اندازهٔ کافی پخته شوند، به جمعبندی میرسد. این کاستی، پایان را برای عدهای ناکامکننده میکند و اجازه نمیدهد نیروی ایدهٔ مرکزی در آخرین مرحله با تمام توان اثر کند. فراتر از شوک، کمتر از ظرفیت ساختار فیلم بر چند تعارض جذاب بنا شده است: پزشکی رسمی در برابر جراحی پنهانی، هنجار اجتماعی در برابر خودتعریفی فردی، و تخصص حرفهای در برابر اخلاق شخصی.
این تقابلها ظرفیت دارند تا به پرسشی عمیق دربارهٔ مالکیت بدن و مرز میان درمان و تغییر بدل شوند. فیلم در بهترین لحظاتش، پاسخ آمادهای تحمیل نمیکند و تماشاگر را میان همدلی با خواستههای نامتعارف مراجعان و نگرانی از سازوکارهای خطرناک این جهان نگه میدارد. بااینحال، هرچه مضمونهای بیشتری وارد روایت میشوند، انسجام آنها کمتر میشود.
اثر گاهی از موضوعی به موضوع دیگر میرود، بیآنکه فرصت کافی برای پیوند دادنشان فراهم کند. بنابراین، برخی عناصر—از جمله خود جامعهٔ تغییر بدن—بیش از آنکه به محور کامل درام بدل شوند، به وعدهای جذاب در دل داستان تبدیل میشوند. همین فاصله میان ایده و پرداخت، فیلم را هم متمایز میکند و هم از رسیدن به تمام ظرفیتش بازمیدارد: جسارتش واقعی است، اما جسارت بهتنهایی جای بسط دراماتیک را نمیگیرد.
جمعبندی «American Mary» اثری نامتعارف و نابرابر است که مهمترین امتیازش را از پیوند دادن پزشکی، وحشت بدنی و مسئلهٔ اختیار بر بدن میگیرد. کاترین ایزابل با حضوری سرد و کاریزماتیک، محور جذابی برای فیلم میسازد و طراحی بصری، لباسها و صحنههای جراحی به آن هویتی متمایز میبخشند. در مقابل، شروع کند، پراکندگی بخشهایی از روایت و پایانبندیای که ممکن است شتابزده یا ناکافی به نظر برسد، مانع انسجام کامل اثر میشوند.
« این تقابلها ظرفیت دارند تا به پرسشی عمیق دربارهٔ مالکیت بدن و مرز میان درمان و تغییر بدل شوند. »
جمعبندی
با وجود این نقصها، فیلم بهسبب ایدهٔ جسورانه و تصویرهای ماندگارش در ذهن میماند. ارزش آن بیش از آنکه در پرداخت بینقص داستان باشد، در جهان ناآرامی است که پیش چشم میگذارد: جهانی که در آن بدن هم محل رنج است و هم امکان انتخاب، و مرز میان این دو همواره ناپایدار میماند.
« با وجود این نقصها، فیلم بهسبب ایدهٔ جسورانه و تصویرهای ماندگارش در ذهن میماند. »



ثبت دیدگاه