نقد و بررسی
نقد تنها در تاریکی (Alone in the Dark) | 1982
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با ظرفیت تعلیق فیلم «Alone in the Dark» ساختهٔ Jack Sholder، از یک طرح آشنا اما مؤثر بهره میگیرد: قطع برق، فرار چند بیمار خطرناک از آسایشگاه و محاصرهٔ خانهٔ روانپزشکی که تازه مسئول درمان آنان شده است. چهار مرد، هر یک با تصوری آشفته از واقعیت، Dan Potter را مقصر ناپدیدشدن پزشک پیشین میدانند و برای رسیدن به او راهی خانهاش میشوند.
این پیشفرض، فیلم را در قلمرو اسلشر و تریلرِ تهاجم به خانه قرار میدهد، اما جذابیت اصلیاش نه در تازگی ایده، بلکه در این پرسش نهفته است که فضای امن خانه تا چه اندازه میتواند در برابر خشونت بیرونی دوام بیاورد. اثر از همان آغاز، تضادی روشن میسازد: آسایشگاه مکانی است که قرار بوده خطر را مهار کند، اما نظم و مراقبت در آن شکنندهاند؛ خانه نیز که باید پناهگاه باشد، به محض محاصرهشدن به فضایی نامطمئن بدل میشود.
این جابهجاییِ مرز امنیت و تهدید، موتور تعلیق فیلم است. «Alone in the Dark» بیش از آنکه بر رمزورازهای پیچیده تکیه کند، از همین وضعیت محصور و تنشزا نیرو میگیرد. ریتمی که دیر به حرکت درمیآید نیمهٔ نخست فیلم برای شکلدادن به موقعیت، شخصیتها و محیط آسایشگاه وقت میگذارد. این مقدمه از نظر روایی لازم است: تماشاگر باید بفهمد چه کسانی گریختهاند، چرا Dan را هدف گرفتهاند و چگونه خانوادهٔ او در معرض خطر قرار میگیرد.
بااینحال، پرداخت این زمینه گاهی بیش از اندازه کش میآید. صحنههایی که باید انتظار بسازند، همیشه به پیشروی داستان یا عمیقترشدن شخصیتها نمیانجامند و حاصل، دورههایی از کندی است. با رسیدن فراریان به خانه، فیلم سرانجام به محدودهای قدم میگذارد که طرح اولیه وعدهاش را میدهد. جغرافیای خانه اهمیت پیدا میکند: ورودیها، پنجرهها و اتاقها نه فقط پسزمینه، بلکه بخشی از نقشهٔ بقا میشوند.
« این جابهجاییِ مرز امنیت و تهدید، موتور تعلیق فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر رفتوآمد میتواند خطر تازهای به همراه آورد و تماشاگر مدام میسنجد که کدام نقطه امن است و کدام مسیر ممکن است به دام ختم شود. این بخشها ضرباهنگ بهتری دارند و نشان میدهند فیلم هرگاه بر محاصره و فشار لحظهای تمرکز میکند، مؤثرتر میشود. خانه بهمثابه میدان نبرد فیلم در استفاده از فضای بسته، گاه از خویشاوندیاش با آثار اسلشر فراتر میرود.
خانه تنها مکانی برای وقوع حمله نیست؛ محیطی آشناست که در برابر چشم شخصیتها از معنا تهی میشود. آنچه در روزمرگی نشانهٔ آسایش بوده، در تاریکی میتواند راه فرار را ببندد یا مهاجم را پنهان کند. تنش از همین تبدیلِ آشنا به بیگانه پدید میآید. بااینهمه، این محاصره همیشه با ظرافت یکسانی پیش نمیرود.
برخی موقعیتها برای کشدادن اضطراب طراحی شدهاند، اما تکرار رفتوآمدها و مکثهای طولانی گاه از نیروی آنها میکاهد. فیلم در بهترین لحظاتش با اطلاعات محدود کار میکند: نمیدانیم مهاجمان کجا هستند، چه زمانی نزدیک میشوند یا خانواده چگونه واکنش نشان خواهد داد. در لحظات کماثرتر، تعلیق جای خود را به انتظارِ صرف میدهد؛ انتظاری که نه تهدید را پیچیدهتر میکند و نه شخصیتها را به انتخابی دشوارتر میرساند.
بازیگران؛ نیرویی فراتر از متن حضور Jack Palance، Martin Landau و Donald Pleasence به فیلم وزنی میبخشد که گاهی از ظرفیت خود فیلمنامه فراتر میرود. این بازیگران نقشهایشان را صرفاً با اغراق یا نمایش خشونت پیش نمیبرند؛ هر یک به شخصیت خود کیفیتی متمایز میدهد. Palance با چهره و حضوری که هم اقتدار دارد و هم پیشبینیناپذیری، به Frank Hawkes نیرویی تهدیدکننده میبخشد.
« این بخشها ضرباهنگ بهتری دارند و نشان میدهند فیلم هرگاه بر محاصره و فشار لحظهای تمرکز میکند، مؤثرتر میشود. »
شخصیتها و اجرا
Landau نیز در نقش واعظی آشفته، از آمیزهٔ ایماننمایی و آشوب رفتاری بهره میگیرد و صحنهها را از انرژی ناآرام پر میکند. Pleasence در مقام Dr. Leo Bain به فیلم بُعدی دیگر میدهد: او نمایندهٔ نوعی اقتدار درمانی است که خود نیز از نقد و تردید مصون نیست. در سوی دیگر، Dwight Schultz نقش Dan Potter را با خویشتنداری بازی میکند؛ قهرمانی که قرار نیست با ابهت ستارهوار بر همهچیز چیره شود.
همین عادیبودن، آسیبپذیری خانواده را ملموستر میسازد. بازیهای پرانرژی گروه، بهویژه در برخوردهای میان شخصیتها، برای فیلم جانی میآفرینند که روایت در همهٔ لحظات قادر به حفظ آن نیست. شخصیتهای تهدیدکننده و مسئلهٔ ترس فیلم از چند مهاجم با ویژگیهای متفاوت استفاده میکند تا تهدید یکدست و یکنواخت نباشد.
هر یک با منش و تصور خاص خود وارد داستان میشود و رفتارشان گاه از منطق روزمره فاصله میگیرد. این تفاوت میتواند امکان خلق ترسی چندوجهی را فراهم کند؛ خطر نه فقط در توان جسمانی آنان، بلکه در ناتوانی دیگران از پیشبینی رفتارشان نهفته است. اما فیلم همیشه میان ترس و نمایشِ جنون تعادل برقرار نمیکند.
گاه شخصیتها بیش از آنکه انسانهایی باورپذیر باشند، به نشانههایی برای تهدید تبدیل میشوند؛ در نتیجه، زمینهٔ روانشناختی داستان بهتمامی کاویده نمیشود. همچنین بهتر است اثر را نه تأملی دقیق دربارهٔ بیماری روانی، بلکه تریلری بهرهگیر از قراردادهای ژانر دانست. عنوان و موقعیت داستان ممکن است وعدهٔ واکاوی عمیقتری بدهند، اما فیلم بیشتر به تعلیق، خشونت و رویارویی مستقیم علاقهمند است.
« Leo Bain به فیلم بُعدی دیگر میدهد: او نمایندهٔ نوعی اقتدار درمانی است که خود نیز از نقد و تردید مصون نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی و لحن نامتوازن موسیقی و انتخابهای صوتی فیلم بخشی از هویت نامنظم آن را میسازند. فضای صوتی گاهی به تقویت اضطراب کمک میکند، اما استفاده از قطعات پانک و انرژی خام آنها میتواند با لحن صحنهها ناهماهنگ به نظر برسد. برای برخی تماشاگران، این تضاد به فیلم حالوهوایی خشن و نامتعارف میدهد؛ برای برخی دیگر، مانند وصلهای بیرون از بافت روایت جلوه میکند.
این دوگانگی در کلیت اثر هم دیده میشود: فیلم میخواهد هم تریلری جدی دربارهٔ بقای خانواده باشد و هم اثری پرهیاهو و گاه آگاهانه اغراقآمیز. از این رو، «Alone in the Dark» لحن ثابتی ندارد. لحظاتی دارد که با سکوت و انتظار مؤثر میشوند و لحظاتی که با اغراق بازیها یا موسیقی از واقعنمایی فاصله میگیرند.
این نوسان میتواند بخشی از جذابیتِ فیلمی متعلق به سینمای ژانریِ اوایل دههٔ هشتاد باشد، اما در عین حال مانع از شکلگیری تجربهای کاملاً منسجم میشود. روایت و میزان غافلگیری ساختار داستانی به مسیرهای آشنای تریلرهای تعقیب و محاصره نزدیک است. فیلم اطلاعات لازم را بهتدریج عرضه میکند، ولی بعضی سرنخها چناناند که تماشاگر ژانرآشنا میتواند جهت کلی روایت را زودتر حدس بزند.
بنابراین، بخش مهمی از کشش فیلم نه در کشف رازها، بلکه در این است که شخصیتها چگونه از موقعیت خطرناک جان بهدر میبرند. همین وابستگی به موقعیت، ضعفهایی را هم آشکار میکند. وقتی پیشبینیپذیری روایت با کندیِ بخشهایی از مقدمه همراه میشود، انتظار برای رسیدن به اوج بیش از حد طولانی به نظر میرسد.
« موسیقی و لحن نامتوازن موسیقی و انتخابهای صوتی فیلم بخشی از هویت نامنظم آن را میسازند. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، فیلم در لحظات محاصره بهتر عمل میکند، زیرا فشار بیرونی جای خالی پیچیدگی داستانی را تا حدی پر میکند. دربارهٔ پایان نیز واکنشها میتواند دوگانه باشد: بعضی آن را جمعوجور و بهیادماندنی مییابند و بعضی دیگر آن را ناامیدکننده یا کماثر میدانند. بدون آشکارکردن جزئیات، میتوان گفت داوری دربارهٔ آن تا اندازهای به این بستگی دارد که تماشاگر از فیلم انتظار گرهگشایی قاطع دارد یا پایانی تلخ و ماندگار.
جایگاه فیلم در ژانر «Alone in the Dark» نمونهای از فیلمهایی است که از یک ایدهٔ پرکشش، بازیگران شاخص و یک فضای محدود برای ساخت تریلری خشن بهره میگیرند، اما در پرداخت همهٔ ظرفیتهای خود موفق نیستند. اثر نه از نظر روایت و نه از نظر تعلیق در سراسر مسیر یکدست باقی میماند؛ بااینحال، موقعیت محاصرهٔ خانه و حضور بازیگران باسابقه، آن را از یک اسلشر بیچهره متمایز میکند.
فیلم گاهی از جدیت خود فاصله میگیرد و گاهی در همان فضای آشفته، لحظههایی بهیادماندنی میسازد. تماشاگرانی که از فیلمهای ترسناک کموبیش نامنظم، شخصیتهای اغراقشده و فضای محاصره لذت میبرند، احتمالاً بیشتر با آن همراه خواهند شد. کسانی که ریتم سریع، ساختار روایی دقیق یا غافلگیریهای حسابشده میخواهند، ممکن است از کندی آغاز و مسیر قابلحدس داستان دلزده شوند.
ارزش فیلم بیش از آنکه در کمال فنی باشد، در برخورد نابرابر اما زندهٔ این عناصر است. جمعبندی «Alone in the Dark» اثری است با هستهای تعلیقآمیز و اجرایی ناهماهنگ: نیمهٔ نخست گاه بیش از اندازه مکث میکند، روایت چندان غافلگیرکننده نیست و موسیقی و لحن نیز همیشه با هم سازگار نمیشوند.
« در مقابل، فیلم در لحظات محاصره بهتر عمل میکند، زیرا فشار بیرونی جای خالی پیچیدگی داستانی را تا حدی پر میکند. »
جمعبندی
در برابر، محاصرهٔ خانه فضای پرتنشی میآفریند و بازیهای پرانرژی Jack Palance، Martin Landau و Donald Pleasence به فیلم شخصیتی میبخشند که فیلمنامه بهتنهایی از پس آن برنمیآمد. حاصل، فیلمی نیست که در همهٔ اجزایش به یک اندازه موفق باشد؛ اما برای دوستداران تریلرهای ترسناکِ پرآشوب، تجربهای قابلتوجه و گاه واقعاً دلهرهآور فراهم میکند.
ثبت دیدگاه