نقد و بررسی
نقد الوها (Aloha) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به هاوایی؛ بازگشت به خویشتن «Aloha» فیلمی است که از همان آغاز میکوشد بیش از یک قصه عاشقانه باشد. برایان گیلکرست، پیمانکار نظامی نامداری با گذشتهای پر فراز و نشیب، به هاوایی بازمیگردد؛ جایی که زمانی در آن کامیابی حرفهای را تجربه کرده و اکنون باید مأموریتی تازه را پیش ببرد.
بازگشت او فقط جابهجایی مکانی نیست: فرصتی است برای روبهروشدن با انتخابهایی که پشت سر گذاشته، رابطههایی که نیمهتمام ماندهاند و تصویری که از خودش ساخته است. در کنار این خط داستانی، فیلم به مناسبات قدرت، فناوری نظامی و معنای تعلق نیز سرک میکشد؛ اما همین گستردگی، هم سرچشمه جذابیت آن است و هم مهمترین مانعش.
قصهای با چند مسیر فیلمنامه میخواهد چند روایت را همزمان پیش ببرد: مأموریت نظامی برایان، دیدار دوباره با عشق قدیمیاش، شکلگیری رابطهای تازه با افسر ناظر او، و بازاندیشی در معنای پیشرفت و سلطه. هر یک از این مسیرها بهتنهایی ظرفیت یک درام کامل را دارند، اما پیوند میانشان همیشه روشن و استوار نیست.
« بازگشت به هاوایی؛ بازگشت به خویشتن «Aloha» فیلمی است که از همان آغاز میکوشد بیش از یک قصه عاشقانه باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میجهد و گاه بهجای آنکه تنشها را پرورش دهد، صرفاً به سراغ ایده بعدی میرود. این پراکندگی بهویژه در نیمه نخست، تماشاگر را وادار میکند مدام نسبت هر صحنه را با خط اصلی داستان حدس بزند. گاهی یک گفتوگو ظاهراً سرآغاز مسئلهای مهم است، اما پیش از آنکه پیامدش شکل بگیرد، فیلم راه دیگری در پیش میگیرد.
نتیجه، روایتی است که لحظههای دلنشین فراوان دارد، ولی پیوستگی دراماتیک آن از این لحظهها ضعیفتر است. به همین دلیل ممکن است گروهی از تماشاگران با فضای فیلم همراه شوند و گروهی دیگر احساس کنند داستان از دستشان خارج شده است. میان کمدی عاشقانه و درام نظامی «Aloha» بهسختی در یک قالب جا میگیرد.
فیلم گاه کمدی رمانتیک است، گاه درامی درباره روابط گذشته و گاه اثری منتقدانه درباره پیوند ارتش، سرمایه و فناوری. این ترکیب فینفسه میتوانست به فیلم هویتی چندلایه بدهد، اما لحنها همیشه بهنرمی به یکدیگر نمیرسند. شوخیها و لحظات سبک در کنار بحثهایی جدی درباره پیامدهای نظامی و اخلاقی فناوری قرار میگیرند؛ بااینحال، فیلم فرصت کافی نمییابد تا هر دو سوی این تضاد را به یک اندازه بسط دهد.
« این پراکندگی بهویژه در نیمه نخست، تماشاگر را وادار میکند مدام نسبت هر صحنه را با خط اصلی داستان حدس بزند. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، مضمونهای مهم بیشتر به شکل اشاره باقی میمانند تا آنکه در دل کنشها و انتخابهای شخصیتها عمق پیدا کنند. فیلم از تماشاگر میخواهد به مسئلهای اخلاقی توجه کند، اما گاهی آنقدر زود به فضای عاشقانه یا شوخی بازمیگردد که وزن آن مسئله کاهش مییابد. این ناهماهنگی، بیش از آنکه حاصل کمبود ایده باشد، از فراوانی ایدههایی میآید که مجال کافی برای رشد ندارند.
رابطهها و نیروی بازیگران بردلی کوپر در نقش برایان، مردی را تصویر میکند که میان اعتمادبهنفس حرفهای و آشفتگی عاطفی معلق است. او شخصیت را با انرژی و نوعی خستگی پنهان پیش میبرد، اما فیلمنامه همه ظرفیتهای درونی او را به کار نمیگیرد. برایان گاه جذاب و شوخطبع است و گاه چنان در میان مسائل گوناگون سرگردان میشود که دشوار میتوان فهمید دقیقاً چه چیزی او را به حرکت درمیآورد.
اما استون در نقش آلیسون، افسر سختگیر و ناظری که مأموریت دارد رفتار برایان را زیر نظر بگیرد، حضوری زنده و پرتحرک دارد. برخورد او با کوپر از معدود بخشهایی است که فیلم در آن به ریتمی طبیعی میرسد. میان این دو، نوعی کشش و بازیگوشی شکل میگیرد که به رابطهشان جان میدهد؛ هرچند تحول عاطفی آنها گاهی سریعتر از آن پیش میرود که قصه بتواند باورپذیریاش را کاملاً تثبیت کند.
« این ناهماهنگی، بیش از آنکه حاصل کمبود ایده باشد، از فراوانی ایدههایی میآید که مجال کافی برای رشد ندارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریچل مکآدامز نیز در نقش عشق قدیمی برایان، بُعدی از گذشته و حسرت را وارد روایت میکند، اما شخصیت او بیش از اندازه در خدمت گرههای زندگی برایان قرار میگیرد. حضور بازیگرانی چون بیل موری، جان کرازینسکی، دنی مکبراید و الک بالدوین به فیلم رنگ و تنوع میبخشد. برخی لحظات طنزآمیز و برخوردهای کوتاه، به لطف همین گروه بازیگری بهیادماندنی میشوند؛ ولی تعدد شخصیتها در کنار پراکندگی قصه، گاهی باعث میشود هیچیک از آنها فرصت کافی برای کاملشدن نداشته باشند.
هاوایی؛ منظرهای زیبا و مسئلهای فراتر از منظره هاوایی در «Aloha» تنها پسزمینهای چشمنواز نیست. طبیعت سرسبز، آسمان روشن و فضای گرم جزیره با حالوهوای رؤیایی فیلم هماهنگاند و به آن سبکی بصری میبخشند که در لحظات آرامتر بسیار دلپذیر است. فیلم بهخوبی از تضاد میان طبیعت و جهان نظامی بهره میگیرد: در یک سو چشماندازهایی باز و زنده قرار دارند و در سوی دیگر سازوکارهایی که میخواهند زمین و آسمان را به میدان کنترل و بهرهبرداری تبدیل کنند.
بااینحال، همین پیوند میان مکان و مضمون، پرسشی مهم پدید میآورد: آیا فیلم واقعاً به فرهنگ و تاریخ جزیره نزدیک میشود یا از آن بیشتر بهعنوان تزئینی زیبا برای یک قصه هالیوودی استفاده میکند؟ این پرسش با بحثهای پیرامون بازنمایی فرهنگی نیز گره میخورد. انتخاب اما استون برای شخصیتی با تبار بومی هاوایی و چینی، واکنشهایی برانگیخت و خود کارگردان بابت این انتخاب عذرخواهی کرد؛ موضوعی که نشان میدهد بازنمایی در فیلم صرفاً حاشیهای بیرونی نیست، بلکه با نحوه نگاه اثر به هویت و تعلق ارتباط مستقیم دارد.
« حضور بازیگرانی چون بیل موری، جان کرازینسکی، دنی مکبراید و الک بالدوین به فیلم رنگ و تنوع میبخشد. »
قوتها و کاستیها
ریتم و ساختار ریتم فیلم تابع همان چندپارگی روایی است. بعضی صحنهها با مکث و گفتوگوهای طولانی پیش میروند، در حالی که برخی تحولات مهم بهسرعت از برابر تماشاگر میگذرند. این جابهجاییِ نامتوازن میتواند حس کندی ایجاد کند: نه از آن نوع مکثی که شخصیتها را عمیقتر میسازد، بلکه از نوعی توقف که گاه مانع پیشروی قصه میشود.
در بخشهایی، فیلم بهجای آنکه تعلیق یا احساس را انباشته کند، در میان ایدهها و موقعیتهای پراکنده معطل میماند. با این همه، کندی ریتم برای هر تماشاگری به یک اندازه آزاردهنده نیست. اگر کسی از فیلمهای شخصیتمحور، گفتوگوهای نامتعارف و حالوهوای گرم و کمشتاب لذت ببرد، ممکن است لحظههای آرام «Aloha» را بخشی از جذابیت آن بداند.
مشکل اصلی آن است که این مکثها همیشه به شناخت عمیقتر شخصیتها یا انسجام بیشتر داستان نمیانجامند. فیلم گاهی از تماشاگر انتظار همراهی عاطفی دارد، بیآنکه مقدمات لازم را به اندازه کافی فراهم کرده باشد. جمعبندی «Aloha» اثری ناهموار است: فیلمی با بازیگرانی دوستداشتنی، فضایی دلپذیر و چند رابطه جذاب که زیر بار انبوه خطهای داستانی و لحنهای گوناگون، انسجام خود را از دست میدهد.
« ریتم و ساختار ریتم فیلم تابع همان چندپارگی روایی است. »
جمعبندی
شیمی میان بردلی کوپر و اما استون، منظرههای هاوایی و لحظات بامزه میتوانند برای بعضی تماشاگران تجربهای سرگرمکننده بسازند؛ در مقابل، قصه پراکنده، ریتم کمشتاب و پرداخت ناتمام مضمونها ممکن است گروهی دیگر را از فیلم دور کند. جذابیت «Aloha» بیش از آنکه در کاملبودن ساختارش باشد، در لحظههای پراکندهای است که میان آدمها، مکان و گذشته پیوندی کوتاه اما گرم برقرار میکنند.
فیلمی که میتوانست از دل این عناصر به اثری منسجم و ماندگار برسد، سرانجام به مجموعهای از ظرفیتهای نیمهپرداخته تبدیل میشود؛ تجربهای که ارزش تماشایش برای برخی در حالوهوا و بازیگران نهفته است، نه در روایتی یکدست و محکم.
ثبت دیدگاه