نقد و بررسی
نقد All the Way | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک سال در سایهٔ جان اف. کندی «All the Way» درام تاریخی و سیاسیِ تلویزیونیِ جی روچ است؛ اثری برگرفته از نمایشنامهٔ رابرت شنکن که سال نخست ریاستجمهوری لیندون بی. جانسون را، از روزهای آشفتهٔ پس از ترور جان اف. کندی تا کارزار انتخاباتی ۱۹۶۴، دنبال میکند. محور روایت نه صرفاً ثبت رویدادها، بلکه کشاکش میان قدرت، مصلحت سیاسی و مطالبهٔ عدالت است: جانسون میکوشد قانون حقوق مدنی را از گذرگاه پرمخاطرهٔ کنگره عبور دهد، بیآنکه ائتلافهای حزبی و موقعیت تازهبهدستآمدهاش را یکسره از دست بدهد.
فیلم از همان ابتدا به سیاست بهمثابهٔ کاری روزمره و فرساینده مینگرد؛ کاری که در تماسهای تلفنی، گفتوگوهای پشت درهای بسته و محاسبهٔ واکنش مخالفان پیش میرود. اهمیت رخدادها روشن است، اما فیلم آنها را در قالب یک حماسهٔ بیوقفه عرضه نمیکند. در عوض، تماشاگر را به اتاقهایی میبرد که در آنها تاریخ، اغلب با چانهزنی و صبر ساخته میشود.
جانسون؛ سیاستمداری با دو چهره بازی برایان کرانستون ستون اصلی فیلم است. او جانسون را نه قهرمانی یکدست و نه سیاستمداری صرفاً بدطینت تصویر میکند، بلکه مردی را میسازد که جاهطلبی، زیرکی، ناامنی و میل به اثرگذاری در وجودش همزمان حضور دارند. جانسون میتواند خشن و سلطهجو باشد، اما همان خشونت کلامی گاه از اضطراب مردی برمیخیزد که میداند مشروعیتش پس از انتقال ناگهانی قدرت هنوز باید تثبیت شود.
« جانسون را، از روزهای آشفتهٔ پس از ترور جان اف. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کرانستون در تغییر لحن و شدت عاطفی نقش مهارت چشمگیری دارد. حضور بدنی او، مکثها و تندی ناگهانی گفتارش، تصویری از سیاستمداری میآفریند که همیشه در حال سنجیدن آدمها و موقعیتهاست. گریم نیز به شباهت ظاهری کمک میکند، اما نیروی اصلی بازی در تقلید چهره نیست؛ در نشان دادن تناقضهای درونی شخصیتی است که برای دستیابی به هدفی بزرگ، گاه از ابزارهای ناخوشایند بهره میگیرد.
همین چندلایگی اجازه نمیدهد تماشاگر بهآسانی او را بستاید یا محکوم کند. سیاست بهمثابهٔ میدان کشمکش بخش بزرگی از نیروی دراماتیک فیلم از این واقعیت میآید که قانونگذاری در آن نه اقدامی تشریفاتی، بلکه نبردی با پیامدهای اخلاقی و سیاسی است. جانسون باید با مخالفان سرسخت، متحدان مردد و فعالانی روبهرو شود که حاضر نیستند برای رسیدن به توافق، از جوهرهٔ خواستههایشان دست بکشند.
در این میان، تصویب قانون حقوق مدنی صرفاً یک هدف اداری نیست؛ معیاری است برای سنجش فاصلهٔ میان سخنرانیهای عمومی و کنش واقعی. فیلم در نمایش شیوههای قدرت، از فشار و معامله تا اقناع و تهدید، زنده و گاه پرتنش میشود. گفتوگوها نشان میدهند که پیروزی سیاسی بهندرت محصول ارادهٔ یک نفر است؛ این پیروزی به شبکهای از مناسبات، زمانبندی و توانایی پیشبینی رفتار دیگران وابسته است.
« کرانستون در تغییر لحن و شدت عاطفی نقش مهارت چشمگیری دارد. »
شخصیتها و اجرا
در عین حال، اثر یادآوری میکند که سازش همیشه معنایی خنثی ندارد: گاهی راه را برای پیشرفت باز میکند و گاهی خطر آن را دارد که عدالت را به موضوعی قابلچانهزنی تقلیل دهد. مارتین لوتر کینگ و صدای جنبش حضور مارتین لوتر کینگ، با بازی آنتونی مکی، توازن مهمی در برابر جانسون ایجاد میکند.
کینگ در فیلم تنها چهرهای نمادین برای تأیید اهمیت تاریخی ماجرا نیست؛ او نمایندهٔ نیرویی است که از بیرون ساختار رسمی قدرت، دولت را به پاسخگویی وامیدارد. اختلاف میان او و رئیسجمهور، اختلاف بر سر اصل عدالت نیست، بلکه بر سر زمان، شیوه و بهای سیاسی دستیابی به آن است. این رابطه یکی از عرصههای فکری جذاب فیلم است.
جانسون میداند برای پیشبرد قانون به مهارت سیاسی و پشتیبانی در کنگره نیاز دارد؛ کینگ میداند تأخیر و تعدیل بیش از اندازه میتواند رنج مردم را امتداد دهد. برخورد این دو نگاه، بدون آنکه به تقابل سادهٔ قهرمان و مانع فروکاسته شود، تنش اخلاقی روایت را غنیتر میکند. بااینحال، محدودیت زمان فیلم گاه اجازه نمیدهد استقلال و تنوع نیروهای جنبش حقوق مدنی به اندازهٔ کافی گسترش یابد؛ بخشی از پیچیدگی جنبش در خدمت خط اصلی داستان فشرده میشود.
« این رابطه یکی از عرصههای فکری جذاب فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران مکمل و مناسبات قدرت ملیسا لئو در نقش لیدی برد جانسون حضوری سنجیده و مؤثر دارد. او شخصیتی را میآفریند که در کنار رئیسجمهور قرار دارد، اما صرفاً همراهی خاموش نیست؛ آرامش و دقتش در برابر تلاطم جانسون کیفیتی متمایز میسازد. فرانک لانگلا نیز در نقش سناتور ریچارد راسل، چهرهای سرسخت از مقاومت سیاسی جنوب را به نمایش میگذارد.
رویارویی او با جانسون نشان میدهد که اختلافها صرفاً بر سر تاکتیک نیستند و از جهانبینیهای ناسازگار سرچشمه میگیرند. بازیگران دیگر نیز به ساخت فضای سیاسی اثر کمک میکنند و چهرههای تاریخی را از حالت نامهایی در کتابها بیرون میآورند. بااینهمه، تعدد شخصیتها گاه به بهای عمق میانجامد: برخی افراد بیش از آنکه زندگی و انگیزهٔ مستقل پیدا کنند، در مقام مهرههایی در صفحهٔ بازی جانسون ظاهر میشوند.
این محدودیت بهویژه هنگامی محسوس است که فیلم میخواهد در زمانی نسبتاً فشرده، چندین جبههٔ سیاسی و اجتماعی را همزمان پیش ببرد. گفتوگو، ریتم و ساختار نمایشی وفاداری اثر به ریشهٔ نمایشیاش در نقطهقوت و نقطهضعف آن آشکار میشود. گفتوگوها دقیقاً همان جایی هستند که بخش مهمی از تعارض شکل میگیرد؛ بنابراین اتکای فیلم به سخن، ذاتاً انتخابی نامتناسب نیست.
« بازیگران مکمل و مناسبات قدرت ملیسا لئو در نقش لیدی برد جانسون حضوری سنجیده و مؤثر دارد. »
قوتها و کاستیها
بسیاری از صحنهها بهواسطهٔ بازیها و برخورد لحنها کشش پیدا میکنند، و سیاست در آنها به کنشی زنده بدل میشود، نه صرفاً مجموعهای از اطلاعات تاریخی. اما این ویژگی گاه به پرگویی میانجامد. بعضی صحنهها اطلاعات و موضعگیریهای سیاسی را چنان مستقیم عرضه میکنند که اثر به سخنرانی نزدیک میشود.
ریتم نیز بهسبب رفتوآمد میان دیدارها و مذاکرات، در بخشهایی کند است و گفتوگوهای طولانی همیشه به اندازهٔ کافی با حرکت بصری یا تحول عاطفی همراه نمیشوند. نتیجه آن است که فیلم برای مخاطبی که به درام سیاسی و تاریخ علاقهمند است، پربار و گیرا خواهد بود، اما ممکن است برای تماشاگر در جستوجوی روایتی پرتحرک، صبورانه به نظر برسد.
تصویر و موسیقی؛ تاریخ در قاب سینمایی جی روچ فضای سیاسی را با تصویری نسبتاً پویا از اتاقهای قدرت، راهروها و گردهماییها همراه میکند. فیلمبرداری میکوشد به گفتوگوهای محصور، ضرباهنگ و عمق ببخشد و اجازه ندهد همهچیز به ثبت خشک چهرهها در برابر دوربین تبدیل شود. طراحی دوره نیز در خدمت بازسازی حالوهوای دههٔ شصت است، بیآنکه جلوهگری تاریخی جای درام را بگیرد.
« بعضی صحنهها اطلاعات و موضعگیریهای سیاسی را چنان مستقیم عرضه میکنند که اثر به سخنرانی نزدیک میشود. »
جمعبندی
موسیقی نیز به لحظات مهم وزن عاطفی میدهد و در پیوند دادن بحرانهای خصوصی و سیاسی نقش دارد. بااینحال، فیلم بیش از آنکه از تصویر برای گشودن لایههای تازهٔ معنا بهره بگیرد، بر متن و اجرا تکیه میکند. بنابراین، کیفیت سینماییاش بیشتر از انرژی بازیگران و چگونگی اجرای صحنههای مذاکره میآید تا از تجربهای بصری که بهتنهایی بتواند روایت را پیش ببرد.
جمعبندی «All the Way» پرترهای جذاب از سیاستمداری است که در لحظهای سرنوشتساز، همزمان باید قدرت را به دست گیرد، آن را حفظ کند و از آن برای پیشبرد تغییری تاریخی بهره ببرد. بازی پرقدرت و چندلایهٔ برایان کرانستون، کشمکشهای سیاسیِ پرتنش و توجه فیلم به هزینهٔ اخلاقیِ سازش، آن را به درامی قابلتأمل بدل میکند.
در سوی دیگر، وابستگی زیاد به گفتوگو، ریتم کند و فشردگی شخصیتها گاه از دامنهٔ اثر میکاهد. بااینهمه، فیلم در مهمترین پرسش خود موفق است: آیا میتوان درون ساختاری آکنده از مصلحت و مقاومت، تغییری واقعی پدید آورد، بیآنکه خود نیز به منطق همان ساختار آلوده شد؟ پاسخ فیلم ساده نیست و همین امتناع از سادهسازی کامل، در کنار بازی محوری کرانستون، تماشای آن را برای علاقهمندان به تاریخ و درام سیاسی ارزشمند میسازد.
« موسیقی نیز به لحظات مهم وزن عاطفی میدهد و در پیوند دادن بحرانهای خصوصی و سیاسی نقش دارد. »
ثبت دیدگاه