نقد و بررسی
نقد همه چاقوهای قدیمی (All the Old Knives) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به اتاقی پر از گذشته «All the Old Knives» از یک موقعیت آشنا در سینمای جاسوسی آغاز میکند: افشای اطلاعاتی محرمانه به فاجعهای انسانی انجامیده و سازمان اطلاعاتی آمریکا میخواهد بداند چه کسی در میان مأمورانش خیانت کرده است. هنری پلهام، مأمور باتجربه، برای بازبینی پروندهای قدیمی به سراغ سلیا هریسون میرود؛ همکار پیشین و معشوقهای که سالهاست از زندگی حرفهای او فاصله گرفته است.
گفتوگوی دوبارهٔ این دو، تنها بازجویی از یک مظنون نیست؛ رویارویی با رابطهای است که هرگز کاملاً به گذشته تعلق نگرفته است. فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که علاقهاش بیش از تعقیبوگریز و نمایش عملیاتهای پرتحرک، به سکوتهای معنادار، خاطرههای ناقص و چگونگی شکلگرفتن اعتماد معطوف است.
پروندهٔ جاسوسی در اینجا بستری فراهم میکند تا دو شخصیت دربارهٔ چیزی فراتر از یک راز سازمانی با هم سخن بگویند: انتخابهایی که کردهاند، حقیقتهایی که پنهان کردهاند و بهایی که هرکدام برای ماندن یا رفتن پرداختهاند. روایت، با رفتوآمد میان دیدار کنونی و خاطرات گذشته، کمکم لایههای تازهای به ماجرا میافزاید؛ بیآنکه فیلم بهتمامی از وسوسهٔ بازی با انتظار تماشاگر دست بکشد.
جاسوسی بهمثابه هنر تردید جذابیت اصلی فیلم در این است که جاسوسی را نه قلمرو قهرمانان شکستناپذیر، بلکه جهانی آکنده از تردید و خطای انسانی تصویر میکند. مأموران اطلاعاتی در برابر تصمیمهایی قرار میگیرند که پیامدهایشان گاه تا مدتها روشن نمیشود؛ حقیقت نیز معمولاً یکباره و بیابهام از راه نمیرسد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چنین فضایی، سکوت میتواند به اندازهٔ یک پاسخ اهمیت داشته باشد و هر خاطره، در کنار اطلاعاتی که آشکار میکند، پرسشی تازه دربارهٔ اعتبار گوینده به وجود آورد. این نگاه با حالوهوای آرام فیلم هماهنگ است. «All the Old Knives» بهندرت خود را به هیجان پرسرعت و کنش پرزرقوبرق میسپارد؛ ترجیح میدهد تماشاگر را با تفسیر رفتارها و سنجیدن گفتهها درگیر کند.
این انتخاب برای علاقهمندان به تریلرهای گفتوگومحور میتواند امتیازی مهم باشد، اما برای کسانی که از داستان جاسوسی انتظار حادثههای پیدرپی دارند، احتمالاً صبر بیشتری میطلبد. فیلم، پیش از آنکه بخواهد ضربان تماشاگر را بالا ببرد، از او میخواهد به کلمات گوش کند و فاصلهٔ میان آنچه گفته میشود و آنچه ناگفته میماند را ببیند.
روایتی میان اکنون و خاطره ساختار دوزمانهٔ فیلم، ابزار اصلی آن برای ایجاد تعلیق است. دیدار هنری و سلیا در زمان حال، با بازگشتهای مکرر به مأموریت پیشین و بحران آن دوره درهم میآمیزد. این جابهجاییها قرار است قطعات پرونده را کنار یکدیگر بگذارند و در عین حال، نسبت عاطفی دو شخصیت را از نو معنا کنند.
بهاینترتیب، گذشته صرفاً شرح آنچه پیشتر رخ داده نیست؛ هر بار که به آن بازمیگردیم، رنگی تازه از موقعیت کنونی بر خاطره میافتد. این شیوه گاه به سود فیلم عمل میکند. تماشاگر میفهمد که بازجویی حاضر، روایتی خنثی از گذشته نیست و رابطهٔ قدیمی این دو ممکن است بر نحوهٔ بازگویی رویدادها اثر بگذارد.
« این نگاه با حالوهوای آرام فیلم هماهنگ است. »
شخصیتها و اجرا
اما همین تمهید گاهی ریتم را نیز متوقف میکند. بازگشتهای پیاپی میان زمانها میتوانند جریان درام را قطعهقطعه کنند و بهجای آنکه هر بخش تنش را انباشتهتر سازد، از پیوستگی احساسی صحنه بکاهند. فیلم میخواهد هم راز را مرحلهبهمرحله بگشاید و هم رابطهای را کهنهزنده کند؛ این دو هدف همیشه با یکدیگر همقدم نمیشوند.
شیمی بازیگران و سایهٔ عشق قدیمی هستهٔ عاطفی فیلم بر بازی کریس پاین و تندی نیوتن استوار است. پاین در نقش هنری، وقار و خویشتنداری مأموری را دارد که بهظاهر برای انجام کاری مشخص به ملاقات آمده، اما نمیتواند گذشته را کاملاً از گفتوگوی امروزش جدا کند. بازی او متکی بر انفجارهای نمایشی نیست؛ بیشتر در کنترل چهره و لحن، در مکثهای کوتاه و در تلاش برای حفظ مرز میان وظیفه و احساس شکل میگیرد.
نیوتن نیز سلیا را به شخصیتی صرفاً معماگونه یا صرفاً آسیبپذیر تقلیل نمیدهد. او در یک لحظه میتواند گرم و پذیرا به نظر برسد و در لحظهای دیگر با فاصلهگذاری حسابشده، راه دسترسی به احساساتش را ببندد. همین تناقضهاست که سلیا را در برابر نگاه هنری زنده نگه میدارد. شیمی میان دو بازیگر از آن نوعی نیست که به نمایش پرحرارت نیاز داشته باشد؛ در زیرمتن گفتوگوها، در خاطرهٔ صمیمیتی که هنوز محو نشده و در احتیاطی که جای آن را گرفته، حضور دارد.
این پیوند عاطفی برای بسیاری از لحظههای آرام فیلم نیروی محرک فراهم میکند و کمک میکند گفتوگوها صرفاً به انتقال اطلاعات محدود نمانند. در کنار آنها، لارنس فیشبرن و جاناتان پرایس با حضور سنجیدهشان به جهان سازمانی فیلم وزن میدهند. نقشهایشان بهتنهایی محور روایت نیست، اما وجه رسمی و سلسلهمراتبی دستگاه اطلاعاتی را ملموستر میکنند؛ جایی که تصمیمها در فضای اداری گرفته میشوند، ولی پیامدهایشان بسیار فراتر از اتاق جلسه میرود.
« اما همین تمهید گاهی ریتم را نیز متوقف میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم، فضا و محدودیتهای اثر فیلم فضای جاسوسیاش را بیش از آنکه با ابزارها و عملیاتهای پیچیده بسازد، از طریق مکانها، گفتوگوها و حس نظارت شکل میدهد. رستوران محل دیدار، با آرامش ظاهریاش، به صحنهای برای بازجوییای تبدیل میشود که مرز میان معاشرت و تحقیق در آن مدام جابهجا است. فیلم همچنین از فاصلهٔ میان ظاهر آراستهٔ مأموران و خشونت جهان حرفهایشان بهره میگیرد: آدمهایی که با لحنی مودبانه حرف میزنند، درگیر پروندهایاند که از مرگ و خیانت سخن میگوید.
بااینحال، آرامش روایی همیشه به ظرافت نمیانجامد. بخشهایی از فیلم بیش از اندازه به گفتوگو تکیه میکنند و گاهی احساس میشود داستان در حال توضیحدادن خود است، نه پیشبردن تنش. بعضی تماشاگران ممکن است از این مکثها لذت ببرند، چون فرصت میدهند رفتار شخصیتها را بخوانند؛ برای برخی دیگر، همان مکثها به کشآمدن روایت تبدیل میشود.
فیلم حرکت کند خود را با لحن متفکرانهاش توجیه میکند، اما در همهٔ صحنهها موفق نمیشود سکون را به تعلیق بدل سازد. همچنین، چارچوب کلی داستان در قلمرو آشنای تریلرهای جاسوسی باقی میماند. سوءظن درونسازمانی، بازگشت به پروندهای قدیمی و پیوند میان وفاداری شخصی و وظیفهٔ حرفهای، ایدههایی هستند که پیشتر بارها به شکلهای گوناگون به کار رفتهاند.
فیلم بیش از آنکه این مصالح را از نو اختراع کند، میکوشد با اجرای آرام، رابطهٔ مرکزی و چینش اطلاعات به آنها جان تازهای بدهد. در نتیجه، ممکن است سازوکار کلی داستان برای تماشاگران باتجربهٔ این ژانر چندان غافلگیرکننده نباشد؛ حتی اگر جزئیات روایت کنجکاویبرانگیز بمانند. رازگشایی بدون افشای راز بخش مهمی از لذت فیلم از این پرسش میآید که آیا میتوان به آنچه شخصیتها میگویند اعتماد کرد یا نه.
« بااینحال، آرامش روایی همیشه به ظرافت نمیانجامد. »
قوتها و کاستیها
«All the Old Knives» اطلاعاتش را حسابشده پخش میکند و از تماشاگر میخواهد نشانهها را با هم بسنجد. پیچشهای روایی در خدمت همین بازی با اعتماد قرار دارند؛ جذابیتشان نه فقط به پاسخ نهایی، بلکه به بازنگری در برداشتهای پیشین وابسته است. ازاینرو، بهتر است دربارهٔ جزئیات پایان یا چگونگی گرهگشایی چیزی گفته نشود: بخش مهمی از تجربهٔ فیلم به همراهماندن با همان تردیدها مربوط است.
بااینهمه، پیچیدگی بهخودیخود به معنای عمق نیست. گاهی انباشت اطلاعات و جابهجایی میان روایتها، بهجای روشنکردن عاطفهٔ داستان، آن را پشت لایههای توضیحی پنهان میکند. اگر تماشاگر در پیوند میان زمانها یا انگیزههای شخصیتها سردرگم شود، ممکن است از رابطهٔ انسانی فیلم فاصله بگیرد و بیشتر درگیر حل معما بماند.
اثر در بهترین لحظههایش این دو وجه را به هم پیوند میزند؛ در لحظههای کماثرتر، راز از آدمها مهمتر میشود. جمعبندی «All the Old Knives» تریلری جاسوسی و رابطهمحور است که با تکیه بر بازیهای خوب کریس پاین و تندی نیوتن، فضای کنترلشده و گفتوگوهایی آکنده از ناگفتهها، تجربهای آرام اما بالقوه درگیرکننده میسازد.
فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که از تعلیق ذهنی، خاطرههای دوپهلو و روابطی که زیر فشار وظیفه تغییر شکل میدهند لذت میبرند، نه برای کسانی که انتظار کنش مداوم دارند. نقطهقوت اصلیاش شیمی دو بازیگر و پیوند میان عشق گذشته و بیاعتمادی امروز است؛ نقطهضعفش ریتمی است که گاه بیش از اندازه کند میشود و قصهای که با وجود پیچوخمهایش، چندان تازه به نظر نمیرسد.
« All the Old Knives» اطلاعاتش را حسابشده پخش میکند و از تماشاگر میخواهد نشانهها را با هم بسنجد. »
جمعبندی
حاصل، فیلمی بینقص یا دگرگونکننده نیست، اما در لحظههای موفقش با وقار و خویشتنداری نشان میدهد که در جهان جاسوسی، یک نگاه، یک مکث و یک خاطرهٔ ناتمام گاهی از هر تعقیبوگریزی پرتنشتر است.



ثبت دیدگاه