نقد و بررسی
نقد نشئه و پر از کرم (All Jacked Up and Full of Worms) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سینمایی در لجنِ توهم فیلم «All Jacked Up and Full of Worms» ساختهٔ الکس فیلیپس، از همان عنوانش وعدهٔ تجربهای متعارف نمیدهد؛ نه در پی تعلیقی کلاسیک است و نه میکوشد جهان داستانش را با منطق آشنا و آرامشبخش سامان دهد. این اثر کمهزینه و کوتاه، تماشاگر را به شیکاگویی چرک و فرسوده میبرد؛ جایی که راسکو، کارگر نگهداریِ متلی محقر، با کرمهایی توهمزا روبهرو میشود و زندگی ازهمگسیختهاش را به مسیری هرچه آشفتهتر میسپارد.
ورود بنی، جوانی گرفتار رؤیای پدرشدن و شیفتهٔ موتورسیکلت، این سفر را از تجربهای فردی به پیوندی نامتعارف و خطرناک بدل میکند. فیلم بیش از آنکه داستانی دربارهٔ کشف مادهای عجیب باشد، تصویری از آدمهایی است که برای یافتن معنا، صمیمیت یا حتی لحظهای آسودگی، به هر دستاویزی چنگ میزنند.
بااینحال، «معنا» در اینجا نه پاسخ روشنی دارد و نه بهانهای برای تفسیرهای مرتب و قطعی؛ فیلم ترجیح میدهد تماشاگر را در وضعیت ناپایدار شخصیتهایش رها کند. دو شخصیت در جستوجوی چیزی شبیه زندگی راسکو و بنی از دو مسیر متفاوت به نقطهای مشترک میرسند: هر دو در زندگی روزمرهشان نوعی خلأ را تجربه میکنند و نمیدانند چگونه آن را پُر کنند.
راسکو بهظاهر با روزمرگیِ کاری و روابط شخصی فرسودهاش دستوپنجه نرم میکند؛ بنی نیز به تصویری ساده و کودکانه از خانواده و تعلق چسبیده است. این دو، در کنار یکدیگر، نه قهرمانانی دوستداشتنی و نه قربانیانی کاملاً بیگناهاند. آنها آدمهایی سرگرداناند که خواهشهایشان گاه مضحک و گاه واقعاً نگرانکننده به نظر میرسد.
« این دو، در کنار یکدیگر، نه قهرمانانی دوستداشتنی و نه قربانیانی کاملاً بیگناهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این ناسازگاری برای ساختن نوعی صمیمیت تلخ بهره میگیرد. رابطهٔ میان آنها بر پایهٔ گفتوگوهای سنجیده و تحولهای روانشناختی دقیق شکل نمیگیرد؛ بیشتر از همنشینی در موقعیتهای نامعقول و شریکشدن در تجربهای مشترک جان میگیرد. همین نزدیکی، در عین حال که لحظاتی از گرما و رفاقت میآفریند، تماشاگر را با پرسشی ناخوشایند روبهرو میکند: آیا این همراهی واقعاً راهی به سوی پیوند انسانی است یا تنها شکل دیگری از سقوط مشترک؟
روایتِ گسیخته و منطقِ کابوس فیلیپس روایت را عمداً از ریلِ خطی بیرون میکشد. صحنهها گاه چنان به یکدیگر متصل میشوند که گویی رشتهٔ داستان از دست فیلمساز رها شده است؛ انگیزههای شخصیتها نیز همیشه بهروشنی توضیح داده نمیشوند. میان واقعیت، خیال و ادراک آشفتهٔ آدمهای داستان مرزی محکم وجود ندارد و تماشاگر ناچار است بیشتر با حالوهوا پیش برود تا با زنجیرهای روشن از علت و معلول.
این انتخاب در بهترین لحظهها، تجربهای شبیه کابوس میسازد: رخدادها نه بر اساس منطق روزمره، بلکه با منطق هراس و میل به هم میپیوندند. هر تصویر میتواند به تصویر بعدی راهی نامنتظر باز کند و هر گفتوگو ممکن است از مسیر خود منحرف شود. اما همین شیوه در بخشهایی از فیلم به آشفتگیِ بیحاصل نزدیک میشود.
وقتی پیوند میان صحنهها بیش از اندازه سست است، رازآلودگی دیگر الزاماً به عمق نمیانجامد؛ گاه تنها حسِ سرهمبندی را تقویت میکند. فیلم از تماشاگر میخواهد با بیقاعدگی همراه شود، بیآنکه همیشه پاداشی متناسب برای این همراهی فراهم کند. بدن، چندش و کمدی سیاه یکی از ابزارهای اصلی فیلم، مواجههٔ مستقیم با بدن است: بدن به سطحی برای نمایش آسیب، دگرگونی و انزجار بدل میشود.
« فیلم از این ناسازگاری برای ساختن نوعی صمیمیت تلخ بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
کرمها فقط مادهای محرک برای پیشبردن ماجرا نیستند؛ آنها تصویر مرکزیِ جهانیاند که در آن مرز میان امر زنده و مرده، لذت و درد، و واقعیت و توهم پیوسته مخدوش میشود. جلوههای ویژهٔ دستساز و کمهزینه نیز با همین جهان جور درمیآیند. خامیِ آنها گاهی از صیقلخوردگیِ حرفهای مؤثرتر است و حسِ دیدن چیزی ممنوع، بیقاعده و دستساز را تقویت میکند.
در کنار این وحشت بدنی، کمدیای سیاه و گاه گستاخانه جریان دارد. فیلم میکوشد تماشاگر را همزمان به خنده و پسکشیدن وادارد؛ موقعیتهای هولناک به شکلی عرضه میشوند که ممکن است مضحک، تهوعآور یا هر دو باشند. این ترکیب، انرژی خاصی به اثر میدهد و مانع از آن میشود که تمام مدت در یک لحن یکنواخت فروبماند.
بااینهمه، مرز میان شوخیِ جسورانه و تظاهر به جسارت همیشه روشن نیست. هرچه فیلم بیشتر بر شوک و چندش تکیه میکند، خطر آن بالا میرود که واکنش جسمانی جای تأثیر عاطفی را بگیرد. فرم و فضای مستقل فیلم «All Jacked Up and Full of Worms» بهوضوح از زیباییشناسیِ پرزرقوبرق فاصله میگیرد. فضاهای چرک، قابهای ناآرام و تصاویرِ عامدانه نازیبا به جهان فیلم کمک میکنند تا حالتی فرسوده و بیقرار پیدا کند.
در اینجا، زشتی صرفاً پوششی برای داستان نیست؛ بخشی از زبان اثر است. فیلم میخواهد تماشاگر در محیطی باشد که هیچ چیزش کاملاً پاکیزه، امن یا قابلاعتماد به نظر نمیرسد. اما زیباییشناسیِ خشن بهتنهایی جایگزین انسجام نمیشود. گاهی نشانههای بصری و لحنِ آشفته بیش از آنکه به کشف معنایی تازه کمک کنند، بر اصرار فیلم بر «عجیببودن» تأکید میگذارند.
« جلوههای ویژهٔ دستساز و کمهزینه نیز با همین جهان جور درمیآیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثر در لحظههایی چنان به شمایلسازیِ نامتعارف دل میبندد که شخصیتها و پیوندهایشان زیر بارِ اداهای فرمی کمرنگ میشوند. از این نظر، فیلم همزمان جذاب و خستهکننده است: جسارتی دارد که بهندرت در آثار محافظهکار دیده میشود، اما همیشه نمیداند چه زمانی باید از نمایشِ افراطی دست بکشد.
بازیها و حضورهای ناهنجار بازیها نیز با جهان ناپایدار فیلم هماهنگاند؛ نقشها بیش از آنکه بر ظرافت روانشناختی تکیه کنند، به حضور فیزیکی، رفتارهای نامنتظر و لحنِ ناهنجار متکیاند. فیلیپ آندره بوتلو در نقش راسکو، مردی را تصویر میکند که بیحالی و بیقراری در او بهنوبت آشکار میشوند.
ترور داوکینز نیز بنی را به شخصیتی تبدیل میکند که هم مضحک است و هم ناراحتکننده؛ خیالپردازیهای او، با وجود ظاهر کودکانه، بارِ ناخوشایندی دارند. این بازیها بیشتر از آنکه تماشاگر را به شناختی عمیق از شخصیتها برسانند، به حسِ بیثباتی و بیگانگیِ فیلم خدمت میکنند. برای برخی، این شیوه بخشی از جذابیت اثر خواهد بود؛ برای برخی دیگر، نشانهٔ بازیهای ناهماهنگ یا شخصیتپردازیِ ناکافی.
فیلم بهندرت مکث میکند تا آدمهایش را از دلِ رفتارهای عجیبشان بیرون بکشد و به همین دلیل، فاصلهای میان تماشاگر و آنها باقی میماند. ریتم و حدودِ تحمل تماشاگر زمان کوتاه فیلم بهتنهایی تضمین نمیکند که تجربهاش تند و خوشریتم باشد. روایت در بخشهایی با وجود رخدادهای فراوان، حسِ کشآمدن پیدا میکند؛ تکرارِ موقعیتهای آشفته و تأکید بر چندش، گاه از نیروی ضربهٔ نخست میکاهد.
« فیلیپ آندره بوتلو در نقش راسکو، مردی را تصویر میکند که بیحالی و بیقراری در او بهنوبت آشکار میشوند. »
قوتها و کاستیها
وقتی فیلم مدام سطحِ بیقاعدگی را بالا میبرد، هر شوک تازه ناچار است برای اثرگذاری از قبلی پیشی بگیرد. نتیجه همیشه تصاعد نیست؛ بعضی لحظهها صرفاً ادامهٔ همان آشوباند. بااینحال، همین ریتم نامتعارف بخشی از هویت اثر است. فیلم نمیخواهد تماشاگر را با ساختار کلاسیک سرگرم کند، بلکه او را در فضایی نگه میدارد که نظم و بینظمی مدام جای یکدیگر را میگیرند.
بنابراین واکنش به آن تا حد زیادی به میزان تحمل تماشاگر در برابر تکرار، زشتی و فقدان توضیح وابسته است. فیلم ممکن است برای کسی تجربهای پرانرژی و بهیادماندنی باشد و برای دیگری آزمونی فرساینده. جمعبندی «All Jacked Up and Full of Worms» فیلمی است که بیش از آنکه بخواهد پسندیده شود، میخواهد در ذهن بماند؛ نه با داستانی استوار و بینقص، بلکه با جهانی چرک، خیالزده و عامدانه بیقرار.
ایدهٔ کرمهای توهمزا، پیوند نامتعارف راسکو و بنی، و آمیختن وحشت بدنی با کمدی سیاه، به اثر هویتی متمایز میدهد. در برابر، روایت گسیخته، شخصیتپردازی محدود و اصرار گاه افراطی بر چندش، مانع از آن میشوند که این هویت همیشه به تجربهای کاملاً رضایتبخش بدل شود. این فیلم بیش از همه برای تماشاگرانی مناسب است که از سینمای مستقلِ نامتعارف، خامیِ بصری و طنزِ ناخوشایند استقبال میکنند و لازم نمیدانند هر تصویر فوراً در خدمت داستانی روشن باشد.
برای دیگران، ممکن است آشوبش بیش از آنکه آزادکننده باشد، آزاردهنده جلوه کند. حاصل، اثری نابرابر اما بیپرواست: کابوسی کوچک که هم میتواند خنده بر لب بیاورد و هم تماشاگر را با احساس چندش و سردرگمی از خود دور کند.
« وقتی فیلم مدام سطحِ بیقاعدگی را بالا میبرد، هر شوک تازه ناچار است برای اثرگذاری از قبلی پیشی بگیرد. »
ثبت دیدگاه