نقد و بررسی
نقد همهٔ دختران تشویقکننده میمیرند (All Cheerleaders Die) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای سرکش در جامهٔ وحشت نوجوانانه «All Cheerleaders Die» از همان عنوانش وعدهٔ بیپروایی میدهد: فیلمی که از قواعد آشنای وحشت دبیرستانی آگاه است و قصد دارد آنها را به بازی بگیرد. روایت با فاجعهای در دبیرستان بلکفوت آغاز میشود و سپس مدی کیلیان، دختری تازهوارد و ناسازگار با نظم مدرسه، به گروه تشویقکنندگان میپیوندد.
آنچه در ابتدا شبیه نقشهای برای برهمزدن مناسبات میان دختران و اعضای تیم فوتبال به نظر میرسد، بهتدریج به ماجرایی فراطبیعی با خشونت و دگرگونیهای پیشبینیناپذیر بدل میشود. فیلم به کارگردانی Lucky McKee و Chris Sivertson، میان کمدی سیاه، وحشت و هجو نوجوانانه حرکت میکند؛ ترکیبی که گاه به آن انرژی میبخشد و گاه مانع انسجامش میشود.
روایت؛ از انتقام تا آشوب فراطبیعی یکی از انتخابهای مهم فیلم آن است که مسیرش را از الگوی سادهٔ «دختر تازهوارد در برابر جمع محبوب مدرسه» منحرف میکند. پیوستن مدی به تیم، بهجای آنکه صرفاً ترفندی برای ورود به دنیای تشویقکنندگان باشد، او را در مرکز شبکهای از رقابتها، میلها و خصومتها قرار میدهد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برخورد دختران با پسران تیم فوتبال نیز تنها زمینهای برای شوخی یا درگیری نیست؛ داستان از دل همین مناسبات روزمره، راهی به سوی اتفاقاتی نامتعارف باز میکند. بااینحال، گذار از درام مدرسهای به وحشت فراطبیعی چنان ناگهانی است که گویی فیلم در میانهٔ راه قواعد تازهای برای خود وضع میکند.
این دگرگونی برای بینندهای که از تغییر مسیر ناگهانی لذت میبرد، جذاب و غافلگیرکننده است؛ اما برای کسی که انتظار دارد انگیزهها و پیامدها با پیوستگی بیشتری ساخته شوند، ممکن است گسسته و شتابزده جلوه کند. فیلم عامدانه در مسیر قابلپیشبینی حرکت نمیکند، ولی غیرقابلپیشبینی بودن همیشه به معنای پیچیدگی دراماتیک نیست.
لحن؛ طنز نیشدار در کنار خشونت جذابیت اصلی اثر در جسارت لحن آن است. شوخیهای تلخ و طعنههای گزنده، فضای دبیرستانی را از تصویر آشنای رقابتهای سطحی بیرون میکشند و به آن حالتی هجوآمیز میدهند. فیلم با کلیشههایی چون محبوبیت، قدرت بدنی و جایگاه اجتماعی بازی میکند و در برابر سلسلهمراتب معمول مدرسه، نوعی آشوب لذتبخش میگذارد.
« لحن؛ طنز نیشدار در کنار خشونت جذابیت اصلی اثر در جسارت لحن آن است. »
شخصیتها و اجرا
این طنز، بهخصوص در برخوردهای کلامی، به اثر شخصیت میدهد و آن را از یک فیلم وحشت نوجوانانهٔ کاملاً متعارف جدا میکند. مشکل آنجاست که کمدی و وحشت همیشه به یک اندازه در فیلم جا نمیافتند. گاهی شوخیها چنان پررنگ میشوند که تهدید واقعی صحنه را کمرنگ میکنند؛ گاهی نیز خشونت ناگهان جدی میشود و فاصلهای محسوس با سبک شوخطبعانهٔ لحظات پیشین میسازد.
در نتیجه، لحن بهجای آنکه به آمیزهای یکپارچه تبدیل شود، بیشتر شبیه رفتوآمد میان چند حالوهواست. این ناهماهنگی در عین حال بخشی از بیپروایی فیلم است و برای برخی تماشاگران، همان بیقاعدگی ممکن است سرچشمهٔ سرگرمی باشد. شخصیتها و روابط؛ ظرفیتهایی که کامل نمیشوند مدی با ظاهر سرکش و رفتار حسابشدهاش، شخصیت محوری مناسبی برای داستانی دربارهٔ وارونهکردن قواعد است.
او نه ناظری منفعل، بلکه نیرویی فعال در تغییر وضعیت پیرامونش است. رابطهٔ او با لنا نیز به فیلم بُعدی عاطفی میدهد و آن را از شوخی صرف با گروههای مدرسهای فراتر میبرد. در سوی دیگر، اعضای تیم تشویقکنندگان و فوتبال، در آغاز همچون تیپهایی آشنا معرفی میشوند: دختران محبوب، پسران ورزشکار و کسانی که برای حفظ جایگاهشان رقابت میکنند.
« مشکل آنجاست که کمدی و وحشت همیشه به یک اندازه در فیلم جا نمیافتند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم گاهی این تیپها را بهخوبی دستکاری میکند و نشان میدهد ظاهر اجتماعی شخصیتها با خواستهها و ترسهایشان یکی نیست. اما بسیاری از آنها فرصت کافی برای بدلشدن به آدمهایی پیچیده و بهیادماندنی پیدا نمیکنند. انگیزهها گاهی در حد کارکرد روایی باقی میمانند و واکنشهای عاطفی نیز همیشه عمق لازم را نمیگیرند.
بازیها در برخی لحظات انرژی مناسبی دارند، اما نوسان در اجرا و کیفیت دیالوگها باعث میشود بخشی از شخصیتپردازی تصنعی به نظر برسد. هجو جنسیتی و وارونهسازی نگاه فیلم در ظاهر از مجموعهای از عناصر آشنا بهره میگیرد: دختران زیبا، ورزشکاران خشن، رقابتهای مدرسهای و خشونت نمایشی. بااینحال، یکی از ظرفیتهای جالبش در نحوهٔ بازی با همین مواد خام است.
دختران فقط موضوع نگاه دیگران نیستند؛ آنها تصمیم میگیرند، نقشه میکشند و در برابر خشونتی که از سوی مردان اعمال میشود، واکنش نشان میدهند. از این منظر، اثر میکوشد لذت تماشای وحشت را از مسیر معمولش منحرف کند و قدرت را میان شخصیتها جابهجا سازد. این کوشش همیشه بیتناقض نیست. فیلم از یکسو میخواهد کلیشههای بهرهکشانهٔ ژانر را به سخره بگیرد و از سوی دیگر، گاه همان جلوهها و اغراقهایی را به کار میبرد که به آنها وابستهاند.
« اما بسیاری از آنها فرصت کافی برای بدلشدن به آدمهایی پیچیده و بهیادماندنی پیدا نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، هجو اثر بیشتر در سطح نیت و لحظات پراکنده موفق است تا آنکه به دیدگاهی کاملاً منسجم بدل شود. همین تناقض، هم موضوعی برای تأمل فراهم میآورد و هم از قدرت نقد اجتماعی فیلم میکاهد. ریتم و اجرا؛ انرژی در برابر کشآمدن ریتم فیلم یکدست نیست. بخش آغازین زمان میبرد تا شخصیتها و مناسبات مدرسه را مستقر کند و در این فاصله، برخی صحنهها بیش از اندازه طولانی احساس میشوند.
وقتی داستان وارد قلمرو فراطبیعی میشود، حرکتش تندتر و پرتحرکتر میشود؛ بااینهمه، سرعت تازه همیشه حاصل پرداخت دقیق نیست و گاهی جای خالی پیوندهای روایی را با شتاب پر میکند. این فاصله میان شروع کند و بخشهای پرحادثه، تجربهٔ تماشا را نامتوازن میسازد. در اجرا نیز فیلم بیش از آنکه بر پرداخت صیقلی تکیه کند، به نیروی ایده و لحن متکی است.
جلوههای ویژه و لحظات خشونتآمیز ممکن است برای مخاطبی که به تولیدات پرهزینه عادت دارد، خام یا آماتور جلوه کنند. اما این زبری تصویری گاهی با روحیهٔ کموبیش شورشی اثر همخوان است؛ فیلم قرار نیست همیشه آراسته و جدی باشد. مسئله آن است که خامی، در بعضی صحنهها به انتخاب زیباییشناختی تبدیل نمیشود و بیشتر محدودیت اجرایی را به یاد میآورد.
« بنابراین، هجو اثر بیشتر در سطح نیت و لحظات پراکنده موفق است تا آنکه به دیدگاهی کاملاً منسجم بدل شود. »
جمعبندی
جایگاه فیلم در ژانر «All Cheerleaders Die» را میتوان اثری دانست که بیش از آنکه بخواهد قواعد وحشت نوجوانانه را با ظرافت بازسازی کند، مشتاق برهمزدن آنهاست. فیلم به سوی جابهجایی قدرت، بدن و هویت میرود و از عناصر فراطبیعی برای دورکردن داستان از مسیر معمول انتقام مدرسهای بهره میگیرد.
همین تصمیمها به آن هویتی متمایز میبخشند، هرچند همهٔ ایدهها به نتیجهای پخته نمیرسند. اثر اقتباسی دوباره از فیلمی همنام است که McKee و Sivertson پیشتر ساخته بودند؛ اما نسخهٔ تازه، با فضای داستانی و ترکیب ژانری خود، همچنان بهعنوان تجربهای مستقل قابلتماشاست. جمعبندی «All Cheerleaders Die» فیلمی نابرابر، اما سرزنده و جسور است؛ اثری که از آمیختن کمدی سیاه، وحشت و هجویهٔ دبیرستانی لذت میبرد، حتی وقتی نمیتواند میان این عناصر تعادل برقرار کند.
ریتم ناهماهنگ، شخصیتهای کمعمق و اجرای گاه خام، مانع آن میشوند که ایدههایش به تجربهای کاملاً منسجم بدل شوند. در مقابل، انرژی سرکش، شوخیهای نیشدار و میل به برهمزدن انتظار مخاطب، آن را از تکرار صرف کلیشهها دور میکند. تماشاگرانی که به وحشت نوجوانانهٔ پالوده و شخصیتپردازی مفصل نیاز دارند، احتمالاً با ضعفهایش روبهرو خواهند شد؛ اما دوستداران فیلمهای ژانریِ بیقاعده و پرتحرک میتوانند از آشوب خاص آن لذت ببرند.
« همین تصمیمها به آن هویتی متمایز میبخشند، هرچند همهٔ ایدهها به نتیجهای پخته نمیرسند. »
ثبت دیدگاه