نقد و بررسی
نقد همهچیز دربارهٔ آنها (All About Them) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازی عشق در هندسهای ناپایدار «All About Them» به کارگردانی Jérôme Bonnell، کمدیـرمانتیکی فرانسوی است که نقطهٔ عزیمتش مثلثی عاشقانه و پر از راز است: شارلوت با ملودی رابطه دارد، میشا نیز بیآنکه از این پیوند خبر داشته باشد، به ملودی دل میبندد و با او وارد رابطه میشود. ملودی، در میانهٔ این دو دلدادگی، هم از ماجراهای پنهان آگاه است و هم خودش به هر دو دروغ میگوید.
فیلم از همین وضعیت متناقض، هم نیروی طنز میسازد و هم پرسشی عاطفی طرح میکند: آیا ممکن است عشق به دو نفر، همزمان صادقانه باشد، وقتی شکل زیستن آن بر پنهانکاری و فریب استوار است؟ این طرح، با آنکه در ظاهر به کمدیِ سوءتفاهمها نزدیک میشود، تنها بر غافلگیریهای داستانی تکیه ندارد. جذابیت اصلیاش در جابهجاییِ جایگاه شخصیتهاست: هر یک در لحظهای هم عاشق است و هم فریبخورده، هم رازدار است و هم بیخبر.
رابطهها از الگوی سادهٔ خیانت و قربانیبودن فاصله میگیرند و به شبکهای از میل، نیاز، تردید و خودفریبی بدل میشوند. با این همه، فیلم هرگز کاملاً به کاوشی تلخ یا روانشناختی بدل نمیشود؛ لحن سبک و بازیگوش خود را حفظ میکند و همین انتخاب، هم سرچشمهٔ دلنشینی آن است و هم محدودیتش. ملودی؛ مرکز ثقل و نقطهٔ کور ملودی در ظاهر محور این سهگانه است؛ اوست که هر دو سوی رابطه را به هم پیوند میدهد و از رازهایی خبر دارد که شارلوت و میشا از آن بیبهرهاند.
اما آگاهی، الزاماً به معنای تسلط نیست. او میکوشد وضعیت را اداره کند، دروغها را در کنار هم نگه دارد و از فروپاشیِ تعادل شکننده جلوگیری کند؛ بااینحال، هرچه بیشتر در این نقش فرو میرود، روشنتر میشود که کنترل او نیز محدود و موقتی است. فیلم از همین فاصله میان دانستن و توانستن، موقعیتهای کمیک و گاه اضطرابآور میسازد.
« ملودی، در میانهٔ این دو دلدادگی، هم از ماجراهای پنهان آگاه است و هم خودش به هر دو دروغ میگوید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، ملودی بیش از آنکه به شخصیتی کاملاً گشوده و پرداخته بدل شود، گاهی کارکردی روایی پیدا میکند: حضورش موتور موقعیتهاست، اما انگیزههای درونیاش همیشه به همان اندازه روشن نیست. عشق همزمان او به دو نفر، بالقوه میتواند دریچهای به بحثی جدی دربارهٔ شکلهای متفاوت دلبستگی باشد؛ فیلم آن را به رسمیت میشناسد، اما اغلب ترجیح میدهد به جای مکث بر معنای این انتخاب، از پیچیدگی عملی آن بهره ببرد.
نتیجه، شخصیتی جذاب و زنده است که در عین حال بخشی از ظرفیت عاطفیاش ناگفته میماند. شارلوت و میشا؛ صمیمیتِ فرسوده شارلوت و میشا زوجیاند که پیش از آنکه رازهایشان آشکار شود، از نوعی فاصلهٔ نامرئی رنج میبرند. میشا بیتوجهی شارلوت را حس میکند، اما منشأ آن را نمیداند؛ شارلوت نیز رابطهٔ پنهانی خود را از او جدا نگه میدارد، بیآنکه بتواند تکلیف عاطفیاش را روشن کند.
فیلم در این بخش تصویری قابلفهم از رابطهای میدهد که صمیمیتش به عادت و سکوت آلوده شده است. خیانت در اینجا ناگهان از خلأ پدید نمیآید؛ بر بستری از نارضایتیهای کوچک و گفتوگوهای انجامنشده رشد میکند. با وجود این، رفتارهای شخصیتها گاهی بیش از آنکه از منطق احساسیِ کاملاً قانعکننده پیروی کنند، در خدمت پیشبرد موقعیتهای کمدی قرار میگیرند.
تصمیمهایشان همواره به اندازهٔ کافی زمینهسازی نمیشود و تماشاگر ممکن است در برخی لحظهها از خود بپرسد چرا شخصیتها به جای ادامهدادن بازی پنهانکاری، راهی روشنتر انتخاب نمیکنند. فیلم بهجای آنکه این پرسش را به کشمکشی عمیق بدل کند، اغلب از آن برای حفظ تعلیق و تولید سوءتفاهم بهره میگیرد.
« نتیجه، شخصیتی جذاب و زنده است که در عین حال بخشی از ظرفیت عاطفیاش ناگفته میماند. »
شخصیتها و اجرا
کمدیِ نزدیکشدن و پنهانشدن طنز فیلم از برخورد میان احساسات جدی و رفتارهای روزمره بیرون میآید. شخصیتها عاشقاند، حسادت میکنند و از لو رفتن میترسند، اما در عین حال باید موقعیتهای معمول زندگی را نیز پیش ببرند؛ همین همنشینی، لحظاتی شیرین و سرخوشانه میسازد. فیلم از آن نوع کمدی است که بیش از شوخیهای لفظیِ پررنگ، بر زمانبندی، نگاهها، مکثها و احتمالِ آشکارشدن راز تکیه دارد.
تماشاگر بارها از اینکه هر دیدار یا گفتوگویی ممکن است نظم ساختگی را برهم بزند، کنجکاو میشود. لحن صمیمی اثر نیز به این موقعیتها کمک میکند. فیلم از قضاوت اخلاقیِ سختگیرانه فاصله میگیرد و اجازه میدهد شخصیتها، با همهٔ خودخواهی و تناقضشان، دوستداشتنی باقی بمانند. این رویکرد سبب میشود خیانتها بیشتر بهانهای برای بررسی آشفتگیِ رابطهها باشند تا فرصتی برای محکومکردن آدمها.
البته همین سبکیِ لحن گاهی از شدت بحران میکاهد: پنهانکاریای که میتوانست زخمی عمیق بر جای بگذارد، در بعضی لحظات به بازیِ شیرینِ تعقیب و گریز بدل میشود. بازیها و هماهنگی گروهی بازی سه بازیگر اصلی از نقاط قوت روشن فیلم است. Anaïs Demoustier به ملودی ترکیبی از دلنشینی، زیرکی و درماندگی میبخشد؛ او میتواند همزمان از رازهایش آگاه به نظر برسد و زیر بار همان رازها دستوپا بزند.
Félix Moati نیز میشا را با نوعی بیتکلفی بازی میکند که مانع از آن میشود شخصیتش صرفاً به مردی سادهلوح یا خودخواه فروکاسته شود. Sophie Verbeeck در نقش شارلوت، با حضوری آرامتر و گاه دور از دسترس، لایهای از تردید و ناآرامی به مثلث میافزاید. مهمتر از تواناییهای جداگانه، هماهنگی میان این سه بازیگر است.
« کمدیِ نزدیکشدن و پنهانشدن طنز فیلم از برخورد میان احساسات جدی و رفتارهای روزمره بیرون میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم به تعاملهای کوچک وابسته است: لحظهای که یکی چیزی را نمیداند و دو نفر دیگر میدانند، یا سکوتی که در آن حرفهای نگفته از دیالوگها پررنگتر میشوند. بازیها به این لحظهها وزن میدهند و باعث میشوند روابط، دستکم در سطح حضور و واکنش، باورپذیرتر از برخی پیچشهای فیلمنامه به نظر برسند.
در واقع، جذابیت گروه بازیگران گاه خلأهایی را جبران میکند که متن در پرداخت انگیزهها باقی میگذارد. ریتم، روایت و محدودیت درام روایت با شتابی ملایم پیش میرود و از انباشتن رخدادهای بزرگ پرهیز میکند. به جای آن، موقعیتهای کوچک و برخوردهای روزمره را به حلقههایی از تنش بدل میسازد.
این شیوه با فضای صمیمی فیلم سازگار است و تماشاگر را درگیر پرسشِ «چه کسی چه میداند؟» نگه میدارد. در عین حال، چون موتور اصلی داستان بر تداوم رازها استوار است، برخی صحنهها بیش از آنکه شخصیتها را عمیقتر کنند، صرفاً وضعیت پنهانکاری را ادامه میدهند. ضعف محوری فیلم همین است: پیچیدگیِ روابط، همیشه به پیچیدگیِ عاطفی نمیانجامد.
شخصیتها ممکن است در وضعیتی دشوار قرار بگیرند، اما دشواریِ موقعیت بهتنهایی جای تحلیلِ خواستهها، ترسها و پیامدهای انتخاب را نمیگیرد. فیلم گاهی از کنار پرسشهای مهم میگذرد؛ از جمله اینکه هر یک از سه نفر دقیقاً از عشق چه میخواهد و تا کجا حاضر است برای حفظ آن به دیگری آسیب بزند.
« در واقع، جذابیت گروه بازیگران گاه خلأهایی را جبران میکند که متن در پرداخت انگیزهها باقی میگذارد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، اثر بیش از آنکه درامِ عمیقی دربارهٔ مسئولیت و صداقت باشد، کمدیـرمانتیکی خوشتماشا دربارهٔ آشفتگیِ عاطفی است. پایان و انتظار مخاطب فیلم در پایان نیز با همان روحیهٔ سبک و غیرقطعی خود پیش میرود و از تبدیلشدن به حکمی نهایی دربارهٔ عشق یا خیانت پرهیز میکند. این رویکرد با شخصیتهایی سازگار است که خودشان نیز در تصمیمگیری و تعریف رابطههایشان دچار تردیدند؛ اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار گرهگشایی عاطفیِ پرمایهتری دارند، رضایت کامل ایجاد نکند.
پایانبندی نه لزوماً بیمنطق است و نه بیتناسب با لحن اثر، ولی میزان قاطعیت یا اقناعکنندگیاش محل بحث میماند. از آنجا که بخش مهمی از لذت فیلم به کشف مسیر روابط وابسته است، جزئیات بیشتر دربارهٔ فرجام آن چیزی از تجربهٔ تماشای اثر میکاهد. جمعبندی «All About Them» کمدیـرمانتیکی گرم و خوشریتم است که از یک مثلث عاشقانهٔ نامتعارف برای ساختن موقعیتهای بامزه و برانگیختن کنجکاوی بهره میگیرد.
بازیهای طبیعی و هماهنگ، بهویژه حضور دلنشین Anaïs Demoustier، به رابطهها جان میدهد و لحن صمیمی فیلم مانع از آن میشود که خیانت و دروغ به ملودرامی سنگین و داورانه تبدیل شوند. در مقابل، انگیزههای بعضی تصمیمها به اندازهٔ کافی پرورش نمییابند و پنهانکاری گاه جای کشمکش عاطفیِ عمیق را میگیرد.
حاصل، اثری سرگرمکننده و دلپذیر است که بیش از آنکه نگاه تماشاگر را به مفهوم عشق دگرگون کند، او را به تماشای بازیِ شکنندهٔ میان میل، راز و دروغ دعوت میکند.
ثبت دیدگاه