نقد و بررسی
نقد همهچیز درباره بنجامینها (All About the Benjamins) | 2002
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و وعدهٔ ژانری «همهچیز دربارهٔ بنجامینها» ساختهٔ کوین بری، کمدیاکشنی از اوایل دههٔ دوهزار است که به الگوی آشنای زوج ناهمگون تکیه میکند: دو مرد با خلقوخو و انگیزههای متفاوت، در پی حادثهای ناخواسته ناچار میشوند کنار هم قرار گیرند. بوکوم جکسون، جایزهبگیری سختگیر، به دنبال رجی رایت، کلاهبرداری خردهپا، است؛ اما تعقیب این مجرم کوچکمقیاس آن دو را به ماجرایی بزرگتر میکشاند که الماسهای گمشده و بلیت بختآزمایی چندمیلیوندلاری در مرکز آن قرار دارند.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که قصد ندارد قواعد این زیرژانر را از نو بنویسد. انتظار اصلیاش نه تعلیقی پیچیده، بلکه برخورد دو شخصیت متضاد، شوخیهای کلامی و حرکت پیوسته از یک دردسر به دردسر بعدی است. این انتخاب، بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مسئله آن است که فیلم در اجرای همین وعده، میان سرگرمی سبک و خشونت پررنگ، و میان کمدی شخصیتی و هیاهوی مداوم، تعادل پایداری پیدا نمیکند.
دو قهرمان و شیمی کمدی مهمترین سرمایهٔ فیلم، تضاد میان بوکوم و رجی است. بوکوم، با بازی آیس کیوب، مردی کمحرف، عبوس و متمایل به کنترل اوضاع است؛ رجی، با بازی مایک اپس، پرحرف، فرصتطلب و آمادهٔ بداههپردازی است. یکی میخواهد کار را به سرانجام برساند، دیگری در هر موقعیت راهی برای نفع شخصی میجوید.
همین تفاوت، زمینهٔ بسیاری از لحظههای کمیک را فراهم میکند و در بخشهایی که فیلم به آن مجال میدهد، همراهی دو بازیگر از منطق سست داستان پیشی میگیرد. اپس با انرژی گفتاری و چهرهپردازیهایش میکوشد از رجی شخصیتی زنده و غیرقابلپیشبینی بسازد. آیس کیوب نیز در نقش نقطهٔ مقابل او، با خشکی و واکنشهای کنترلشدهاش، نوعی طنز مبتنی بر تضاد پدید میآورد.
« فیلم از همان آغاز روشن میکند که قصد ندارد قواعد این زیرژانر را از نو بنویسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این شیمی همواره به شوخیهای دقیق و موقعیتمحور تبدیل نمیشود. گاه فیلم به تکرار دادوفریاد، بدگمانی و واکنشهای اغراقآمیز بسنده میکند؛ در نتیجه، رابطهای که ظرفیت رشد تدریجی دارد، بیش از آنکه از تغییر و شناخت متقابل نیرو بگیرد، بر کشمکشهای مشابه تکیه میکند. روایت پرتحرک، منطق کمتوان طرح داستان با کنار هم گذاشتن چند انگیزهٔ پولمحور، سوخت کافی برای تعقیبوگریز فراهم میکند.
الماسها، بلیت بختآزمایی، مجرمان مسلح و مأموریتی که از ابتدا شخصی به نظر میرسد، فیلم را در حرکت نگه میدارند. هرگاه روایت به بنبست نزدیک میشود، حادثهای تازه یا تعقیبی دیگر وارد میشود و مسیر را تغییر میدهد. این شتاب، برای مخاطبی که سرگرمی بیوقفه میخواهد، جذابیت دارد؛ اما حرکت مداوم لزوماً به معنای پیشرفت روایی نیست.
مشکل اساسی، کمبود استحکام در زنجیرهٔ علتومعلول است. برخی رخدادها بیش از آنکه حاصل تصمیمهای سنجیدهٔ شخصیتها باشند، بهانهای برای رساندن آنان به صحنهٔ اکشن بعدیاند. انگیزهها نیز گاهی سادهتر از آناند که پیچیدگی موقعیت را تحمل کنند. فیلم از ایدهٔ دو آدم با هدفهای متفاوت بهره میگیرد، اما کمتر میکوشد پیامدهای اخلاقی یا عاطفی این تفاوت را واکاوی کند.
بنابراین تماشاگر بیشتر به دنبال کردن ماجرا دعوت میشود تا تأمل در آن. میامی؛ پسزمینهای پررنگ و کماستفاده فضای میامی از عناصر دیداری مهم فیلم است. شهر با نورهای روشن، خیابانهای شلوغ و محیطهای تجاری و ساحلیاش، به ماجرا رنگ و تحرک میبخشد. لوکیشنها به فیلم حالوهوایی گرم و پرجنبوجوش میدهند و آن را از فضای بسته و یکنواخت دور میکنند.
« بااینحال، این شیمی همواره به شوخیهای دقیق و موقعیتمحور تبدیل نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
موسیقی پرضرب نیز به همین حس سرعت کمک میکند و در صحنههای تعقیب، انرژی موردنیاز را فراهم میآورد. بااینهمه، میامی بیشتر به پسزمینهای خوشظاهر بدل میشود تا نیرویی مؤثر در روایت. شهر کمتر به شکل فضایی با هویت اجتماعی یا فرهنگی مستقل حس میشود و بیشتر مجموعهای از مکانهای مناسب برای تعقیب، درگیری و جابهجایی است.
فیلم از رنگ و جنبوجوش شهر بهره میبرد، اما بهندرت میکوشد رابطهٔ شخصیتها با محیط پیرامونشان را معنادار کند. نتیجه، فضایی چشمنواز اما نسبتاً سطحی است که حالوهوا میسازد، بیآنکه به عمق جهان داستان بیفزاید. اکشن و خشونت؛ ناهماهنگی در لحن صحنههای اکشن قرار است ضرباهنگ فیلم را بالا نگه دارند، ولی در بسیاری از لحظات از انسجام و ظرافت کافی برخوردار نیستند.
تعقیبها و درگیریها بیشتر بر شدت صدا، آشوب تصویری و خطر فوری تکیه میکنند تا بر طراحی روشن یا تعلیق مرحلهبهمرحله. کارگردانی، بهویژه در پیوند دادن حرکت و شوخی، همیشه تسلط لازم را نشان نمیدهد؛ گاهی صحنه نه آنقدر دقیق است که بهعنوان اکشن اثرگذار باشد و نه آنقدر حسابشده که خشونتش خندهآور جلوه کند.
خشونت اغراقشده نیز یکی از مهمترین ناهماهنگیهای فیلم است. کمدیِ مبتنی بر شوخی و بداهه، بهطور طبیعی به لحنی سبکتر دعوت میکند؛ اما فیلم گاه با شدت و بیاعتنایی به پیامدهای خشونت، این لحن را مختل میسازد. مسئله صرفاً وجود خشونت نیست، بلکه نحوهٔ قرار گرفتن آن در کنار شوخیهاست: فیلم از مخاطب میخواهد همزمان در برابر خطرهای جدی بخندد و آنها را بیاهمیت بگیرد، بیآنکه همیشه پلی لحنمند میان این دو بسازد.
« موسیقی پرضرب نیز به همین حس سرعت کمک میکند و در صحنههای تعقیب، انرژی موردنیاز را فراهم میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتهای فرعی و فرصتهای نیمهتمام شخصیتهای فرعی، از جمله جینا و پام، میتوانند جهان فیلم را از دوگانهٔ بوکوم و رجی فراتر ببرند. حضور آنان در برخی موقعیتها به روایت تنوع میدهد و نشان میدهد که زنان فیلم صرفاً در حاشیهٔ ماجرای مردان باقی نمیمانند. بااینحال، پرداخت آنان محدود است و فرصت چندانی برای شکلگیری مسیر مستقل یا پیچیدگی شخصیتی پیدا نمیکنند.
نقششان بیشتر در خدمت پیشبرد موقعیتها و تکمیل ترکیب گروهی است تا گسترش مضمون یا جهان داستان. ضدقهرمانان نیز عمدتاً با نشانههای آشنای شرارت معرفی میشوند. این انتخاب، روایت را ساده و قابلفهم نگه میدارد، اما تنش را کاهش میدهد؛ زیرا شخصیتهای مخالف کمتر به انسانهایی با انگیزههای باورپذیر تبدیل میشوند و بیشتر مانعی برای قهرماناناند.
فیلم از این طریق زمان را به نفع حرکت و شوخی آزاد میکند، اما بهایش کمرنگ شدن کشمکش دراماتیک است. طنز، ریتم و میراث زمانه طنز فیلم بیش از آنکه از ظرافت موقعیت یا مشاهدهٔ دقیق رفتار انسانها سرچشمه بگیرد، بر تقابل شخصیتها، پرحرفی رجی و واکنشهای خشک بوکوم استوار است. این شیوه در لحظههایی که بازیگران فرصت بازی با مکث، نگاه و لحن دارند، نتیجه میدهد.
اما تکرار شوخیهای مشابه، ریتم را فرسوده میکند و بعضی بخشها را به نمایش ممتد اغراق بدل میسازد. فیلم گاه چنان به اطمینان از جذابیت زوج مرکزی تکیه میکند که فراموش میکند هر صحنه باید افزودهای تازه به رابطه یا ماجرا داشته باشد. از سوی دیگر، اثر بهوضوح محصول زمانهٔ خود است: فیلمی که انرژی هیپهاپ، قهرمانان سرزباندار و اکشن شهری را در قالبی عامهپسند کنار هم میگذارد.
« بااینحال، پرداخت آنان محدود است و فرصت چندانی برای شکلگیری مسیر مستقل یا پیچیدگی شخصیتی پیدا نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
برخی انتخابهای سبکی و شوخیها امروز ممکن است کهنه یا کماثر به نظر برسند، اما همین ویژگیها برای مخاطبی که به سینمای جریان اصلی آن دوره علاقه دارد، بخشی از جذابیت تاریخی فیلماند. «همهچیز دربارهٔ بنجامینها» بیش از آنکه بهواسطهٔ نوآوری ماندگار شود، تصویری از ذائقه و ریتم سرگرمی عامهپسند آن سالها ارائه میدهد.
جمعبندی «همهچیز دربارهٔ بنجامینها» فیلمی است که بهترین لحظاتش را از همراهی دو بازیگر اصلی میگیرد و ضعیفترین بخشهایش از ناتوانی در مهار شلوغی روایت و لحن. ایدهٔ تعقیب الماسها و بلیت بختآزمایی، مسیر پرتحرکی برای ماجرا فراهم میکند و فضای میامی و موسیقی پرانرژی به آن جان میدهند؛ اما طرح کلیشهای، پیوندهای روایی سست، اکشن ناپخته و خشونت نامتناسب مانع از آن میشوند که این عناصر به تجربهای یکپارچه بدل شوند.
تماشای فیلم بیش از هر چیز برای علاقهمندان به کمدیهای اکشن زوجمحور و آثار عامهپسند آغاز دههٔ دوهزار معنا دارد. در این چارچوب، فیلم سرگرمیهایی پراکنده و لحظههایی واقعاً خندهآور عرضه میکند، اما از ظرفیت بازیگران و موقعیت مرکزی خود کمتر از آنچه ممکن بود بهره میبرد. حاصل، اثری پرجنبوجوش اما نابرابر است: خوشتماشا در لحظههایی، و فراموششدنی در بخشهایی که به جای شخصیت و شوخی، صرفاً بر سروصدا تکیه میکند.
ثبت دیدگاه