نقد و بررسی
نقد زنده (Alive) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با ظرفیت تعلیق فیلم «Alive» ساختهٔ Rob Grant از موقعیتی آغاز میشود که در عین آشنایی، ظرفیت فراوانی برای اضطراب دارد: مردی و زنی بهشدت زخمی در آسایشگاهی متروک از خواب برمیخیزند، بیآنکه بدانند چه کسانیاند یا چگونه به آنجا رسیدهاند. تنها چهرهٔ حاضر در آن محیط، سرپرستی است که با لحنی آرام از آنها مراقبت میکند، اما رفتار و تصمیمهایش بهسرعت نشان میدهد که آسودگی و امنیت در این مکان معنای خود را از دست دادهاند.
فیلم از همان ابتدا، دانستههای تماشاگر را همپای دانستههای دو شخصیت اصلی محدود میکند. این همسطحی، راهی مؤثر برای ساختن تعلیق است: هر نشانه ممکن است سرنخی تعیینکننده باشد و هر پاسخ، پرسش تازهای را پیش بکشد. ایدهٔ فراموشی و هویت نامعلوم، بستر مناسبی برای تعلیق روانشناختی فراهم میکند، هرچند «Alive» در ادامه همیشه به اندازهٔ شروعش از این ظرفیت بهره نمیبرد.
آسایشگاه؛ مکانی برای حبس و بیاعتمادی مهمترین دستاورد فضاسازانهٔ فیلم، استفاده از آسایشگاه متروک بهعنوان محیطی بسته و ناآرام است. راهروهای خلوت، اتاقهای درمانی و نشانههای فرسودگی بنا، حس مکانی را میسازند که گویی از جهان بیرون جدا افتاده است. این فضا صرفاً پسزمینهٔ رخدادها نیست؛ محدودیت آن، دامنهٔ انتخاب شخصیتها را کوچک میکند و ناتوانیشان در فهم موقعیت را برجستهتر میسازد.
رویکرد بصری فیلم بر تاریکی، خلوتی و انتظار تکیه دارد. قابها اغلب بر بدنهای آسیبدیده یا محیطی سرد و بیروح مکث میکنند و همین تأکید، تماشاگر را به تجربهٔ حبس نزدیک میسازد. فیلم گاه از سکوت و مکث برای ایجاد دلواپسی بهره میگیرد و گاه با صحنههای جسمانی خشن، واکنشی فوری میطلبد.
« فیلم از همان ابتدا، دانستههای تماشاگر را همپای دانستههای دو شخصیت اصلی محدود میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دو شیوه در بهترین لحظات مکمل یکدیگرند؛ اما تکرار موقعیتهای مشابه، اثرگذاری آنها را بهتدریج کاهش میدهد. روایتِ راز و زمانبندیِ پاسخها «Alive» بر پرسشهایی بنا شده است که پاسخشان بهتدریج و با احتیاط نمایان میشود: این دو نفر چه رابطهای با گذشتهٔ خود دارند؟ چرا در این آسایشگاهاند؟
و سرپرست مرموز چه هدفی را دنبال میکند؟ فیلم آگاهانه اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و از خاطرههای کوتاه و نشانههای پراکنده برای حفظ ابهام بهره میبرد. تا اینجا، راهبرد روایی با موضوع اصلی، یعنی گمگشتگی هویت، تناسب دارد. بااینحال، پنهانکردن اطلاعات همیشه به معنای ساختن تعلیق مؤثر نیست.
در بخشهایی از میانه، روایت درجا میزند و پیشرفت معما کندتر از آن میشود که کنجکاوی تماشاگر را پیوسته زنده نگه دارد. برخی موقعیتها تکرار حس درماندگی و خشونت را جایگزین گسترش شخصیتها یا روشنترشدن مناسبات میان آنها میکنند. در نتیجه، پرسش مرکزی همچنان جذاب میماند، اما انتظار برای پاسخ گاهی بیش از آنکه پرفشار باشد، فرساینده میشود.
بازیگران و مرکز ثقل فیلم Angus Macfadyen در نقش سرپرست، محور اصلی جذابیت نمایشی فیلم است. او شخصیت را با آرامشی آمیخته به تهدید بازی میکند: لحنی که در ظاهر مراقبانه است، اما زیر آن نوعی تسلط و بیرحمی نهفته. همین دوگانگی باعث میشود حضورش از قالب یک بدمن آشکار فراتر برود و مخاطب مدام دربارهٔ میزان اعتمادپذیریاش تردید کند.
« این دو شیوه در بهترین لحظات مکمل یکدیگرند؛ اما تکرار موقعیتهای مشابه، اثرگذاری آنها را بهتدریج کاهش میدهد. »
شخصیتها و اجرا
بازی او به فضای فیلم وجهی وهمآلود میبخشد و در لحظاتی که روایت کند میشود، توجه را دوباره به صحنه بازمیگرداند. Thomas Cocquerel و Camille Stopps نیز در نقش دو بیمار گرفتار، سردرگمی و ترس موقعیت را منتقل میکنند. بااینهمه، شخصیتپردازی آنها محدود میماند. فراموشیشان بهانهای روایی برای پنهانکردن گذشته است، اما در عمل فرصت چندانی برای شکلگیری هویت مستقل، خواستههای پیچیده یا پیوند عاطفی عمیق فراهم نمیشود.
به همین سبب، تماشاگر بیشتر درگیر پرسش از سرگذشت آنهاست تا خودِ آنها؛ تفاوتی که در فیلمی متکی بر آسیب و بقا، اهمیت فراوان دارد. خشونت و بدن بهمثابه میدان ترس وحشت در «Alive» عمدتاً از محدودکردن اختیار بدن سرچشمه میگیرد. جراحتها، بانداژها، درمانهای دردناک و تهدید به آسیب بیشتر، شخصیتها را در وضعیتی قرار میدهد که حتی حرکتکردن نیز به تصمیمی پرهزینه بدل میشود.
فیلم از خشونت جسمانی برای ملموسکردن نابرابری قدرت میان زندانیان و سرپرست استفاده میکند؛ بدن زخمی هم نشانهٔ شکنندگی است و هم ابزاری برای اعمال سلطه. این تأکید، برای مخاطبانی که وحشت جسمانی را مؤثر میدانند، میتواند تجربهای تکاندهنده بسازد. اما خشونت در همهٔ لحظات به معنای پیشرفت دراماتیک نیست.
هرگاه صحنهای صرفاً برای افزایش شوک یا تکرار شکنجه طراحی شده باشد، فاصلهای میان شدت بصری و عمق عاطفی احساس میشود. اگر فیلم بیش از آنکه به پیامد روانی آسیبها بپردازد، بر نمایش خودِ آسیب تکیه کند، ترس بهجای آنکه پیچیدهتر شود، به واکنشی گذرا فروکاسته میشود. محدودیتهای شخصیتپردازی و ریتم ضعف اصلی فیلم آن است که ایدهٔ جذابش را به شخصیتهایی به همان اندازه زنده و پیچیده تبدیل نمیکند.
« Thomas Cocquerel و Camille Stopps نیز در نقش دو بیمار گرفتار، سردرگمی و ترس موقعیت را منتقل میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دو بیمار در آغاز، بهدلیل ناآگاهی از گذشته و وضعیت کنونیشان، ظرفیت همذاتپنداری دارند؛ اما فیلم برای پرداختن به تفاوتهای فردی و تحول رابطهٔ آنها مجال کافی نمیگذارد. پیوندشان بیشتر تابع ضرورتهای موقعیت است و کمتر از دل شناخت متقابل یا تجربهای عاطفی رشد میکند. این محدودیت با کندی بخش میانی تشدید میشود.
وقتی روایت همزمان از گسترش شخصیتها و پیشبرد معما بازمیماند، صحنههای مشابه وزن بیشتری پیدا میکنند و انتظار تماشاگر طولانیتر میشود. فیلم در لحظاتی که سرنخ تازهای میدهد یا تنش میان سه شخصیت را برجسته میکند، دوباره جان میگیرد؛ اما این حرکت پیوسته نیست. چنین نوسانی میان کشش و سکون، مانع از آن میشود که تعلیق در سراسر اثر با شدت یکسان حفظ شود.
پیچش و نسبت آن با مسیر روایت «Alive» در مسیر خود به سوی افشاگریهای مهم میرود، اما ارزش یک پیچش فقط به غافلگیری آن وابسته نیست؛ مخاطب باید پس از آشکارشدن حقیقت بتواند رابطهٔ آن را با نشانههای پیشین حس کند. در این فیلم، بخشی از تأثیر نهایی به این بستگی دارد که تماشاگر تا چه اندازه با منطق پنهان روایت همراه شده باشد.
برای برخی، نتیجه ممکن است جسورانه و غافلگیرکننده جلوه کند؛ برای برخی دیگر، چرخشی کماثر یا بیش از حد تصادفی به نظر برسد. نکتهٔ مهم آن است که فیلم برای رسیدن به آن نقطه، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف نگهداشتن اطلاعات میکند. بنابراین اگر مخاطب در طول مسیر به شخصیتها و نشانههای روایی اعتماد نکرده باشد، افشاگری پایانی بهتنهایی نمیتواند همهٔ کاستیهای پیشین را جبران کند.
« پیوندشان بیشتر تابع ضرورتهای موقعیت است و کمتر از دل شناخت متقابل یا تجربهای عاطفی رشد میکند. »
قوتها و کاستیها
موفقیت این انتخاب بیش از هر چیز به میزان همراهی تماشاگر با لحن اغراقآمیز و بازیگوشانهٔ فیلم بستگی دارد؛ لحنی که گاهی از واقعگرایی فاصله میگیرد. جمعبندی «Alive» فیلمی ترسناک و محصور در فضایی مناسب برای تعلیق است؛ اثری که با دو شخصیت بینام، آسایشگاهی متروک و سرپرستی مرموز، پرسشی گیرا دربارهٔ هویت و اسارت طرح میکند.
بازی Angus Macfadyen، حالوهوای سرد مکان و برخی لحظات خشونتآمیز، از نقاط قوت آناند. در برابر، کندی بخش میانی، شخصیتپردازی کمعمق و پیچشی که ممکن است برای بخشی از تماشاگران قانعکننده نباشد، مانع انسجام کامل تجربه میشوند. حاصل کار فیلمی است که بیش از آنکه بهواسطهٔ شخصیتهایش در خاطر بماند، با موقعیت مرکزی و فضای آزارندهاش اثر میگذارد.
«Alive» برای علاقهمندان به وحشتِ محصور و بازیهای ذهنی، انتخابی کنجکاویبرانگیز است؛ اما برای تبدیلشدن به اثری ماندگارتر، به پیوندی محکمتر میان راز، تحول شخصیتها و پیامدهای عاطفی خشونت نیاز داشت.
« بازی Angus Macfadyen، حالوهوای سرد مکان و برخی لحظات خشونتآمیز، از نقاط قوت آناند. »



ثبت دیدگاه