نقد و بررسی
نقد بیگانگان در برابر آواتارها (Aliens vs Avatars) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای پرکشش، اجرایی کمرمق «Aliens vs. Avatars» از همان عنوانش وعدهی برخوردی پرهیاهو میان دو تصور آشنای سینمای علمیتخیلی میدهد: موجودات بیگانهی شکارچی و آواتاری که از نیرویی دوردست به زمین راه یافته است. داستان نیز با همین وعده آغاز میشود؛ شش دوست دانشجو در سفر کمپینگ خود ناگهان درگیر تعقیبوگریزی مرگبار میشوند و برای زنده ماندن ناچارند به آوا، بیگانهای که در قالب یک آواتار با آنان ارتباط برقرار میکند، اعتماد کنند.
راه نجاتشان هم به یافتن و تعمیر رباتی گره میخورد که میتواند در برابر شکارچی بیگانه بایستد. این ترکیب، دستکم روی کاغذ، ظرفیت یک ماجرای پرتنش و سرگرمکننده را دارد: گروهی آسیبپذیر در طبیعت، دشمنی ناشناخته و متحدی که نیت و ماهیتش برای دیگران روشن نیست. فیلم اما میان جذابیت طرح و توانایی پرداخت آن فاصلهای محسوس باقی میگذارد.
تعلیق جنگل و محدودیتهای آن قرار دادن بخش مهمی از ماجرا در جنگل، انتخابی مناسب برای داستانی است که بر محاصره، گمگشتگی و بیاعتمادی تکیه دارد. فضای درختان و مسیرهای تاریک میتواند امکان دیدن و ندیدن را به عنصر اصلی تعلیق بدل کند: صدایی از میان شاخهها میآید، کسی از گروه جدا میشود و هیچکس مطمئن نیست خطر از کدام سو نزدیک میشود.
حضور موجودی تغییرشکلدهنده نیز به این بیاعتمادی بُعدی روایی میدهد؛ چون تهدید فقط بیرون از گروه نیست و میتواند در ظاهرِ آشنا پنهان شود. بااینحال، فیلم این ظرفیت را بهندرت به تعلیقی پایدار تبدیل میکند. تعقیبوگریزها بارها به دویدن شخصیتها در فضای جنگلی محدود میشوند و هرچه تکرارشان بیشتر میشود، اثرشان کمتر.
« ایدهای پرکشش، اجرایی کمرمق «Aliens vs. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
موقعیتهایی که باید اضطراب و آشفتگی را تشدید کنند، بهتدریج الگوی قابلپیشبینی پیدا میکنند: خطر نزدیک میشود، گروه میگریزد و دوباره در مسیر دیگری با تهدید روبهرو میشود. بدینترتیب، جنگل بهجای آنکه همچون محیطی زنده و هراسانگیز در روایت دخالت کند، اغلب پسزمینهی کنشهایی باقی میماند که تنوع و تحول کافی ندارند.
آوا و منطق جهان داستان نقطهی عطف داستان، ورود آوا به ماجراست؛ شخصیتی که میتواند پیوند میان دوستان گرفتار و جنگی بزرگتر از درک آنان باشد. او همزمان متحدی بالقوه و منبع تردید است: آیا باید به او اعتماد کرد؟ آیا توضیحاتش با آنچه شخصیتها میبینند سازگار است؟ این پرسشها میتوانستند محور دراماتیک نیرومندی بسازند و رابطهی میان انسانها و موجودی بیگانه را از یک همکاری اضطراری فراتر ببرند.
ایدهی آواتار نیز امکان خوبی فراهم میکند تا تفاوت میان شکل ظاهری، هویت واقعی و انگیزهی پنهان بررسی شود. اما فیلم بیشتر به پیشبردن طرح وابسته میماند تا روشنکردن قواعد جهان خود. اطلاعات لازم برای فهم خطر و مأموریت آوا پراکنده عرضه میشوند و پیوند میان بحران اصلی، تهدید موجود و اهمیت تعمیر ربات همیشه به اندازهی کافی استوار به نظر نمیرسد.
وقتی قاعدههای یک داستان علمیتخیلی روشن و منسجم نباشند، تماشاگر بهجای دنبالکردن خطر، ناچار میشود منطق رخدادها را حدس بزند. از همین رو، آوا با وجود جایگاه مرکزیاش، به شخصیتی بدل نمیشود که حضورش بهتنهایی بتواند بار معنایی یا عاطفی روایت را حمل کند. فیلمنامه، دیالوگ و شخصیتپردازی ضعف فیلمنامه تنها به ناهماهنگی در توضیح جهان داستان محدود نیست؛ شخصیتها نیز فرصت چندانی برای شکلگرفتن پیدا نمیکنند.
« او همزمان متحدی بالقوه و منبع تردید است: آیا باید به او اعتماد کرد؟ »
شخصیتها و اجرا
در آغاز، جمع دوستان میتواند بستری برای نمایش تفاوتهای فردی، رقابتها و پیوندهای عاطفی باشد. در موقعیت بحرانی، این اختلافها باید تصمیمهای دشوار و واکنشهای متفاوتی پدید آورند. اما بسیاری از شخصیتها بیش از آنکه افراد متمایزی با خواستهها و ترسهای قابلفهم باشند، کارکردهایی برای نگهداشتن گروه در مسیر ماجرا دارند.
دیالوگها نیز اغلب بهجای آنکه شخصیتها را از یکدیگر متمایز کنند یا تنش را عمیقتر سازند، صرفاً اطلاعات لازم برای ادامهی صحنه را منتقل میکنند. در نتیجه، گفتوگوها گاه تصنعی به گوش میرسند و واکنشها وزن عاطفی موردنیاز را پیدا نمیکنند. این مسئله بهویژه در داستانی که بناست بر اعتماد و تردید تکیه کند، آسیبزاست: اگر رابطهی میان شخصیتها باورپذیر نباشد، خطر از دستدادن آنها نیز تأثیر چندانی بر تماشاگر نمیگذارد.
فیلم گاه با موقعیتهای ناخواستهی خندهدار توجه جلب میکند، اما خندهی ناشی از ناهماهنگی، جای درگیری دراماتیک را نمیگیرد و با طولانیشدن روایت میتواند فرساینده شود. بازیها و ساخت هیولا بازیگران در مجموع نمیتوانند محدودیتهای متن را جبران کنند. اجرای شخصیتها کمرمق است و در لحظههایی که باید ترس، ناباوری یا تصمیمگیری اضطراری را منتقل کنند، واکنشها غالباً به اندازهی کافی طبیعی و نافذ نیستند.
البته این کاستی را نمیتوان فقط به اجرا نسبت داد؛ دیالوگهای ضعیف و صحنههایی که انگیزهی شخصیتها را روشن نمیکنند نیز مانع شکلگیری بازیهای متقاعدکننده میشوند. بازیگر برای آنکه ترس را باورپذیر کند، به موقعیتی نیاز دارد که منطق و شدت آن در خود فیلم جا افتاده باشد. جلوههای ویژه نیز به این دشواری میافزایند.
« در آغاز، جمع دوستان میتواند بستری برای نمایش تفاوتهای فردی، رقابتها و پیوندهای عاطفی باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موجودات و عناصر علمیتخیلی باید حس ناشناختگی و تهدید ایجاد کنند، اما ظاهر کمهزینه و نامقنع آنها بارها توجه را از خطر داستان به محدودیتهای ساخت معطوف میکند. استفاده از جلوههای دیجیتال و عملی، بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مسئله این است که میان شیوهی اجرای آنها و فضایی که فیلم میخواهد بسازد، هماهنگی کافی دیده نمیشود.
حاصل، گاه بهجای هراس، نوعی فاصلهی ناخواسته میان تماشاگر و صحنه ایجاد میکند. فیلم ظاهراً میخواهد با مقیاس بزرگِ درگیری بیگانگان هیجان بیافریند، اما ابزار بصریاش توان برآوردن این انتظار را ندارد. ریتم و اثر تعقیبوگریز ریتم فیلم در آغاز از نوید یک ماجرای بقا نیرو میگیرد. گروهی در محیطی دورافتاده گرفتار شدهاند، دشمن ناشناخته است و زمان برای یافتن راه مقابله اهمیت دارد.
چنین ساختاری میتواند با افزایش تدریجی خطر، هر صحنه را دشوارتر از صحنهی پیشین کند. اما وقتی موقعیتهای مشابه بدون تغییر معنادار تکرار شوند، شتاب ظاهری به پیشرفت واقعی داستان نمیانجامد. شخصیتها حرکت میکنند، از خطری میگریزند و دوباره با تهدید روبهرو میشوند؛ بااینحال، این چرخه همیشه به شناخت عمیقتر، تغییر رابطهها یا تشدید حسابشدهی خطر منجر نمیشود.
در نتیجه، فیلم در حفظ کشش خود با مشکل مواجه است. تعلیق زمانی مؤثر میماند که تماشاگر هم از نتیجهی موقعیت بیخبر باشد و هم برای سرنوشت افراد درگیر اهمیت قائل شود. «Aliens vs. Avatars» ابزار بالقوهی نخست را در موجود تغییرشکلدهنده و ابزار بالقوهی دوم را در گروه دوستان دارد، اما شخصیتپردازی و اجرای صحنهها آن دو را بهاندازهی کافی به هم پیوند نمیدهد.
« حاصل، گاه بهجای هراس، نوعی فاصلهی ناخواسته میان تماشاگر و صحنه ایجاد میکند. »
قوتها و کاستیها
تکرار تعقیبها نیز کمکم از نیروی تهدید میکاهد؛ چیزی که قرار بود فشار را بالا ببرد، به بخش آشنای دیگری از الگوی فیلم تبدیل میشود. جمعبندی «Aliens vs. Avatars» ایدهای دارد که بهآسانی میتوان جذابیتش را درک کرد: برخورد دو گونهی بیگانه، گروهی از دانشجویان گرفتار در طبیعت، موجودی تغییرشکلدهنده و آواتاری که اعتماد به او آسان نیست.
این عناصر میتوانستند مبنای داستانی پرتعلیق دربارهی بقا و اعتماد باشند. فیلم گاه از فضای جنگلی و امکان غافلگیریهای روایی بهره میگیرد، اما نمیتواند این ظرفیتها را به تجربهای منسجم و ماندگار تبدیل کند. جلوههای ویژهی کماقناع، دیالوگهای ضعیف، شخصیتپردازی محدود و تکرار صحنههای فرار، پیوسته از اثرگذاری ماجرا میکاهند.
حاصل، اثری است که بیشتر از آنکه با کیفیت پرداخت سینماییاش به یاد بماند، با فاصلهی میان عنوان پرادعا و اجرای کمتوانش شناخته میشود. برای تماشاگر علاقهمند به فیلمهای علمیتخیلی کمهزینه یا آثاری که ناخواسته لحظههایی طنزآمیز پدید میآورند، ممکن است کنجکاویبرانگیز باشد؛ اما برای ساختن تعلیقی جدی و روایتی منسجم، ایدههایش را بهقدر کافی پرورش نمیدهد.
« این عناصر میتوانستند مبنای داستانی پرتعلیق دربارهی بقا و اعتماد باشند. »
ثبت دیدگاه