نقد و بررسی
نقد بیگانگان والدینم را ربودند و حالا احساس میکنم置 جا ماندهام (Aliens Abducted My Parents and Now I Feel Kinda Left Out) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای میان شوخی و تنهایی عنوان بلند و بازیگوشانهٔ «Aliens Abducted My Parents and Now I Feel Kinda Left Out» از همان ابتدا وعدهٔ فیلمی عجیبوغریب و سرخوش را میدهد؛ اثری که خیالپردازی علمیتخیلی را با اضطرابهای آشنای نوجوانی درمیآمیزد. داستان با ایتی آغاز میشود؛ نوجوانی که از جابهجایی خانواده و زندگی در شهری کوچک دلخوشی ندارد و آیندهاش را تیره میبیند.
آشنایی او با کالوین، همسایهای که به فضا و ماجرای ناپدیدشدن والدینش باور دارد، مسیر تازهای پیش پایش میگذارد. ایتی که سودای روزنامهنگاری دارد، ابتدا به قصد نوشتن گزارشی افشاگرانه به سراغ او میرود؛ اما این ارتباط، بهتدریج از یک سوژهٔ مدرسهای فراتر میرود و به تجربهای دربارهٔ همدلی، فقدان و معنای تعلق بدل میشود.
هستهٔ جذاب فیلم در همین برخورد میان دو نگاه متفاوت است: ایتی که میخواهد از شهر تازهاش بگریزد و کالوین که تمام زندگیاش را حول راز گمشدن خانوادهاش سامان داده است. ایدهٔ مرکزی، بهتنهایی برای ساختن یک ماجراجویی دلنشین کفایت میکند؛ بهویژه آنکه فیلم، روایت خود را در محدودهٔ قصهای خانوادگی و نوجوانانه نگه میدارد و از تبدیلشدن به علمیتخیلی سنگین یا هراسآور پرهیز میکند.
از همینرو، اثر بیش از آنکه دربارهٔ موجودات فضایی باشد، دربارهٔ نوجوانانی است که میکوشند در جهانی ناآشنا برای خود جایی پیدا کنند. دو نوجوان در مرکز روایت مهمترین سرمایهٔ فیلم، رابطهٔ ایتی و کالوین است. ایتی در آغاز با نگاه ابزاری به کالوین نزدیک میشود؛ او را موضوعی مناسب برای گزارش خود میبیند، نه لزوماً انسانی که باید فهمیده شود.
« آشنایی او با کالوین، همسایهای که به فضا و ماجرای ناپدیدشدن والدینش باور دارد، مسیر تازهای پیش پایش میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فاصله، امکان شکلگیری دگرگونی شخصیت را فراهم میکند: هرچه ایتی بیشتر به جهان کالوین راه مییابد، سادهسازی نخستینش دشوارتر میشود. فیلم در بهترین لحظاتش، این تغییر را با کنشهای کوچک و توجه به عادتها و علاقههای دو نوجوان نشان میدهد، نه با خطابههای اخلاقی. کالوین نیز صرفاً وسیلهای برای پیشبردن معمای داستان نیست.
شیفتگی او به فضا، لباس دستسازش و سماجتش در پیگیری نشانهها، تصویری از نوجوانی میسازد که برای کنارآمدن با فقدانی بزرگ، به روایتی خارقالعاده پناه برده است. این ویژگی میتواند هم خندهدار باشد و هم اندوهبار؛ فیلم نیز گاه بهخوبی میان این دو حس تعادل برقرار میکند. بازی Jacob Buster به شخصیت گرما و صمیمیت میبخشد و Emma Tremblay نیز ایتی را از یک قهرمان نوجوانِ صرفاً دلخور، به شخصیتی پذیرفتنیتر تبدیل میکند.
با این همه، عمق عاطفی رابطه همیشه به یک اندازه پرورده نمیشود و بعضی مراحل نزدیکی دو شخصیت بیش از آنکه از دل موقعیتها بجوشند، تابع نیازهای آشنای پیرنگاند. خیالپردازی فضایی و نوستالژی فیلم آشکارا به سنت ماجراجوییهای نوجوانانهٔ دهههای گذشته چشم دارد؛ آثاری که در آنها کودکان و نوجوانان، در حاشیهٔ زندگی روزمره، با رازی بزرگ روبهرو میشدند و دوستی، کنجکاوی و شجاعت را به ابزار کشف جهان تبدیل میکردند.
این حالوهوا در تمایل اثر به ساختن ماجرایی خانوادگی، در تأکید بر وسایل دستساز و در نگاه مشتاقانهاش به آسمان و ناشناختهها دیده میشود. فیلم از این نوستالژی نه برای بازسازی دقیق دورهای تاریخی، بلکه برای زندهکردن حسی آشنا استفاده میکند: حس اینکه ممکن است در شهری آرام و معمولی، اتفاقی شگفتانگیز در کمین باشد.
« کالوین نیز صرفاً وسیلهای برای پیشبردن معمای داستان نیست. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، نوستالژی همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. ارجاع به الگوهای آشنا، اگر با جزئیات تازه یا پیچشی روایی همراه نشود، به تکرار همان الگوها میانجامد. «Aliens Abducted My Parents…» در ساختن فضای خیالانگیز موفقتر از آن است که قواعد این فضا را به شکلی واقعاً تازه گسترش دهد. نتیجه، اثری است که برای مخاطب جوان میتواند سرگرمکننده و دلگرمکننده باشد، اما برای بینندهای که انتظار ابداعی چشمگیر در ژانر علمیتخیلی دارد، احتمالاً محدود به نظر میرسد.
فیلمنامه؛ میان جذابیت و کمدقتی پاشنهٔ آشیل فیلم، فیلمنامهٔ آن است. داستان با مقدماتی پرکشش آغاز میشود، اما در ادامه بارها به سازوکارهای آشنای کمدی نوجوانانه تکیه میکند: جابهجایی به شهری کوچک، دشواری سازگاری با محیط تازه، رقابت در مدرسه و تصمیمی که شخصیت اصلی را به موقعیتی اخلاقاً مشکوک میکشاند.
هرکدام از این عناصر میتوانند مؤثر باشند، اما فیلم فرصت کافی برای پیچیدهکردن آنها فراهم نمیکند. برای نمونه، انتخاب ایتی برای نوشتن گزارشی دربارهٔ کالوین، به انگیزهای روشن نیاز دارد تا باورپذیر بماند؛ بااینحال، مسیر تصمیمگیری او گاهی بیشتر بهانهای برای آغاز ماجرا به نظر میرسد تا انتخابی که از شخصیتش برآمده باشد.
افزون بر این، برخی جزئیات داستانی به اندازهای که برای باورپذیری کل ماجرا لازم است، دقیق و منسجم نمیشوند. چنین خلأهایی ممکن است در قصهای فانتزی کماهمیت جلوه کنند، اما وقتی فیلم از تماشاگر میخواهد در معمای مرکزی سرمایهگذاری عاطفی کند، سستی منطق میتواند اثرگذار باشد. طنز نیز کیفیت یکدستی ندارد: شماری از موقعیتها از شیرینی شخصیتها و تفاوت نگاهشان نیرو میگیرند، درحالیکه بعضی شوخیها صرفاً برای جلب خنده وارد میشوند و زود از ذهن میروند.
« با این حال، نوستالژی همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در لحظات صمیمیاش طبیعیتر است تا وقتی که میکوشد هر صحنه را به نقطهای کمدی بدل کند. پیشبینیپذیری و مسئلهٔ پایانبندی روایت از نشانههایی استفاده میکند که تماشاگر را به سوی برداشتهای مشخص هدایت میکنند؛ ازاینرو، برای بینندهٔ آشنا با قصههای نوجوانانه، مسیر کلی ماجرا چندان رازآلود نمیماند.
پیشبینیپذیری بهخودیخود نقصی قطعی نیست؛ فیلمهای خانوادگی میتوانند با مقصدی معلوم نیز جذاب باشند، اگر سفر شخصیتها پرجزئیات و احساسی باشد. مشکل اینجاست که این اثر گاه پیش از آنکه رابطهها و پیامدهای انتخابها را بهخوبی بپروراند، به سوی ایستگاه بعدی پیرنگ حرکت میکند. به همین دلیل، بعضی افشاگریها یا تغییرات روایی به اندازهٔ ظرفیت بالقوهٔ ایده اثر نمیگذارند.
از سوی دیگر، لحن فیلم میان ماجراجویی، کمدی و درام خانوادگی در رفتوآمد است. این آمیزش در اصل میتواند نقطهٔ قوت باشد، اما برای کامیابی به هماهنگی نیاز دارد. هرگاه فیلم بر احساس فقدان و پیوند انسانی تمرکز میکند، لحن صمیمانهاش به دل مینشیند؛ هرگاه برای حفظ شور و هیجان، شوخی یا تحول داستانی را با شتاب وارد میکند، انسجام کاهش مییابد.
پایانبندی نیز، بیآنکه جزئیاتش فاش شود، از همان انتخابهای لحنی و روایی تأثیر میپذیرد: برای برخی تماشاگران میتواند سبک و بامزه باشد، اما برای برخی دیگر با وعدهای که فیلم در آغاز ساخته همخوانی کامل ندارد. فیلمی برای تماشای خانوادگی این اثر بیش از آنکه بخواهد مرزهای ژانر را جابهجا کند، بر جذابیت شخصیتهای جوان و فضای گرم خود تکیه دارد.
« فیلم در لحظات صمیمیاش طبیعیتر است تا وقتی که میکوشد هر صحنه را به نقطهای کمدی بدل کند. »
قوتها و کاستیها
والدین ایتی و فضای خانهٔ تازه، پسزمینهای برای حس بیگانگی او میسازند؛ هرچند اعضای خانواده همیشه به اندازهٔ دو نوجوان اصلی بسط نمییابند و گاه به تیپهای کمیک نزدیک میشوند. حضور بازیگرانی چون Will Forte و Elizabeth Mitchell به فضای خانوادگی اعتبار میدهد، اما محور عاطفی داستان همچنان ارتباط ایتی و کالوین است.
برای مخاطب نوجوان یا خانوادهای که به دنبال ماجرایی سبک، بیخشونت و خیالانگیز است، فیلم میتواند انتخابی خوشایند باشد. همچنین تماشاگرانی که از قصههای نوستالژیکِ نوجوانانه لذت میبرند، احتمالاً با فضای ساده و صمیمی آن همراه خواهند شد. در مقابل، کسانی که از کمدی علمیتخیلی انتظار منطق داستانی محکم، شخصیتپردازی پیچیده یا غافلگیریهای پیدرپی دارند، ممکن است از محدودیتهای فیلمنامه فاصله بگیرند.
این فیلم را بهتر است نه بهعنوان اثری جاهطلبانه در ژانر، بلکه بهمثابه قصهای کوچک دربارهٔ دو نوجوان و نیاز مشترکشان به دیدهشدن تماشا کرد. جمعبندی «Aliens Abducted My Parents and Now I Feel Kinda Left Out» ایدهای بامزه و ظرفیت عاطفی قابلتوجهی دارد، اما نمیتواند همهٔ وعدههای عنوان و طرح اولیهاش را به تجربهای کاملاً منسجم تبدیل کند.
رابطهٔ ایتی و کالوین، اجرای دوستداشتنی بازیگران جوان و حالوهوای ماجراجویی خانوادگی، به فیلم گرما میبخشند؛ در سوی دیگر، کلیشهها، خلأهای روایی، پیشبینیپذیری و نوسان لحن، مانع از آن میشوند که اثر در ذهن ماندگار شود. بااینحال، زیر لایهٔ کموبیش آشنای داستان، نکتهای انسانی باقی میماند: گاهی آدمها برای فهمیدن یکدیگر باید نخست از کنار قضاوتهای آسان عبور کنند.
جمعبندی
همین هستهٔ ساده، فیلم را به تجربهای ملایم و دلنشین بدل میکند؛ هرچند نه به ماجرایی که تمام ظرفیت خیالانگیز خود را به کار گرفته باشد.
ثبت دیدگاه